دوستان و خواننده گان  نادیه انجمن

شورای سراسری زنان افغان در فدراتیف روسیه از شما خواننده گان محترم  تقاضا مینماید . که ما، در این عرصه نو جوانیم مارا با مشوره ها پیشنهادات سالم یاری رسانید

   

همتم بدرقهءراه کن ای طاهر قدس        که دراز است رهء مقصد و من نو سفرم

 

سایت نشراتی شورای سراسری زنان افغان در فدراسیون روسیه علاوه بر بیان وضع زنان و مواضع آنها هم درافغانستان وهم در کشوریکه مهاجر هســـتیم ، خشونت های را که در مقابل مازنان جــریان دارد بیان می نمــایند ویک تربیــون ، آزاد  برای کلیه صاحب نظران و اندیشمــندان بوده  و ازهمه زنان و  خواهران عزیز خواهشمندیم که داستان های زندگی و خــاطرات شان را برای سایت خود شان ارسال نموده  تا این سایت بتواند پل  ارتبـاطی  وخواسته های زنان گــردیده و همچنـــین بتواند  درد آن عده از زنان میهن را که همه روزه مورد انواع خشونتها در جامعه وخانواده قرار میگیرد. انعکاس داده و راه های حلی غیر از خود کشی و خود سوزی ووو ......... برای این عده و دیــگرقربانیــان خشونت بطور انسانی جستجو نمایم . مرگ و خودکشــی نمیتواند ، علامت پیروزی و پایان ماجـرای درد  قربانی ره گمشده باشد، بلکه علامت تســلیم شدن این گرواست باید از زیستن و زندگی سرود زمزمه حیات وتداوام آنرا سرداد سایت نادیه انجمن بیاری شما میخواهد زمزمه گـر، بودن ، ماندن ، شدن ، آفریدن ، ســـعادت و بــهروزی همـه آهاد جامعه و از جمــله زنان باشد . به هر حال این تربـیون وسیله ای است تا مــا برای همه جهانیان درد مشترک خویش را انعکاس بدهیم نا گفته نباید گذاشـــت که مسوولیت نوشته ها بر عهده نویسنده گان آنها ست و ما چشم براه پشینهادات ، انتقادات ،نظریات سالم و  کمک های مادی و معنوی شما عزیزان هستیم

 

داکتر: راضیه هوتکی  

رئیس شورای سراسری زنان افغان در فدراسیون روسیه 

 

 

سلام بر روان پاک و رزمندۀ ملالى غازى این قهرمان ملى وطن در کارزار نبرد میوند
*************************

بالاتر از مرز، بالاتر از سکوت
صدایم بلند است
خشم آتشینم مرمی تفنگ است
ای نسل جوانِ به خون نشستۀ من
چون قامت بلند ترا دست دشمن
در تیر و کمان خود نشان بگیرد
سر تا به پای وجودم اینجا
غم میشود در گلوی سروده ها

*
با هر که این سرزمین را
هر روزه و هر بار 
با قیمت ناچیز اندیشه های شان
با جنگ های تن به تن با سایه هایشان
در معامله با سود پر زیان
برباد برده اند و بر باد میبرند
میلم به جنگ است
بالاتر از مرز، بالاتر از سکوت
صدایم بلند است
*

ای ملت افغان!
ای حامیان عشق
صبر را مکن پیشه
زور بازویت را فراموش مکن تو
کز دامان خاک پاکت
آن دخت سیه مو چون ملالی
در جنگ میوند
بیرق بدست
بند دشمن بریده است
و سرباز قهرمانت
دیروز و امروز و فردا
سر به کف حفظ نوامیس نهاده است
صبر را مکن پیشه
تا آخر ین رمق

که این سرزمین بنام تو بنیاد گشته است

****************************

روز 27جولاي برابرست به يک روز تاريخى و حماسه ساز کشور وآن پيروزى ملت افغان بر لشکر متجاوز انګلىس در سال 1880ميلادى در ميدان نبرد جنګ ميوند .

اهميت ويژه آن سهم قهرمانانه زنان و دختران دليرونقش برازنده ملالى غازى وقهرمان ملى کشور درىن معرکه تاريخى بوده .

به حواله تاريخ نګار افغانستان درمسيرتاريخ زنده يادغبارباا ستفاده ازتاريخ نام آورميرزا يعقوب علي خوافى وکتاب (زموږ غازيان ) محمد ولى زلمى وحواله نويسنده مشهور عبدالروف بينوا به روز دوشنبه تارىخ 17 سال1297 هجرى قمرى درجنګ نابرابر افغان وانگليس زمانى که جنگجويان به دلىل گرمى و خسته گي نزديک به شکست بودنند و پرچم جنگ ازدست عامل آن زخمى کاريي برداشته بود درحال افتيدن بود که صداى دخترى مىدان جنگ را با لنډي ذيل :

که په ميوند کي شهىد نشوى

خدايژولاليه بى ننگي ته دى ساتمه

به شور و غريو پيروزى حتمى برابرنمود و آن شىر دل ملالى قهرمان ملى ملت افغان بود ،روح و روان چنين زنان و دختران شاد و یاد شان در قلب تاريخ شجاعت ودلىرى ملت زنده و جاودان باد.

 

این دنیای کوچک و هفت میــلیارد آدم..؟!!

 

یعنی تو باور میکنی ؟

 

شمرده ای؟

 

کی شمرده ست ؟

 

دیده ای کسی آدم بشمرد ؟

 

بـــاور نکن !!!

 شب قدر


شب قدر را به معنی منزلت دانسته‌اند و بعضی دیگر آن را به معنی تنگی و گرفتاری دانسته‌اند. برخی نیز قدر را اندازه‌گیری و تقدیر امور معنی کرده‌اندوبرخی بخاط قدر دانی از خدا در پاسخ این سؤال، که چرا این شب، شب قدر نامیده شده، سخن بسیار گفته‌ اند، از جمله این که:

شب قدر به این جهت «قدر» نامیده شده، که جمیع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعیین می‌شود، شاهد این معنی در آیات ۳ و ۴ سوره «دخان» است که می‌فرماید:إِنّا أَنْزَلْناهُ فی لَیْلَة مُبارَکَة إِنّا کُنّا مُنْذِرینَ

* فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکیم: «ما این کتاب مبین را در شبی پر برکت نازل کردیم، و ما همواره انذار کننده بوده‌ایم

* در آن شب که هر امری بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین می‌گردد». این بیان، هماهنگ با روایات متعددی است که می‌گوید: در آن شب، مقدرات یک سال انسان‌ها تعیین می‌گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور دیگر، در آن لیله مبارکه، تفریق و تبیین می‌شود. البته، این امر هیچگونه تضادی با آزادی اراده انسان و مسأله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهی به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد، و میزان ایمان، تقوا، پاکی نیت و اعمال آنها است. یعنی: برای هر کس آن مقدر می‌کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر: زمینه‌هایش از ناحیه خود او فراهم شده، و این نه تنها منافاتی با اختیار ندارد، که تأکیدی بر آن است.

آن شب را از این جهت شب قدر نامیده‌اند که: دارای قدر و شرافت عظیمی است (نظیر آنچه در آیه ۷۴ سوره «حج» آمده است: ما قَدَرُوا اللّه حَقَّ قَدْرِهِ: «آنها قدر خداوند را نشناختند

به خاطر آن است که، قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسیله فرشته صاحب قدر نازل گردید. اهل سنت اعتقاد دارند که طبق حدیث نبوی شب قدر در یکی از ده شب آخر ماه رمضان واقع شده است. اغلب شب بیست و هفتم را شب قدر می‌دانند و در آن شب به دعا و شب‌زنده‌داری می‌پردازند. مسلمانان سلفی اعتقاد دارند که در شب قدر در تمام روزگار همان شبی بود که قرآن در آن نازل گردید و دیگر تکرار نمی‌شود.

برخی نیز اظهار داشته‌اند که تا زمان زندگی محمد شب قدر در هر سال تکرار می‌شد اما پس از ارتحال محمد، شب قدر از بین رفته‌است.

برخی نیز معتقد بوده‌اند که شب قدر شبی‌است در تمام سال ولی در هر سال شب نامعلومی‌است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده اما در سال‌های دیگر ممکن است در دیگر ماه‌ها باشد.

حال این سؤال مطرح می‌شود:  که آیا شب قدر در امت‌های پیشین نیز بوده است؟ می‌توان اینگونه پاسخ داد که: ظاهر آیات سوره «قدر»، نشان می‌دهد: شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) نیست، بلکه، همه سال تا پایان جهان تکرار می‌شود

فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم

 

شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.

در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟

دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.

رمضان


در اسلام یک مناسبت مذهبی است که در طول نهمین ماه قمری، ماه رمضان، رخ می‌دهد. مسلمانان معتقدند قرآن در این ماه بر پیامبر اسلام فرود آمده‌است. در قرآن، مستقیماً به کسانی که ایمان آورده‌اند دستور داده شده که در این ماه روزه بگیرند.

رمضان واژه‌ای عربی است که از سه حرف اصلی «رم‌ ض» ساخته‌شده‌است. الرمض به معنای گرمای شدید، زمین سوزان، کوتاه‌ بودن و جیره‌ است.

این ماه به عنوان خجسته‌ ترین و بهترین ماه دراسلام شناخته می‌شود. از این ماه به عنوان ماه میهمانی خدا نیز گویند. حدیثی نیز در این زمینه از پیامبراسلام نقل شده‌است:

ماه رجب ماه خدا، ماه شعبان ماه من واهل بیتم و ماه رمضان ماه مسلمانان است.

شب قدر (که در باور مسلمانان، قرآن در آن شب بر پیامبر اسلام فروآمده است) نیز بنابر روایات در یکی از سه شب نوزدهم، بیست‌ ویکم یا بیست‌ وسوم این ماه واقع شده است. رمضان با شروع ماه شوال پایان می‌پذیرد. در روز اول شوال نیز عید فطر برای جشن یک ماه روزه‌ داری مسلمانان برپا می‌شود.

مهمترین پرهیز این ماه روزه است. روزه داران قبل ازطلوع تا غروب آفتاب از خوردن وآشامیدن خودداری می‌کنند و سعی میکنند با کنترل خواسته‌های خود تزکیه نفس را تمرین ، به جزخوردن وآشامیدن، آمیزش جنسی، دروغ گفتن ،درمورد پیامبراسلام، فروبردن سردر آب، و رسیدن دود وغبارغلیظ به حلق نیزباعث باطل شدن روزه می‌شود. رمضان درقرآن


شَهْرُ رَمَضَانَ اَلَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدیً لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَتٍ مِنَ الْهُدَی وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمْ الْشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَنْ کَانَ مَرِیْضاً أَوْ عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَی مَا هَدَیکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.«

سوره بقره آیه ۱۸۵»

ماه رمضان، ماهی است که قرآن درآن نازل شده است. «و قرآن کتابی است که» هدایتگر مردم همراه با دلائل روشنِ هدایت و وسیله تشخیص حقّ از باطل است، پس هرکس از شما که این ماه را دریابد، باید روزه بگیرد. و آنکس که بیماریا درسفرباشد، روزهای دیگری را به همان تعداد روزه بگیرد. خداوند برای شما آسانی میخواهد و برای شما دشواری نمیخواهد «این قضای روزه» برای آن است که شماره مقرّر روزها را تکمیل کنید وخدارا براینکه شما را هدایت کرده، به بزرگی یاد کنید، باشد که شکرگزارگردید.

حدیثی در این زمینه از پیامبر اسلام :ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنا ت را می افزايد و گناهان را پاک میكند و آن ماه بركت است.

از جعفرصادق:هر كس يک روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا می شود.

از پیامبر اسلام »ص «رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

فضیلت رمضان درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.اگر بنده «خدا» میدانست كه در ماه رمضان چيست «چه بركتى وجود دارد» دوست می‌داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

از جعفر صادق:هرچیز بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.

