رویـــدادهـــای مهم هفــــته

 

 

جاده ای در کابل،بنام آزادی بیان نام گذاری شد

 

وزارت اطلاعات و فرهنگ٬ شهرداری کابل و دفتر حمایت از رسانه های آزاد افغانستان٬ امروز جاده ای را در کابل به نام آزادی بیان مسما کردند.

جاده آزادی بیان از مسجد حنظله و جاده انقره در ناحیه دهم شهر کابل شروع٬ با عبور از اداره سارنوالی افغانستان تا مکتب زرغونه در شهر نو کابل امتداد دارد.

این برای نخستین بار است که جاده ای در افغانستان به آزادی بیان نام گذاری می شود اما پیش از این٬ یک جاده به نام اجمل نقشبندی خبرنگار که در جنوب افغانستان کشته شد٬ نام گذاری شد.

با این حال٬ شماری از روزنامه نگاران و نهادهای مدافع از حقوق خبرنگاران بارها با پرپایی اعتراض ها و راهپیمایی ها خواهان نام گذاری جاده ای به نام آزادی بیان شده بودند.

 

'نیروهای خارجی در قندهار و هلمند زندان دارند'

 

عبدالشکور دادرس، از اعضای هیاتی که از سوی رئیس جمهور کرزی برای بررسی وجود بازداشتگاه در پایگاه‌های نیروهای خارجی در این دو ولایت تعیین شده، گفت که از این "بازداشتگاه‌ها یا زندانهای غیر قانونی" بازدید کرده و به اسنادی دست یافته که نشان می‌دهد شهروندان افغان در آنجا نگهداری می‌شوند.

او افزود که وجود این بازداشتگاه‌ها برخلاف فرمان ۱۳۹ حامد کرزی، رئیس جمهور افغانستان است که نیروهای خارجی را از داشتن زندان در داخل خاک افغانستان منع کرده و مخالفت صریح نیز با قانون زندان‌های افغانستان دارد.

نیروهای خارجی در هر دو میدانهای هوایی زندانهای موقت ایجاد کرده‌اند.

 

دوستان این ارقام چند کیلوگرام خوانده میشود؟ 

آیا میدانید که وزن کره زمین چقدر است؟

آیا میدانستید كه وزن کره زمین چیزی در حدود : ۶,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ كیلوگرم است كه این مقدار با استفاده از فرمول ( F = G * M۱ * M۲ / R۲ ) بدست امده است.

 

نورستانی: در مورد این‌که انتخابات به دور دوم نرود مشکوکم

 

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان عصر روز پنج‌شنبه ۴ ثور در حالی ۸۲,۵۹ درصد آرای قسمی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را اعلام نمود که پیش ازین گفته بود در این روز صددرصد نتایج نخستین انتخابات را اعلام خواهند کرد.

بر اساس این نتایج باز هم داکتر عبدالله عبدالله، با به‌دست‌آوردن ۲۵۶۴۲۸۴ رای و ۴۳,۸ درصد آرا به عنوان فرد نخست فهرست رای‌گیرنده‌گان و داکتر اشرف غنی احمدزی با به‌دست‌آوردن ۱۹۲۸۹۵۳ رای و ۳۲,۹ درصد آرا فرد دوم فهرست رای‌گیرنده‌گان قرار گرفته و به عنوان دو نامزد پیش‌تاز در صدر فهرست قرار دارند.

یوسف نورستانی، رییس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان که در نشست خبری به همین منظور در کابل صحبت می‌کرد گفت این پروسه تا به حال شفاف بوده و آنان امانت مردم را بدون خیانت به امانت‌دار خواهند سپرد.

آقای نورستانی گفت:در مورد این‌که انتخابات به دور دوم نرود شک دارم.

 

کوچ کشی در ارگ ریاست جمهوری

 

در حالی که تمامی توجهات مربوط به تعیین تکلیف انتخابات ریاست جمهوری 1393 و اعلام نتایج در دور اول یا دوم است؛ شنیده های درگوشی و پشت دیواری حاکی از آنست که ارگ نشینان و برخی اعضای کابینه در رقابت با یکدیگر و به سرعت هرچه تمام تر مشغول تمیز کردن ارگ از وسایل اضافی هستند.

 

ارگ نشینان فعلی بر این باورند که لوازم منقول و غیر منقول موجود در ارگ ریاست جمهوری همچون حساب های مالی و کمک های جامعه جهانی، نه متعلق به ملت و در اختیار دولت بعدی بلکه ارثیه پدری آنان می باشد از همین رو زحمت تمیز کردن ارگ را با جان و دل تقبل نموده اند.

 

یکی از عوامل موثر بر این اقدام خداپسندانه و میهن پرستانه ارگ نشینان و اعضای کابینه حامد کرزی، بیکاری و فراغت بیش از پیش است چرا که با نزدیک شدن حکومت به روزهای پایانی اش عملا کاری از پیش برده نمی شود و بجای دراز کردن دست دوستی بسوی طالبان، انتقاد از پاکستان و اعتراض به ناتو برای تلفات مردم ملکی که وظایف روزمره رییس جمهور است؛ به نظافت و پاکسازی می پردازند.

 

خبرهایی که بصورت غیر رسمی و محرمانه به بیرون درز پیدا کرده حاکی از کوچ کشی دسته جمعی در ارگ ریاست جمهوری در کابل است به گونه ای که تمامی دولتمردان مفت خور و بیکاره گذشته اینک کمر همت بسته اند و در سبقت گرفتن از یکدیگر از هیچ وسیله و ابزاری چشم نمی پوشند.

 

جای بسی امیدواری است که در شرایط نابسمان بهداشت و صحت عامه و کثیفی دردسر ساز پایتخت که یکی دو روز گذشته منجر به استیضاح آبکی ثریا دلیل شد؛ کسانی که در عمر 10 ساله خود در حضور در بدنه دولت دست به هیچ کاری نزده اند اینک ارگی تمیز و بدون هرگونه وسایل و ذخایر اضافی و دست و پا گیر تحویل رییس جمهور آتی می دهند تا وی بتواند بر پای خود بایستد و از صفر شروع کند.

 

ارگ خالی تقدیم به رییس جمهور آتی از منظری دیگر هم شایسته تقدیر و تحسین است و آن اینکه، چون اعضای حاضر در خزانه دولت و خوان ارگ ریاست جمهوری بدلیل عملکرد ضعیف و فرسودگی مفرط، امیدی به ابقاء در سمت هایشان و یا پذیرفته شدن از سوی پارلمان ندارند خود بخود مشغول محو کردن تمامی آثار و رد پای خود می باشند.

 

از آنجا که تکلیف حامد کرزی پس از 12 سال تکیه زدن بر مسند حکومت و ریاست ملت، همچنان نامعلوم است و نامزدهای برتر کنونی ادعای نگاه داشتن وی در سیستم دولتی را دارند می توان اقدام به کوچ کشی دسته جمعی در ارگ را نوعی قدردانی از داکتر عبدالله و اشرف غنی احمدزی دانست که تجربیات و انباشته های حامد کرزی را مفید می دانند. و کوچ کشی ادامه دارد تا هرکی به زور و قوت خود چیزی بدست آورد

روی و سر یک  خانم و تبر قاتل 

یک خبر تکان دهنده خشونت علیه زنان در ولایت بغلان !!!!!

 

شب گذشته یک خانم ۳۲ ساله درشهر پلخمری در منزلش به شکل بیرحمانه با ضرب تبر به قتل رسید.
پولیس بغلان میگوید: “این خانم توسط شوهرش به قتل رسیده است اما در این حال ریاست امورزنان ولایت بغلان میگوید که شوهر این خانم در کشور ایران به سر میبرد. واین خانم توسط کدام شخص دیگر به قتل رسیده است.”
مدیریت مبارزه با جرایم جنایی بغلان مگوید: “تا کنون عامل قتل این خانم معلوم نیست اما تحقیقات در این مورد جریان دارد تا عاملین این قتل را گرفتار نموده و به قانون بسپارند.”
گفته میشود که چند روز قبل یک دختر خانم بنام نسیمه در ولسوالی جلگه ولایت بغلان از سوی یک قوماندان اسبق جهادی بنام جبارو افرادش که به شکل غیر قانونی سلاح را با خودشان حمل می نماید در جریان شب ربوده شد و مدت
۱۳ روز این دختر در گروگان شان بود و تجاوز جنسی بالایش از سوی این افراد انجام یافته بود.
گفتنی است که در سال جاری چنین قضیه های خشونت در ولایت بغلان به شکل چشم گیری به مشاهده میرسید.

 

 

جشن 'تجلیل از حماسه

مردمسالاری' در کابل

روز پنجشنبه ۲۸ حمل (فروردین)، مراسمی با عنوان 'تجلیل از حماسه مردم سالاری' در قصر دارالامان کابل برگزار شد. در این مراسم جمعی از شهروندان کابل ، فعالان مدنی، خبرنگاران و نویسندگان افغان از برگزاری موفق انتخابات افغانستان و شرکت گسترده مردم در این انتخابات با موسیقی و رقص تجلیل کردند.

 

فیروز مظفری 

بی بی سی 

 کنکور افغانستان؛ گذرگاهی که

سال به سال دشوارتر می شود

عبدالقاسم سال گذشته در روستای آهنگران ولایت غور در مرکز افغانستان، برای قبولی در رشته

اقتصاد دانشگاه هرات در غرب افغانستان تلاش می‎کرد.

وقتی نتایج اعلام شد او توانسته بود که نفر اول کنکور افغانستان شود.

قاسم اکنون در هند در شهر آلله آباد مرکز ایالت اوترا پرادیش در شمال هند درس می‎خواند. تلاش قاسم او را از سرزمین سرد و روستایی غور به آنجا کشاند.

او اکنون زبان می‎خواند و آمادگی می‎گیرد که در یکی از دانشگاهای هند در رشته اقتصاد درس بخواند. در صحبت تلفنی‎اش درباره تغییرات زندگی‎اش گفت که "محیط تاثیر گذار است و همه چیز را می‎سازد."

هم کلاسی دیگر او ذبیح الله نیز که نفر دوم امتحان کنکور سال گذشته بود به گفته قاسم در کشور ترکیه درس می‎خواند.

هر دو روستا زاده اکنون از دور افتاده ترین روستای افغانستان به مرکز شهرهای بزرگ هند و ترکیه، زندگی جدید را تجربه می‎کند.

افزایش علاقه مندی به آموزش عالی و قانون کارمندان دولتی که قید کرده است، کسانی که می‎خواهند در پستهای ارشد دولتی کار کنند باید مدرک لیسانس (کارشناسی ) داشته باشند، اکنونورودی های دانشگاهای افغانستان را شلوغ تر از قبل کرده است.

برای خیلی از خانواده‌ها راه یافتن و نیافتن فرزندان شان به دانشگاه‎ها داری اهمیت حیاتی است. در این روزها انتخابات افغانستان خبر داغ روز است.

بعد از اعلام نتایج آزمون کنکور، این خبر جای خبر انتخابات را در رسانه‎های اجتماعی گرفت و این نشان دهنده اهمیت این موضوع برای خانواده ها و نسل جدید در افغانستان است.

راه نیافتن چقدر می‎تواند بر زندگی مردم و جوانان افغان تاثیر گذار باشد؟ عبد الرحمن یکی از جوانان افغان که خود موفق نشده آزمون کنکور را پشت سر گذارد و به آموزش عالی خود ادامه دهد، می‎گوید که به دلیل مشکلات اقتصادی نتوانستم وارد دانشگاه شوم سه سال در ارتش ملی افغانستان خدمت کردم و بعد از سه سال اکنون در شهر دبی مشغول کار بنایی‌ام .

شرط داشتن آموزش عالی در ارتش باعث شده که عبدالرحمن نتواند پله‎های ترقی را در ارتش ملی افغانستان نیز طی‌کند و بعد از اینکه سه سال به عنوان سرباز در این ارتش کار کرده مجبور شده است که با اسرار خانواده اش صف ارتش ملی افغانستان را رها کند.

علاقه مندی به آموزش در افغانستان اکنون روند پر شتابی را به خود گرفته، پزشکی در شهر کابل می‎گفت که پیر زنی هزینه درمانش را نداشت که پرداخت کند و بعد به او شکایت کرده بود که بیشتر هزینه‌های که خانواده این پیر زن مصرف می‎کند صرف آموزش فرزندان خانواده می‎شود.

بر اساس اعلام وزارت آموزش و پرورش تعداد دانش آموزانی که از جمیعت حدود ۲۷ میلیونی این کشور امسال به مدرسه می‎روند حدود ۱۱.۵ میلیون نفر هستند.

برای ۱.۳ میلیون نفر نیز زمینه آموزش در این کشور فراهم نیست.

آمار موجود در این کشور نشان می‎دهد که تنها صد نفر از هر هزار دانش آموز افغانی تاکنون قادر شده‎اند که به مراکز آموزش عالی این کشور راه یابند.

باتوجه به رشد مراکز آموزش عالی در افغانستان، میزان قابل توجهی از شاگردان مدارس سالانه قادر به راه یابی به مراکز آموزش عالی افغانستان نمی‎شوند.

امسال ۲۶۱ هزار نفر برای ورود به دانشگاه‎ها ثبت‎نام کرده بودند و ۲۲۸ هزار نفر در آموزن اشتراک کردند. ۱۱۰ هزار نفر به مراکز آموزش عالی و نیمه عالی این کشور جذب شدند.

افغانستان یکی از کشورهایی است که کمترین میزان سرمایه گزاری را در زمینه آموزش داشته است، میزان سرمایه گزاری برای هر دانش آموز درافغانستان ۶۰ دلار در سال است، این رقم در پاکستان ۲۵۰ دلار است و در ایران به ۵۰۰ دلار می‎رسد.

ولی با تمام این نارسایی‌ها میزان افرادی که سالانه پشت درهای کنکور این کشور می‎مانند، روز به روز افزایش می‎یابد و انتظار می‎رود که این میزان هرساله بیشتر از قبل شود.

به گفته عظیم نور بخش سخنگوی وزارت آموزش عالی افغانستان، اکنون ۳۲ دانشگاه دولتی و ۸۲ دانشگاه خصوصی در سراسر این کشور وجود دارد که در حدود ۲۰۰ هزار دانشجو در این مراکز درس می‎خوانند و در سال جاری فقط ۱۵ هزار نفر از این مراکز فارغ التحصیل شده‎اند.

تعداد دانشجویانی که سالانه وارد دانشگاه می‎شوند چندین برابر فارع التحصیلان دانشگاه‎ها است. دولت افغانستان نیز تلاش کرده که تغییر لازم را در ساختار آموزش عالی افغانستان ایجاد کند به قول نوربخش ساخت دانشگاه های جدید و ارتباط با دانشگاه‎های منطقه از جمله این فعالیت‌ها است.

اکنون بیش از ۴۰۰ دانشکده در سراسر افغانستان وجود دارد. در دانشگاهای دولتی حدود ۵ هزار استاد مشغول تدریس هستند.

در سال ۱۳۸۹ خورشیدی ۴۵ دانشگاه در کل افغانستان وجود داشت. اکنون شمار دانشگاه‌ها دو برابر افزایش یافته و این تغییرات را می‎توان در تعداد استادان و شاگردان نیز شاهد بود.

البته تنها دانشگاه‌های داخلی در افغانستان نیست که سالها میزبان هزاران دانشجوی این کشور است، علاوه بر آن کشورهای هند، ترکیه و سایر کشورهای منطقه نیز سالانه میزبان هزاران دانشجوی افغانستان است.

عبیدالله عبید وزیر آموزش عالی افغانستان تعداد دانشجویان افغان در هند را ۵ هزار نفر اعلام کرد و گفت که در سایر کشورها نیز حدود ۱۵ هزار دانشجوی افغان را در مقاطع مختلف دانشگاهی میزبانی می‌کنند.

برگزاری جشن نوروز در کاخ ریاست جمهوری افغانستان

مراسم جشن جهانی نوروز امروز در کاخ ریاست جمهوری افغانستان، در کابل برگزار شد. در این جشن، بر علاوه رئیس جمهور کرزی، رئیسان جمهور پاکستان، ایران و تاجیکستان نیز شرکت کردند. اجرای موسیقی و نمایش صنایع دستی کشورهای حوزه نوروز، بحشی از این مراسم بود. دولت افغانستان برای برگزاری این جشن، قصری در تپه پغمان آماده کرده بود. اما بعدا مسئولان گفتند که این قصر آماده نشده و مراسم جشن نوروز در ارگ ریاست جمهوری برگزار می شود.

مقام‌های محلی در ولایت تخار در شمال افغانستان گفته‌اند که در اثر لغزش زمین ۱۲۰ خانواده مجبور به ترک خانه‌های خود شده و حالا نیازمند کمک هستند

سنت‌الله تیمور، سخنگوی والی تخار گفت که روستای "خواجه خیرآب" ولسوالی رستاق شب گذشته در اثر این لغزش کاملاً از بین رفت.

او افزود که ساکنان این روستا همه به سلامت از خانه‌های خود به محل دیگری منتقل شده‌اند، اما همه دارایی خود را از دست داده‌اند.

عبدالمناف فیضی، ولسوال رستاق گفت که این روستا در دامنه کوهی واقع بود و با لغزش زمین، هیچ خانه‌ای سالم نمانده است.

به دنبال این حادثه، مقام‌های محلی تخار و مسئولان سازمان‌های کمک‌رسانی در یک جلسه اضطراری برای کمک به ساکنان این روستا برنامه‌ریزی کردند.

سخنگوی والی تخار گفت که سازمان‌های کمک‌رسانی در این جلسه برای کمک به آوارگان این روستا ابراز آمادگی کردند.

پیشتر برخی رسانه‌ها گزارش داده بودند که از محل لغزش زمین در این منطقه چهار جسد پیدا شده است، اما آقای تیمور ضمن تایید پیدا شدن این چهار جسد، گفت که این اجساد متعلق به ساکنان این روستا نیست.

او افزود که پس از بارش باران در شب گذشته، این اجساد را سیل از جاهای دیگر به این منطقه آورده که یکی از این اجساد متعلق به یک چوپان است و سه جسد دیگر هنوز شناسایی نشده است.

روستای خواجه خیرآب در زمستان ۱۳۷۶ در پی زمین لرزه تخریب شد و حدود ۴۵۰۰ نفر از ساکنان آن کشته شدند. به دنبال آن، مسئولان محلی از ساکنان این منطقه خواستند که آن جا را ترک کنند.

مقام‌های محلی می‌گویند در اثر این درخواست شمار زیادی از ساکنان آنجا به مناطق دیگر رفتند، اما شمار کمی از آنها در آن جا ماندند.

منابع محلی می‌گویند که در این منطقه بارها زمین‌لرزه و لغزش زمین روی داده است.