 

   بیست و چهارم جوزا روز مادر ;  

  


 

 

 

 

 

 

سـوچ کـوم هیـریـږي نــه   ««»»      زړه دې بس صبریږي نه

هر خوا ته چې سترګي وړم     ««»»     اوښکې مې دریــږي نــه  

مـاتـه دعا شه                     جنت هوا شه

مورې ته را شه                    مورې ته راشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هغه مـاشومتوب غـواړم        ««»»        هـغـه لیـونـتـــوب غــواړم

ستـړی ستـړی رابـه شـم        ««»»      ستا په غیږ کې خوب غواړم

لـلـو لګـیـا شــه                          خـوب د بیګاه شه

مورې ته را شه                         مورې تــه را شــه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

ژونـد راتـه نیمګړی شي      ««»»        ښه هم راته ستړې شي

ستـا آواز چې نـه اورم      ««»»       شـور د دنـیـا غلی شي

سپوږمۍ رڼا شه               لـمـر د سبا شه

مورې تــه راشه               مورې ته را شـه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ستـا خـواږه خـواږه لفظـونه     ««»»      دي آفتاب تــه جنتونه

ما ویده کړي ما راویښ کړي   ««»»      ستــا سپڅـلي آیـاتـونه

 

ژوند ته اروا شه                وجود ته ساه شه

مورې ته راشه                 مورې ته راشه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعر : جاوید آفتاب

 

 

:بمناسبت سالروز مرگ هنرمند زمانه ها احمد ظاهر

 

 احمدظاهر در بیست چهارم جوزای سال ۱۳۲۵ خورشیدی زاده شد. احمد ظاهر آواز خوانی را از مکتب آغاز نمود و اولین آهنگش «آخر ای دریا» را در لیسه حبیبیه خواند. وی پس از نشان دادن استعداد در موسیقی در رادیو افغانستان برنامه‌هایی اجرا نمود. احمد ظاهر پس از گذراندن دوره (دارالمعلمین) راهی هندوستان شد تا به تحصیلات موسیقی بپردازد.  او اولین کسی بود که آلات موسیقی غربی را با موسیقی شرقی  افغانی وفق داد و سازهای آکاردئون، ارگن و ترومپت و غیره را به موسیقی افغانی هدیه آورد. شهرت او آنقدر بر سر زبانها بود و هست او بهترین آواز خوان افغانستان تا هم اکنون بوده‌است. او در سال ۱۳۵۱ خورشیدی لقب بهترین آوازخوان سال افغانستان را به دست آورد. احمد ظاهر بیشتر کوشش می‌کرد تا از بهترین، زیباترین و معتبرترین اشعار در آهنگ‌های خود استفاده کند و از همین روی، علاقه او به مولاناجلال الدین بلخی، حافظ، سعدی، خیام، بیدل، پروین بهبهانی، رهی معیری، استاد خلیل الله خلیلی، لاهوتی، فروغ فرخزاد و غیره شعرای زبر دست زبان فارسی بوده‌است. احمد ظاهر به زبان‌های فارسی، پشتو، هندی و انگلیسی آواز خوانده‌ ، احمد ظاهر در ۲۴ جوزای سال ۱۳۵۸ در عمر ۳۳ سالګی این جهان را وداع ګفت مرګ احمد ظاهر سوالیست که تا هنوز کمتر کسی در مورد ان میتواند پاسخ روشن دهد و این معما شاید سالیان متمادی دیگر حل ناشده باقی بماند.

روحش شاد و یادش جاویدانه

ا مروز سوم ثور مصادف با روز جهانی کتاب است :

 

 23 اپريل 2015 روز جهانی کتاب و حق مؤلف ا ست . هر سال روز جهانی کتاب را به 23 اپريل تجليل مينمايند، روز جهانی کتاب را نخست اتحادیه بین‌المللی ناشران و دولت هسپانیا به اجلاس بیست‌ و هشتم یونسکو پیشنهاد کردند و سپس، به پیشنهاد فدراسیون روسیه، عنوان "حق مؤلف" (نشرانه) نیز به آن افزوده شد و توسط کشورهای شرکت‌کننده در همایش به تصویب رسید.

امروز روز كتاب و كتابخواني است. امري كه ما متهم به بي‌توجهي به آن هستيم. مي‌گويند سرانه مطالعه در كشور ما حتي به دقيقه هم نميكشد. خيلي‌ها مي‌گويند اين آمارها را نبايد جدي گرفت ولي وقتي تيراژ كتاب‌ها در بهترين حالت از هزار جلد نمي ‌گذرد طبيعي است كه آدم اين آمارها را باور كند.

کتاب آیینه يی است که بخش اعظم ره آورد تمدن های ماندگار تاریخ را به نمایش می گذارد. کلمه کتاب وارث هرگونه تلاش بشری است و کتابخوانی مقدمه ورود آگاهانه شخص در سرنوشت خود و جامعه خویش است. فرهنگ کتاب خوانی قوه ابتکار و خلاقیت، روحیه آزادیخواهی و بزرگ منشی را تقویت می کند. اگر ارزش کتاب در جامعهء رو به کاستی رود، بدون شک، میراث فکری و فرهنگی آن نسل به نسل دیگر منتقل نخواهد شد و فرهنگ و تمدن آن جامعه از تحرک وا می ماند.
اما قابل تذکر است که در ميان افغانهای نازنين ما فرهنگ کتابخوانی ومجله خوانی درسطح خيلی نازل قرار دارد، شماری که به خواندن علاقه دارند، توانايی خريد کتاب راندارند، اما آنهايی که بالاتر از خريد کتاب و مجله استطاعت مالی دارند، بهترينهای شان ميخواهند کتاب ومجله را رايگان بدست بياورند، اما بد و بدتر ها به خواندن وخريد کتاب ومجله هيچ علاقه ندارند.

شايد به خاطر همين باشد كه يك روز ملي به نام كتابخواني در تقويم رسمي كشور ما ثبت شده است. شايد مردم به خاطر اين روز هم كه شده توجه بيشتري به امر كتابخواني داشته باشند. البته خيلي‌ها هم چشم اميد شان به شماست. به نسل سومي‌ها كه بالاخره همت كنند و سرانه مطالعه در كشور را بالا ببرندشايد بالاخره روزي برسد كه كشور ما هم مانند كشوري جاپان، سرانه مطالعه‌ مان جز افتخارات ملي‌مان محسوب شود. خلاصه كه اين روز را جدي بگيريد. 

روزي كتاب و كتابخواني روزي كه خيلي بيشتر از اينها بايد به آن اهميت داد و قدرش را دانست. تا ميتوانيد كتاب بخوانيد و كتاب خواندن را به ديگران بخصوص به فرزندان  هم توصيه كنيد و ياد بدهيد. نسلي كه فقط به مدد كتاب‌ها ميتواند سرنوشت خوبي براي خودش رقم بزند .

 

به اميد روزی که فرهنگ کتاب خوانی جاگزين بی تفاوتی ها شود.

:زخمی که نمی بینیم 

می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار و گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند. نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که آرام آرام در طول زمان بر جان زن نشستهخشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشدووووباشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد. خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد. مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است کهاز پدران پدرانشان بهشان میراث رسیده خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان "مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسار"هایی است(باعرض پوزش) که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان "زن صفت، مثل زن گریه می کردی"هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند.خشونت، آزار، تحقیر، پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است. چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود.خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها.می دانید؟ لت و کوب بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماهها و سالها گرفته می شود گاهی هیچ وقت، هیچ وقت، ترمیم نمی شودفراموش نمیشود ...خشونت دست سنگین پدری است که بر صورت دخترک 9 ساله اش بلند می شود اما هرگز فرود نمی آید.خشونت گردنکشی برادری است که نگاه پسرک معصوم همسایه را کور می کند و خواهر را ناامید می کند از عشق پاک و دیوار به دیوار همسایگی.خشونت آروغ زدن های شوهر است به جای دستت درد نکند برای دستپخت عالی یک صبح تا ظهر حبس شدن در آَشپزخانه .خشونت قانون نابرابر حق قیومیت پدربزرگی است که در فقدان پدر ، صاحب بلامنازع نوه ی پسری اش می شود بی اینکه حضور مادر در جایی دیده شده باشد. خشونت حق ارثی است که پس از مرگ پدر به تو داده می شود نیم آن چیزی که برادرت می گیرد و تازه منت بر سرت می گذارند که نان آور خانه ات دیگری است . خشونت خود ما زنانیم که تمامی اینها را می پذیریم بی هیچ اعتراضی و آن کسی را هم که در میانمان به اعتراض بلند می شود با القاب زن فلان و بهمان به سخره می گیریم . خشونت خود خودمانیم و از ماست که بر ماست.

چراانسانها همد يگر را ميبوسند؟

هنوز پاسخي قطعي براي اين سؤا ل كه آ يا بوسيدن پديده اي غريزي است يا اكتسابي، وجود ندارد. بوسيدن پديده اي است انساني كه اما فقط در بين ۹۰ درصدمردم دنيا روا ج دارد. بوسيدن پديده اي انساني بوده  ولي آيا رواج آن مربوط به غرايز انساني ميشود يا ا ينكه بايد به آن به عنوان پديده اي فرهنگي نگريست؟ اين سؤالي است كه هنوز دانشمندان سخي قطعي براي آن نيا فته اند. بيش از صد سال است كه دانشمندان در صدد يافتن علت رواج بوسه در ميان انسانها هستند. زيگموند فرويد، روانشنا س اتريشي، بر اين عقيده بود كه بوسيدن غريزه اي انساني میباشد و اين غريزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقيده او بوسه ريشه درنياز  نو زا د به مكيدن شير ا ز پستان مادر دارد. ولي هنگا ميكه ا يوان پاولوف ، فيزيولوژيست و داکتر روس، در سا ل ۱۹۰۰ درآزمايش معروف سگ و صداي زنگ نشان داد كه آب دهن سگ ميتواند با صداي زنگي كه براي او تبديل به علامت غذا شده، راه  بيفتد، بسياري از روا نشناسان به اين نتيجه رسيد ند كه رفتار انسان نيز نه برغريزه كه بر آن موزهاي او مبتني است . اين دسته از روانشناسان بر اين باورند كه انسان كنترول كامل بر غرايز خود دارد و بوسه را نشا نه ابراز عشق ميدانند كه با آگاهي صورت ميگيرد. گروه ديگري از دانشمندان براين نظرند كه انسان فقط قادر است برخي از رفتار هاي غريزي خود را تغيير دهد. آنان بوسيدن را جزو رفتار هاي غريزي‌‌ اي ميدانند كه قابل كنترول است . به عقيده آنان اين نظريه  پاسخ اين سؤال را نيز در بر دارد كه اگر بوسيدن پديدهاي غريزي و مادر زاد است، پس چرا در بين ۱۰ درصدمردم دنيا از نظر فرهنگي فرهنگ  مردود است . 

۶۵۰ ميليون انسان با بوسيدن بيگا نه هستند در فرهنگ ۶۵۰ ميليون انسا ن، بوسيدن عملي زشت  و حتي وحشيا نه است. در سفرنامه مردم‌ شناس فرانسوي در سا ل ۱۸۹۷ آمده كه در بين چيني‌ها بوسيدن حتي مي‌ توانست نشانه آدمخوا ري تلقي شود. در همان زمان دانشمندي دانماركي نيز مشاهده كرده بود كه در برخي قبا يل فنلاندي يك زوج هيچ‌گاه يكديگر را نمي‌‌بوسيدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنيا بوسيدن را عملي زشت مي‌دانند. براي نمونه در مغولستان پدران براي ابراز محبت به پسرا ن‌شان، به جاي بوسيدن آنان سرشان را بو مي‌كنند. برخي نظريات بيولوژيك پيرامون بوسه در سال ۱۹۶۰ جانورشناس انگليسي ، دزموند موريس، اين نظريه را مطرح كرد كه بوسيد ن از رسمي مي‌ آيد كه در گذشته در ميا ن نيا كا ن بشر وجود داشته و به كودكان از طريق دهان به دهان غذا مي‌ داده‌ اند.  موريس مي‌گويد، اين عمل هنوز هم در بين شامپانزه‌ها رايج است. اينكه  بشر از طريق دها ن به دها ن هم تغذيه ميكرده،  در نوشته‌ هاي يونا ن با ستا ن نيز آمده است.  طبق مشاهدات و گزارش‌ هاي  اتريشي اين رسم امروزه هم در برخي قبايل آفريقايي رواج دارد. جهاني شدن فرهنگ  بوسيدن كشف اينكه چرا انسانها همديگر را مي‌بوسند تحقيق‌هاي علمي ا‌ست. با توجه به اهميتي كه بوسيدن در زندگي بشر دارد،  اين عجيب هم نيست. فقط يك زوج نيستند كه همديگر را ميبوسند: پاپ رم زمين كشورهايي را كه به آن سفرميكند،ميبوسد.كسانيكه بهكليسامي روند،حلقهاي راكهكشيشهابردست دارند،ميبوسند.سران    سابقكشورهاي اروپايشرقيلب يكديگرراميبوسيدندوفرانسويها گونه يك ديگرراميبوسند .باتوجهبهگسترشروزافزون روابط بين فرهنگهاي گوناگون به احتمال زياد  نود درصدي كه بوسيدن در بين آنان رواج دارد، موفق خواهند شد ۱۰ درصد باقيمانده را نيز با خود همراه كنند. در انگليس تا همين ۲۰ سال پيش بوسيدن، حتي بوسيدن گونه، در خيابان امري غيرقابل تصور بود، در صورتي كه امروز همه همديگر را در ملا عام ميبوسند. روند جهاني شدن، فرهنگ را هم، كه بوسيدن جزيي از آن است، در بر ميگيرد.     

 

 اول اکتبر روز بین المللی سالخورده گان


در چنین روزی بلافاصله چند رویداد بین المللی به وقوع پیوسته است. اول اکتبر روز بین المللی سالخوردگان برگزار می شود. این روز از سال 1991 میلادی برگزار می شود. در 45-مین جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، این جشن به عنوان « روز بین المللی سالخوردگان» به تصویب رسید. در این روز، کنفرانس ها و کنگره هایی برگزار می شوند که توسط انجمن های اجتماعی در دفاع از حقوق و نقش سالخوردگان در جامعه مربوط می شود. همچنین اقدامات خیریه گوناگونی در چنین روزی سازماندهی می شوند

در چنین روزی، روز « لبخند» برگزار می شود. وجود این جشن را ما مدیون هاروی بل هستیم. در سال 1963 میلادی نماینده یکی از کمپانی های بیمه به این نقاش مراجعه کرد تا او فکر یک سمبل بیادماندنی برای شرکت آنها را بکند. به عبارت دیگر چیزی که کارت ویزیت شرکت بیمه آنها باشد. نقاش بلافاصله طرح خود به نام « اسمایلیک» (لبخند) را به سفارش دهنده پیشنهاد کرد. او فقط 50 دلار در ازای این طرح دریافت کرد. شرکت بیمه مدال هایی با این لبخند درست کرد و از تمام کارمندان خود خواست که آنها را روی لباسشان سنجاق کنند. موفقیت این طرح آنقدر زیاد بود که پس از چند ماه این صورت خندان زرد رنگ روی کارتهای ویزیت و مدال های کمپانی، قوطی سیگار و کلاً همه جا ظاهر شد

اول اکتبر سال 908 میلادی هنری فورد، مدل جدید اتومبیل خود « فورد لیزی» و یا « مدل «ت» را معرفی کرد. این اتومبیل به خاطر قیمت ارزانش ( 850 دلار)، مقاومت و باصرفه بودن، محبوب ترین اتومبیل ربع اول قرن بیستم شد. اولین اتومبیل در کارخانه فورد در دترویت سه روز قبل از آن مونتاژ شده بود. تا سال 1927 میلادی 15 میلیون اتومبیل این مارک وارد بازار شد

دیگر اینکه در چنین روزی در سال 1931 میلادی در اتحاد شوروی پخش منظم برنامه های تلویزیونی شروع شد. در کارخانه تراکتورسازی خارکوف به نام سرگو اورجانیکیدزه اولین تراکتورساخته شد 

 

هژده همین سالگرد

شهادت

داکتر نجیب الله

دربعضی کشورها برای دختر ها روزی وجشنی وجوددارد

«یک زن میتواند مادر، همسر، خواهر، مادرکلان باشد اما اول از همه او دختر پدر و  مادرش ا ست.دختران ویژه هستند؛ بدون آنها دنیا مثل یک باغ بدون گل خواهد بودا ینها جملاتی است که در توضیحات سایتی که هندیها برای روز دختران راه انداخته اند دیده میشود.در بسیاری ا ز کشورهای جهان از جمله هند هنوز هم تفاوت گذاشتن بین پسرها و دخترها دیده میشود و به همین خاطرهند یها مد تهاست که در تلاش هستند که با جشن گرفتن روز ۱۲ جنوری به نام روز دخترها نقش آنها را در جامعه پررنگ کنند.هند یها به صورت مفصل این روز را هر سال در ۱۲جنوری  جشن میگیرند و مراسم   مختلفی به منا سبت این روز دارند.در ایالتهای مختلف هند روز ۱۳ جنوری  فستیوال «لهری»برای جشن به دنیا آمدن پسرها یا ازدواج آنها خیلی وقت است که برگزار میشود.به همین خاطر هند یها روز ۱۲ جنوری  یک روز قبل  از روزملی این  جشن را برای دختران در نظر گرفته اند.

هینا ما تسوری در ژاپن:

در جاپان روز عروسک یا گدی معادل روز دخترها شناخته میشود.این روز ویژه در جاپان به نام هیناماتسوری هر سال در سوم مارچ جشن گرفته میشود و در آن از جایگاهها پوشیده شده با پارچه های قرمز برای نمایش عروسکها استفاده میشود.در فستیوال عروسکها که روز دختران توصیف میشود در هر جای جاپان جایگاههای نمایش عروسکها دیده میشود، مردم لباسهای سنتی میپوشند و پادشاه این کشور در مراسم   شرکت میکند.گفته میشود سنت این روز به دوره هینان بازمیگردد که مردم تصور میکردند عروسکها قدرت دور کردن بخت بد را دارند.

روز دختران و پسران :

بعضیها هم در کشورهای مختلف کمپینی برای روز جهانی «پسرها و دخترها»راه انداخته اند که در روز ۱۱ آگوست جشن گرفته میشود.در این روز پدرها و مادرها اوقات خود را با فرزندانشان سپری میکنند و وجود آنها را در زندگیشان جشن میگیرند

در مکزیک :

روزی به نام El Dia De Los Ninosوجود دارد که روز فرزندان خوانده میشود.در این روزها تأکید بر این است که موضوع هدیه دادن به دخترها و پسرها نیست و والدین باید وقت بیشتری را برای بودن با فرزندان خود اختصاص دهند.

 

 :گروهیبرایروزدختردرکانادا

در کشور کانادا و در شهر ادمونتون گروهی مشغول به فعالیت هستند تا روز دختر در این کشور هر سال جشن گرفته شود. «کمیته سازماندهی روز دختران»هرسال در ۲۴ آگوست تعین شده  در کشورهای مختلف از جمله کانادا دخترها با تبعیض، خشونت، فقر و مشکلات مختلف دیگر دست و پنجه نرم میکنند. 

باجشنگرفتنروزدخترانتلاشبرایزندگیبهترآنهاراازجامعهخودشروعکنیم.    

روز استرداد استقلال فرخنده باد!

 

په افغانستان کی چی هر وخت د ترقۍ، تغییر او تنویر کلمات یادېږی نو داعلیحضرت امان الله خان نوم به سم ورسره ملگری وي. د افغانستان په تاریخ کی به هیڅ مشر په دغه اندازه له خپل اولس او د هغه له ترقۍ سره د هغه په اندازه ژوره، صمیمانه او صادقانه لېونۍ مینه نه وي ښودلې.

:گرامی روز پدر

 

:تاریخچه روز پدر 

روز پدر در آلمان: روز پدر در آلمان نسبت به دیگر کشورهای جهان متفاوت است.روز عروج مسیح به آسمان به عنوان روز پدر در نظر گرفته شده‌است تعطیلی رسمی است و

در برخی مناطق آلمان به آن «روز مرد» نیز می‌گویند

 

روز پدر در آمریکا: در آمریکا روز پدر در سومین یکشنبهٔ ماه چون جشن گرفته می‌شود. این روز اولین بار در ۱۹ جون۱۹۱۰ در اسپوکین گرامی داشته شد. روز پدر به شکل امروزی آن از سوی سونورا اسمارت داد زادهٔ آرکانزاس ایجاد شد. پدر او ویلیام جکسون اسمارت، یکی از کهنه سربازان دوران جنگ داخلی آمریکا بود، او به تنها ئی شش فرزندش را در اسپوکین بزرگ کرده بود.دختر او سونورا، بسیار تحت تاثیر تلاش‌های آنا جارویز برای جا انداختن روز مادر قرار گرفته بود، برای همین او روز ۵ جون زادروز پدرش را به عنوان روز پدر معرفی کرد اما آماده گی لازم برای برگزاری مراسم بزرگداشت را نداشت درنتیجه مراسم به سومین یکشنبهٔ جون منتقل شد. خیلی زود ویلیام جنینگ برایان به صورت غیر رسمی از این مراسم حمایت کرد. در ۱۹۱۶  رئیس جمهور وقت نیز برای او مراسم بزرگداشت روز پدر را برگزار کردند. در ۱۹۲۴ کالوین کولیج رئیس جمهور آن دوران پیشنهاد کرد که روز پدر به عنوان یک روز ملی شناخته شود.

 

روز پدر در اسپانیا: روز پدر (به اسپانیایی: در روز جشن عسی مقدس، در ۱۹ مارچ

گرامی داشته می‌شود. در این روز مقدس، بانک‌ها و بسیاری از مغازه‌ها تعطیل اند.

  

روز پدر در استرالیا:

مردم در استرالیا، در اولین یکشنبهٔ سپتامبر روز پدر را گرامی می‌دارند، این روز تعطیلی عمومی نیست.برای بزرگداشت پدرها و نشان دادن اهمیت نقشی که آن‌ها در تربیت فرزندان دارند، جشنی برگزار می‌شود و به پدران برگزیده «جایزهٔ پدر سال» داده می‌شود.

 

روز پدر در ایتالیا در ایتالیا، مطابق سنت‌های کاتولیک روم، روز پدر در ۱۹ مارچ، «روز عیسی مقدس» به ایتالیایی: گرامی داشته می‌شود. این روز یک تعطیلی عمومی نیست.

 

روز پدر در پاکستان: در پاکستان روزی به نام روز پدر وجود ندارد. تنها آن‌هایی که از آمریکایی‌ها تاثیر گرفته‌اند به پیروی از آن‌ها سومین یکشنبهٔ جون را به عنوان روز پدر گرامی می‌دارند.

روز پدر درجاپان: در جاپان در سومین یکشنبهٔ جون روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

 

روز پدر در کانادا: روز پدر در کانادا در سومین یکشنبهٔ ماه جون گرامی داشته می‌شود، این روز یک تعطیلی عمومی نیست. معمولا افراد در این روز، روز خود را با پدر خانواده سپری می‌کنند، جشن کوچکی می‌گیرند و هدیه می‌دهند.

 

روز پدر در کوریا: در کوریا، روز پدر و مادر در ۸ می هر سال گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل رسمی نیست.

 

روز پدر در مالزیا: در مالزیا در سومین یکشنبهٔ جون روز پدر گرامی داشته می‌شود. این روز تعطیل عمومی نیست.