 

: نامه‌ای از گلناره کریمووا

کتکم زده‌ اند

 

 ناتالیا آنتلاوا

گلناره کریمووا، دختر رئیس جمهور ازبکستان، یکی از قدرتمندترین افراد در آسیای مرکزی بود. سال گذشته او از این جایگاه سقوط کرد – ولی تا حدود پنج هفته پیش همچنان در فضای مجازی فعال بود. از آن زمان به بعد او در سکوت به سر می‌برد

نامه بلند بالایی که بدست من رسیده پر از نشانه‌های پریشانی است. در جایی می‌خوانیم: "من تحت فشار روانی شدیدم، مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌ام، کبودی‌های روی بازویم از شمار خارج است."

در نامه، زندگی در حصر خانگی، تهدیدهای روزانه و زیر نظر بودن دایمی توسط پلیس و دوربین های مداربسته توصیف می‌شود.

نامه توسط یک فرد ناشناس که خود را فردی "که می‌خواهد عدالت اجرا شود" و از ازبکستان فرستاده شده: یکی از منزوی ترین و سرکوبگرترین حکومت های جهان. فرستنده می‌گوید نامه چند روز پیش نوشته شده و مخفیانه بدست او رسیده، ولی از ارائه توضیحات بیشتر خودداری می‌کند.

نامه امضا نشده، ولی دقت جزئیات، سبک درهم و برهم نوشتاری و دست خط تقریباً روسی، نشان می‌دهد که نویسنده نه یکی از مخالفان سیاسی، که گلناره کریمووا است؛ کسی که زمانی از او به عنوان جانشین احتمالی پدرش، اسلام کریم‌اف رئیس جمهور ازبکستان نام برده می‌شد.

در یک خط از نامه آمده: "چقدر ساده انگار بودم که فکر می‌کردم در این کشور حاکمیت قانون برقرار است."

یک بررسی مقایسه‌ای بخشی از نامه با نمونه دست خطی که می‌دانیم مربوط به کریمووا است، نشان می‌دهد که با احتمال بالایی (۷۵ درصد) نامه واقعاً بدست او نوشته شده است.

اینسا گلدبرگ، کارشناس اسرائیلی متخصص در دست خط سیریلیک، می‌گوید: "بدون استفاده از نسخه اصلی، تقریباً غیرممکن است که بتوان دست خط را ۱۰۰ درصد تطبیق داد، ولی احتمال خیلی بالایی هست که هر دو نمونه بدست یک نفر نوشته شده باشد."

این نامه، گوشه‌های تازه‌ای از ماجرای سقوط یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های ازبکستان و مبارزه او با اعضای کلیدی حکومت را روشن می‌کند. ماجرایی که سر از توییتر درآورد تا همه دنیا از آن آگاه شود.

طی ۱۴ ماه گذشته، کریمووا که زمانی در اسناد دیپلماتیک ایالات متحده از او بعنوان "سردسته دزدها" و "منفورترین فرد در ازبکستان" نام برده شده بود، در توییتر خود درباره اختلاف پیدا کردن با پدر قدرتمندش و تبعات آن نوشته است – تعطیلی شرکت ها و شبکه تلویزیونیش، تعطیلی انجمن خیریه او و دستگیری هوادارانش.

او به من و اندرو استرولاین از دیدبان حقوق بشر گفت: "این اصطلاح احمقانه "دختر دیکتاتور" را استفاده نکنید" و افزود که ترجیح می‌دهد با نام کوچکش صدایش کنیم

با فروریختن امپراتوری کریمووا، او شروع به انتقاد علنی از چهره‌های کلیدی رژیم کرد؛ بخصوص درباره مشاور ارشد امنیتی پدرش، رستم عنایت اف، که به گفته او در صدد به دست آوردن قدرت است.

من و او گاهی با یکدیگر توییت رد و بدل می‌کردیم. در کشوری که اینترنت و رسانه‌ها سانسور می‌شود، توییتر او نگاهی بی سابقه به درون این کشور مهیا می‌کرد که پیش از آن تنها می‌شد درباره آن گمانه زنی کرد. ولی در روز ۱۶ فوریه او ساکت شد. حساب کاربری او در توییتر از آن زمان به حالت تعلیق درآمده است.

آخرین توییت کریموا تنها یک روز پیش از آن نوشته شد که پلیس به آپارتمانی لوکس در تاشکند هجوم آورد و افرادی را دستگیر کرد که تا آن زمان هیچ مرجع قانونی جرأت نمی‌کرد به سراغشان برود.

در این نامه روایت دست اولی از عملیات پلیس و اتفاقات پس از آن ارائه شده. در جایی می‌خوانیم: "آنچه وضعیت را بدتر می‌کند این است که وقتی که دائم زیر نظر دوربین ها هستید، وقتی افراد مسلح همه جا هستند و وقتی بخاطر آنچه دیده‌اید افسرده اید، دیگر نمی‌توانید مثل یک انسان زندگی کنید. شما دیده‌اید که نیروهای ویژه روی پشت‌بام می پریدند، وسایلتان را به هم ریخته اند، درها و پنجره ها را شکسته اند و از همه بدتر: یک نفر را با چشم‌بند، کف زمین بدنبال خود می‌کشند."

فرد "چشم بند دار" احتمالا رستم محمدعمراف است: شریک تجاری کریمووا و بنا به گزارش ها دوست پسر او، که در آن شب به همراه دو نفر از نزدیک‌ترین همکارانش دستگیر شد. در همان روز آن سه نفر به اختلاس، تقلب در پرداخت مالیات، تملک غیرقانونی ارز خارجی و پولشویی متهم شدند.

کریمووا با زبانی پریشان، گسسته و در بعضی جاها نامفهوم، توضیح می‌دهد که چگونه طی هفته‌های گذشته "صدها و شاید تا حالا هزاران" نفر از هواداران و کارکنان سابق او تهدید و یا دستگیر شده‌اند.

کریمووا می‌گوید که او را از آن‌ها جدا کرده‌اند که نتواند "حقایق غیرضروری" دردسرساز را پخش کند. او می‌گوید که به تلویزیون، اینترنت و تلفن دسترسی ندارد و نگران حال دختر بیمارش است.

یک منبع در تاشکند که به کریمووا نزدیک است، تأیید می‌کند که او در حصر خانگی است و اینکه دختر ۱۶ ساله او، ایمان، پیش او نگهداری می‌شود. این فرد، که نمی‌خواهد نامی از او برده شود، همچنین می‌گوید که کارکنان سفارت ایالات متحده با ایمان، که یک شهروند آمریکا است، دیدار کرده‌اند. (پدر او، همسر سابق کریمووا منصور مقصودی، یک شهروند آمریکایی با اصالت افغان است.)

کریموا در کنار دیگر فعالیت‌هایش، به طراحی مد نیز مشغول بود

سفارت ایالات متحده در تاشکند از تائید این دیدار خودداری کرد و در پاسخی کتبی گفت: "این سفارتخانه به خاطر سیاست‌هایش از پاسخ دادن به پرسش شما، معذور است." در ادامه آمده: "بعنوان یک سیاست کلی، وزارت امور خارجه و فرستادگان دیپلماتیک ما، الویتی بالاتر از تضمین سلامت و امنیت شهروندان آمریکایی در کشورهای دیگر ندارند."

کریمووا در طول این نامه اتهاماتی را علیه مادر، خواهر و برخی از نزدیک‌ترین متحدان پدرش مطرح می‌کند. او آن‌ها را به تقلب، باجگیری و شکنجه متهم می‌کند.

او می نویسد: "دلیل این محاکمه به سبک پینوشه این است که من جرأت کردم درباره آنچه میلیون‌ها نفر درباره‌اش سکوت کرده‌اند، فریاد بزنم."

ولی برای خیلی‌ها حمله های کریمووا به خانواده اش نشان از دورویی خواهد داشت.

گلناره، چنان که بیشتر ازبک ها او را می‌خوانند، برای مدت زیادی چهره باشکوه رژیمی بود که حالا از آن انتقاد می‌کند. او صاحب یک امپراتوری اقتصادی بود، مشهورترین ستاره پاپ این کشور شد (با نام هنری گوگوشا)، بزرگترین حامی هنر، طراحی و مد در این کشور بود، یک مارک عِطر و ادکلن راه اندازی کرده بود، بزرگترین خیر این کشور بود و بعنوان سفیر ازبکستان در سازمان ملل در ژنو انتخاب شده بود.

من در طی این سال‌ها با تعدادی از ازبک هایی مصاحبه کرده‌ام که زندگی خود را بخاطر کلاهبرداری شرکت هایی که بنام او اداره می‌شدند از دست داده‌اند.

در سال ۲۰۱۲، یک گروه از خبرنگاران سوئدی به شواهدی دست یافتند که نشان می‌داد یک شرکت مخابراتی سوئدی-فنلاندی بنام "تلیا سونرا" در سال ۲۰۰۸، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار رشوه پرداخت کرده تا بتواند وارد بازار پرسود موبایل در ازبکستان شود.

رد این پول به یک کمپانی ثبت شده در جبل طارق می‌رسید که متعلق به فرد ۲۵ ساله‌ای بنام گایان آواکیان بود. او یکی از دو همکار زنی بود که به همراه دوست پسر کریمووا (که او هم خواننده پاپ است)، رستم محمد عمراف در ۱۷ فوریه دستگیر شد.

هواداران کریمووا عکس‌هایی از مامورانی که ظاهرا خانه او را تحت نظر دارند منتشر کرده‌اند

از آن زمان این پرونده به بزرگترین پرونده فساد در تاریخ سوئد بدل شده و اخیرا گلناره کریمووا رسما به مظنونان این پرونده اضافه شد.

تحقیقات درباره این پرونده حالا ۱۰ کشور اروپایی دیگر و ایالات متحده را نیز درگیر خود کرده است. دو هفته پیش، مقامات سوئدی اعلام کردند که آن‌ها هم یک تحقیقات درباره پول شویی توسط کریمووا را آغاز کرده‌اند.

گلناره هموار هرگونه دخالت در پرونده تلیا سونرا را رد کرده و این کمپانی نیز هرگونه قانون شکنی را انکار می‌کند. در نامه کریمووا، او بار دیگر تأکید می‌کند که کارزاری که علیه او راه اندازی شده، بوسیله مشاور ارشد امنیتی پدرش،رستم عنایت اف، اداره می‌شود.

دانیل کیسلف، سردبیر وب سایت Ferghana.ru از پربیننده ترین وب سایت‌ها در آسیای مرکزی، می‌گوید: "او تصویر یک قربانی را از خود مخابره می‌کند و پدرش را کسی نشان می‌دهد که توسط اطرافیانش بازی داده شده."

کیسلف معتقد است که کسی به جز خود اسلام کریم‌اف نمی‌تواند دستور حصر خانگی دخترش و دستگیری دوستان نزدیکش را داده باشد. او می‌گوید که حاکم قدرتمند ازبکستان در حال تنبیه دخترش بخاطر زندگی پر ریخت و پاش او است.

دانیل کیسلف می‌گوید: "پانزده سال گذشته نشان داده که کریم‌اف کمترین اهمیتی به انتقادات بین‌المللی از وضعیت حقوق بشر در ازبکستان، شکنجه در زندان ها، عقیم سازی اجباری در بیمارستان های دولتی و کار کودکان در مزارع پنبه، نمی‌دهد."

کیسلف ادعا می‌کند که آنچه برای کریم‌اف مهم است، تأثیر مخرب شهرت گلناره بعنوان سردسته دزدها بر روی جذب سرمایه خارجی (که زمانی به نظر در انحصار گلناره بود) به این کشور است. کیسلف می‌گوید که این دستگیری ها، راهی برای کریم‌اف بود که به دخترش و سایر دنیا یادآوری کند که در ازبکستان او همه کاره است.

با وجود یک دهه شایعه درباره ابتلای کریم‌اف به یک بیماری لاعلاج، این مرد ۷۶ ساله هنگام شرکت در مراسم افتتاحیه المپیک زمستان در سوچی در ماه فوریه، به نظر هوشیار و سرحال می‌آمد. نشانه ای از اینکه او می‌خواهد قدرت را واگذار کند دیده نمی‌شود.

ولی آیا تصمیم به زندانی کردن گلناره یک نشانه از ضعف کریم‌اف است؟ هرچه باشد قطعا نشانه ای از نگرانی او درباره ضربه خوردن از سوی دختر پر سر و صدا و مطلع از اسرار خود است.

با وجود اینکه دسترسی گلناره به اینترنت قطع شده، او همچنان قادر به رساندن صدای خود به گوش دیگران است. او پس از رساندن نامه اش بدست من، نامه دیگری را هم برای رسانه‌های ازبک فرستاده که در آن از پدرش می‌خواهد که بگذارد او کشور را برای معاینات پزشکی ترک کند.او در نامه اش به من می‌گوید: "هیچ وقت فکر نمی‌کردم در کشور متمدن و در حال توسعه ای که ازبکستان ادعا می‌کند هست، چنین اتفاقاتی بیافتد."

"ولی نگاهی دقیق‌تر تمام زشتی آنچه در اینجا می‌گذرد را به من نشان داد. با گوش دادن به حرف کسانی که پیش از این با آن‌ها مخالف بودم، فهمیده ام که مدت‌هاست که چنین اتفاقاتی می‌افتد."

با اینکه ازبک های کمی، تغییر کریمووا و بدل شدن او به یکی از حامیان حقوق آن‌ها را باور خواهند کرد، ولی این نامه نظر بسیاری را جلب خواهد کرد.

 

: افزایش فرار دختران درکاپیسا

 

فرار دختران از منزل با نامزدان شان، در سال 92 در کاپیسا افزایش یافته است.

بنا به گفته صیفوره یحیا کوهستانی، رییس امور زنان کاپیسا، در سال 1392 بیش از 10 قضیه فرار از دختران در این ولایت ثبت کرده‌اند.

 

با آنکه خانم کوهستانی، رقم دقیقی از واقعات فرار پارسال ارایه نکرد ولی گفت، نسبت به سال‌های گذشته موارد فرار دختران از منزل افزایش را نشان می‌دهد.

خانم کوهستانی، دلیل این نوع فرارها را خواستن طویانه بلند از سوی خانواده‌ی عروس و پایین بودن اقتصاد دامادان عنوان کرد. 

رییس امور زنان کاپیسا گفت، شماری از نامزدان که فرار کرده‌اند، در محکمه عقد نکاح را بسته‌اند ولی برخی دیگر بدون عقد نکاح فرار کرده‌اند.

 

تندیس یک نویسنده افغانستان در

:شهر اروپایی نصب می شود

 

شهرداری فرانکفورت آلمان تندیس یک زن افغان را به عنوان نمادی از یک نمونه موفق در زمینه ادغام اجتماعی و تعامل فرهنگی مهاجران در جامعه آلمان برای اولین بار در این شهر نصب خواهد کرد. این تندیس متعلق به یک نویسنده افغان است. 

 

مسئولان شهرداری شهر فرانکفورت آلمان تندیس نادیه قانع نویسنده کتاب "من یک آلمانی افغانی الاصل هستم" را در انستیتوتی آموزشی در این شهر نصب می کنند. این مجسمه را برهنه معصوم هنرمند آلمانی افغانی الاصل به پاس خدمات فرهنگی و مبارزات وی برای دفاع از حقوق زنان ساخته است.

این تندیس برنزی که در شهر کسل آلمان ساخته شده است، در جریان مراسمی رسما از سوی شهردار این شهر به شهرداری فرانکفورت سپرده شد. شهرداری فرانکفورت گفته است که این مجسمه را در روزهای پیش رو در انستیتوتی در این شهر که از 25 سال قبل برای آموزش زنان مهاجر در بخش های مختلف فعالیت دارد نصب خواهد کرد.

به گفته بارترام هیلگن شهردار شهر کسل این مجسمه می تواند برای دیگر زنان خارجی که از کشورهای مختلف با دشواری های بسیار به آلمان می آیند و به دنبال یافتن یک زندگی جدید در این کشور هستند، الگوی خوبی باشد.

هیلگن به دویچه وله گفت: «این یک مثال فوق العاده خوب است برای انسان هایی که از کشورهای دیگر به آلمان می آیند و در شهری مثل فرانکفورت در اروپا به عنوان یک شهروند می خواهند در جامعه سهم فعال داشته باشند. خانم قانع یک نمونه مشهور است. خارجی های دیگری هم داریم که در شهرهای مختلف آلمان برای خود یک وطن جدید یافته اند و در بخش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بسیار فعال هستند. این واقعا امیدوار کننده است».

شهردار کسل اضافه کرد که تندیس بانو قانع به خاطر فعالیت های وی برای زمینه سازی برای ادغام اجتماعی خارجی های تازه وارد با جامعه آلمان و تلاش برای تعامل دو فرهنگ کاملا متفاوت با یکدیگر ارزشمند است.

سید عمر معصوم برهنه با نام هنری (برهنه معصوم)، هنرمند مجسمه ساز نیز گفت که این تندیس را به پاس فعالیت های این بانو در راستای حمایت از فرهنگ و هنر، تلاش برای دفاع از حقوق زنان و سخت کوشی اش در فعالیت های اجتماعی ساخته است. وی افزود: «من می خواستم مقام و ارزش یک زن افغان را با هنرم در مقام واقعی اش تبارز بدهم. امیدوارم که نسل نو به ارزش های زن که در محیط خانواده و کار فداکاری های زیادی را انجام می دهند پی ببرند. این برای من ارزشمند بود و با کمال میل این مجسمه را ساختم».

وی این مجسمه را به نوزادی تشبیه کرد که به مدت نه ماه در بطن مادر تکامل می کند و اضافه کرد که همین مدت زمان را برای ساختن آن صرف کرده است. آقای معصوم 50 سال است که با هنر مجسمه سازی مشغول است و تا کنون بیش از 47 نمایشگاه از آثارش در جهان برگزار کرده است. هفت کتاب از آثار وی چاپ شده و تنها در شهرها و موزیم های آلمان تا کنون هفت اثر مشهور وی در معرض دید عام قرار دارند.

صالحه وهاب واصل، رئیس کمیسیون زنان افغان در اروپا نصب تندیس یک بانوی افغان را در یکی از شهرهای مشهور اروپا موفقیتی برای زنان افغانستان می داند. به گفته وی این مجسمه می تواند از زنان افغان چهره جدیدی به جامعه اروپا ارائه کند. وی به دویچه وله گفت: «وی (خانم قانع) توانست این را به دنیای اروپایی ثابت بسازد که در افغانستان هم زنانی هستند که استعداد خوبی دارند و کارهای سطح بالایی را می توانند انجام بدهند. مبارزه همه ما همیشه برای همین بوده که نشان بدهیم که زنان افغان هم مثل دیگر زنان دنیا انسان هستند. ما تشکر می کنیم از هنرمند مان آقای برهنه که توانست با هنرش این احساس را در مردم به وجود آورد».

نادیه قانع خود نیز بر این باور است که تندیس اش از سرنوشت دشوار مهاجران در آلمان حکایت می کند. کسانی که برای یافتن راهی برای زندگی جدید در جامعه ای شدیدا مشغول با دشواری های زیادی روبرو می گردند. وی گفت: «من امروز با خبر شدم که در شهر فرانکفورت آلمان که مرکز اقتصاد کشور است و موزیم های زیادی دارد تا کنون تندیسی از یک زن ساخته یا نصب نشده بود. من اولین زن هستم، آن هم یک زن خارجی. این برای من واقعا جای افتخار است».

به گفته بانو قانع دشواری های زندگی زنان افغان در کنار همه بدی هایش یک مزیت هم دارد که باعث می شود آنان به پختگی بیشتری برسند و در عرصه های مختلف با قدرت بیشتر تبارز نمایند. او زنان زیادی را سراغ دارد که با کمک خودش توانسته اند آموزش های حرفه ای دریابند و حتی در سطوح دکتورا تحصیل کرده و مقام های شایسته ای را کسب کنند.

نادیه قانع بیش از 30 سال است که در آلمان زندگی می کند و کتابی را از سرگذشت مهاجرات اش از افغانستان به آلمان و زندگی در این کشور نوشته است. وی علاوه بر این در سال 2005 میلادی عنوان بانوی شایسته شهر فرانکفورت آلمان را از سوی حکومت محلی ایالت هسن کسب کرد. او مسئول موسسه "زن" در آلمان است و در بخش های مختلف از جمله کمک به مهاجران تازه وارد و کمک به ارتباط میان فرهنگ ها فعالیت دارد.

رسانه‌های افغانستان پوشش خبری طالبان را برای دو هفته تحریم کردند

 

اداره دیدبان رسانه‌ها' –نی – که یک نهاد مدافع رسانه‌های آزاد درافغانستان است، اعلام کرده که بر اساس پیشنهاد تعدادی از نمایندگان رسانه‌ها و فعالان مدنی بعد از کشته شدن احمد سردار، خبرنگار خبرگزاری فرانسه، همسر و دو فرزندش توسط افراد گروه طالبان، این نهاد پوشش خبری این گروه را برای دو هفته تحریم اعلام می‌کند. صدیق‌الله توحیدی، رئیس 'نی از تمام مسئولان و مالکان رسانه‌ها خواست که تحریم پوشش اخبار مربوط به طالبان را رعایت کنند و "اگر مدیر مسئولان و مالکان رسانه‌ها خبرنگاران را مجبور به تهیه خبر درباره این گروه کند، به معنی این است که آنها با گروه طالبان همکاری دارند." آقای توحیدی از رسانه‌ها و خبرنگاران افغانستان خواست که گروه طالبان را دیگر به عنوان "مخالفان مسلح دولت" خطاب نکنند بلکه به آنان "طالبان تروریست" بگویند. کشته شدن احمد سردار و خانواده‌اش محکومیت گسترده جامعه روزنامه‌نگاران افغانستان را در پی داشت و شمار زیادی از روزنامه‌نگاران افغان تصاویری از این خبرنگار و اعضای خانواده‌اش را در صفحات فیس‌بوک خود گذاشته‌اند.

جشن دهقان همزمان با جشن نوروز در تپه پغمان برگزار می شود

 

وزارت زراعت و آبیاری می گوید: نمایشگاه فرآورده های کشاورزی نیز در همین تاریخ است و 300 کشاورز در جشن دهقان شرکت خواهند کرد. همه ساله، دوم حمل جشن دهقان در شهر کابل و شهرهای بزرگ در کشور برگزار می شود. وزارت زراعت و آبیاری می گوید: جشن دهقان در 7 حمل، در تپه پغمان همراه با جشن نوروز برگزار خواهد شد و از همین اکنون کشاورزان برای جشن نوروزی آمادگی می گیرند. پیش بینی ها هم نشان می دهد که امسال هم سال خوبی برای کشاورزی خواهد بود

:زنی در دایکندی بینی همسر دوم شوهرش را برید

 طاهره اکنون در بیمارستان دایکندی به سر می‌برد طاهره ۲۱ ساله، حدود یک سال پیش با رضایت خود همراه با مردی ازدواج کرد که یک زن دیگر هم داشت. طاهره حالا یک فرزند دارد.  او می‌گوید که همیشه همسر اول شوهرش او را لت وکوب می‌کرد ، اما بگومگوهای خانواده گی به حدی بالا می‌گیرد که سرانجام همسر اول شوهرش با چاقو به او حمله کرده و بینی‌اش را می‌برد. طاهره عدالت می‌خواهد طاهره را روز جمعه اول حمل/فروردین و پس از این رویداد، با وضعیت بد بهداشتی به بیمارستان انتقال دادند. طاهره که به سختی صحبت می‌کند، می‌گوید که هیچ مشکلی با همسر اول شوهرش نداشت. او میگوید در حال شستن لباس‌ها بود که همسراول شوهرش به او حمله  کرد: "هر چه داد زدم و کمک خواستم هیچ کسی صدایم را نشنید. از همسایه‌هایم کمک خواستم، آنها هم صدایم را نشنیدند. همسر اول شوهرم با دخترش یکجا مرا لت و کوب کردند و سپس بینی‌ام را با چاقو بریدند. به من کمک کنید . عدالت می خواهم . این زن را مجازات کنید." طاهره می‌گوید پیش از این نیز بارها همسر شوهرش او را لت و کوب کرده بود و شوهرش هم در جریان است. خانواده طاهره می‌گویند او با رضایت خود با این مرد ازدواج کرد و پیش از این در زنده گی خانواده گی‌اش هیچ مشکلی نداشت. یعقوب، پدر طاهره از حکومت می‌خواهد عامل این خشونت را مجازات کند. ابوذر همسر طاهره نیز می‌گوید او زمان حادثه در دفتر کارش بوده است. چند ماه پیش در هرات، شوهر ستاره لب و بینی او را برید او می‌گوید پیش از این هیچ مشکلی میان همسرانش وجود نداشت و او برای هر دو به طور مساوی حقوق و امکانات زنده گی را مهیا کرده است. نوروز علی عطایی، مدیر جنایی فرماندهی پلیس دایکندی می‌گوید همسر اول ابوذر، بازداشت شده و تحقیق از او جریان دارد. او گفت که دختر ۹ ساله این زن تایید کرده که مادرش بینی طاهره را بریده است. آقای عطایی می‌گوید به زودی پرونده این زن به دادستانی فرستاده خواهد شد. وضعیت بهداشتی طاهره دکتران بیمارستان زهرا بیات در شهر دایکندی می‌گویند که وضعیت طاهره حالا خوب است اما امکانات لازم برای مداوای بیشتر او را در اختیار ندارند. میرویس مهمند، جراح این بیمارستان می‌گوید :"علایم و جراحات در صورت مریض نشان می‌دهد که او با چاقو مورد حمله قرار گرفته. مریض از ناحیه بینی حدود پنجاه درصد جراحت برداشته و نیاز به جراحی پلاستیک دارد که در شفاخانه ما امکان پذیر نیست." هنوز ماجرای بریده شدن لب و بینی ستاره از اذهان مردم فراموش نشده که خبر رویداد دایکندی منتشر می‌شود. چند ماه پیش شوهر ستاره در هرات، بینی و لب او را برید. ستاره برای معالجه به ترکیه فرستاده شد و حالا از وضعیت نسبتا خوبی برخوردار است. بیش از چهار هزار مورد خشونت در سال ۱۳۹۲

 به تازه گی وزارت امور زنان افغانستان اعلام کرده که ارزیابی این وزارت از اجرای قانون منع خشونت علیه زنان نشان می‎دهد که از هر صد هزار زن در این کشور، ۳۵ نفر آنان در طول یک سال گذشته مورد خشونت قرار گرفته‌اند. این وزارت که وضعیت زنان را در سال ۱۳۹۲ در ۳۲ ولایت افغانستان بررسی کرده، گزارش داد که در سراسر این کشور ۴ هزار و ۵۰۵ مورد خشونت علیه زنان ثبت شده و این وزارت قادر به دریافت گزارش خشونت‌ها در ولایت‌های پکتیکا در جنوب و نورستان در شرق نشده‌ است. بر اساس این گزارش، ضرب و شتم حدود ۴۰ درصد، قتل حدود ۷ درصد، دشنام، توهین و تحقیر نیزحدود ۵ درصد، ازدواج اجباری و عدم پرداخت نفقه هرکدام حدود ۵ درصد از خشونت‌ها علیه زنان را در افغانستان تشکیل می‌دهد. این بررسی نشان می‌دهد که در ولایت‌های فقیر، موارد کمتری از خشونت علیه زنان گزارش شده است و این مساله به معنی آن است که زنان در این ولایت‌ها یا کمتر موفق شده‌اند خشونت‌ها را گزارش دهند و یا اینکه مجبور اند خشونت‌ها را براساس سنت‌های قبیله‌ای تحمل کنند. دایکندی در مرکز افغانستان نیز از جمله ولایت‌های فقیر افغانستان است.

 

فیلم محترمه، کار مشترک دیانا ثاقب و ملک شفیعی را می‌توان یکی از بهترین فیلم‌های

:مستند افغانستان نامید

این فیلم در سال ۲۰۱۳ در فستیوال یاماگاتا در ژاپن جایزه برتر را به صورت مشترک با یک فیلم هنگ‌ کنگی دریافت کرد و در فستیوال آسیاتیکا در ایتالیا جایزه تماشاگران را گرفت. فیلم در جستجوی یافتن جنبش مدنی زنان در افغانستان بعد از سال ۲۰۰۱ است و در بستر این جستجو به موجودیت نابرابری و تبعیض علیه زنان در این کشور می پردازد.فیلم تنها به طرح و نشان دادن این موضوع اکتفا نمی‌کند بلکه تلاش کرده است تا برخی عوامل عمده ترویج نابرابری علیه زنان را هم به نمایش بگذارد. عواملی که در واقع مانع اصلی حرکت‌های مدنی و اجتماعی زنان در افغانستان و جوامع سنتی مانند آن است. فیلم سیاه و سفید است و از فضای بارانی وگرفته شهر آغاز می‌شود و فیلمساز به عنوان راوی و جستجوگر به سراغ چند زن تحصیل کرده به شهر هرات می‌رود. اجبار اکثر خانواده‌ها برای استفاده از برقع، حاکمیت دستگاه‌های سنتی و مذهبی بر افکار عامه، ازدواج های ناخواسته، خشونت علیه زنان و خودسوزی آنان در یکی از شهرهای فرهنگی افغانستان، دست‌ مایه فصل آغازین فیلم است و نشان از شرایط دشوار برای زندگی زنان و تبعیض علیه آنان در افغانستان دارد. زنی که در دانشکده اقتصاد درس خوانده اما اکنون در هرات خانه دار است معتقد است که زن در جامعه سنتی خوشبخت نیست و مردان در این جامعه زن را جز مالکیت خود حساب می کنند. او می گوید: چرا زن باید خوشبخت باشد، همین که در این آب و خاک نفس می‌کشی بدبخت هستی، آب و خاکی که مردانه است. بیرون می‌روی از چهار طرف به تو نگاه می‌کنند، صدای کفش‌ ات نباید شنیده شود، بوی عطرت نباید به مشام مردها برسه چون گناه است، اینجا یک شهر مذهبی است و زنان تحت حمایت و مالکیت مردان هستند. در جای دیگر فیلم بحثی میان این زن و شوهرش پیش می آید. شوهر که خود آدم باسواد است می گوید تو محکوم شرایط اجتماع هستی و فقط می توانی در چارچوب قدرت و اقتدار شکل گرفته در جامعه سهمی داشته باشی. اما زن این باور را به نقد می گیرد. شوهر طفره می رود و می گوید باید زود برویم و این بحث را خاتمه دهیم و زن در هراس و ترسی که در او دیده می شود با شوهرش می رود. "تاکید فیلمساز بر روایت غیر مستقیم از زندگی رابعه بلخی بسیار نمادین است و حکایت از استمرار آن در زندگی زنان امروز افغانستان دارد. فیلمساز معتقد است که اقتدار سنتی و مذهبی و اندیشه مرد محور، تاکنون هزاران رابعه را در این سرزمین به قربانگاه برده است." آنچه در تصویر این زن می‌توان دید حس عمیق نابرابری است که برای زنانی مانند او در یک جامعه سنتی وجود دارد. او می‌گوید اینجا زن مانند اموال زندگی است یعنی : زن - گاو - زمین. من نمی خوانم جز اموال کسی باشم. باور و تفسیر این زن از نظام پدرسالاری و مرد محور در یک جامعه سنتی واقعیت انکار ناپذیر است. در جوامع سنتی با وجود نشانه‌های ابزاری زندگی مدرن، فکر و اندیشه تغیری نکرده و الگوی مردسالاری، مهمترین میراث پدری برای مردان است. زهر باید خورد و انگارید قند دو فیلمساز، از هرات به ولایت بلخ و شهر مزارشریف می‌روند. در آنجا هم وضع زنان تفاوتی با دیگر شهر ها ندارد. تبعیض و نابرابری و فشار های خانوادگی درد مشترک آنان است. فیلمساز به سراغ زن جوان و شاعری می رود که او مسئولیت یک رادیو محلی را بر عهده دارد. او به اجبار خانواده با یکی از وابستگان خانواده گی ازدواج کرده است. وصلتی که طی یک دهه از زنده گی شان ،هیچ عشق و علاقه ای در آن نبوده است. او نتوانسته است طلاق بگیرد چرا که خانواده، سنت و اجتماع در برابر اوست و قوانین به نفع مردان است. او سه بار اقدام به خودکشی کرده اما به قول خودش عزرائیل قبولش نکرده است. وی شرایط زندگی خود و اکثر زنان در جوامع مردسالار را به این مصراع شعر رابعه بلخی شاعر قرن چهارم هجری تشبیه می کند که گفته است : زهر باید خورد و انگارید قند. زن جوان شاعر در یک روایت سمبلیک داستان زنده گی خود و رابعه بلخی را شرح می‌دهد که سنت و نظام مردسالار، رابعه را از رسیدن به آرزوها و عشق‌اش محروم کرد و او به حکم برادرش حارث در حمام کشته شد. تاکید فیلمساز بر روایت غیر مستقیم از زنده گی رابعه بلخی بسیار نمادین است و حکایت از استمرار آن در زنده گی زنان امروز افغانستان دارد. فیلمساز معتقد است که اقتدار سنتی و مذهبی و اندیشه مرد محور، تاکنون هزاران رابعه را در این سرزمین به قربانگاه برده است. قانون جنجالی و حرکت مدنی زنان بخش مهمی از فیلم مستند 'محترمه' متمرکز است بر حرکت مدنی زنان علیه موادی از قانون احوال شخصیه شیعیان که در سال ۲۰۰۹ توسط شورای علمای شیعه افغانستان تنظیم و پس از عبور از پارلمان به تائید رئیس جمهورکرزی رسید. "فیلم نشان می‌دهد که گروهی از زنان که در نهادهای جامعه مدنی افغانستان فعال هستند، تظاهراتی را علیه این قانون در برابر ساختمان پارلمان افغانستان به راه می‌اندازند اما در مقابل، طلاب مدرسه دینی که شماری از زنان نیز در میان آنها است، نیز به میدان می‌آیند و در حمایت از قانون احوال شخصیه شعار می‌دهند." در این قانون آمده بود که زن بدون اجازه شوهر حق خروج از منزل را ندارد. این مواد که در تناقض با قانون مدنی افغانستان بود، موجی از اعتراض های داخلی و بین‌المللی را بر انگیخت و از آن به عنوان بازگشت افغانستان به دوران طالبان یاد شد. فیلم نشان می‌دهد که گروهی از زنان که در نهادهای جامعه مدنی افغانستان فعال هستند، تظاهراتی را علیه این قانون در برابر ساختمان پارلمان افغانستان به راه می‌اندازند اما در مقابل، طلاب مدرسه دینی که شماری از زنان نیز در میان آنها است، نیز به میدان می‌آیند و در حمایت از قانون احوال شخصیه شعار می‌دهند. دو جریان فکری متفاوت در تقابل با هم قرار می‌گیرند. دوربین تصویربرداری به درون هر دو جریان فکری می رود و دیدگاه های هر دو را در بطن یک تظاهرات به تصویر می کشد. طلاب خشمگین مدرسه، تظاهر کننده گان را نوکران غرب می نامند اما در مقابل زنان می گویند که ما فقط برای دفاع از حقوق خود اینجا جمع شده ایم، قانون احوال شخصیه را قبول نداریم و به هیچ جایی هم وابسته نیستیم. طلبه جوان شعار می دهد: مرگ بر شما بی دین ها ، مرگ بر شما نوکران غرب... برخی علیه جمعیت زنان به خشونت متوسل می شوند. برخی به زنان فحش می دهند، مرد دیگری در مقابل مدرسه علمیه به صورت یک دختر جوان تف می‌اندازد، دوربین دختر را از بین جمعیت دنبال می کند. او گریه می‌کند و با بغض می‌گوید اگر دین آنها این باشد، من این نوع دین را قبول ندارم. سپس تصاویر آرام زنان معترض را می بینیم که با چترهای بارانی شان همچنان تجمع کرده اند. باران می بارد و صدای چک چک آب بر چترها شنیده می شود. این فصل از بخش‌های کلیدی فیلم است که به نوعی تقابل میان اندیشه سنتی و مدرن درافغانستان را به نمایش می گذارد و اینکه  حرکت های مدنی زنان در یک جامعه سنتی با وجود چالش ها و موانع موجود، میتواند تاثیر گذار باشد. رئیس جمهوری افغانستان که با اعتراض‌های داخلی و بین‌ المللی در خصوص این قانون جنجالی مواجه شده بود، خواستار بررسی مجدد این قانون و تعدیل آن می شود. فیلم تصاویر شیخ آصف محسنی را نشان می دهد که بر پرده تلویزیون خصوصی ظاهر می شود و تاکید می کند که این قانون به نفع زنان است و غربی ها باید از ما یاد بگیرند. خیابان آزاری و تحقیر زنان خیابان آزاری و تحقیر و توهین زن در جوامع سنتی یکی از مصادیق خشونت اجتماعی علیه زنان در جامعه است. بخش پایانی فیلم محترمه به حرکت مدنی و مبارزه دختران جوان علیه خشونت و خیابان آزاری زنان پرداخته است. نور جهان اکبر از سازمان دهندگان جوان این جنبش مدنی می گوید : ما زنها از رفتار برخی مردها در بیرون خسته شده ایم. در بازار و مجامع عمومی ما زنها را یکی فاحشه می گوید، یکی به بدن ما دست میزند، بعضی میگویند چه کمری باریکی  داری ، یکی چادر ما را می کشد و دیگری ما را تحقیر و توهین می کند. "خیابان آزاری و تحقیر و توهین زن در جوامع سنتی یکی از مصادیق خشونت اجتماعی علیه زنان در جامعه است" سمیه رامش از فعالین مدنی زن در هرات می گوید: نا امنی این نیست که فقط خطر گلوله و انفجار باشد. برای ما زنها امنیت روحی و روانی در جامعه وجود ندارد. جنبش مبارزه با خیابان آزاری زنان که متشکل از دختران جوان است، حرکت شان را آغاز می کنند. آنان در خیابان های کابل به حمل پارچه نوشته ها، مردها را به رعایت حقوق و امنیت روانی زنان در جامعه فرا می خوانند. صدا سلطانی، شاعر جوان در صحنه ای از فیلم به این موضوع اشاره می کند که اگر اینجا کوتاه بپوشی یا بلند، اگر آرایش کنی یا نکنی ، اگر چادر بپوشی یا نپوشی، بلاخره یک کسی در بیرون یک گپ به تو می زند و امنیت روحی ترا سلب می کند. زن دیگری می گوید : گاهی آرزو می کردم که کاش یک مرد می بودم چرا که زن بودن در افغانستان بسیار دشوار است. نکاتی که می توانست بر قوت فیلم بیفزاید در عرصه محتوایی، بخش میانی فیلم بیشتر به نقش مراکز قدرت سنتی و مذهبی در اعمال تبعیض علیه زنان در جامعه اشاره دارد و به نقش دستگاه قدرت سیاسی و تبانی آن با مراکز سنتی نپرداخته است. انتخاب نام محترمه برای فیلم هرچند تاکید بر استفاده کنایه آمیز آن در مورد زنان در افغانستان دارد و یک واژه عربی است اما برای مخاطب جهانی فیلم، عنوان گیرا و جذب کننده نیست. در عرصه فنی، تدوین فیلم در برخی جا ها قدری شتابزده است. پس از بازگشت گروه فیلمساز از هرات به کابل، تماشاگر یک مرتبه صحنه تظاهرات زنان علیه قانون احوال شخصیه را می بیند و هیچ پیش زمینه ذهنی در مورد علت تظاهرات زنان برای مخاطب نا آشنا وجود ندارد. تدوین دیالکتیک در برخی صحنه ها مانند شمشیر بازی و اجرای تئاتر دختران جوان، نوعی رجزخوانی و ترکیب تند آن با صحنه های تظاهرات زنان که هیچ ارتباط منطقی با هم ندارند، فیلم را دقایقی از یک اثر مستند خارج می کند. اگر بجای انتخاب فرمت سیاه و سفید در هنگام تدوین، از ابتدا فیلم به صورت سیاه و سفید تصویربرداری می شد، بر کیفیت تصویری آن می افزود و می شد با استفاده بهتر از نور، تصاویر سایه روشن و خاکستری را خلق کرد که به هدف بیانی فیلم بیشتر نزدیک شد. با وجود استفاده درست از صدا در برخی صحنه‌ها ، صدابرداری فیلم می توانست بهتر از این باشد. فیلم محترمه با وجود برخی کاستی های فنی از چنان قدرت و جذابیتی برخوردار است که تماشاگر را تا پایان با خود می‌کشاند و سوالات جدی را در ذهن مخاطب نسبت به استمرار تبعیض و خشونت علیه زنان در افغانستان مطرح می کند.