گرامی باد روز جها نی کودک 

کودکان و نوجوانان از محروم ترین طبقه جامعه : د ر جای جای دنیای امروز کودکان قربانیان بی دفاع در برابر فقر،جنگ، آواره گی و بیخا نمانی هستند .دنیایی که برای کودکان جزتباهی و سیاهی،جز رنج وسختی، جز فقر و گرسنگی، جز بهره کشی و آزار و تحقیر چیز دیگری به ارمغان نیاورده است . واز نا برا بری رنج می برند هزارا ن کودک از زیرزمینی های نم دار تا کا رگاه ها تا کوچه و بازارها شهرها به کار وادار می شوند هزاران کودک بی پناه شب های شان راهم بروی کارتن ها در گوشه و کنار سرک ها سپری می کنند کم نیستند از همین کودکان که به جرم  کاریهای غیر قانونی  راهی زندان شده ا ند تا روزهای زنده گی شان را در آنجا سپری کنند و زمانی که سن شان به 18 سال رسید حلق آویز شوند کم نیستند ازهمین کودکانی که جسم و جا نشان در دوران کودکی مورد آزار، شکنجه و سوء استفاده قرار میگرد، تحقیر می شوند و در تمام زنده گی طعم تلخ ا ین آزارها و حقارت را با خود دارند. ا ین کودکان و نوجوانان گناهی نکرده ا ند و نمی توا نند مجرم باشند آنها تنها قربا نیان شرایط وضع موجود ند کسا نی که از سر فقر می توا نند به هر راهی کشیده شوند و مورد سوء استفاده توسط با ند های مختلف قرار گیرند خرید و فروش شوند و به هر کاری وادار شوند تعرض به حقوق کود کان آزارو شکنجه واعدام کودکان جزچشم و گوش بستن بروی واقعیا ت موجود جامعه نیست واقعیتی که سیاه بر سفید در کل حیات جامعه عیان است. حقایق موجود ،آمارها ، گزارشا ت و مشاهدات از عمق این مشکلات حکایت می کند واقعیتی تلخ اما انکار ناپذیر ، کودکان قربانی وضع موجود هستند . سکوت در ا ین رابطه جا یز نیست ، حقوق کودکان با ید رعایت شود زنده گی کودک با ید تامین شود ... کودکان به حمایت ما نیاز دارند وهر گونه تغییر و تحول به نفع کودکان در جامعه به اقدامات ما در مقیاس جامعه بستگی دارد تامین زنده گی و رعایت حقوق کودکان با ید هر گونه قوانین و مقررا تی که مستقیم یا غیرمستقیم زنده گی کودکان را با سختی و رنج مواجه می کند با ید فورا تغییر و اجرای آن متوقف شود . خواست ما خواست همه ی انسانهای آزاده و بشر دوست است بهره مند شدن همه کودکان از تمامی حقوق انسانی و در خور, فارغ از جنسیت شان , نژاد شان , زبانشا ن و هر آ نچه که دیوارهای جدایی بین انسانها می کشد. خواست ما تامین امنیت , مسکن و رفاه برای همه ی کودکان بی پناه است . خواست ما آموزش و پرورش را یگان , تداوی را یگان برای همه ی کودکان است خواست ما برچیدن ابزار خشونت و بهره کشی از کودکا ن است . خواست ما ممنوعیت حکم حبس , شلاق و اعدام برای کودکان است دفاع از حرمت انسانی کودکان ،دفاع از حقوق کودک ، تامین زنده گی شایسته برای کودکان ،رفع رنج و مشقت زنده گی کودکان تلاش همه ماست کودکان این جامعه کودکان ما هستند نباید از کنار درد و رنج آنها بی تفاوت بگذریم . باید برای زندگی کودکانه آنها احترام قا ئل شویم و فرصت کودکانه زیستن را از آنها نگیریم . پس بیاید

باهم کوشش کنیم که شرایط بهتری برای کودکان فراهم نماییم.

 

داکتر راضیه 

رئیس شورای سراسری زنان افغان در فدراسیون روسیه

 

سوم جون  روز قلم 

هنر نوشتن یکی از مهمترین عوامل پیشرفت تمدن به شمار می رود .  نوشتن انسان را قادر می سازد که افکار و اندیشه ها و اعمال خود را یادداشت کند . امّا قبل از اختراع قلم به شکل فعلی آن ، تعداد زیادی ابزارنوشتن وجود داشته است.

مثلاً انسان اولّیه سنگ چخماق نوک تیز را برای ترسیم تصاویر روی دیواره ی غارها به کار می برد . و گاهی نیز انگشت خود را در شیره ی گیاهان یا خون حیوانات فرو برده ، آن را به جای قلم به کار می برد . بعدها ، از کلوخ و گچ استفاده کرد . چینی ها حروف خود را با قلمی از پشم نرم شتر نقاشی می کردند .

اوّلین نوشته ی خطی را یونانی ها در حدود چهار هزار سال پیش به وجود آوردند و برای این کار قلمی را که از فلز یا استخوان یا عاج ساخته شده بود به کار بردند ، و با آن روی لوحه هایی که موم اندود شده بود ، می نوشتند. بعدها قلمی از ساقه ی مُجَوف نباتات ساخته شد که نوک آن فاق داشت و آن را در نوعی رنگ فرو می بردند و برای نوشتن روی پاپیروس به کار می بردند .

ساکنان هندوستان کهن بنا بر نوشته ای قدیمی اولین قلم های ساخته شده در هند از پر پرندگان، چوب بامبو و ... ساخته شده بود. حدود 500 سال قبل از میلاد مسیح (ع) برای نگارش ادبیات کهن پوراناس، رامایانا و ماهابارتا از این نوع قلم ها استفاده شده بود. ممکن است قلم های اوّلیه توسط مصریان درست شده باشد .آنان یک قطعه مس را که شبیه به سر قلم های فولادی امروزی است ، انتهای یک ساقه ی میان خالی می بستند مصریان قدیم برای نگارش نسخه های خطی روی رول های پاپیروس، از برس های جنس نی یا قلم های نی دریایی استفاده می کردند.

هنگامی که در قرون وسطی کاغذ به بازار آمد ، پر ، دم ، یا بال غاز ، کلاغ ، یا قو را به جای قلم مصرف می کردند و به طوری که اشاره شد نوک تیز آن را با یک شکاف یا فاق می ساختند تا مُرکّب از لای آن بر روی کاغذ جاری شود .با آن که قلم پر دوامدزیادی ندارد ، با وجود این به مدّ ت هزاران سال آله نوشتنانسان به شمار می رفت . قلم های فولادی در انگلستان دراوایل سال 1780ساخته شد ، ولی تا 40 سال بعد متداول نشد .

اولین  خود نویس را در آمریکا در سال 1880 ساختند .  قلم خود نویس را معمولاً از طلای 4 عیار می سازند و نوک آن از دو فلز صاف و سخت ساخته می شود که با آنها قلم به راحتی و بدون خراش می نویسد . در داخل خود ، محفظه ای دارد که رنگ را نگه می دارد و معمولاً از پلاستیک یا لاستیک سخت ساخته می شود . قلم های نوک مدور اختراع قرن بیستم هستند . نوک آن ها گوی ظریفی دارد که از کرم فولاد به قطر 125 اینچ ساخته شده است . این گوی در محفظه ی کوچکی قرار گرفته و چون بر روی کاغذ کشیده می شود ، خود به خود می تواند بگردد. این سر قلم جوهر را از مخزن داخل قلم اخذ می کند .

پيشوا يان اسلام در احاديث متعددي به ياران خود تأکيد کردند که به حافظة خود قناعت نکنند و احاديث اسلامي و علوم الهي را به رشته تحرير در آورند و براي آ ينده گان به يادگا ر بگذارند د ر شعري  آمده است که: « خداوند اينگونه براي قلم از آن روز که تراشيده شد مقدر کرده است که شمشيرهاي تيز خدمتگذار آن باشند » ا ين تعبير اشاره لطيفي به تراشيدن قلم به وسيله چاقو و قرار گرفتن تيغهاي تيز در خدمت قلم از آغاز کار است. . قلم و جهان جديد در آغاز قرن بيستم، کسي اين ترديد را بخود راه نمي داد که قلم و کاغذ را مهمترين و مؤثرترين ابزار ذخيره سازي اطلاعات بداند، زيرا در آن زمان جوامع به لحاظ اقتصادي و فکري به جامعه هاي کاغذ مدار تبديل شده بود، امّا پايه هاي اين باور پس از چندي به لرزه درآمد و باظهور رايانه، رشد سريع تکنولوژي اطلاعات، تلويزيون، استفاده هاي گوناگون از فيلم ويدئو، ميکرو فيلم، ميکروفيش و ابزارهاي الکتريکي،  بلا رقيب کاغذ و قلم به طور جدي به مبارزه طلبيده شده است. و اگر چه هنوز کتابخانه الکترونيکي و ادارة بدون کاغذ و قلم و جامعة بدون کتاب نيامده است، اما موقعيت ابزار و مواد نوشتني از بنياد دگرگون شده است. بدين ترتيب فرهنگ حقيقي که از طريق تأثير قلم برکاغذ شکل می گرفت به فرهنگ مجازي يعني ضربات نوري و صفحات مجازي رايانه تبديل مي شود و با تمام اين دگرگونی ها هر روز بر رسالت مهم قلم؛ يعنی زبان آزاده گی ما انسان ها افزوده می شود.

:بیست یکم  فبروري روز بين المللي زبان مادري

 

درحالي که درافغانستان چند تن ازخبرنگاران به دليل استفاده از کلماتي که ريشه درزبان مادري شان دارد، توبيخ ومجازات مي گردند، ملل متحد سال 2008 را سال بين المللي زبانها اعلام نموده است ويونسکو يا سازمان فرهنگي ملل متحد 21 ام ماه فبروري؛ را روز بين المللي زبان مادري دانسته وبه تجليل آن مي پردازد. . زبان چه اهميتي دارد که جهان به آن چنين ارزش قايل است؟ هنگامي که بحث استفاده اززبان مادري درافغانستان مطرح شد، بسياري از نويسندگان افغانستان اين سوال را مطرح کردند که دريک کشور جنگزده مانند افغانستان که هزار ويک معضله وجود دارد، بود ونبود چند کلمه دريک زبان چه اهميتي دارد که اينقدر جاروجنجال برسرآن برپا شود؟ درنظر اول موضوع شايد چنين ساده به نظر برسد، اما اهل زبان شناسي براين باورنيستند واهميت يک زبان را بسي فراتر از وسيله انتقال فکر وافهام وتفهيم دانسته ، وجود زبان را درپيوند با فرهنگ جوامع ارزيابي نموده وآن را براي انکشاف اجتماعات بشري امر حتمي مي دانند. هيله يپسن براين نظراست که : " انديشيدني بدون زبان ، وهويتي بدون کلمه وجود ندارد. قطع نظر ازاينکه زبان انگليسي باشد يا روسي ويا زبان اهل بايرن ، زبان يک بخش فرهنگ است وبنابراين نيز؛ حفظ زبان براي حفظ تنوع فرهنگي درجهان نقش مهمي دارد. اينکه ما چگونه فکر مي کنيم ، چگونه ادراکات خود را بيان مي داريم ؛ بسيار زياد وابسته به زبان ما مي باشد. "

 هنگامي که ما زبانهاي مان را ازدست بدهيم وپس ازآن تنها آلماني ، فرانسوي انگليسي وچيني باقي بمانند، جهان قدري فقيرمي باشد." امروز 21 ام ماه فبروري ؛ درمقرسازمان فرهنگي ملل متحد يونسکو درپاريس ، رسماً  جهت حفظ تنوع زباني برگزارکه نماينده گان سرتا سرجهان ستراتژيهاي منطقه اي وملي براي حفظ تنوع زباني را مورد مباحثه قرارداده . ازجمله 7000 زباني که تا امروز درسطح جهاني شناخته شده اند ، نصف آنها به انقراض ونابودي تهديد مي شوند. درجهان کمترکشوري مانند آسترليا با زبانهاي بومي چنان بيرحمانه برخورد نموده است. يک بومي آسترليايي مي گويد: " من اصلاً زبان را نياموخته ام ، صرفاً چند کلمه را مي دانم . عادتاً بوميها اجازه نداشتند تا به زبان خود شان صحبت بکنند." هرچند امروز دربسياري کشورها با زبان اقليتها تا اندازه اي ملايم تر برخورد مي شود،بسياري اززبانهاي موجود درجهان درمعرض نابودي وانقراض قرار دارند. تنها درافريقا 2000 زبان شناخته شده است؛ اما دربسياري کشورهاي افريقايي ؛ انگليسي ، فرانسوي ويا پرتگالي تنها زبانهايي مي باشند ؛ که زبانهاي رسمي اين کشورها خوانده مي شوند. کوفي ياکپو دانشمند زبانشناسي دراين مورد مي گويد: " طبيعي است که زبان ، قدرت ودموکراسي ارتباط نزديکي باهم دارند، يعني هنگامي که ما کشوري داشته باشيم که درآن منحصراً زبان قدرت استعماري پيشين به کاربرده شود، درآن صورت ما با وضعي مواجه مي باشيم که شايد بخش اعظم مردم نتوانند واقعاً درسياست مشارکت ورزند وشايد کاملاً اين امکان را نداشته باشند که درسطح محلي خود را مطرح سازند." . 

. تنوع زباني موجب غناي فرهنگي يک کشوراست .