:امید ها برای یافتن طیاره مفقوده شده

مالزیایی تونی ابوت، نخست‌وزیر استرالیا می‌گوید تیم تحقیق این کشور دو شیی شناور را شناسایی کرده که می‌تواند قطعاتی از طیاره ناپدید شده مالزیایی باشد. کشتی های استرالیایی که بخشی از گروه تجسس برای یافتن اثری از پرواز ام.اچ. ۳۷۰ خطوط هوایی مالزیا هستند، در آب های جنوب دریای هند جستجو می‌کنند. ابوت، به پارلمان استرالیا گفته که این دو شیی از میان تصاویر ماهواره‌ای شناسایی شده اند و اکنون یک طیاره تجسس از نوع اوریون به منطقه عازم شده تا محل دقیق این دو شیی را بیاید. به گفته نخست وزیر استرالیا، اداره دریانوردی این کشور اعلام کرده است که اشیاء شناسایی شده در تصاویر ماهواره‌ای، احتمالا به کلید طیاره مفقود شده مرتبط‌ اند." با وجود این، نخست وزیر استرالیا تاکید کرده است که یافتن این دو شیی در پهنه اقیانوس بسیار دشوار است و علاوه بر آن ممکن است پس از یافتن آنها هم ارتباطی میان این دو شیی و طیاره ناپدید شده ثابت نشود.

 

تعداد پناه جویان افغان در یک سال گذشته نسبت به سال قبل آن کاهش یافته است

 

اداره مهاجرین سازمان ملل متحد در یک گزارشی که امروز جمعه به نشر رساند، گفته است سال گذشته بیش از 38 هزار و 600 افغان به کشور های مختلف جهان پناهنده شدند، در حالی که این تعداد یک سال قبل از آن بیش از 47 هزار و 500 نفر بود. نظر به این گزارش اتباع افغانستان، روسیه و سوریه بیشترین ارقام پناهجویان را در جهان داشتند، اما اولین بار تعداد مهاجرین سوریه نسبت به افغانها بیشتر شده است.

اهمیت مشارکت زنان در انتخابات افغانستان از نگاه شما

حامد کرزی، رئیس‌ جمهوری افغانستان، از زنان خواسته است که برای تثبیت حضور خود در جامعه، در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو به طور گسترده‌ شرکت کنند. آما خواسته است کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان نشان می‌دهد در ۲۲ روز مانده به انتخابات، حدود ۳۵ درصد از کسانی که برای رأی دادن ثبت نام کرده‌اند را زنان تشکیل می‌دهند.

شما به عنوان یک زن افغان، آیا در انتخابات ریاست جمهوری ماه آینده رأی می‌دهید؟ به نظر شما مشارکت زنان در انتخابات پیش رو، چقدر می‌تواند مهم یا سرنوشت‌ساز باشد؟

گروهی معتقدند که درخواست مردان خانواده از زنان برای رأی دادن به فرد مشخص، در برخی مناطق به عنوان یک سنت وجود دارد و ممکن است استقلال زنان در رأی‌دهی را از بین ببرد.

شناخت شما به عنوان یک زن افغان، از نامزدها و برنامه‌های‌ آنها چقدر است و چطور نامزد مورد نظر خود را برای رأی دادن انتخاب می‌کنید؟

در سال‌های اخیر، فعالان حقوق زنان در افغانستان برای افزایش آگاهی زنان از حقوق‌شان تلاش کرده‌اند و یکی از این حقوق، مشارکت در تعیین سرنوشت سیاسی جامعه است.

به نظر شما چطور می‌توان میزان مشارکت زنان در انتخابات را افزایش داد؟

اگر مایلید در برنامه نوبت شما شرکت کنید می‌توانید اطلاعات تماس خود را از طریق فرم سمت چپ صفحه برای بی‌بی‌سی فارسی بفرستید تا با شما تماس گرفته شود.

روسیه از اوضاع منطقه بعد از سال ۲۰۱۴ 'نگران است'

رئیس شورای فدراسیون روسیه می‌گوید که در ملاقات خود با رئیس جمهوری تاجیکستان مسئله

اوضاع در آسیای مرکزی بعد از سال ۲۰۱۴ را مطرح کرده است.

والنتیا ماتوینکو گفت که روسیه از وضع منطقه بعد از سال ۲۰۱۴ نگران است و مناسبات تاجیکستان و روسیه در تأمین امنیت منطقه نقش بارزی دارد.

خانم ماتوینکو روز پنج‌شنبه‌ ۱۳ مارس در جمع خبرنگاران گفت: "[وضعیت] این منطقه پیچیده و دشوار است. و مسلما نگرانی خاصی از زمانی که نیروهای بین‌المللی از افغانستان بیرون می‌آید، وجود دارد. اضطراب ما از سرزدن بی‌ثباتی در افغانستان و آسیای 

مرکزی است و ما باید برای تأمین صلح و ثبات در منطقه متحد شویم.”

خانم ماتوینکو، همچنین، از مقامات بلندپایه تاجیکستان برای تمدید حضور پایگاه نظامی روسیه تا سال ۲۰۴۲ در تاجیکستان اظهار سپاس کرد.

او افزود: "این اقدام نیز یکی از عوامل جدی برای مهار تنشهای فزاینده در منطقه بوده و همچنین، این عامل بیانگر ماهیت اعتماد خاصی در مناسبات دو کشور است.”

این مقام روس گفت که نظر دولتهای روسیه و تاجیکستان به بسیاری از مسائل بین‌المللی و منطقه‌ای مشابه و یا به هم نزدیک بوده‌اند.

اما خانم ماتوینکو دقیق از هیچ رویدادی یادآور نشد و همچنین در مورد آن که آیا در ملاقات امروز خود با امامعلی رحمان بحران اکراین را نیز برسی کردست یا خیر، اطلاع نداد.

هرچند به گفته برخی از کارشناسان سیاسی یکی از اهداف اصلی سفر دوروزه رئیس شورای فدراسیون روسیه به تاجیکستان و ملاقاتهای او با برخی از مقامات تاجیک بررسی اوضاع فعلی در اوکراین بوده است.

والنتیا ماتوینکو، رئیس شورای فدراسیون روسیه روز قبل به تاجیکستان آمد و دیروز با محمدسید عبیدالله‌اف، رئیس مجلس ملی پارلمان تاجیکستان ملاقات کرد و در همایش هیئتهای کاری روسیه و تاجیکستان شرکت داشت.

قرار است، بعد از ظهر امروز خانم ماتوینکو از پایگاه نظامی روسیه در تاجیکستان که در قسمت جنوبی شهر دوشنبه واقع است، دیدن کرده و با نظامیان روس ملاقات انجام دهد.

دو 'زن شایسته سال افغانستان' چه کسانی اند؟

در افغانستان شاید نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر مراسم و محافل تجلیل از روز جهانی زن؛ بیشتر باشد. نهادهای دولتی و غیر دولتی در چنین روزی همه ساله برنامه‌های متعددی در پایتخت و برخی ولایات برگزار می‌کنند که روز جهانی زن را گرامی داشته باشند.

یاد بود از روز زن در افغانستان؛ کشوری که در آن خشونت های خانوادگی و پامال شدن حقوق زنان همچنان سرخط خبرهاست، موافقان و مخالفانی دارند.

موافقان می‌گویند هر حرکتی که بهانه اش یادبود از زن باشد نیکوست، اما گروه دیگر به جای این همه تشریفات گامی باید برداشت و "جلو گوش بریدن‌ها، لت‌وکوب، شکنجه و زیرپا کردن حقوق اساسی زنان را" گرفت.

دولت آلمان و فرانسه امسال روز جهانی زن در افغانستان را بگونه متفاوتی جشن گرفتند؛ نمایشگاه عکس برگزار کردند، کنسرت موسیقی هنرمندان افغان و خارجی به راه انداختند و از همه تازه‌تر که برای نخستین بار جایزه زن شایسته سال را معرفی کردند.

مارتین ایگر سفیر آلمان در کابل سخنران اول این مراسم، گفت که هدف آلمان و فرانسه از معرفی زن شایسته سال، تحسین از زنانی است که در افغانستان برای مبارزه به خاطر حقوق خود، موانع بزرگی را از سر راه کنار زده اند.

آقای ایگر گفت که برای دولت آلمان توجه به حقوق زنان افغان اهمیت زیادی دارد و بخشی از اهداف مشترک کشورش با افغانستان حساب می‌شود که دسترسی زنان به آموزش و پرورش را بالا ببرند و میزان خشونت‌ها علیه زنان را کاهش دهند.

به زنان سال، سپاسنامه، لوح زرینی که با واژه "زن" تزئین شده و بسته پشتوانه مالی دو سفارت برای اجرای برنامه های این زنان داده شد. جایزه سال از این پس همه ساله در مراسمی در روز جهانی زن به یک یا دو زن پیشتاز داده خواهد شد.

دو زن شایسته سال

بعد از ظهر هشتم مارس روز جهانی زن، از زن های ناشناخته و به نام دعوت شده بود که در برنامه هایی که در مرکز فرهنگی فرانسه در کابل برگزار می‌شود شرکت کنند.

بیش از پانصد زن و مرد و دختر به نمایندگی از گروه ها و رده های مختلف اجتماعی جمع شدند.

در شروع این مراسم ابتدا هیات داوران، دو زن را بعنوان "زنان شایسته سال افغانستان" را معرفی کردند.

آمنه حسنی که در شرایط دشواری در بامیان افغانستان عکاسی و وضعیت زندگی هم‌نوعانش را تصویر کرده و شریفه دانش، شاعر گمنامی که شعرهای زیادی سروده و زحمت های بی شماری برای زنان افغان کشیده است.

برگزار کنندگان این مراسم می‌گویند شعار امسال روز جهانی زن را "الهام بخشیدن برای تغییر" انتخاب کرده اند، به این هدف که زنان در افغانستان انگیزه بیشتری برای تغییر دارند که کارنامه‌های دو زن شایسته امسال به قول آن‌ها دلیل این مدعا است.

نحوه گزینش زن سال

زنان شایسته سال افغانستان توسط هیات داوران افغان و خارجی گزینش شده اند.

سیما ثمر رئیس کمیسیون حقوق بشر، حسن بانو غضنفر وزیر امور زنان، سفیران آلمان و فرانسه و ثریا پرلیکا از فعالان مدنی و مدافعان حقوق زن هیات داوران این جشنواره بودند.

اعضای هیات داوران می‎گویند در جریان گزینش زن شایسه سال، امسال تمرکز بیشتر روی زنانی بود که در زمینه‌‎های فرهنگی و هنری فعالیت‌های مثمری برای بهبود جامعه افغانستان داشته اند.

می‌‎گویند در افغانستان زنان شایسته و فعال زیاد است اما تشخیص فعال ترین زن، به عهده هیات داوران است.

اما هر دو نفری که عنوان زن شایسته سال را برگزیده شدند، از چهره های ناشناخته‌ای هستند.

آمنه حسنی می‌گوید عکاسی را در ولایت بامیان که طبیعت زیبایی دارد شروع کرد، اما هیچ عکسی از مناظر طبیعی و آسمان آبی بامیانش نگرفته بلکه در گوشه عکس‌هایش در بامیان و دیگر نقاط افغانستان داغ های جامعه دیده می‌شوند.

او اعضای خانواده‌اش را در جنگ‌ها از دست داده و وقتی هم که روی استیژ برای گرفتن جایزه زن شایسته سال آمد گریست و گفت که "روز جهانی زن را با زنان افغانستان و جهان و به مادرانی که رنج دیده اند و کودکان شان را از دست داده اند و مثل من رنج دیده اند و خانواده‌های شان را از دست داده‌اند تبریک می‌گویم."

بغض پر از درد آمنه، نه تنها که در تالار مراسم پیچید که در لا‌به‌لای عکس‌هایش هم همیشه منعکس شده است.

آمنه حسنی به خاطر عکس‌هایش عنوان زن شایسته سال افغانستان را گرفت

شریفه دانش پیرزنی که امسال زن شایسته سال شد، می‌گوید به یاد نمی‌آورد که کسی از کارهایش تقدیر کرده باشد. می‌گوید خشت (آجر) زده است و خودش روی کوه برای فرزندانش خانه بنا کرده، میناتوری کرده، دکور و شبکه کاری کرده و شعر سروده اما آثارش را در زمان طالبان از دست داده و چیزی در دست ندارد.

۳۶۰ منیاتوری اش هم که به گفته خودش قبل از رسیدن گروه طالبان به قدرت، زینت بخش راهروهای وزارت امور خارجه بود، شکسته و یا دزدیده شده اند.

زن، انتقال قدرت و آینده پریش

حالا هم زندگی زنان افغان را پیش بینی‌های آینده دچار سردرگمی کرده است. بسیاری ها می گویند با توجه به نرمش دولت کنونی با جنگجویان طالب و امتیازدهی های پیهم به مخالفان مسلح، اگر طالبان به قدرت برگردند و یا هم آن چه از فضای کاروزارهای انتخاباتی بر می‌آید در قدرت آینده سهمی داشته باشند، سرنوشت این زنان به کجا منتج خواهد شد.

 

این نگرانی در ذهن و زبان بیشتر زنانی که در صحنه حضور دارند، محسوس است.

سیما ثمر رئیس کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان؛ نهادی که سالانه پرونده‌های بی شمار خشونت علیه زنان را ثبت می‌کند می‌گوید زنان افغان باید با اشتراک وسیع در انتخابات شرکت کنند.

خانم ثمر نگران است و به زنان هشدار می‌دهد که اگر در انتخابات شرکت نکنند و از حق خود استفاده نکنند، مردان به جای شان رای خواهند داد.

در میان یازده نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هیچ زنی برای ریاست جمهوری پا پیش نگذاشته است.

:"تو کافر شدی" و "این حرام است" دو عبارتی است

 

ملیار صادق آزادترویج اندیشه‌های تندروانه اسلامی در یک مدرسه‌ دینی دخترانه در شمال افغانستان، نگرانی‌هایی را در مورد گسترش بنیادگرایی در میان زنان جوان افغان ایجاد کرده است.

بر اساس یافته‌های بی‌بی‌سی، آموزش‌های دینی در "اشرف‎المدارس" قندز آمیخته با سیاست و مغایر با فرهنگ و سنت‌های رایج در افغانستان است؛ از جمله شاگردان آن شنیدن رادیو، دیدن تلویزیون، گرفتن عکس، بزرگداشت روزهایی مانند روز معلم، مادر، سال نو، تولد و نیز کارکردن زنان در بیرون از خانه را حرام می‌دانند.

 

شیوه آموزش، نحوه پوشش و تعبیر شاگردان این مدرسه از دین، نگرانی‌های بسیاری را در بیرون آن برانگیخته و این سوال را مطرح کرده که مسئولان آن چه اهدافی را دنبال می‌کنند و مبنای قانونی آن از چه قرار است؟

مدرسه "اشرف‌المدارس" توسط مولوی عبدالخالق و مفتی سراج‌الدین از ملاهای بانفوذ ولایت قندز،چهارسال پیش بنیان‌گذاری شده ودرحال حاضر شش هزار دختر در آن درس می‌خوانند.

به گفته گرداننده گان اشرف‌المدارس، این مدرسه شاخه‌هایی هم در‎ تخار و بغلان دارد و قرار است که در ۹ ولایت دیگر از جمله کابل پایتخت نیز شعبه ایجاد کند.

خانم گیاه می‌گوید دخترانی که در این مدرسه درس می‌خوانند، بسیار پرخاشگر اند.

به باور فعالان مدنی در ولایت قندوز، تفسیر و تعبیر دانش آموزان اشرف‌المدارس از دین، سخت‌گیرانه، غیرمعمول و خلاف برداشت‌های موجود از اسلام در افغانستان است.

 

"تو کافر شدی" و "این حرام است" دو عبارتی است که به گفته فعالان حقوق زن، شاگردان این مدرسه از آنها به عنوان حربه‌ای در برابر دیگران استفاده می‌کنند.

نادره گیاه، رئیس امور زنان ولایت قندز می‌گوید:" دخترانی که در این مدرسه درس می‌خوانند بسیار پرخاشگراند. در یک مراسم یا مجلس با زنان و دختران دیگر جنگ می‌کنند، می‌گویند تو کافر شدی، چرا چادر از سرت پائین افتاد؟ چرا لباست اسلامی نیست و یا تو نماز را درست یاد نداری."

"وقتی این‌گونه تعلیم ترویج پیدا کند و این دختران چنین آموزش ببینند و همه را کافر بدانند، دیگران نمی‌توانند آزادانه کار کنند و در اجتماع حضور یابند."

 

 

نادره گیاه، رئیس امور زنان ولایت قندوز

به گفته شماری از فعالان مدنی این ولایت، در این مدرسه به دانش آموزان، گفته می‌شود که کارکردن زنان در خارج از منزل حرام است و زنانی که در رادیو و تلویزیون کار می‎کنند، کافر اند.

خانم گیاه فعالیت‎های این مدرسه را تهدید بزرگی برای کارکنان موسسات، رسانه‌ها و فعالان مدنی قندوز می‌داند:" وقتی این‌گونه تعلیم ترویج پیدا کند و این دختران چنین آموزش ببینند و همه را کافر بدانند، دیگران نمی‌توانند آزادانه کار کنند و در اجتماع حضور یابند."

اما مولوی عبدالخالق، رئیس اشرف‌المدارس، هدف از ایجاد این مدرسه را آگاه ساختن دختران از تعالیم و تاریخ دین اسلام می‎خواند:" در ابتدای اسلام دختران مسلمان فعالیت‌های دینی بسیار می‌کردند حتی در بعضی غزوات (جنگ‌های پیامبر اسلام) اشتراک می‌کردند. از این فعالیت‌ها، ما مسلمانان عقب مانده بودیم. این انگیزه باعث شد که ما خواستیم در بخش آموزش‌های دینی همکاری کنیم تا زنان و دختران  مسلمان افغانستان دوباره به اوج غیرت و شهامت خود برسند."  ی

زنان علیه زنان

حوا عدالت‌خواه حذف بانو خدیجه غزنوی، تنها نامزد زن در میان بیست‌و‌پنج نامزد مرد، از فهرست نامزدها، پیشاپیش قابل پیش‌بینی بود. قوانین موجود انتخابات بیش از هرقانون دیگری در این مملکت، مردانه است. در این قانون، آنچه پیش‌فرض گرفته‌شده وضعیت عمومی‌مردان است. به‌رغم روح حاکم بر قانون اساسی افغانستان، که در مادة ششم قانون اساسی 

 

حوا عدالت‌خواه

حذف بانو خدیجه غزنوی، تنها نامزد زن در میان بیست‌و‌پنج نامزد مرد، از فهرست نامزدها، پیشاپیش قابل پیش‌بینی بود. قوانین موجود انتخابات بیش از هرقانون دیگری در این مملکت، مردانه است. در این قانون، آنچه پیش‌فرض گرفته‌شده وضعیت عمومی‌مردان است. به‌رغم روح حاکم بر قانون اساسی افغانستان، که در مادة ششم قانون اساسی مندرج است، این قانون از نابرابری ساختاری و تبعیض سیستماتیک رنج می‌برد. در این قانون شرایطی گنجانده شده است که زنان افغانستان پیشاپیش فاقد آن است. در جامعه‌ای‌ که نه مالکیت زن به رسمیت شناخته می‌شود و نه به توانایی‌های زنان کسی ایمان دارد، حتا خود زنان، تأمین‌کردن شرایطی از قبیل یک میلیون افغانی ودیعه و صدهزار کاپی کارت‌ رأی‌دهی، تقریباً برای خانم‌ها ناممکن است. این امر هم در فرایند ثبت‌نام انتخابات خود را نشان داد، چرا که به‌جز بانو غزنوی هیچ نامزد خانم دیگری ثبت‌نام نکرد، هم در بررسی صلاحیت‌های نامزدان.

کنون اما تنها بانو هم از لیست نامزدها حذف شد. نکات زیادی در مورد حذف بانو غزنوی از لیست نامزدان اولیه وجود دارد؛ ولی‌ مهم‌ترین نکته در این میان، حضور زنانی‌ هم در مرحلة قانون‌گذاری در پارلمان‌، هم در زمان بررسی صلاحیت نامزدان اولیه، است. به‌ظاهر حضور زنان در کمیسیون مستقل انتخابات، و در شورای ملی برای نمایندگی از زنان و در‌واقع برای دفاع و حراست از منافع و حقوق زنان است؛ اما واقعیت امر، وارونه است. حضور زنان در چنین حلقه‌هایی، نه‌تنها به نفع زنان نیست،‌ که گاهی به ضرر آن‌ها نیز تمام می‌شود. نبود عضو زن در کمیسیون مستقل انتخابات، می‌توانست مشروعیت تصمیم دیروزی کمیسیون مستقل انتخابات را مبنی بر رد صلاحیت تنها نامزد زن، شدیداً زیر سؤال ببرد. حضور زنان اما در این کمیسیون اکنون مشروعیت‌بخش این تصمیم شده است و زمینة هرنوع اعتراض، ولو صوری را از بین برده است. همین نکته به‌عینه در مورد زنان حاضر در پارلمان مطرح است. غیبت زنان در هنگام فرایند قانون‌نویسی و تصویب قانون در پارلمان می‌توانست از مشروعیت قانون مصوب پارلمان بکاهد؛ اما حضور زنان در پارلمان و رأی‌آوردن قانونی که پیشاپیش سلطة مردان در آن‌‌ مفروض گرفته شده، به این قانون غیرعادلانه مشروعیت مضاعف بخشیده است. این وضعیت در بسیاری از موارد وجود دارد.

مسألة اصلی در مورد مشارکت زنان در سطوح بالای سیاسی آن است که این مشارکت، در حقیقت معطوف به نمایندگی از زنان، و در دفاع و حراست از حقوق زنان طراحی نشده است. حضور زنان در این جایگاه‌ها بیش از آنکه به نفع زنان تمام شود، به نفع مردان تمام می‌شود. زنان در این جایگاه کارکرده و نقش‌هایی را در خدمت نظام و ساختار مردسالارانة حاکم می‌گیرند که مردان از آن عاجزاند. در‌نتیجه، حضور زنان در این ساختارها، به عبارتی ایفای نقش مردانه توسط جنس زن است. این امر، تغییری در وضعیت زنان ایجاد نمی‌کند و تنها سلطة ساختار مردانه را استحکام می‌بخشد. در  چنین موقعیتی، زنان حاضر در این جایگاه‌ها نقش و کارکرد پارادوکسیکالی ایفا می‌کنند؛ نقشی به‌ظاهر به‌ نفع زنان؛ اما در‌حقیقت، علیه‌ آن‌ها و به نفع مردان. این است ماجرای تراژیک زندگی زنان در افغانستان.

 

 

دل نوشته ای برای نگار

زمانی که این کلمات و جملات را سوگمندانه برایت مینویسم دیگر در این دنیا نیستی. خبر کشته شدنت بسیار زود در تمام رسانه ها پیچید. “جک تورن نگار افسر ارشد پولیس زن در هلمند کشته شد”. خبر بسیار خلاصه و کوتاه بود، صدای اعتراضت را حتی از ورای سطور روزنامه ها و از میانۀ پر تحول دهها تلویزیون هم کسی نشنید. نفس زدن ها و تقلاهای واپسینت را تا هنگامۀ مرگ بر فضای مسکوت دهلیزهای پارلمان هم تأثییری نبخشید. نمیدانم زنانی که برای حقوق همه زنان فریاد میکشیدند آیا صدای گلوله ها که در شاهرگ های حیاتی ات جای گرفتند را شنیدند یا خیر؟ … اما میدانم که همیشه نگاه های وحشتناک دشمنانت را بی پروایانه جواب دادی و شلاق های جاهلانه شان را بر صورت هیولایی شان مسترد می کردی

نگار عزیز؛ اکنون دیگر تو نیستی، دشمنانت شادمان از کشتن تو با خود می گویند که “این را هم کشتیم”. آنها تو را بعنوان یک “ننگ” از میان برداشتند و ادعای حذف یک زن دیگر را در سر می پرورانند.

زنان هلمندی بار دیگر گلیم ماتم را هموار کردند تا بر جنازۀ کسی مویه کنند که مردان زن ستیز سرزمین شان حتی از مردۀ او می هراسند. نگار محبوبمان؛ دیگر لباس های پولیسی ات را از تن در کن؛ کفن؛ واژۀ آشنایی بود برایت که از ابتدا آن را پذیرفتی و اکنون در میان آن پیچانده شدی

اکنون آرام بگیر، بخواب که زن دیگری از دیار هلمند در راه است. زنی دیگر؛ درفش ایستاده گی را برافراشته نگاه خواهد کرد و به دشمنان ما نشان خواهد داد که زنان هستند و خواهند بود

من میروم و صدای گلوله ای دیگر را نیز میشنوم. افتادن زنی دیگر در ولایتی دیگر، شلاق خوردن تنی نحیف در زیر تازیانه های قساوت و ظلم و اعدام زنی دیگر به جرم زن بودن

میدانیم که برای آنها؛ جرم “نگار” نه پولیس بودن بلکه زن بودنش است. آنها میخواهند تا تمام شجاعت زنانه گی اش را به رگبار بندند و گلوله های زن ستیزانه شان را به مغز کسانی نشانه روند که خطوط تابوی آنها را شکسته و خواهان آزادیخواهی و برابری باشند

… نگار… بخواب… آرام بگیر که ما هستیم و نگارهای دیگری از این سرزمین جای خالی تو را پر خواهند نمود

 

حمیرا ثاقب

 

حلقه دستان پوتین و قهرمان ژیمناستیک، شایعه ازدواج آن دو را قوت بخشید

 

 

شایعه ازدواج ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و "آلینا کابائوای" قهرمان ژیمناستیک این کشور، با انتشار تصاویری از این دو با  حلقه ازدواج در دستانشان، بار دیگر قوت گرفت

 

به گزارش العربیه ، یک سایت خبری نزدیک به ریاست جمهوری روسیه تصویری از دیدار پوتین و عبدالفتاح السیسی وزیر دفاع مصر را منتشر کرد که در آن رئیس جمهور روسیه انگشتر ازدواج در دست داشت

 

این سایت اما ساعاتی بعد تصویر پوتین را حذف کرده و نوشت که این تصویر قدیمی و مربوط به ماه ژوئن سال 2013 است

 

در ژوئن سال 2013 ولادیمیر پوتین و همسرش، لیودمیلا رسما به زندگی مشترک خود پایان دادند

 

در همین حال رسانه های روسیه روز یکشنبه 15 فوریه 2014 تصویری از آلینا کابائوای را که در مراسم ورزشی ویژه کودکان حضور داشت، نشان دادند. در این تصویر قهرمان ژیمناستیک روسیه ، انگشتر ازدواج را بر حسب عادت مردم این کشور در انگشت دست راست قرار داده است.

 

این دو تصویر از پوتین 61 ساله و آلینا 30 ساله بار دیگر شایعه وجود رابطه عاطفی میان این دو را به رسانه ها و سایت شبکه های اجتماعی کشاند

 

شایعه وجود رابطه میان پوتین و آلینا زمانی آغاز شد که الکسی ناوالی یکی از مخالفان دولت روسیه در سپتامبر گذشته بر روی صفحه تویتر خود نوشته بود: " آگاهی یافتم که پوتین و آلینا امروز در صومعه ایور ازدواج می کنند . شهر والدای به این منظور بسته شده است"

 

در همان زمان سخنگوی رئیس جمهور روسیه این اظهارات را تکذیب و آن را " فعالیت اینترنتی برای مبارزه با خستگی" توصیف کرد

زندانیان فاریاب دهان خود را دوختند

شمار زیادی از زندانیان ولایت فاریاب به دنبال برگزار یک اعتصاب بزرگ، دهان خود را دوختند. تنش و اعتصاب غذایی آنان در زندان های جنایی ولایت فاریاب 7 روز ادامه دارد. این زندانیان مدعی اند که هیچ کس به آنان هیچ توجهی ندارند و آنان در حالت بسیار بدی به سر می برند
زندانیان می خواهند که مدیر این زندان تغییر یابد و زندانیان سیاسی از زندانیان جنایی تفکیک گردند
به دنبال اعتصاب طولانی مدت زندانیان مردم این ولایت به بازدید زندانیان اقدام کردند و غذا هم توزیع کردند
اما زندانیان معترض که دهان خود را دوخته اند اصرار دارند که تا 3 روز دیگر مقامات کشور باید حتما به خواست آنان رسیدگی کنند، در غیر آن انان حتی تا مرگ اعتصاب خود را ادامه خواهند داد

 

: دختر خوانده "وودی آلن" او را متهم به آزارجنسی کرد

 

دیلن فارو، دختر خوانده وودی آلن روز شنبه 1-2-2014 برای اولین بار به صورت علنی اتهام تجاوز جنسی پدر خوانده اش را مطرح کرد او گفت در سال 1992، هنگامی که 7 ساله داشت، این اتفاق افتاده است

 

دیلن گفت: "آلن از او خواست بر روی شکمم دراز بکشم و با قطار برقی کوچکی بازی کنم . فارو اکنون 28 ساله است و این موضوع را در وب سایت "نیویورک تایمز " منتشر کرده است"

 

وی افزود "آلن سپس به آزار جنسی من پرداخت، و زمزمه کرد که من دختر خوبی هستم و این راز باید بین ما بماند. او به من وعده داد که مرا به پاریس ببرد و از من یک ستاره برای فیلم هایش بسازد"

 

نامه دختر خوانده وودی آلن، سه هفته پس از دریافت جایزه "گلدن گلوب" ، دستاورد یک عمر هنرمندی وی، منتشر شد

 

موضوع آزار جنسی این دختر خوانده توسط نیکلاس کریستوف، مقاله نویس معروف که با میا فارو، مادر و رونان فارو برادر دیلن دوست است، منتشر شد

 

هنگامی که آلن در مراسم دریافت جایزه حضور داشت، رونان فارو برادر دیلن در صفحه توییتر خود نوشت: " در مراسم ادای احترام به وودی آلن، گویا فراموش شده بگویند که او دختر 7 ساله خود را، قبل یا بعد از "آنی هال"، مورد آزار جنسی قرار داده است؟ 

 

وودی آلن هنرمند معروف تمام ادعاهای دیلن فارو و مادرش مبنی بر آزار جنسی او در سال 1992 را تکذیب کرده است

 

برای محکومیت آلن از نظر حقوقی هیچگونه دلیلی وجود ندارد، و آنچه بیشتر مسئله اتهام آزار جنسی او را سست می کند عدم داشتن هرگونه پرونده پیش یا پس از این اتهام در زندگی این هنرمند است. او به کریستف گفت در عمر خود هیچوقت کسی را آزار نداده است

 

سال 1993، فرانک ماکوس ، دادستان کانتیکات گفت:" اگر چه احتمال اتهام آلن وجود داشت، اما از این جهت پرونده را پیگری نکردم، که بنظرم  دیلن فارو بیشتر آسیب می دید"  

در آن زمان تیم متخصصین "کودکان آزار دیده جنسی" در بیمارستان ییل، نیوهیون طی گزارشی پس از بررسی های علمی به این نتیجه رسیده بودند که دیلن فارو مورد تعرض یا آزار جنسی قرار نگرفته است. پس از آن بود که در ماه ژوئن، قاضی شهر منهاتن طی حکمی حضانت دیلن را به مادرش فارو منتقل کرد. العربیه 

شبکه اجتماعی فیس‌بوک سه‌شنبه

١٥ دلو (٤ فوریه) ١٠ ساله می‌شود.

این شکبه اجتماعی به دست مارک زاکربرگ و دوستانش برای استفاده در خوابگاه دانشگاه هاروارد به وجود آمد اما هم اکنون از هر هفت نفر، یک نفر عضو این شبکه است؛ شبکه‌ای که در چهار ماه پایانی سال گذشته میلادی با ٦٣ درصد کلیکدرآمد، ٥٢٣ میلیون دلار سود به دست آورد

با وجود مسدود بودن فیس بوک در ایران، بسیاری از کاربران اینترنت در ایران هم عضو این

شبکه اجتماعی هستند و اخیرا تعدادی از سیاستمداران ایرانی، از جمله محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه هم از این شبکه برای ارتباط با شهروندان ایرانی استفاده می‌کند

شما چه تجربه‌هایی از عضویت در فیس‌بوک دارید؟ به نظر شما فیسبوک در یک دهه حیات خود، چقدر در سطح جهان و در ایران تاثیرگذار بوده است؟

با بالا رفتن ضریب نفوذ اینترنت در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر جهان، شبکه‌های اجتماعی روز به روز بیشتر مورد استفاده شهروندان قرار می‌گیرند. ‌سایت‌های اجتماعی‌ای مانند توییتر، فیس بوک و گوگل پلاس این امکان را به کاربران اینترنت داده‌اند که بدون واسطه و در سریع‌ترین زمان ممکن به وقایع مختلف واکنش نشان دهند و صدای خودشان را به گوش بقیه برسانند

اما با وجود افزایش مزاحمت‌های اینترنتی، دستگیری وبلاگ نویسان و فعالان اینترنتی در برخی کشورها، افزایش امکان به اشتراک گذاشتن اطلاعات خصوصی و در نتیجه افزایش موارد نقض حریم خصوصی، و برخی نگرانی‌ها در مورد اینکه شبکه‌های اجتماعی جایگزین معاشرت‌های چهره به چهره شده‌اند، این سوال مطرح می‌شود که آیا جهان با وجود شبکه‌های اجتماعی جای بهتری شده است؟

به نظر شما خوبی‌های و بدی‌های شبکه‌های اجتماعی در اینترنت چیست؟

آیا فکر می‌کنید شبکه‌های اجتماعی به پاسخگو بودن سیاستمداران و شنیده شدن صدای شهروندان کمک کرده است، یا اینکه موجب تنهاتر شدن آدم‌ها و نادیده گرفتن وقایعی شده که در جهان واقعیت اتفاق افتادند اما در شبکه‌‌های اجتماعی مطرح نشدند؟

آیا در چند سال اخیر شبکه‌های اجتماعی باعث شدند اطلاعات خصوصی آدم‌ها بیشتر در دسترس قرار بگیرد و نقض حریم خصوصی آسان‌تر شود، یا فکر می کنید در دسترس بودن اطلاعات خصوصی باعث شده است اهمیت و جذابیت پی‌بردن به اطلاعات شخصی کم شود و مشکلات نقض حریم خصوصی کاهش پیدا کند؟

کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در مصاحبه‌ای با روزنامه وال‌استریت ژورنال گفته است که "در هفته‌های آینده" به تهران سفر خواهد کرد

او در همه سال‌هایی که مذاکرات هسته‌ای با ایران را پیش برده، سفری به تهران نکرده است

خانم اشتون پیش از این در حاشیه 
دیداری با محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، داشت و پس از آن اعلام شد که مذاکرات برای رسیدن به توافقی جامع اواخر بهمن در وین آغاز خواهد شد

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به وال‌استریت ژورنال گفته که تلاش زیادی برای رسیدن به نتیجه در جریان است، اما افزوده است: "همه به درستی خواهند گفت که این کاری است بسیار دشوار. هیچ تضمینی وجود ندارد و ما وقت لازم را برای رسیدن به توافق مناسب خواهیم گذاشت"

پیش از این محمدجواد ظریف نیز گفته بود که مذاکرات ایران و گروه ۱+۵ برای برداشتن گام نهایی "دشوار" خواهد بود

ایران و گروه ۱+۵ پاییز امسال در توافقی به توافقی شش ماهه برای کاهش اختلافات دست پیدا کرده‌اند که مطابق آن در ازای محدود شدن غنی‌سازی اورانیوم در ایران بخش‌ محدودی از تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران لغو می‌شود

همچنین در این شش ماه، ایران برنامه هسته‌ای خود را توسعه نمی‌دهد و تحریم‌ها علیه ایران تشدید نخواهد شد

توافق شش ماهه ژنو قابل تمدید است و طرفین ظرف مدت اجرای آن به گفتگو برای رسیدن به راه حلی جامع می‌پردازند

خانم اشتون به وال‌استریت ژورنال گفته است که تمرکز اولیه گفتگوهایی که در وین برگزار خواهد می‌شود بر رسیدن به چارچوب و زمان‌بندی مذاکرات خواهد بود

 
تحت ریاست رئیس جمهور کرزی، جلسه شورای امنیت ملی دایر گردید:

فیصله شد تا با در نظرداشت منافع ملی کشور، بحث ها دقیق روی نکات مورد اختلاف در سند مذکور (توافقنامه امنیتی) با نمایندگان با صلاحیت ناتو در کابل صورت گرفته و سند یاد شده هرچه زودتر نهایی گردد.
--------------------------------------------------------
تحت ریاست حامد کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان، جلسه نوبتی شورای امنیت ملی فبل از ظهر امروز در ارگ دایر گردید.
در این جلسه ابتدا حمله تروریستی شام دیروز علیه دو تن از اعضای کمپاین انتخاباتی داکتر عبدالله که در شهر هرات به وقوع پیوست، شدیداً تقبیح گردید.
جلسه به وزیر داخله و رئیس امنیت ملی وظیفه سپرد تا تحقیقات بیشتری را پیرامون حادثه ای یاد شده انجام داده، عاملین قضیه را به اسرع وقت دستگیر نموده و از تکرار چنین حوادث تروریستی در آینده جداً جلوگیری به عمل آید.
در ادامه جلسهء شورای امنیت ملی، روی پیشنهادات کاندیدان ریاست جمهوری بحث صورت گرفت و وزیر امور داخله در این رابطه گفت که به منظور تأمین امنیت بهتر کاندیدان ریاست جمهوری، وزارت امور داخله برای هر یک از کاندیدان و معاونین شان مجموعاً سه عراده موتر زرهی و سه عراده موتر پیکپ هایلکس را در اختیار شان قرار داده است.
وی همچنان گفت که وزارت امور داخله مجموعاً به تعداد 35 نفر پولیس محافظت رجال برجسته را به خاطر تأمین امنیت هر یک از کاندیدان و معاونین شان توظیف نموده اند.
سپس اعضای شورای امنیت ملی روی تهدیدات امنیتی که متوجه پروسه ای انتخابات در بعضی از ولایات کشور می باشد، بحث مفصل نمودند و خاطر نشان گردید تا برای تأمین امنیت انتخابات در قدم اول تمرکز بیشتر روی ولایاتی صورت گیرد که تحت تهدیدات بلند امنیتی قرار دارند.
جلسه شورای امنیت ملی همچنان روی مشکلات موجود در ولایات سمنگان و ارزگان بحث نموده و فیصله شد تا از طریق اقدامات اداری و تماس با متنفذین و محاسن سفیدان اقدامات مقتضی در این رابطه اتخاذ گردد.
در بخش دیگر مجلس، مشاور امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان، گزارش خویش را در رابطه به پیشرفت گفتگو ها با جانب ناتو، روی مسوده سند موافقتنامه چگونگی حضور و فعالیت های نیروها و پرسونل ناتو در افغانستان بعد از سال ۱۳۹۳ ارائه نمود.
فیصله شد تا با در نظرداشت منافع ملی کشور، بحث ها دقیق روی نکات مورد اختلاف در سند مذکور با نمایندگان با صلاحیت ناتو در کابل صورت گرفته و سند یاد شده هرچه زودتر نهایی گردد.


اولین واگونهای قطار ریل دو طبقه ئی در روسیه

 

اولین قطاردو طبقه در روسیه به فعالیت آغاز کرد و از مسکو به مقصد شهر «آدلر» حرکت کرد.
اولین قطار 2طبقه در تاریخ راه آهن روسیه از مسکو به سوی شهر «آدلر» واقع در کرانه بحیره سیاه در جنوب کشور حرکت کرد.

شهر «آدلر» یکی از محلات تفریحی و مرکز بازی‌های زمستانی المپیک و پارالمپیک سال 2014 در سوچی است؛ این شهر در 1650 کیلومتری مسکو قرار دارد.
مدت زمان حرکت این قطار در این مسیر 25 ساعت و 19 دقیقه است.

به نوشته «روسییسکایا گازتا ،
Rvsyyskaya газета»، مسافران قطار خبرنگاران، داوطلبان بازی‌های المپیک و همچنین خانواده‌ها با کودکانی هستند که به سفر در طبقه دوم علاقمند شده‌اند.
طوری که اداره راه آهن روسیه پیشتر اطلاع داده بود واگن‌های قطار در کارخانه واگن‌سازی شهر تور روسیه ساخته شده‌اند.
گنجایش واگن معمولی دارای کوپه های چهار نفری 64 نفر ،گنجایش واگن لوکس 30 نفر و گنجایش واگن مخصوص پرسنل قطار 50 نفر است؛ گنجایش واگن رستوران 44 نفر برای سالن غذاخوری و 6 نفر برای بار می‌باشد.
در واگن مخصوص پرسنل، 2 جای مخصوص برای یک فرد معلول و همراه وی وجود دارد،‌ همه واگن‌ها به اینترنت بی‌سیم مجهز شده‌اند.
قیمت تکت یک طرفه قطار در کوپه چهارنفری 3.2 هزار روبل (100 دلار آمریکایی) است.

 

 

بزرگداشت از میلاد النبی ص

بتاریخ 13 جنوری ( 12 ربیع الاول) نماینده گی اتحادیه سراسری افغانها در مرکز تجارتی سده ود با اشتراک همه افغانهای متدین و با دیانت درین مرکز از میلاد مبارک پیامبر اسلام حضرت رسول اکرم ص بزرگداشت به عمل آوردند 

 

محفل بعد از ختم قران عظیم الشان به گرداننده گی محترم عبدالمبین و با قرائت ختمانه شریف توسط قاری عبدالصمد آغاز و متعاقباً حاجی اختر محمد صافی رئیس اتحادیه سراسری افغانهای مقیم فدراسیون روسیه ضمن اظهار قدر دانی و سپاس از افغانهای مرکز تجارتی سده ود و هیئت رهبری آن در راس محترم میرویس داودی پیرامون شخصیت و سیرت پیامبر اسلام صحبت مفصل نمودند محفل با خوانش دعائیه از جانب قاری محمد حلیم و صرف طعام که به گونه نذر و خیرات تهیه گردیده بود به ساعت 7 شام خاتمه یافت 

سمونوال جمیله بیاض نخستین آمر

زن در یک حوزه امنیتی در کابل

تعیین یک زن در پست پر مسوولیت امنیتی و کار کردن در یک محیط مردانه شاید برای بسیاری ها پرسش بر انگیز باشد اما اراده قوی و اعتماد به نفس جمیله بیاض می تواند برای نسل بعدی افغانستان بسیار سازنده باشد
سمونوال جمیله بیاض نخستین زن است که از سوی وزارت امور داخله افغانستان به روز سه شنبه به عنوان آمر حوزه اول امنیتی پولیس در شهر کابل تعین شد. وی در دومین روز کاری اش با وجود مصروفیت های فراوان با خبرنگار رادیو آزادی وقت داد تا با او مصاحبه کند
خانم بیاض در برابر این پرسش که با وجود تهدید های امنیتی و مشکلات اجتماعی در برابر زنان چطور حاضر شده تا مسوولیت این پست امنیتی را بپذیرد؟ گفت

« قبلاً هم همچو پست برایم پیشنهاد شده بود اما من نپذیرفتم و برایشان گفتم که اگر به شکل سمبولیک مرا تعین می

کنید قبول ندارم. کسی که در یک موقف قرار می گیرد باید با صلاحیت برود زیرا شرایط مملکت خود را ما درک می کنیم می شود بسیار گپ های در پشت پرده باشد
نه تنها در حوزه اول امنیتی بلکه در سایر حوزه ها و حتی به سطح کشور ما فساد اداری وجود دارد. من مطمین هستم که هر زن افغان صداقت دارد و من به توکل خداوند مبارزه می کنم »

سمونوال جمیله بیاض که به درجه لسانس از اکادمی پولیس افغانستان فارغ شده می گوید، 32 سال تجربه کاری در بخش پولیس دارد و در این مدت در بخش های مختلف امنیتی از جمله در میدان هوایی بین المللی کابل، قوماندانی امنیه، حوزه سوم امنیتی پولیس و در آخرین بار به حیث آمر تحقیق در معینیت مبارزه علیه مواد مخدر وزارت داخله اجرای وظیفه کرده است
پیش از این یک نهاد بین المللی گفته بود که افزایش ظرفیت پولیس زن در افغانستان سهولت ها را برای تقویت دسترسی به سایر زنان در هنگام عملیات ها و ماموریت ها مساعد می سازد
دیده بان حقوق بشر مستقر در نیویارک گفته است که بدون موجودیت پولیس زن در افغانستان تعقیب قانونی قضایای زنان ناممکن خواهد بود
از صحبت با خانم بیاض دریافتیم که او برخلاف تبعیض جنسی و ذهنیت های منفی نسبت به مشارکت زنان در کارهای اجتماعی، میخواهد به طور جدی مبارزه نماید
« توکل به خداوند کردیم و هراس ندارم. فرق بین مرد و زن نیست. برخی از برادران پولیس بودند که به چشم حقارت می دیدند و یا برتری طبقه اناث را که ارتقا کنند یا پیش بروند نمی خواستند و شاید حالی هم نخواهند »
خانم بیاض در حالی مسوولیت یک چنین پست مهم امنیتی را بر عهده گرفته است که چندی قبل یک افسر پولیس زن در ولایت هلمند و یکتن دیگر در ولایت نیمروز از سوی افراد مسلح ناشناس کشته شدند
جمیله بیاض زن هم می پذیرد که کار کردن در جامعه سنتی مانند افغانستان مشکلاتی فراوانی را برای زنان به همراه دارد، اما وی بر حمایت خانواده ها و اجتماع از زنان تاکید می ورزد
جمیله بیاض که مادر 5 فرزند نیز است گفته که آرزوی خدمت به وطن و مردمش را از گذشته ها در سر می پروراند
« زمانیکه از لیسه عالی سوریا فارغ شدم در پوهنځی انجنیری کامیاب شدم ولی به دلیل اینکه شوق و علاقه فراوان به مسلک پولیس داشتم و این مسلک برایم خیلی مقدس است از اینرو پوهنځی انجنیری را ترک کردم
هدف من خدمت به مردم ام بود از اینرو در اکادمی پولیس شامل شدم »

براساس گزارش ها از جمله 157 هزار پولیس در افغانستان، بیش از ١٥ درصد آنرا زنان تشکیل می دهند. وزارت امور داخله افغانستان در نظر دارد که تا پایان سال 2014 میلادی تعداد پولیس زن را به پنج هزار تن افزایش دهد

آمارتکان دهنده ازخشونت علیه زنان

 

 کارشناسان سازمان ملل در روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان اعلام کردند که در زمان حاضر بیش از ۶۰۳ میلیون نفر از زنان دنیا در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت علیه زن جرم محسوب نمی شود

در مراسم ویژه ای به مناسبت چهاردهمین سالگرد روز بین المللی مقابله با خشونت علیه زنان ˈبان کی مونˈ دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد که روزانه دست کم یک سوم از زنان جهان از سوی مردان مورد خشونت قرار می گیرند که این خشونت ها ستون جامعه انسانی را متزلزل می کند

خشونت علیه زنان

معاون مدیرکل سازمان زنان ملل متحد در این مراسم با تاکید بر این که خشونت علیه جنس مخالف نقض آشکار حقوق انسان ها است بر ضرورت آموزش مسائل مربوط به حقوق انسان ها در مدارس تاکید کرد

وی همچنین یادآور شد که در زمان حاضر بیش از ۶۰۳ میلیون نفر از زنان جهان در کشور هایی زندگی می کنند که خشونت علیه زنان به راحتی و بدون هیچ گونه اعمال مجازاتی انجام می شود

یکی دیگر از کارشناسان این نهاد بین المللی می گوید، در بسیاری از کشورهای جهان و بویژه منطقه آمریکای لاتین خشونت نسبت به زنان یکی از عوامل مهم ناامنی های اجتماعی و تهدید و مانع بزرگی بر سر راه توسعه و پیشرفت اجتماعی، بهداشت و حقوق بشر محسوب می شود

جان آش رییس مجمع عمومی سازمان ملل نیز با ایراد سخنانی به همین مناسبت یادآور شد در حالی که ما خود را برای دستاوردهای بعد از ۲۰۱۵ آماده می کنیم هنوز خشونت علیه زنان و دختران یکی از بزرگترین مشکلات جهانی باقی مانده و تاکید کرد که بدون مقابله با این مشکل رشد و توسعه جهانی میسر نخواهد بود

 

آمار تکان دهنده از خشونت جنسی علیه زنان

در روز جهانی منع خشونت علیه زنان، سازمان ملل با انتشار گزارشی از برخی آمارهای تکان دهنده درباره خشونت جنسی و فیزیکی علیه زنان خبر داد

بر اساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) سالانه بیش از ۲ میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور یا به تن فروشی می شوند یا به سمت فحشا سوق داده می شوند که این کار عمدتا از کانال گروه های مافیایی تجارت انسان و به صورت سازمان یافته صورت می گیرد

همچنین بر اساس این گزارش ۶۰ درصد از زنان جهان در طول عمر خود شاهد خشونت های فیزیکی یا جنسی بوده اند

این گزارش می افزاید هنوز در ۳۵ کشور جهان تجاوز به زنان جرم محسوب نمی شود و بیش از ۶۰۳ میلیون زن در کشورهایی زندگی می کنند که خشونت های خانوادگی علیه زنان در آن کشورها جرم محسوب نمی شود

در این گزارش از دولت های جهان خواسته شده قدم های بزرگ تری در راه رسیده به جهانی عاری از خشونت علیه زنان بردارند

از سال ۱۹۸۱ روز ۲۵ نوامبر از سوی سازمان ملل به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان انتخاب شده است

منبع: خانه امن

 وضع حمل یک زن به دار آویخته شده در ترکیه

 

در رویدادی بی نظیر یک زن محکوم به اعدام در ترکیه پس از به دار آویخته شدن، وضع حمل کرد و نوزاد پسر به دنبا آورد

اهالی منطقه “کحاریسی” در ترکیه هنگام تماشای صحنه اعدام ” صباح موسلیباسا” ۲۸ ساله، مشاهده کردند که این زن یک فرزند سالم پسر هنگام اجرای حکم به دنیا آورد

روزنامه القدس العربی روز پنجشنبه نوشت: این حادثه موجب وحشت و هیجان حاضران در مراسم اعدام این زن ترک شد

نوزاد زودتر از موعد مقرر و حدود هفت ماهگی به دنیا آمد، درحالی که تا قبل از آن هیچیک از اطرافیان زن و مسئولان زندان به دلیل چاقی زن متوجه حامله بودن او نشده بودند

صباح به جرم قتل همسر و دو کودکش با مسموم کردن آنان، زندانی و به اعدام و آویخته شدن از چوبه دار محکوم شده بود

زن ترکیه ای به مدت سه ماه منتظر اجرای حکم بود و هنگامی که طناب به گردنش آویخته و کرسی زیرپای او رها شد حاضران متوجه شدند به شدت دست و پا می زند و در این هنگام صحنه زایمان زن در وضعیتی غیر عادی و تکان دهنده و بر بالای چوبه دار رقم خورد

داکتر زندان حاضر در محل ابتدا گمان کرد که نوزاد مرده به دنیا آمده، اما اندکی بعد با تنفس مصنوعی مشخص شد که او زنده و سالم است و بلافاصله شروع به گریه کرد

:يك حادثه دلخراش كه ديشب واقع شد

 

من با پسران مامايم در پيشروى دروازه كوچه ايستاد بوديم كه ناگهان يك بچه از كوچه پهلوى ما به شتاب امد و خواست تا به او كمك كنيم، وقتى پرسيدم "چى گپ است؟" گفت كه در خانه همسايه اش يك دختر از جهت اين كه در پايش مرمى اصابت كرده زخمى شده و او را بايد به شفاخانه انتقال دهيم،

 