امروز زبان شناسي صرفاً يک حوزهء فني نيست، بلکه مستقيماً با فرهنگ وجامعه سروکار دارد. توجه به اين بعد زبان وزبانشناسي درکشوري مانند افغانستان که تازه درشاهراه انکشاف مي خواهد پا بگذارد، ما را به اهميت مباحثات جاري درافغانستان درمورد زبان آگاه مي گرداند. هنگامي که از انکشاف سخن به ميان مي آوريم، ناگزير انسان به عنوان يک موجود اجتماعي درمرکز اين انکشاف قرارمي گيرد. فرهنگ درحقيقت خود زنده گي يک انسان است . بنابراين زبان تنها وسيله مفاهمه وانتقال افکار نبوده بلکه با همه باريکهاي فرهنگ مرتبط است وبارعاطفي ، معرفتي وشناختهاي مستقيم حاملان يک فرهنگ را حمل مي کند. زبان تنها متشکل ازکلمات منفرد نيست که بتوان ازهرجا وبه صورت دلخواه انتخابش کرد وبکارش برد. زبان برعلاوه اصوات و کلمات خاص خود؛ داراي نحو ودستوريعني قانونمنديهاي معين ترکيب واشتقاق وگردان مي باشد. زبان متناسب با تحولات اجتماعي عمدتاً برمبناي مصالح وقواعد ساختماني خودش دستخوش تغيير وتحولات ظاهراً ناپيدا ودربرخي موارد هم آگاهانه مي گردد. مدرن شدن جامعه اي نظيرافغانستان ، ضرورت ابداع دهها هزار واژه معادل علمي ، فني ، سياسي ، اجتماعي، اقتصادي ، نظامي وهنري را به وجود مي آورد. نقش بسيارمهم زبان درترويج علوم وگسترش تعليم وتربيت همگاني برملا مي گردد. ازهمين رو کشورهاي پيشرفته ودولتهاي مسئوول درجهان سوم به آموزش زبان مادري در مکاتب ابتدايي اهميت زياد قايل شده وبخش اعظم نصاب تعليمي را بدان اختصاص مي دهند. امروز هويت ملي کمتر به زبان واحد ارتباط دارد. بخش اعظم دولتهاي معاصر متشکل از گروههاي قومي وفرهنگي مختلف مي باشند. سويس يک نمونه آن مي باشد که باشنده گان آن سرزمين به زبانهاي مختلف مکالمه وکتابت مي کنند. هويت ملي درحقيقت اعتمادي است که بخش اعظم يک ملت ويا دست کم نخبگان آن به اقتدار مرکزي ابراز مي دارند وآن را بهترين حامي حقوق ومنافع خود مي شناسند. اينکه چرا درافغانستان مسائل کاملاً روشن به فاجعه وماجراها کشانده مي شوند، تا اندازه اي سطح درک نازل ما ازقضايا نيز نقش دارند.ورنه دانشمندان زبان به سهولت مي توانند پاسخهاي مقنعي به موضوعاتي مانند اينکه آيا استعمال "دانشجو" و"دانشگاه" درافغانستان مجاز است بدهند. چنانکه پروفيسور مجاوراحمد زيار دانشمند زبان شناس افغان دراين رابطه چنين مي گويد: " اين که ما کلمات ايراني را به اين که معنا زبان ما مستقل است ، زبان ما ديگراست وما بايد آن کلمات را هيچ راه ندهيم مثلاً چاپخانه نگوييم عوض آن مطبعه بگوييم ؛ يا مثلاً لهجه بگوييم ، گويش نگوييم ؛اين کاملاً يک برخورد غيرعلمي است ودرجهان تداول ندارد. گويندگان يک لهجه به اندازه اي تنگ نظرشوند که زبان عمومي جلوگيري مي کنند که داخل لهجه شان شود. مثلاً کلمه قوماندان را محکم بگيريم که انگليسي است وفرماندهي را استفاده نکنيم که ازمانيست وازايران است. يعني فارسي ايراني است وبا فارسي ما هيچ ارتباطي ندارد. يک تعداد متعصبين مي گويند ما اين موضوع را قبول نداريم ."

مجله حقوق بشر 

بیست هفتم (سپتامبر )2012 مطابق پنجم میزان  1392دومین  سال نشرات سایت انترنتی

نادیہ انجمن را تبریک میگویم

  • به مناسبت هفتمین سال آغاز نشرات  (مجله نادیه انجمن )و دومین  سال نشرات  (سایت انترنتی  نادیه انجمن ) ارگان نشراتی شورای سراسری زنان افغان در فدراسیون روسیه
  • مجله نادیه انجمن در آغاز فعالیت به شکل نشریه ماهنامه در 8 صفحه به چاپ میرسید که به مرور زمان نظر به علاقه مندی دوستان به ماهنامه 12 صفحه ئی و
  • امروز به شکل رنگه مجله (38) صفحه در هر سه ماه یکبار نشرات دارد


د خلکو د دوستۍ پوهنتون ۵۳ کلن شو 

د نوموړي پوهنتون استاذانو، فارغ التحصیلانو او زده کوونکوته دې د پوهنتون کلیزه مبارک وي.
تیری ۲۰۱۲ ز کال د یاد پوهنتون کلیزه افغانستان ونمانځله - ددغې ویډیو په اخر کې ویانده د افغانستان یادونه کوي او وايي چې، سږ کال زموږ پوهنتون ته د افغانستان لخوا کیک ډالۍ شو .

 

ملاقات با مسوولین شعبه امور مهاجرین نماینده گی کمیشنری عالی ملل متحد در مسکو

 

ساعت 3 بعد از ظهر تاریخ 12 /12 /12 حاجی اختر محمد صافی رئیس اتحادیه سراسری افغانها با نماینده گان شعبه امور مهاجرین کمیساری عالی ملل متحد در دفتر اتحادیه ملاقات نمودند . طی این ملاقات رئیس اتحادیه افغانها در مورد فعالیت اتحادیه سراسری افغانها و چگونگی وضع زنده گی مهاجرین در روسیه فدراتیف به ایشان معلومات ارائه داشته ، از همکاری و کمک های این سازمان به افغانهای مهاجر طی سالهای متمادی اظهار قدردانی نموده اضافه نمودند که در شرایط فعلی افغانها از لحاظ نداشتن اسناد اقامت، بیمه صحی و ادامه تحصیلات عالی بعد از فراغت  مکتب و نسبت نداشتن وکلای مدافع قوی در دفاع از حقوق خویش بمشکل مواجه هستند که در عرصه های فوق الذکر  توجه و همکاری جدی شعبه امور مهاجرین سازمان ملل را خواستار گردید

متعاقباً خانم سرایوه تاتیانا ضمن ابراز خرسندی از این ملاقات مختصراً د رمورد همکاری های سازمان ملل با مهاجرین افغان و پلان سال آینده شعبه امور مهاجرین معلومات ارائه نموده و به منظور ارائه دقیق خدمات به مهاجرین مستحق درجه یک ، روی همکاری های نزدیک و بیشتر اتحادیه افغانها تاکید نمودند

همچنان الینه کانستانتینوه که از مدت 17 سال بدینسو درعرصه همکاری با مهاجرین افغان مصروف هستند .  در قسمت عملی نمودن پیشنهادات رئیس اتحادیه وعده دادند که این پیشنهادات را در اولین فرصت با رئیس نماینده گی کمیساری عالی ملل متحد مقیم مسکو در میان گذاشته و از نتایج آن رهبری اتحادیه را در جریان خواهد گذاشت 

 

تدویر کنفرانس تحت عنوان حقوق بشر از 10 -15 دسمبر در تالار ژورنالیستان مسکو فدراسیون روسیه :

اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر 
یک پیمان بین‌المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است. این اعلامیه
 نتیجه ی مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسان ها مستحق آن هستند، بصورت جهانی بیان می دارد. اعلامیه ی مذکور شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌است 
شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد از جون سال 2006 ميلادي جايگزين كميسيون حقوق بشر اين سازمان شد و هم اكنون 47 عضو دارد
در جهان امروز که سازمانهای بین المللی وخصوصا سازمان ملل متحد وسازمانهای حقوق بشر معروف نقشی اول در جهان بازی می کنند، 
قوانین ملی با ضرورت احترام به آنها، ولی قاعده جهانی شده که این قوانین نباید با قوانین بین المللی که اکثریت نمایندگان ملل جهان آنها را تأیید کرده اند تناقض وتقابل داشته باشند 
کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد که در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۶ توسط شورای اقتصادی تشکیل و در ۱۵ مارچ۲۰۰۶ با رأی قاطع مجمع عمومی سازمان ملل متحد با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد جایگزین شد  فعالیت‌های این شورا را می‌توان از زمان تشکیل تا جایگزینی با شورای حقوق بشر، به سه دوره تقسیم کرد. کار اصلی کمیسیون در دورهٔ اول (از ۱۹۴۷ تا ۱۹۶۶ میلادی) وضع قانون‌ها و استانداردهای حقوق بشری در قالب کنوانسیون‌های مدنی و سیاسی بود. در دورهٔ دوم که از ۱۹۶۷ آغاز شد، با نشر گزارش‌های موضوعی توسط کار گروه‌ها و زیرمجموعه‌ها، نقض حقوق بشر را در کشورهای مختلف زیر نظر می‌گرفت و از ۱۹۹۰ تا زمان انحلال، به عنوان مشاور برای کشورهای مختلف جهان بر ارتقای حقوق فرهنگی-اجتماعی تاکید می‌کرد
از اقدامات مهم کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ و و نیز میثاق حقوق مدنی و سیاسی میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سال ۱۹۶۶ و همچنین طرح اعلامیه حق توسعه در ۱۹۸۶ بود
برعلاوه بحث های مختلف حقوقی بخاطر روز معیوبین که دوهم دسمبر بود صحبت گردید 

تدویر جلسه دررابطه به پروسه محوخشونت علیه زنان

دفتر نماینده گی سازمان ملل متحد در فدراتیف روسیه به تاریخ( 24) ماه دسامبر جلسه تحت عنوان مبارزه علیه خشونت در برابر زنان در سالون کنفرانسهای آن اداره برگذار نمود 

در کار کنفرانس خانم کارون بورگ نماینده کمیساری عالی ملل متحد،پترو پالویفسکه کنیه الکسوینا نماینده کمیته مهاجرین فدراتیف روسیه ،ایرینه شربکووه نماینده ارشد افسر حقوق بشر ملل متحد ، داکتر راضیه هوتکی مسوول شعبه امور زنان اتحادیه سراسری افغانهای مقیم فدراتیف روسیه  اشتراک داشتند

در آغاز خانم گیشه کارن بورک فعالیت های سازمانهای حقوق بشر در ارتباط با محو خشونت علیه زنان صحبت نموده و تاکیدنمودند که این نهاد ها مبارزه جدی و فعال را در محو خشونت علیه زنان بکار بگیرند .او اظهار امیدواری نمود تا در آینده شاهد پیشرفت و تحول در وضعیت پناهنده گان و مهاجرین در روسیه باشیم . همچنان خانم گیشه تاکید کرد سازمان ملل متحد میزبان کسانیکه در این اداره ثبت میباشد خواهد بود . و هیچگاه از همکاری های خویش به مهاجرین دریغ نخواهد ورزید .سپس خانم اولگه اسلا وا مشاور ارشد دفتر حقوق بشر در فدراتیف روسیه در مورد فعالیت های آن اداره مفصلا صحبت نموده و اظهار داشت که مسایل مربوط به زنان خاصتأمبارزه علیه خشونت و تامین حقوق بشری آنها از وظایف مبرمی بوده و به خاطر تحقق دراین امر باید همکاریهای لازمه را انجام بدهیم همچنان خانم ایرینه معاون و محترمه داکتر راضیه هوتکی در رابطه با ارائه فاکت ها معین صحبت نمود ندمحفل ساعت 3 بجه باصرف نهار به پایان رسید 

به گرامی داشت از روز معلم

روز معلم را برای همه معلمین گرامی صمیمانه

تبریک میگویم پیش از این در افغانستان هر ساله

روز سوم جوزا به عنوان "روز معـــــلم" جشن

گرفتـــــه می‌ شـــــد، اما امــــسال وزارت

معارف (آموزش و پرورش) اعلام کرده که

پس از این سیزدهم میزان روز معلم خواهد بود
سخنگوی این وزارت در گفتگویی با بی‌بی‌سی

گفت که نامگذاری سوم جوزا به عنوان روز

معلم مناسبت خاصی نداشت و وزارت معارف

برای "هماهنگی با دیگر کشورها" سیزدهم میزان (۵ اکتبر) را به عنوان روز معلم نامگذاری کرده است