من با شنيدن اين خبر فورأ و بدون تآخير به خانه رفتم و از پسر كاكايم خواستم تا موترش را بگيرد و هم...رايم به كمك همسايه برسد، خوب ما هردو به زود ترين فرصت به خانه همسايه رسيديم و ديدم كه يك عالم زن و مرد در كوچه برامده و يك غوغا برپا شده بود. كاكاي دختر كه بسيار صحتمند هم به نظر ميرسيد و حدود ٣٥ سال عمرش بود تلاش داشت تا برادرزاده زخمى اش را در موتر بالا كند ولى چنين به نظر ميامد كه او از عهده اين كار برامده نميتواند، او بلاخره بعد از گذشت چند ثانيه توانست او را به موتر بالا كند، مادرش هم سوار موتر شد و با اواز بسيار بلند گريه و ناله ميكرد، و فقط ميگفت كه "دختركم مرده، جسد دختر مره كجا ميبريد؟" من كوشش داشتم تا به او بفهمانمم كه از زخمى شدن دست يا پاى انسان نميميرد. وقتيكه دو سه بار به مادرش اين همه را گفتم مادرش يك داد زد و گفت " كى ميگه كه مرمى در پاى دخترم خورده؟ مرمى ده سرش خورده و دخترم مرده" و بعد به ناله هاى بلند خود ادامه داد. من كه كاملآ اطمينان داشتم كه دختر دوباره شفا ياب خواهد شد حالا برايم مشكل شد كه حتى فكر هم كنم كه او زنده باشد، هيجانى شدم ولى هنوز هم همه چيز را اداره ميكردم، و خواستم به مادرش اميد دهم كه دخترش خوب ميشود. بعد از دو الى سه دقيقه به نزديكترين شفا خانه رسيديم، و من كه ديدم كاكايش كاملأ غير ارادى بود و نميتوانست اين خانم دختر را دوباره از موتر پاين كند، به مادرش گفتم " مادر جان! دخترت خواهر من است و اجازه ده كه او را از موتر برون بيارم" مادرش از دل كبابش گفت " اجازه است او در دنيا و اخرت خواهرت باشد" من خواستم تا او را از موتر بيرون بيارم اما او به حدى سنگين شده بود كه او را حتى نميتوانستم از جايش تكان بدهم. خوب شد كه كاكايش هم امد و همرايم كمك كرد، وقتيكه او را روى تسكره شفاخانه خوابانديم به چشمهايش و دهانش كه باز بود ديدم، وحشت خوردم. هردو طرف جمجمه سرش شكاف شده بود و هنوز هم خونريزى شديد داشت. همه مامورين شبانه شفاخانه تكان خورده بودند، داكتر امد و قلبش را معاينه كرد، وقت كه به چشم هاى داكتر نگاه كردم فهميدم كه چى گپ شده، او نميتوانست نتيجه را به مادرش بگويد. او رفت به كنار اطاق عاجل و تكه گازى را گرفته و زنخ دختر را بسته كرد و روي چشمان بازش دست كشيد. بسيار دردناك بود. ناله و فرياد مادرش گويا همه جهان را فرا گرفته بود. من هم ترسيده بودم اما پسر كاكايم "نجيب" كاملأ بى حس بود، من فقط دست هاى خونالود خود را شستم و از مادرش اجازه گرفتم چون از يك طرف ديگر اعضاى فاميلش هم رسيدند و از طرف ديگر برايم خيلى دشوار بود كه در انجا ميبودم 

 

بعد از رسيدن به خانه دوباره به خانه انها رفتم و خواستم از ماجرا با خبر شوم، شوهر خاله اش را ديدم و پرسيدم " چطور شد؟ چرا شد؟" او گفت" دختر همراى مادرش و كاكايش امروز جنگ كرد دليلش واضح نيست اما قرار بود فردا خانه ايشان كسى به خواستگارى دختر بيايد و به گمان اغلب روى همين موضوع همراى مادرش جنگ كرد و كاكايش نيز او را لت و كوب كرده بود. و بعد ازين كه همه چيز دوباره آرام شده بود دختر توسط تفنگچه در قسمت جمجمه سر خود شليك كرد" بعد از شنيدن اين قصه فهميدم كه چه بلاى سرش امده بود. اين دخترك بيچاره كه هفده سال عمر داشت و با درجه دوم در صنف دهم مكتب درس ميخواند چرا بايد اين كار را انجام ميداد؟ بسيار ازرده خاطر شدم و روح ام نارام شد و خواستم داستان اين حادثه واقعى را با شما شريك سازم. به خدا قسم اين همه پند است براى همه ما، بايد با زنان خود به مثل انسان برخورد كنيم، هستند كسان كه جايگاه زن را نميفهمند و حقوق انها را پامال ميكند و احساساتش را زير پا ميكند، بياييد كه به زنان گوش كنيم كه چه ميگوييند و چه ميخواهند و چه ميتوانند كرد. كى ميداند كه در دل بيچاره چه درد بود؟ و بر سرش چه گذشته بود، بياييد كه ازين گونه حوادث دردناك خود و فاميل هاي خود را نجات دهيم

 

 

ملکه زیبایی جهان امسال، مجری تلویزیون ونزوئلایی شد

ملکه زیبایی جهان دختر 25 ساله ونزوئلایی شناخته شده است. این دختر که یک مجری تلویزیون است در یک مراسم پر زرق و برق درمسکو تاج ملکه زیبایی جهان را برسر

گابریلا ایسلر روز شنبه از میان 86 رقابت کننده در نمایشی انتخاب شد که توسط میلیون ها بیننده در سراسر جهان تماشا می شد.

ایسلر با رقبای برازیلی، هسپانوی، اکوادوری و فیلپینی خویش در رقابت نزدیک قرار داشت. این شصت و یکمین دور مسابقه ملکه زیبایی جهان بود.

رئیس جمهور ونزوئلا بعدا از طریق تویتر این پیروزی را به ملت اش تبریک گفت.

ونزوئلا بیش از هر کشور دیگری برنده رقابت های بین المللی زیبایی را به نسبت کشورهای دیگر برنده اس که اکنون شامل برنده هفت لقب ملکه زیبایی جهان است.

 

قصه واقعی

: قصرشیشه ای

 زماني كه از بهترين دوره هاي عمرم محسوب مي شد محصل

در رشته‌ روانشناسی  بودم، سه خواهر داشتم که یکی از آن‌ها در مكتب بود و دوي ديگر هم تازه مكتب را تمام كرده و شامل انستيتوت شده بودند، 

 پدرم مردي با عزت و آبروي بود و دكان خورده فروشي كوچكي داشت كه از بام تا شام در آن كار مي كرد و از عرق جبینش پول به دست مي‌آورد و مصارف خانه و تحصیلات ما را مي پرداخت.او همواره به من افتخار مي كرد و به خواهران خوردترم مي گفت كه از میان همه دخترانم، فيروزه یک دختر استثنایی، بسیار باهوش و زرنگ و نیز خوش مشرب و خوش اخلاق است.من هم زياد به خود مي‌باليدم و مي ديدم كه همصنفي هايم برای دوستی و نزديك شدن با من با هم رقابت می‌کردند، اما افسوس كه مدت اين همه خوش ها و غرورم بسيار كوتاه بود

روزی از روزها که پس از پایان درس از پوهنتون خارج می‌شدم، ناگهان جوانی زیبا رو با قامتی رعنا و لباسی برازنده روبرویم سبز شد، چنان به من خیره شده بود که گویا سال هاست، مرا می‌شناسد! با بی‌توجهی به راهم ادامه دادم، اما جوان رها كردني  نبود و قدم زنان پشت سرم حرکت می‌کرد، يكبار كه نزديكم رسيد، با صدایی آرام و کودکانه گفت:" به خدا دوستت دارم، عاشقت استم، مدت هاست به تو می‌اندیشم، ولي جرئت نكردم برايت اظهار محبت كنم. می‌خواهم با تو ازدواج کنم!  دو سال است شیفته اخلاق و خلق و خويت شده‌ام"

به سرعتم افزودم، قدم هایم می‌لرزیدند و عرق از پیشانی‌ام سرازیر شده بود، زيرا تا آن وقت با چنین صحنه‌ای مواجه نشده بودم، هراسان به خانه رسیدم و آن شب تا صبح صحنه‌ای را که اتفاق افتاده بود، با خود مرور می‌کردم. دم صبح  انديشه در مورد او را بيهوده تلقي كرده خوابيدم. روز بعد هنگام خروج از پوهنتون دوباره او را دیدم 

درحالی که لبخندی زیبا بر لبانش نقش بسته بود، در مقابلم ایستاد و سخنان عاشقانه دیروزش را تکرار کرد. دوباره با بی‌توجهی راه خانه را در پیش گرفتم، اما جوان رها كردني نبود.  اين حركات بي معني او دو سه هفته ادامه داشت و من بي توجه به راهم ادامه مي دادم . نهایتاً يك روز نامه‌ای به سویم انداخت و رفت 

او رفت و من متردد بودم نامه را بردارم یا نه؟ دستانم می‌لرزیدند، دلهره داشتم، پس از چند دقیقه کشمکش با درونم بالاخره نامه را برداشتم، به خانه رفتم و در فرصت مناسب آن را خواندم، نامه‌ای مملو از جملات عاشقانه و همچنین حاوی معذرت خواهی بابت اعمال نسنجیده‌ و مزاحمت هاي بيموردش، نامه را پاره کرده و دور انداختم

دیری نگذشت که صدای زنگ تليفون را شنیدم، گوشی را برداشتم، خودش بود، می‌خواست بداند نامه‌اش را خوانده‌ام یا نه، گفتم: اگر می‌خواهی پا از گلیمت فراتر بگذاری خانواده‌ام را خبر می‌کنم، و تيلفون را قطع کردم

ساعتی نگذشته بود که بار دیگر تماس گرفت. قسم می‌خورد که هدفش پاک است و قصد ازدواج دارد، می‌گفت؛ بازمانده‌ یک خانواده‌ ثروتمند است و شاهزاده‌ رؤیاهایم خواهد شد و برایم قصری بلورین خواهد ساخت.قلبم نرم شد و باب سخن را با او آغاز کردم

روز ها به همين منوال گذشتند و من با سخن گفتن با او عادت كرده بودم و از حرف زدن با او خسته نمی‌شدم، همواره به تليفونم نگاه می‌کردم به امید اینکه صدای زنگش آرامم کند. پس از پایان وقت درس لحظه‌های طولانی منتظرش می‌ماندم تا بلكه  ببینمش، روزی از روزها که از پوهنتون خارج شدم ناگهان مفابلم سبز شد. از خوشحالی می‌خواستم پرواز کنم،  او دقايقي با صميمت و مهرباني حرف زد و مودبانه رفت و دلم را با خودش برد

روز هاي بعد سوار موترش شدم تا لحظات هواخوري و تفريح كرده و با هم حرف بزنیم. با گذشت روز همچنان عاشق و شیفته‌اش شده بودم که هیچ اراده‌ای از خود نداشتم، تمام حرف‌هایش را باور داشتم به ویژه وقتی می‌گفت:" تو پری قصه‌های دوران كودكي ام هستی، و بی تو نمی‌توانم زندگی کنم".با شنيدن حرف هايش چنان احساس خوشبختی می‌کردم كه  گویی خوشبختتر از من  دختري در دنیا نیست، اما عمر اين خوشبختي ها هم بسيار كوتاه بود، زيرا روزی از روزها که تاریکترین روز زندگی‌ام بود، با آینده‌ام بازی کرد و رسوای کوی و برزنم ساخت. آن روز طبق معمول سوار موترش شدم تا كوچه ها و سرك هاي شهر را چكر بزنیم، اما او فريبم داد كه مرا متعجب مي سازد. من هم خاموشانه نشسته و هر چه فكر مي كردم چيزي به خاطرم نمي آمد كه او چه مي خواهد .  آن روز مرا به خانه‌ای برد كه ميزي با غذاي فوق العاده در آن گذاشته شده بود، با خوشي و شوخي و مزاج هاي دلنشين او نان خورديم و گفتیم و شنیدیم و خندیديم و ديگر نفهميدم.همينقدر مي دانستم كه شیطان مرا اسیر خود کرده و با عشق این جوان فریفته شده ام. تا به خود آمدم دیدم قربانی هوسرانی‌اش شده‌ام و گوهر پاکدامنی‌ام را از دست داده‌ام!!وحشتزده فریاد زدم:" با من چه کردی.!؟"

با وارخطايي گفت:" آرام باش ما با هم ازدواج مي كنيم. به زودي مراسم عقد را برگزار مي كنيم"

دیوانه‌وار با هزار پيشماني و درد راهي خانه شد. پاهایم به زور تحملم می‌کردند، آتشی در درونم شعله می‌زد و دنیا در مقابل چشمانم تاريك شده بود، به شدت می‌گریستم، چنان روحیه‌ام را باخته بودم که به ناچار پس از مدتی درس را رها کردم.هیچ یک از اعضای خانواده  ام نمی‌دانستند که قصه چیست. پدرم بيچاره و خواهران دلسوزم فكر مي كردند، من مريض استم و تسلي ام مي‌دادند كه سال بعد باز درسم را ادامه دهم

روزها یکی پس از دیگری می‌گذشت و از او خبري نبود. نه خانواده اش را به خانه ما آورد و نه تليفوني جوابم را مي داد تا اینکه روزی تليفونم زنگ زد. خودش بود!! گوشی را برداشتم، می‌گفت:" باید ببینمت"

خوشحال شدم، تصور کردم می‌خواهد مقدمات خواستگاری را فراهم کند

به ملاقاتش رفتم، ولي در اولین لحظه با چهره ا‌ی عبوسش مواجه شدم. بلافاصله گفت:" به ازدواج فکر نکن!! می‌خواهم بدون هیچ قیدی با من زندگی کنی، همانگونه که من می‌خواهم"

ناخود آگاه سیلی محکمی به گونه اش نواخته گفتم:" ای پست فطرت فکر می‌کردم می‌خواهی اشتباهت را جبران کنی، اما می‌بینم خیلی رزيل هستی"

گریان و با گفتن دهها فحش و ناسزا از موتر پیاده شدم. گفت: "یک لحظه صبر کن"

ناگهان متوجه شدم یک كست ویديويي در دست دارد

با لحنی موذیانه فریاد زد:" با این نوار نابودت می‌کنم"

گفتم: "چیست؟"

گفت:" بیا با هم برویم خودت ببین"

رفتم و فلم را تماشا کردم!! دنیا برسرم فرود آمد، تمام آنچه را كه من به خود نبودم و بین ما گذشته بود،  با پست فطرتي و شيطان صفتي فلمبرداری کرده بود! فریاد زدم:"ای پست فطرت  نامرد"

 باشيطنت و غرور بيجا گفت:" متاسفانه كمره مخفی همه چیز را ثبت کرده، بهتر است تسلیم شوی وگرنه نابودت می‌کنم!"  به شدت گریه کردم و چون آبروی خانواده‌ام در میان بود به ناچار تسلیم شدم تا به خود آمدم اسیر دستانش شدم. او مرا از مردی به مرد دیگر پاس می‌داد و در مقابل آن پول هنگفتی دریافت می‌کرد و همينطور زندگیم به هرزگی کشید، در حالی که خانواده‌ام از همه جا بی‌خبر بودند.بدبختانه دیری نگذشت که فلم پخش شد و خبرش چون بمبی در شهر منفجر گرديد و قصه‌ رسوایی‌ام سراسر شهر پیچید و يك روز هم همان كست به دست پسر كاكايم افتاد

برای حفاظت از جانم از خانه گریخته و از دیده‌ها مخفی شدم. پس از مدتی فهمیدم که خانواده‌ام به شهر دیگر کوچ کرده‌اند تا بلکه این لکه‌ ننگ را از پیشانی خود پاک کنند. ديگر قصه‌ دختر هوشيار و خوش اخلاق پدرم نقل مجالس شده بود و فلم رسوایی‌ام ميان مردم هرزه دست به دست می‌شد و اين همه موضوعات مرا رنج مي داد. هزاران زخم ناسور در قلبم داشتم،  ولي او با بي پروايي با من چون بازيچه اي بازی می كرد.سرانجام يك شب تصميم گرفتم انتقام بگیرم و روي همين هدف روزی از روزها که مست و بیخود بود، از فرصت استفاده کرده و با قساوت قلب چاقويي را در قلبش فرو بردم و به زندگی ابلیسی‌اش پایان دادم.بعد از آن حادثه هم بد بختي ام تمام نشد و با بيچارگي پشت میله‌های زندان رفتم، اكنون خواری و ذلت را تحمل می‌کنم و به گذشتهء خود می‌اندیشم که چگونه نابودش کردم…به آن قصری که با شیشه ساختم غافل از اینکه با سنگی كوچكي شکسته خواهد شد

هر وقت به یاد آن فلم می افتم، احساس می‌کنم دوربین‌ها مرا زیر نظر دارند و خورد و خمير مي شوم.  از همه بدتر اينكه يك روز در زندان خبر شدم كه پدرم با حسرت از دنیا رفته و تا آخرین لحظه‌ زندگیش گفته:" فيروزه نمی بخشمت."سرگشت زندگي من سراپا عبرتی است برای تمام دختران جوان تا فریب سخنان زیبا وپیام‌های عاشقانه‌ جوانان شیطان صفت را نخورند

محمد امین الجندی / ترجمه: عادل حیدری

 

www.Voiceofwomenafg.blogspot.com

http://www.facebook.com/#!/voiceofwomenafg

https://twitter.com/voiceofwomenafg

voiceofwomenafg@gmail.com

زنان سرشناس افغانستان

 

 

افغانستان دوازده موزیم ولایتی می سازد

مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گویند که در نظر دارند دوازده موزیم ولایتی بسازند. آنان می گویند که به دلیل نبود موزیم های معیاری، بسیاری آثار تاریخی این کشور را نابودی و فرسودگی تهدید می کند

تنها در ولایت های کابل، غزنی، هرات، قندهار، خوست و کاپیسا موزیم هایی وجود دارند که آثار باستانی در آنان به نمایش گذاشته شده اند. موزیم ملی افغانستان در پایتخت این کشور مشهورترین موزیم می باشد

عمراخان مسعودی، رییس موزیم ملی افغانستان می گوید که این موزیم سیستم کنترول درجه حرارت، رطوبت، نور و اطفائیه ندارد و همچنان کمره های امنیتی نیز در آن نصب نمی باشد. دو سال پیش کار اعمار یک ساختمان جدید با استندردهای بین المللی برای این موزیم آغاز شد و تا حدودی نیز پیش رفته است

عمراخان مسعودی، رییس موزیم ملی افغانستان.عمراخان مسعودی، رییس موزیم ملی افغانستان.

مسعودی می گوید: «مردم و مخصوصا جوانان در سی و چهار ولایت افغانستان خواهان این هستند که برای شان موزیم ایجاد شود، اما با وضعیت فعلی در افغانستان من این کار را ناممکن می دانم. ما تلاش می کنیم که حداقل در 12 ولایت موزیم هایی را ایجاد کنیم.»