 پنجم اکتبر، که در سال ۱۹۹۴ میلادی از سوی سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل ـ یونسکو ـ به عنوان روز معلم نامگذاری شد، هر ساله در شماری از کشورها تجلیل می‌شود

حدود صد کشور در جهان در تقویم خود "روز معلم" دارند، اما بسیاری از آنها در روزهای متفاوت و به مناسبت‌های مختلف از این روز به عنوان روز معلم تجلیل می‌کنند. در برخی از کشورها روز معلم بیش از نیم سده تاریخچه دارد
سازمان یونسکو هدف از نامگذاری روز پنجم اکتبر به عنوان روز معلم را "تجلیل از نقش اساسی معلم در بهبود کیفیت در همه سطوح آموزش و پرورش" خوانده است
 


بیست هفتم سپتامبر مطابق پنجم میزان 2012م روز تاسیس مجله نادیه انجمن

بیست وهفتم  (سپتامبر )2012 مطابق پنجم میزان  1391اولین سال نشرات سایتانترنتی نادیہ انجمن را تبریک میگویم

  • به مناسبت ششمین سال آغاز نشرات  (مجله نادیه انجمن )و اولین سال نشرات  (سایت انترنتی  نادیه انجمن ) ارگان نشراتی شورای سراسری زنان افغان در فدراسیون روسیه
  • مجله نادیه انجمن در آغاز فعالیت به شکل نشریه ماهنامه در 8 صفحه به چاپ میرسید که به مرور زمان نظر به علاقه مندی دوستان به ماهنامه 12 صفحه ئی و امروز به شکل رنگه مجله (38) صفحه در هرسه ماه یکبار نشرات میگردد

به مناسبت روز مادر 24 جوزا

نگاه محبت آمیز 

نگاه مقوله شگفتی است .هر نگاه پیامی دارد از این رو در فرهنگ اسلامی برخی از نگاه ها معصیت است و برخی عبادت ،در روایتی آمده است : نگاه مهر آمیز فرزند به پدر و مادر ، عبادت است . پیامبر اکرم صلی الله وعلیه واله وسلم نیز فرمودند : "درهای آسمان در چهارهنگام به رحمت گشوده میشود : هنگامیکه باران می بارد ، آن گاه  که فرزند به چهره مادر و پدر می

نگرد ، وقتی که در کعبه باز میشود و آن زمان که آزدواج شکل میگرد

24 در جامعه شرقی مخصوصا کشور ما درین اواخر مسله زن ستیزی و خود سوزی بحث داغ و همه روزه شده است . همگی در دادن پاسخ به این سوال توافق نظر دارند و همه با یک صدا داد میزنند که مسوول این فاجعه ی انسانی ،همین جنس زمخت یعنی مرد  است 

به ویژه خانم ها این پاسخ را با چاشنی چند نا سزا و دشنام همرا ه میسازند . در گرد همائی ها گویند ه ها همه گفته ها و نوشته ها صدبار گفته را با نشان دادن احساسات و تکان دادن انگشتان و دهان های کف کرده به گردن عنعنات نا پسندیده در تبانی با بنیاد گرائی مذهبی انداخته و شنونده گان هم با شور و هیجان بر جرئت و شهامت نویسنده آفرین گفته با کف زدنها و هورا کشیدن ها آنانرا تشویق میکنند.بعضی خانمها با تاسف اضافه میکنند که این هیولا درمقابل ما راه میرود . نفس میکشد و خون سردانه قربانی میگیرد در حالیکه کسی هم کاری برای گرفتن جلو این  دشمن جنس لطیف از دستش بر نمی آید ولی آیا این پاسخ درستی است ؟ آیا واقعا این مردان اند که باعث خود سوزی و یا لااقل نا راحتی بانوان عزیز میشوند یا پاسخ را باید  جای دیگری جستجو کرد ؟

برای علاج یک مرض ، نباید به اعراض آن توجه کرد بلکه علل پیدایش آنرا باید به بررسی گرفت . درین مورد هم نباید صرف به ظاهر قضیه که این مردان اند که زن ستیزی میکنند نه ،بلکه به اینکه چرا مردان زن ستیز اند توجه شود اینجاست که وقتی علت زن ستیزی روشن شد میتوان در مقابل آن به درستی مبارزه کرد 

در واقعیت امرمردان باهمه هشیاری شان فقط بحیث یک وسیله برای زن ستیزی استفاده می شوند و این خود بانوان ما هستند که مردان را به زن ستیزی وامیدارند و زن ستیزی را دامن میزنند . این یک واقعیت انکار نا پذیر است که وقتی مردی همسری اختیار میکند  درصد عاطفه ی را که قبلا به مادر و خواهر خویش ارزانی میکرد هنوز هم به آنان اعطا کند چون حالا کسی دیگری هم به این عاطفه و محبت احتیاج دارد و مرد ناگزیر است آنرا تقسیم نماید . در نتیجه مادر و خواهر احساس کمبود توجه و عاطفه مینمانید . در نتیجه مادر و خواهر حسادت در بوته های قهروغضب گل میکنند اینان دنبال تاکتیک های میگردند تا آن همه محبت از دست رفته را که قبلا پسر ، برادرشان از ایشان دریغ نمی کرد باز باید بد گوئی ها وتهمت بستن ها آغاز میشود و زن بیچاره را برای شوهرش یک هیولا ی بی شاخ و دم معرفی میدارند . مرد هم که سالها ازین موجودات یعنی خانواده اش طعم محبت ، عشق و عاطفه را چشیده به مشکل میتواند باور کند که این تازه وارد بیگناه است . همه کاسه و کوزه ها را برسرش میشکند و زن که هنوز لذت زنده گی مشترک را نچشیده ، آش نخورده ودهن سوخته ،زهر تلخ زن ستیزی را تجربه میکند و چون همدم دیگر ی برای بازگو ئی عقده هایش ندارد به سراغ مونس و یار تنهائی یعنی مادرش (که او هم یک زن است) میرود . مادر که تاب و توان دیدن چشم گریان فرزندش را ندارد از تجارب خویش به دخترش می آموزد و زن هم برای بد جلوه دادن خواهر و مادر شوهر، از آن تجارب استفاده میکند .  همانطوریکه خواننده ی چیز فهم درک میکند در بعضی مواقع خاص مرد نا گزیر میشود حرف های زنش را جدی تلقی کند ووقتی جانب زن را گرفت باید به شنیدن اصطلاحات      (زن چو و نامرد )خودرا آماده گرداند 

درجنب زنان داخل خانواده زنانی دیگری مانند زنان برادران شوهر ،همکاران و همسایه گان هم که در محیط خانواده خودشان از لطف شوهر محروم اند و چشم دیدن زنی را که شوهر برایش عشق میورزد ندارند، به بد گوئی مرد بیچاره شروع کرده و بر چسب همان القاب بالا را به او میزنند و به او تفهیم میکنند که زن هر وقت پیدا میشود این یکی نه ، زن دیگری ..ولی خواهر و مادر پیدا نمیشود . مرد متردد و حیران  به قضایا فکر میکند برای او دیگر صفت مردانگی اش که همین حالا زیر سوال رفته اولویت پیدا میکند  و هیچ چیز ی دیگری برایش حایز اهمنت نیست او دیگر باید موجودیتش را به صفت یک مرد باید اعاده کند . و مجبورا زن با خواهر و مادر را مورد لت و کوب قرار میدهد تا به اصطلاح ثابت کند که او(زن چو و نا مرد ) نیست . پس به این نتیجه میرسیم که زن ستیزی معلول جنگی است بین زنان ، که مردان ندانسته و نخواسته درآن تنها وسیله و ابزار این جنگ اند  جنگی که بخاطر منافع و فروشانی  حس حسادت خود زنان در بر میگیرد و دامن خانواده را میگیرد . زنانیکه دراین جنگ شکست میخورند بدون آنکه درک کنند که این خود او و همجنسان اوست که اورا به منجلاب بد بختی کشانیده ، به راه های حل دیگری چون خود کشی و یا خود سوزی دست می زند . حالا که علت مرض را پیدا کردیم بیائید علاج آنرا بیابیم . علاج این مرض خانمان سوز هم بدست خود بانوان است . به این معنی که اگر هر زن به حق خود قانع باشد و به خود تلقین کند که عشق ، محبت و عاطفه احساساتی اند که بین انسان ها قابل تقسیم اند . اینها پدیده های انحصاری نیستند که صرف از آن یک فرد باشد، بگذارید ازین میوه های باغ زنده گی همه گی بطور مساویانه مستفید شوند ، به خودی خود کار مردان را آسان ساخته و آنگاه هیچ مردی آنقدر سنگدل نخواهد شد تا عزیزترین موجودات زندگی اش را که همان خواهران ، مادر و یا همسر شان است از زندگی  مایوس

و محروم سازند

نوشته :( امان الله )نقل از مجله بانو  


به مناسبت اول جون روز جهانی کودک

لبخند  برلب کودکان"

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.

اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خشک هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند.

اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.

اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد.

اگر کودکان نبودند، شگوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی.

کودکان، باغچه هایی از امیدند که از شگوفه های انار لبریز است.

هر کودک، گلدانی ست که از زیباترین گل های معطر، خانه ها را به نزدیکترین بهارها گره زده است.

کودکان، نزدیک ترین راه های رسیدن به عشق را از پرنده ها بهتر بلدند.

کودکان، از تمام ستاره ها و پرنده ها به آسمان نزدیک ترند.

اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید، بی شک صداقت به آخر می رسید و دوستی و مهربانی، پشت اندوه های بزرگ بزرگ سالی هایمان گم می شد.

این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند، به عشق بودن شماست. دنیا با کودکان همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.

دنیای کودکانه، صمیمی ترین دنیایی است که هر لحظه بارها آرزو می کنیم تا کاش می شد یک بار دیگر به این دنیای کودکانه قدم بگذاریم!

کاش دنیا همیشه کودک بماند و کودکانه ترانه های عاشقانه اش را لالایی شب های بی خوابی مان کند!

کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می شد!

کاش کودکان، صمیمیت شان را همچون دوستی های بی ریایشان فراگیر می کردند.

کاش دنیا سراسر کودکانه می شد و ما کودک!

کنفرانس تحت عنوان "پرابلم تحصیل، نژاد ، جنس، مشکلات اجتماعی و روانی "در خانه ملل متحد مقیم شهر مسکو

نمایش تصاویر به شکل فلم

مسوول زن سیتزی و خود سوزی زنان کیست؟

در جامعه شرقی مخصوصا کشور ما درین اواخر مسله زن ستیزی و خود سوزی بحث داغ و همه روزه شده است . همگی در دادن پاسخ به این سوال توافق نظر دارند و همه با یک صدا داد میزنند که مسوول این فاجعه ی انسانی ،همین جنس زمخت یعنی مرد  است 

به ویژه خانم ها این پاسخ را با چاشنی چند نا سزا و دشنام همرا ه میسازند . در گرد همائی ها گویند ه ها همه گفته ها و نوشته ها صدبار گفته را با نشان دادن احساسات و تکان دادن انگشتان و دهان های کف کرده به گردن عنعنات نا پسندیده در تبانی با بنیاد گرائی مذهبی انداخته و شنونده گان هم با شور و هیجان بر جرئت و شهامت نویسنده آفرین گفته با کف زدنها و هورا کشیدن ها آنانرا تشویق میکنند.بعضی خانمها با تاسف اضافه میکنند که این هیولا درمقابل ما راه میرود . نفس میکشد و خون سردانه قربانی میگیرد در حالیکه کسی هم کاری برای گرفتن جلو این  دشمن جنس لطیف از دستش بر نمی آید ولی آیا این پاسخ درستی است ؟ آیا واقعا این مردان اند که باعث خود سوزی و یا لااقل نا راحتی بانوان عزیز میشوند یا پاسخ را باید  جای دیگری جستجو کرد ؟

برای علاج یک مرض ، نباید به اعراض آن توجه کرد بلکه علل پیدایش آنرا باید به بررسی گرفت . درین مورد هم نباید صرف به ظاهر قضیه که این مردان اند که زن ستیزی میکنند نه ،بلکه به اینکه چرا مردان زن ستیز اند توجه شود اینجاست که وقتی علت زن ستیزی روشن شد میتوان در مقابل آن به درستی مبارزه کرد 

در واقعیت امرمردان باهمه هشیاری شان فقط بحیث یک وسیله برای زن ستیزی استفاده می شوند و این خود بانوان ما هستند که مردان را به زن ستیزی وامیدارند و زن ستیزی را دامن میزنند . این یک واقعیت انکار نا پذیر است که وقتی مردی همسری اختیار میکند  درصد عاطفه ی را که قبلا به مادر و خواهر خویش ارزانی میکرد هنوز هم به آنان اعطا کند چون حالا کسی دیگری هم به این عاطفه و محبت احتیاج دارد و مرد ناگزیر است آنرا تقسیم نماید . در نتیجه مادر و خواهر احساس کمبود توجه و عاطفه مینمانید . در نتیجه مادر و خواهر حسادت در بوته های قهروغضب گل میکنند اینان دنبال تاکتیک های میگردند تا آن همه محبت از دست رفته را که قبلا پسر ، برادرشان از ایشان دریغ نمی کرد باز باید بد گوئی ها وتهمت بستن ها آغاز میشود و زن بیچاره را برای شوهرش یک هیولا ی بی شاخ و دم معرفی میدارند . مرد هم که سالها ازین موجودات یعنی خانواده اش طعم محبت ، عشق و عاطفه را چشیده به مشکل میتواند باور کند که این تازه وارد بیگناه است . همه کاسه و کوزه ها را برسرش میشکند و زن که هنوز لذت زنده گی مشترک را نچشیده ، آش نخورده ودهن سوخته ،زهر تلخ زن ستیزی را تجربه میکند و چون همدم دیگر ی برای بازگو ئی عقده هایش ندارد به سراغ مونس و یار تنهائی یعنی مادرش (که او هم یک زن است) میرود . مادر که تاب و توان دیدن چشم گریان فرزندش را ندارد از تجارب خویش به دخترش می آموزد و زن هم برای بد جلوه دادن خواهر و مادر شوهر، از آن تجارب استفاده میکند .  همانطوریکه خواننده ی چیز فهم درک میکند در بعضی مواقع خاص مرد نا گزیر میشود حرف های زنش را جدی تلقی کند ووقتی جانب زن را گرفت باید به شنیدن اصطلاحات      (زن چو و نامرد )خودرا آماده گرداند 

درجنب زنان داخل خانواده زنانی دیگری مانند زنان برادران شوهر ،همکاران و همسایه گان هم که در محیط خانواده خودشان از لطف شوهر محروم اند و چشم دیدن زنی را که شوهر برایش عشق میورزد ندارند، به بد گوئی مرد بیچاره شروع کرده و بر چسب همان القاب بالا را به او میزنند و به او تفهیم میکنند که زن هر وقت پیدا میشود این یکی نه ، زن دیگری ..ولی خواهر و مادر پیدا نمیشود . مرد متردد و حیران  به قضایا فکر میکند برای او دیگر صفت مردانگی اش که همین حالا زیر سوال رفته اولویت پیدا میکند  و هیچ چیز ی دیگری برایش حایز اهمنت نیست او دیگر باید موجودیتش را به صفت یک مرد باید اعاده کند . و مجبورا زن با خواهر و مادر را مورد لت و کوب قرار میدهد تا به اصطلاح ثابت کند که او(زن چو و نا مرد ) نیست . پس به این نتیجه میرسیم که زن ستیزی معلول جنگی است بین زنان ، که مردان ندانسته و نخواسته درآن تنها وسیله و ابزار این جنگ اند  جنگی که بخاطر منافع و فروشانی  حس حسادت خود زنان در بر میگیرد و دامن خانواده را میگیرد . زنانیکه دراین جنگ شکست میخورند بدون آنکه درک کنند که این خود او و همجنسان اوست که اورا به منجلاب بد بختی کشانیده ، به راه های حل دیگری چون خود کشی و یا خود سوزی دست می زند . حالا که علت مرض را پیدا کردیم بیائید علاج آنرا بیابیم . علاج این مرض خانمان سوز هم بدست خود بانوان است . به این معنی که اگر هر زن به حق خود قانع باشد و به خود تلقین کند که عشق ، محبت و عاطفه احساساتی اند که بین انسان ها قابل تقسیم اند . اینها پدیده های انحصاری نیستند که صرف از آن یک فرد باشد، بگذارید ازین میوه های باغ زنده گی همه گی بطور مساویانه مستفید شوند ، به خودی خود کار مردان را آسان ساخته و آنگاه هیچ مردی آنقدر سنگدل نخواهد شد تا عزیزترین موجودات زندگی اش را که همان خواهران ، مادر و یا همسر شان است از زندگی  مایوس

و محروم سازند

نوشته :( امان الله )نقل از مجله بانو 

یک قطره عطر ، زن را بدوزخ میکشاند

 :لطیف  کریمی استالفی

امسال ستم دیدۀ ترین ستمدیدگان زن کشورما ، در شرایطی به پیشواز روز جهانی زن و

نوروز میروند که ، بنأ به آمار رسانه های خبری ، اصلی ترین قربانیان خشونت  ها ی روانی ، فکری و جنسی ، در کشور ما بوده اند 

     در سرزمینی که فرهنگ سنتی نا درست حاکم باشد و قانون مدنی آن ، حافظ و پاسدار قوانین ارتجاعی ، زنان را کر ، کور ، گنگ  و مردان را سلطه گر ، ممتاز و زمانی هم بی غیرت می سازد 

روزی نیست که ما با موج وسیعی از درنده خویی ها ، خشونت ها ، در مقابل زنان از طرف بنیادگرایان با خبر نشویم 

      شما شلاق زدن خانمی را در محضر جمعیتی از مردان ، از تلویزیون آریانا در ولایت غور دیده باشید . زنی شکنجۀ شوهر را تحمل کرده نتوانسته پا بفرار می گذارد ، ملا صاحب بر اساس احکام شرعیت ، بعنوان ناشزه حکم چهل ضربه شلاق را صادر و در محلۀ عام با ضربات شدید شلاق ، حُکم را اجراء می کند . قانون شرعیت زن را گنگ ساخته ، از خود دفاع کرده نمیتواند . اسفناکتر آنکه ، غیرت را از مردان نیز سلب ، و همه نظاره گر ملای بی ناموسی هستند ، که ناموس مردم را در حضور مردان شلاق کاری مینماید  سالی که گذشت ، سال گیسو تراشیدنها ، خود سوزیها ، سنگسار کردنها ، معاوضه با سک و قاطر ها ، نکاح اجباری و فروش صغیره ها ، با گلوله سوراخ کردن جمجمه ها و تجاوزات جنسی بود 

  آیا از خود پرسیده ایم ، که سرچشمۀ این همه جنایات از کجاست ، و چرا این ستمگریها و تحقیر کردنها در کشور مان رخ می دهد . این پرسشی است که در ذهن هر انسان و خصوصاً زنان آگاه خطور می کند 

آری 

   در طول تاریخ ، مذهبیون مرد ، زن را عامل هوس و گناه مرد دانسته ، کوشیده اند و هنوز هم میکوشند تا تمام اهداف وهوسرانیهای خود را در تفاسیراحادیث جعلی و افسانوی ،  که زنان را گوسفند گونه تابع مرد می داند ، جستجو کنند ، تا موقعیت سلطه جویانۀ و مردانۀ شان محفوظ بماند

   از آنجائیکه زن در نظام های مذهبی و سرما یداری ، بربنیاد مالکیت خصوصی  مایملک مرد بحساب می آید ، بدیهیست که قوانین مدنی این جوامع تابع سلطۀ بنیادگرایان و پاسدار سنت های خرافاتی می باشد . از اینجاست که با پررویی ، چماقداران مذهبی موقع را غنیمت شمرده ، قوانین را به سود مردان تنظیم و بزعم نادرست خود شان امر به معرف و نهی از منکر میکنند و چنین میپندارند که انسان امروز آدم دیروز است ، هر چه که ما بگویم آنها بدون تعمق می پذیرند 

طالب ها یکی از اصلی ترین چماق بدستان بیخرد بودند که زنان را بدون محرم شرعی حق خروج از منزل نمی دادند ، با تبلیغات زهر آگین ، اگربوی عطرتنت را مردی ببوئید ، اگر لباس تنگ پوشیدی ، اگر موهایت را گنبذی ساختی ، اگر صدای پای یا آواز نازک و ملیح ات را مردی شنود ، اگر از همبستری با مردت ابأ ورزیدی ، اگر شوهرت مُرد حق زیور پوشیدن نداری ، حق سقط جنین و حق طلاق را نداری ، و سر انجام ، مرد بالایت حق عظیمی دارد ، هرگاه چشم و لب بسته ، گوش کر ، هرچه که مرد خواست عملی نکنی ، جایت جهنم و مورد نفرین خدا و فرشته هایش قرار میگیری وووو

 منظور از این همه افسانه سرایی ها در قالب حدیث ، بخاطر فرمانبرداری بی قید و شرط زن ، چیز دیگری تلقی شده نمیتواند . واضح است که دساتیر آنها استقلالیت فردی زنان را از هرگونه تلاش بخاطر رهایی از ستم ، سلب میسازد

    شاید این روایت را شنیده باشید « هرگاه بوی عطر زنی بمشام کسی برسد زنا کرده است و اگر با عطر زن داخل مسجد شود نمازش قبول نمی شود »   انسان عاقل در تفکر وحیرت فرو رفته ، سوالاتی در ذهنش پیدا میشود . در حالیکه زن و مرد هر دو بندۀ خدا هستند ، آنچه که بر مرد فرض شده بر زن نیز فرض گردیده ، ضمناً پیامبر اسلام در نماز ها جمعه خود را با بهترین مُشک معطر می ساخت . اگر با پیروی این سنت پیامبر ، جوانان ما خود را معطر ساخته وارد مسجد شوند 

    در جای دیگری میخوانیم : برای مردان ، وعدۀ حوریا ن بهشتی داده شده . آیا برای زنا ن غلمان های بهشتی هم درنظر گرفته شده ؟ یا زنان در بهشت هم برده ، کنیز و تنها خواهند بود ؟ 

    علمأ و فقها ما چرا خموشی اختیار کرده اند ، چرا بخود تکلیف نمی دهند تا در قسمت این افسانه سرایی ها ، تحقیق و بررسی بیشتر نمایند ، چرا در گوشه ای از مسجد و مدرسه نشسته و تمام فتوأ های خود را به تقلید از فقهای عصر قدیم صادر مینمایند . بگفتۀ بزرگمردی : در روزگاری که مرد م با هوا پیمای جت سفر می کنند ، هنوز برخی از فقها در قوانین کرایه ی شتر کنکاش دارند 

     با تأسف باید گفت که امروز در کشور های اسلامی بجای منطق خرد از خرد ستیزی کار گرفته می شود ، در بسیاری از کشور های اسلامی ، زنان ختنه می شوند ، و شنیع ترین اهانتها بر زنان وارد میگردد ، در محلۀ عام شلاق میخورند و سنگسار میگردند ، و جبراً خریطه ی بسر شان نهاده میشود ، تا از تن خود نیز شرم و نفرت کنند  همچنان در کشور های غربی که دم از دموکراسی زده میشود ، از زن بعنوان الات و افزار شهوترانی و اعلانات (ریکلام )تجارت سکس استفاده می کنند ، در هر کوچه و پسکوچه تصاویر برهنه ی زن  دیده می شود ، مافیای تجارت سکس ،  زیر نام دموکراسی ازدواج زن با زن و مرد با مرد را قانونمند ساخته اند ، ومقام والای زن را به مسخره گی می کشانند ،  این لجام گسیختگی ها بنام دموکراسی تا جای پیشرفته میشود که پدری با دخترش ازدواج کرده از وی صاحب چند فرزند میگردد . همبستری با دختر ، مادر و خواهر آزادنه و بدون هراس در گوشه و کنار این کشور ها شنیده می شود .  در هند دموکراسی از تولد دختر شرم و ننگ دارند ، از زنان بیوه حق شوهر گرفتن سلب شده و زن مجبور است شوهر خود را عبادت کند و هزاران مثال دیگر 

  با آنچه که گفته آمدیم ، زن در طول تاریخ مردانه ، باستناد داستانهای جعلی ، از تمام حقوق مُسلم شان محروم شده اند 

    سر انجام بدین نتیجه می رسیم که ، علی الرغم تمام خشونت ها علیه زن ، نه « مرد سالاری » ونه « زن سالاری »  بنفع جامعۀ بشری میباشد .  ما می بینیم که بنام دموکراسی و تطبیق شرعیت خود ساخته مردان ، جنایات هولناکی در خانواده ها بوقوع می پیوندد ، و شیرازۀ شیرین بسیاری از خانواده ها از هم می پاشد ، وبنام شرعیت چه بدبختی های که زن نمی بیند ، اگر در جامعۀ ما نظام « انسان سالاری » حاکم شود ، نه مرد در جامعۀ غربی بیک اشارۀ چشم زن از خانه رانده میشود ، و نه زن در جوامع مذهبی بمالکیت خصوصی تبدیل میگردد 

      بنیادگرایان و قانون سازان مرد اگر کمی عاقلانه تر فکر کنند ، میدانند که زندگی با سعادت و پیروزی مرد ، بدون زن نامکمل و امکان نا پذیر بوده و تکامل مرد مرهون فداکاریهای زن است  . آیا اینها گاهی هم فکر کرده اند ، همین طبقه ی که آنها را با حقارت ناقص العقل میشمارند ، هزاران نابغه ها را تقدیم جامعۀ بشری کرده اند ، که از برکت آنها امروز ما  از رو شنایی برق مستفید می شویم 

درا ینجا قابل یاددهانی میدانم ، در جامعۀ مرد سالار ، مردان هیچگاهی از موقف خود منصرف نخواهند شد ، در نظام های ارتجاعی هر روز کوشش بعمل می آید تا موقف و امتیازات مرد ها را مستحکم تر سازند ، حفظ آداب ، و سنن کهنه ، قوانین مدنی نابرابر ، با مرتجعین سلطه جو بر زن ، پیوند های تنگاتنگی دارند 

    زنان نباید دست زیر الاشه نشسته منتظر بمانند که دیگران صدای اعتراض شانرا بلند کنند ، یا هر یک سال انتظار بکشند ، تا هشتم مارچ برسد ، در محافل و یا تظاهراتی فریاد های مظلومانۀ خود را عیلۀ نابرابری ها بلند کنند

    خواست شما این باشد که قانون اساسی بر مبنای برابری ، موافق به شرایط  زمان و مکان ، برای همه شهروندان بخصوص زنان بوجود آید  ، حمایت شدید قانون از زن ، دست مرد را از سلیی زدن کوتاه می سازد 

مبارزات بر حق و حماسه های ماندگاری شما ، ثبت تاریخ می شود ، جزیی ترین فروگذاشت ، تمام مبارزات حق طلبانۀ تانرا کمرنگ می سازد ، اجازه ندهید که حکم رئیس جمهور تعداد شما را در پارلمان و سایر ارگان های دولتی کاهش دهد 

      در اخیر این روز خجسته را با پاشیدن انواع عطر ها به سر و صورت تان ، و به امید نابودی همه نابرابری ها ، ستمگریها  و تبعیضات نادرست ، که هیچ عقل سالمی تحمل این همه نا ملایمات را کرده نمیتواند ، به زنان سراسر گیتی و بخصوص زنان زجر کشیدۀ افغانی تبریک و تهنیت عرض میکنم 

     مبارزات تان برگشت ناپذیر باد ، صدای تان علیه پوشش اجباری ، که سمبول بردگی زن است ، رساتر باد 

پیام شادباش اتحادیه سراسری افغانهای مقیم فدراسیون روسیه27.09.2012 نسبت ایجاد سایت نادیه انجمن

از آنجائیکه زنان و از جمله زنان افغان با تشکیل نیمی از پیکر جامعه بشری مظهر و نماد اساسی ظرافت – عطوفت – مسالمت – انس و محبت بوده و با داشتن احساسات رقیق عاطفی و خصایل فطری متفاوتی با مردان پیوسته در حفظ صلح و تعمیم همزیستی مسالمت آمیز در سراسر جامعه بشری رول بسزائی داشته و دارند در حفظ تحکیم مناسبات خانواده گی و در مجموع تامین و گسترش روابط مثبت اجتماعی، بقا و استمرار حیات جامعه و بلاخره مسیر تکامل ارزش های انسانی جایگاه ویژه ئی دارند 

زنان افغان در درازای زمان با وجود تحمل محرومیت های بیشمار نه تنها در پروسه رشد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه سهم در خور ملاحظه داشته اند بل با آفرینش حماسه ها و رزمنامه های ماندگاری در برهه های مختلف تاریخ بخاطر اصول آزادی در مقابل قوت های گوناگون استعماری قهرمانانه و شجاعانه با قلم و شمشیر جنگیده و ایستاده گی نموده اند 

بناءً گشایش موفقانه سایت انترنیتی "نادیه انجمن" ارگان نشراتی شورای زنان افغان مقیم فدراتیف روسیه که از دیر زمانی بدینسو خدمات ملموس و قابل قدری را انجام داده میمون و مبارک دانسته و به نماینده گی از اتحادیه سراسری افغانها به رئیس شورای زنان داکتر راضیه هوتکی و همه اعضای این شورا تهنیت گفته موفقیت های مزید شانرا در جهت خدمت گذاری و روشن گری هر چه بیشتر اذهان زنان افغان و تشکل هر چه

فشرده تر ایشان در فدراتیف روسیه از بارگاه ایزد بی نیاز ، نیازمند ام


اختر محمد صافی

رئیس اتحادیه سراسری افغانهای مقیم فدراسیون روسیه

 

در حالت مهاجرت هم استعداد های افغان می درخشد

بتاریخ ۳۱ ماه اکتوبر جشنواره هنری ( فیستوال ) در پوهنتون اقتصاد و حقوق شهر ماسکو برگزار گردید  در این مسابقات به تعداد ۵۰ تن جوانان با استعداد  از شهر های

مختلف روسیه اشتراک ورزیده بودند 

جوانان با استعداد کشور ما هریک رزما صدیقی محصل پوهنتون اقتصاد وحقوق  ،اجمل فراهی و اقبال محصلین انسیتوت دوستی خلقها با اجرای  اتن ملی توانستند تا مقام اول را در فیستوالبدست آرند و  کپ افتخاری  این فیستیوال به رزما صدیقی  اهدا گردید 

  خبرنگار نشریه نادیه انجمن گزارش میدهد که رزما صدیقی در سال گذشته نیز در

کنفرانس علمی بین المللی در مورد افغانستان که در شهر بیلا روسیه تدویر  یافته بود

باګرفتن یک مدال و تقدیر نامه مورد تقدیر قرار  ګرفتند . به امید موفقیت های بعدی شان می باشیم 

     مریم گزارشگر نادیه انجمن 

 

فراخوان شورای زنان خطاب به زنان افغان مقیم در فدراسیون روسیه نسبت پنجمین سالگرد نشریه         ( نا دیه انجمن)  ۲۷سپتمبر 

 

فراخوان شورای زنان

خطاب به زنان افغان مقیم در فدراسیون روسیه

نسبت پنجمین سالگرد نشریه ( نا دیه انجمن) ۲۷سپتمبر ۲۰۰۷

 

خواهران ، مادران عزیز ، زنان رنجدیدۀ هموطن   

ترک اجباری وطن زندگی در شرایط غربت و بی وطنی بر درد ها و پرابلم های زنان افزوده، خانواده ها و زنان هموطن ما را با دشواری های جدیدی مواجه ساخته است

شرک فرهنگی، عدم بلدیت با لسان، قوانین و فر هنگ کشور های میزبان، بیکاری،  انزوا، تنهایی و عدم حضور فعال در حقایق مسلم زندگی اکثریت زنان را تشکیل میدهد

دختران جوان ما بین دو فرهنگ با سراسیمگی روانی مواجه اند. خطر وحشتناک جدایی و از هم پاشیدن کانون خانواده های افغان را بصورت روز افزون تهدید مینماید. وضعیت زنان افغان در داخل کشور به اساس گزارش های سازمان های دفاع از حقوق بشر بصورت تراژیک وخیم و دشوار گردیده است. خشونت علیه زنان ، محرومیت و تعمیل انواع ستم برآنان در حال اوجگیری است

افغانستان یگانه کشوریست که در آن وقایع خود سوزی زنان مکرراً ثبت میگردد. ازدواج های اجباری، بیسوادی ، بیکاری و فقر قبل از همه دامنگیر زنان است

زنان اولین قربانیان بی امنیتی و ادامه جنگ اند، شرایط جدید زنده گی انبوه از وظایف جدید رادر برابر زنان آگاه و با درک وطن مطرح ساخته است. همین اکنون شمار کثیر از نهاد ها، انجمن ها و تشکیلات و هسته های کار با زنان مصروف کار درین راستا اند

در حقیقت امر موج جدیدی از جنبش زنان در حال شکل گیری است. به خاطر تحکیم و گسترش هر چه بیشتر این جنبش و واکنش متحدانه آن در مبارزه برای اعاده حقوق زنان افغان رفع خشونت بر زنان افشا و مقاومت در برابر سیاست های زن ستیزانه نیرو های تاریک اندیش و عقب مانده تعمیل فشار برای جلوگیری انفاذ قوانین ظالمانه و تبعیض پرستانه حکام ظالم و افراطیون در افغانستان و مساعدت به زنان مهاجر در حل دشواری ها و چالش های ناشی از شرایط غربت و بی وطنی ،کمک فعال در جهت انتیگریشن آنان ، تدویر تدابیر فرهنگی و تربیتی برای دختران جوان ، تلاش برای ایجاد همسویی و همگرایی ، مبارزه زنان در ایجاد یک نهاد سراسری فدراسیون روسیه از هشت سال بدینطرف فعال است

عقیده براین است این نهاد مستقل و غیر وابسته زنان بر پایه همسوئی و همگرائی انجمن ها ، سازمانها و نهادها بر مبنای یک برنامه عمل و سند تشکیلاتی ایجاد مستقل نهاد هایهای زنان ، شخصیت های مستقل تر موثر تر فعالیت نهاد های کار با زنان راسمت و سو دهد 

                                                           داکتر راضیه هوتکی 

رئیس شورای سرتاسری زنان افغان در فدراسیون

پنجمین سال تاسیس نشریه نادیه انجمن مبارک 27.09.2011

رمضان رفت

رمضان رفت ولی کاش صفایش نرود

 

سحرو جوشن و قرآن و دعایش نرود

 

کاش کی پرشده باشد دلم از نور سحر

 

هــــــــمره روزه و افطار نوایش نرود

انجمنی رفت

 

با مشـــت تو ای مــــرد مــپـــندار زنی رفت

از کوچهء لب دوختـــــه‌  گان، انجمنی رفت

شرمــــــــت که با بازوی پولاد تو آســــــان

از چنگ تو زندانيی پا در رســـــنی رفـــــت

 

از حلقهء خود سوخته‌گان، چلــچلهء شــــعر

صد حيف و صد افــسوس که با پرزدنی رفت

فــــرياد دل انگـــيــز بهــاريـــنهء ســــــبــزی

خشکيـد به لب، بلبل شيـــرين سخنی رفـــــت


 بشکــــــــسته پری، بی نفسی، در قفســی مرد

کی طاير آزاده‌ پـــری از چمـــنی رفـــــــــت ؟

خامـــــــــــش منشــــــينيد الا خـــــيل قنـاری 

از نزد شما باغــــــــچهء ياســـــــمنی رفــــت

 

شعراز لطیف ناظمی    

یادی از شاعر ناکام که صدایش به دستان جهل برای همیشه خاموش شد

نادیه انجمن در ۱۵ عقرب ۱۳۸۴ خورشیدی که هنوز بیست وپنجمین بهار زندگی اش نرسیده بود دراختلاف خانواده گی و بروز بحران اعتماد واعتقاد یکسره نفرین گردید وسرانجام جانش را گرفتند. اواولین زن شاعر نیست ونبود که درراه آزادی جانش را با نامرادی بسیار گرفتند . رابعه بانوی شعر را چگونه درحمام  رگ زدند سلطان رضیه شاهنشاه بانوی خراسان را چطور در کمین سربریدن و دهها زن دیگر که حتی باگوشهای ما راه نیافته است 

دست قاتل ات ای دخت نامراد شکسته باد 

شماره های اول تا بیست و یکم نشریه نادیه انجمن بطورمتواتر چاپ و توزیع شد 27-09-2011

تاریخ ایجاد سایت 27.09.2011