شماری از مردم و مقام های محلی افغانستان وضعیت موزیم های موجود در این کشور را نگران کننده می خوانند و می گویند که آثار باستانی، به خصوص آثار مکتوب در حال فرسودگی و نابودی هستند. محمد عاصف، یک باشندهولایت غزنی می گوید که با این که این ولایت لقب پایتخت فرهنگی جهان اسلام را در سال 2013 از آن خود کرد، اما وضعیت موزیم های این ولایت به شدت نگران کننده است

وی می افزاید: «به شکل نمایشی اقدام کرده و موزیم های کوچک و غیرمعیاری را ایجاد کرده اند. مثلا یک موزیم را در دفتر والی غزنی ایجاد کرده اند. به جز مهمانان خود والی کدام فرد دیگر می تواند از آن دیدن کند؟»

از سویی هم مردم در این ولایت می گویند در صورتی از سوی شورشیان به دفتر والی حمله ای صورت گیرد همه آثار باستانی نابود خواهند شد. آنان همچنان از عدم بازسازی آبده های تاریخی این ولایت شکایت دارند

در دو موزیم اطلاعات و فرهنگ و موزیم دفتر والی غزنی در حدود 200 اثر تنها از دوره اسلامی نگهداری می شوند، در حالی که بخش عمده ای از آثار مربوط به دوره بودایی ها در گدام ها نگهداری می شوند

حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در حال بازدید از موزیم سیار گنجینه باختر در پاریس پایتخت فرانسه.حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در حال بازدید از موزیم سیار گنجینه باختر در پاریس پایتخت فرانسه

به گفته آقای مسعودی، افغانستان کارمندان با تجربه و لابراتوارهای کافی برای شناسایی و مرمت آثار باستانی ندارد. وی می گوید: "حکومت باید کار را به اهل اش بسپارد". او می خواهد لابراتوارهای بیشتر ایجاد گردند و دانشجویانی که از بخش باستان شناسی فارغ می شوند به کار گماشته شوند تا به کمک سازمان های بین المللی همچون یونسکو کار بهتری در زمینه انجام شود

آقای مسعودی می افزاید که همه موزیم های افغانستان مربوط به باستان شناسی می شوند و در دیگر بخش ها موزیمی وجود ندارد. او به گونه مثال از هشت هزار اثر اتنوگرافی یاد می کند که باید در یک موزیم نگهداری شود

اما به گفته وی در ابتدا تلاش خواهد شد که موزیم های کنونی معیاری شوند و سپس کار ساخت موزیم های ولایتی، موزیم معرفی مشاهیر افغانستان و برخی موزیم های دیگر نیز آغاز خواهد شد

کشف آثار تاریخی جدید

مسعودی می گوید که همه روزه تعدادی از آثار باستانی در نتیجه حفاری های بیشتر در این کشور رو به افزایش است. بنا بر آمار ارائه شده از سوی این مقام موزیم ملی، از سال 2003 به این سو حفاری های قانونی در این کشور جریان دارد و آثار باستانی زیادی به موزیم ها منتقل شده اند. آقای مسعودی می گوید که باستان شناسان آلمانی در بخش حفاری ، بازسازی، سجل کردن و ترتیب موزیم ولایت هرات کارهای بنیادی را انجام داده اند

افغانستان برای مرمت آثار باستانی به باستان شناسان حرفه ای و لابراتوارهای مجهز نیاز دارد.افغانستان برای مرمت آثار باستانی به باستان شناسان حرفه ای و لابراتوارهای مجهز نیاز دارد

افغانستان در سال 2003 عضویت پولیس بین المللی "انترپول" و "ایوپول" را به دست آورده است و در همکاری با انجمن بین المللی موزیم ها و سازمان علمی فرهنگی ملل متحد، یونسکو، برای بازگرداندن آثار از خارج تلاش می کند

دولت های قبلی افغانستان کنوانیسون های بین المللی مربوط به آثار تاریخی را امضا نکرده بودند. در سال 2005 وزارت خارجه افغانستان دو کنوانسیون را در این رابطه پذیرفت. مسعودی می گوید: «در روشنی مفادات این کنوانسیون ها ما توانسته ایم از سال 2007 به این سو بیش از 9 هزار قلم آثار را که از سوی پولیس انترپول شناسایی شده اند ادعای ملکیت کنیم و به افغانستان برگردانیم. ما یک لیست سرخ آثار باستانی غارت شده افغانستان را تهیه کرده ایم و کار هنوز هم برای پس گرفتن آنان جریان دارد»

درآمد پایین موزیم ها

با این همه وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان از کمبود بودجه و امکانات برای بهتر ساختن و گسترش موزیم های این کشور خبر می دهد. این وزارت خواهان توجه بیشتر سازمان های بین المللی به میراث های فرهنگی افغانستان است

یک اثر ارزشمند باستانی که از آلمان به افغانستان بازگردانده شد.یک اثر ارزشمند باستانی که از آلمان به افغانستان بازگردانده شد.

رییس موزیم ملی افغانستان می گوید در حال حاضر تنها موزیم کابل و هرات به استثنای روزهای جمعه از بازدید کنندگان افغان 20 افغانی و از خارجی ها 100 افغانی ورودی می گیرند و دیگر موزیم ها رایگان می باشند. به گفته او، موزیم ها سالانه بین 500 تا 600 هزار افغانی از این راه درآمد دارند

او اضافه می کند که از نمایش مجموعه 1440 اثر تاریخی زیر نام "گنجینه باختر" در اروپا و امریکا از سال 2006 به این سو 3.25 میلیون دالر به دست آمده و قرار است نمایش آن تا سال 2014 در آسترالیا جریان داشته باشد

 

کنفرانس ملی زنان تجارت پیشه در کابل برگزار شد

کنفرانس ملی زنان تجارت پیشه، روز سه شنبه (14 عقرب 1392) در کابل برگزار شد، این نشست به حمایت اتاق های تجارت وصنایع افغانستان و(UNDP) برای تقویت و توانمند سازی اقتصادی زنان تاجر در افغانستان برگزار شد

دراین نشست که در هوتل انترکنتینانتال برگزار گردید، حدود 300 زن تجارت پیشه و متشبث اشتراک

کردند و به 25 غرفه از صنایع دستی زنان را نیز برای دو روز به نمایش گذاشتند

برای تماشای آلبوم عکس اینجا کلیک کنید

قربان حقجو، رییس اتاق های تجارت و صنایع افغانستان، برگزاری چنین نشست هایی را فرصت سازی برای زنان تجارت پیشه تعریف کرد و پیشرفت های زنان در عرصه تجارت را دست آورد مشترک مردم و حکومت افغانستان تعریف نمود.

زنان تجارت پیشه در این نمایشگاه گفتند که خواهان حمایت دولت می باشند.زنان تجارت پیشه در این نمایشگاه گفتند که خواهان حمایت دولت می باشند

به باور حقجو، زنان تجارت پیشه به پیشرفت های خوبی دست یافته اند؛ ولی هنوز چالش ها و مشکلات زیادی فراروی آنان وجود دارد. وی افزود: «به باور من اقتصاد افغانستان رشد نخواهد کرد، مگر اینکه نصف جامعه را که زنان هستند بیشتر فعال بسازیم، خانم هایی بودند که در آغاز اصلا برای شان غیرقابل تصور بود که روزی یک سرمایه گذار و تجار موفق شوند، اما امروز شدند»

وی حمایت حکومت را از زنان متشبث یک امر لازمی برای بهتر شدن رهبری اقتصاد افغانستان می خواند

خانم فولیا ویکیلوگلو، رییس جندر سازمان انکشافی ملل متحد یا (UNDP) می گوید که افغانستان یکی از کشورهایی است که در صحت، تعلیم و تربیه، سوادآموزی، تولیدات اقتصادی ومحافظت از خشونت در پایین ترین سطح قرار دارد. به گفته او زنان بیشتر از این رهگذر متاثر هستند و باید از آنان بیشتر حمایت شود

وی می افزاید: «تعلیم و تربیه می تواند مشکلات موجود فراروی زنان را رفع سازد، گزارش انکشاف بشری هنوز در افغانستان برخی از واقعیت های تلخ را آشکار می سازد، اگر زنان بیشتر علاقمند تشبث در سکتور اقتصاد باشند؛ تلاش بیشتری نیاز است که این شکاف جنسیتی بسته شود»

به گفته او دریک دهه گذشته فرصت های خوبی در اختیار زنان گذاشته شده و زنان افغان اکنون با همه مشکلات عنعنوی در کارهای مهمی مثل شمولیت در اردو و پولیس سهم می گیرند. به گفته او سازمان انکشافی ملل متحد متعهد است تا مطابق با هدف کاری اش افغانستان را در انکشاف هر چه بیشتر یاری رساند

در 25 غرفه نیز صنایع دستی زنان و برخی از اموال تجارتی آنان به نمایش گذاشته شده اند.در 25 غرفه نیز صنایع دستی زنان و برخی از اموال تجارتی آنان به نمایش گذاشته شده اند

خان جان الکوزی، معاون اتاق های تجارت و صنایع افغانستان می گوید که در شرایط موجود، زنان در افغانستان در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حضور دارند؛ ولی نه به اندازه ای که باید و شاید. وی اضافه می کند: «اتاق تجارت و صنایع افغانستان به حیث یک نهاد ملی این کشور، همیشه تلاش کرده که سهم زنان در نمایشگاه ها، در سفرهای خارجی و داخلی و در تولیدات افزایش داده شود»

وی ابراز امیدواری کرد که این نشست بتواند راه حل هایی را برای رفع چالش های زنان تجارت پیشه برجسته سازد

در سال های اخیر شمار زنان تجارت پیشه در افغانستان افزایش چشمگیری داشته است. گفته می شود که در حال حاضر تنها 140 زن تجارت پیشه در کابل مشغول فعالیت های تجاری هستند. آمار مجموعی زنان تجارت پیشه افغانستان هنوز مشخص نیست

 

برندگان نوبل فیزیک ۲۰۱۳ معرفی شدند

 
 
آکادمی نوبل سوئد برندگان نوبل فیزیک ۲۰۱۳ را معرفی کرد و پیتر هیگز بریتانیایی و فرانسوا انگلرت بلژیکی برنده جایزه امسال شدند
آکادمی نوبل سوئد برندگان نوبل فیزیک ۲۰۱۳ را معرفی کرد و پیتر هیگز بریتانیایی استاد ۸۴ ساله دانشگاه ادینبوروی اسکاتلند و فرانسوا انگلرت بلژیکی استاد ۸۰ ساله دانشگاه آزاد بروکسل برنده جایزه امسال شدند 

برای دریافت جایزه امسال بسیاری بر این عقیده بودند که این دو دانشمند شایسته‌ترین افراد برای دریافت نوبل هستند

آکادمی نوبل سوئد در بیانیه‌ای گفت نظریه این دو دانشمند که "محور اصلی مدل استاندارد در فیزیک ذرات است توضیح می‌دهد که جهان چگونه ساخته شده است"

مدل استاندارد، نظریه ای که در دهه شصت و هفتادمیلادی از ترکیب نظریه نسبیت انشتین و نظریه کوانتوم حاصل شد توضیح می‌دهد که "همه چیز از گل و انسان گرفته تا سیارات و ستارگان از چند ذره بنیادی ساخته شده‌اند"

احتمال این که هیگز و انگلرت برنده نوبل امسال شوند سال گذشته قوت گرفت؛ زمانی که در برخورد دهنده هادرونی بزرگ (LHC) که در سرن سوییس قرار دارد آزمایشی انجام شد که به گفته دانشمندان، دانش فیزیک نظری را تغییر داد

جایزه‌ی "خبرنگار شجاع زن" به خانم ایوبی اهدا می‌گردد نجیبه ایوبی رییس گروه رسانه ای کلید، جایزه شجاعت در خبرنگاری را از سوی بنیاد رسانه ای بین المللی زنان به دست خواهد آورد. بیناد بین‌المللی رسانه‌های زنان در ماه می سال جاری، خانم ایوبی را برنده‌ی جایزه خبرنگار شجاع زن 2013 اعلام کرد. نورکلز از سوریه و بوفا فوران از کشور کامبوج دو برنده‌ی دیگری این جایزه هستند. خانم ایوبی رییس گروه رسانه‌یی کلید است، این نهاد شامل رسانه‌های چاپی، شنیداری، رسانه‌های آنلاین و رسانه‌های اجتماعی می‌گردد. قرار است امروز، بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان، جایزه روزنامه‎نگار شجاع زن 2013 را به نجیبه ایوبی به طور رسمی اهدا کند. این بنیاد در اعلامیه‎یی گفته که این سه روزنامه نگار را به دلیل شجاعت و فعالیت‌های گسترده‌ی رسانه‌یی شان در محیط پر خطر، به عنوان برندگان جایزه‌ی امسال خود برگزیده است. دفتر مرکزی بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان در واشنگتن واقع شده است و هر سال این جایزه را به سه زن فعال در عرصه رسانه‌ها اهدا می‌کند. فعالیت روزنامه نگاری در افغانستان با مشکلات و خطرهای زیادی همراه بوده و رسانه‌گران با خشونت و تهدیدهای متعددی مواجه هستند. بنیاد بین‌المللی رسانه های زنان از سال ۱۹۹۱ میلادی به روزنامه نگاران شجاع زن جایزه می‌دهد. این جوایز به زنانی اهدا می‌گردد که در محیط‌های خطرناک کار رسانه‌یی می‌کنند. گفته شده که تاکنون ۷۸ روزنامه نگار زن برنده‌ی این جایزه شدند و ۲۲ زن دیگر هم به عنوان زنان موفق این جایزه را دریافت کرده اند. پيش از اين نيز در سال‌هاي ١٩٩٩ و ٢٠٠٨ شريفه اخلاص و فريده نيكزاد،‌ جايزه شجاعت در خبرنگاري را دريافت كرده بودند. به نقل از بنیاد رسانه ای بین المللی زنان، بانو ایوبی با آن که به طور مداوم پیام های تلیفونی و نامه های تهدیدآمیز دریافت کرده و خانواده اش نیز تهدید شده اند اما به کار خود ادامه داده است.

یک زوج جوان چینی دختر خود را برای خرید یک موبایل "آیفون" فروختند پلیس چین یک زوج جوان را به دلیل فروش دختر خود به منظور فراهم کردن پول یک گوشی موبایل آیوفن دستگیر کرده است بر اساس گزارش روزنامه ''آزادی" چین ، این دو زوج ، دختر خود را بر روی اینترنت برای یافتن کسی که او را فرزند خواندگی بپذیرد عرضه کرده بودند آنها در مقابل فروش دختر خود 30 هزار یوان معادل 4600 دلار درخواست کرده بودند اما هنوز مشخص نیست که در این معامله چه مبلغی را از خریدار دریافت کرده اند بر اساس گزارش روزنامه چینی پدر و مادر این دختر پس از دریافت مبلغ معامله یک گوشی آیفون و چند جفت کفش خریده اند این زوج چینی در بازجویی به پلیس گفته اند که با این اقدام می خواستند ، دخترشان زندگی بهتری داشته باشد. به گفته این دو ، آنها فرزند دیگری نیز دارند به دلیل قوانین سفت و سخت دولت چین در محدودیت تعداد فرزندان ، بسیاری از خانواده ها بویژه در شهرها، فرزند دوم خود را برای فروش عرضه می کنند العربیه www.Voiceofwomenafg.blogspot.com http://www.facebook.com/#!/voiceofwomenafg https://twitter.com/voiceofwomenafg voiceofwomenafg@gmail.com زنان سرشناس افغانستان


ملاله یوسف زی به دیدار خانواده اوباما رفت 
"ملاله یوسف زی"، دختر نوجوان پاکستانی که نامزد جایزه نوبل صلح شده بود و از سوی طالبان هدف تیر اندازی قرار گرفت، روز گذشته در دیدار با باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا خواستار توقف حملات پهپادهای اردوی آمریکا در پاکستان شد. در این دیدار بانوی اول آمریکا و دختر بزرگ اوباما نیز حضور داشتند

دو دختروالی قندهاردپلومات شده اند

 

کدام حلقات برادامۀ قدرت تیم حاکم تلاش می کنند؟

بنابر خبر دریافتی آرمان ملی دو دختر توریالی ویسا والی قندهار به حیث دپلومات در نماینده گی های سیاسی در بیرون از کشور توظیف گردیده اند .

در خبر آمده است که اخیراً یکی از دختران والی قندهار به صفت سکرتر در جاکارتای اندونیزیا و دختردیگرش در تورنتوی کانادا مقرر شده اند .   

توریالی ویسا از جمله کسانی است که بر تمدید قدرت حامد کرزی تأکید دارد و گفته است که برگزاریانتخابات در شرایط کنونی لازم نمی باشد .

آقای ویسا پیش از رسیدن به ولایت قندهار در کانادا زنده گی داشت.

ضمناً در روند کنونی مقرری ها در وزارت خارجه ملالی شینواری که در دور دوم انتخابات پارلمانی نتوانست رأی لازم را بیاورد به عنوان سکرتر سفارت افغانستان در واشنگتن مقرر شده است .

برخی از آگاهان به این باور اند که مقرری ها در وزارت خارجه روی مسایل سلیقوی و اعمال نفوذقدرتمندان صورت می گیرد، اما مقامات وزارت خارجه این اتهام را رد می کنند و می گویند مقرری ها دروزارت خارجه بر اساس اصل شایسته گی ولیاقت صورت می پذیرد .

روی مقرری های جدید در وزارت امور خارجه خواستیم نظر سخنگوی وزارت خارجه را نیز داشته باشیم،ولی با تماس های مکرر سخنگوی وزارت خارجه از دادن معلومات در مورد مقرری های جدید خوددارینمود و آن را پس از مشوره با وزیرموکول کرد .

سایت خبری کوکچه

دختران جوان درخوست دوباره به مکتب می روند


عایشه که 22 سال دارد پس از چند سال وقفه دوباره به درس خواندن شروع کرده است. خانواده اش به اواجازه نمی داد که بعد از صنف ششم به درس خواندن اش ادامه دهد.
پدر وبرادران اش تصمیم گرفته بودند که عایشه به عمر مکتب رفتن نیست وباید درخانه بنشیند. اما این دوشیزه جوان دلسرد نشد وبعد از نرفتن به مکتب در خانه به آموختن درس هایش ادامه داد. علاوه براین عایشه جوان تلاش نمود تا افکار پدر و برادران اش را تغییر بدهد تا بتواند یک بار دیگر اجازه رفتن به مکتب را بیابد.
پس از چند سال گفت وشنود، عایشه توانست تا خانواده اش را آماده گرداند که به وی اجازه رفتن به مکتب را بدهند. اکنون عایشه دانش آموز صنف یازدهم مکتب بی بی حلیمه ولایت خوست است و برای شمولیت در دانشگاه آمادگی می گیرد.DW


نوۀ ظاهرشاه با شهزادۀ مصری ازدواج میکند
شاه دخت نهال ظاهر، نوۀ شاه اسبق افغانستان با محمد علی، شهزادۀ مصری ازدواج می کنند.به اساس گزارشها این دو عضو خانواده شاهی در برج اپریل
۲۰۱۳ با هم نامزد شدند و در نظر دارند تا به تاریخ ۳۰ اگست در یکی از مجلل ترین قصرهای ترکیه با هم ازدواج کنند.
شهزاده محمد علی، پسر فواد دوم، آخرین شاه مصر است . او در سال
۱۹۷۹ در قاهره متولد شده است و فعلاً در پاریس زنده گی میکند

 

افغانهای مقیم روسیه و عید ترین عید ها

جامعه مسلمان منجمله افغانهای مقیم شهر مسکو روز های بلند ماه مبارک رمضان را در شهر مسکو با ایمان و اراده والای اسلامی پشت سر گذاشته ، با اجرای ریاضت های الهی بر هوس های جسمانی و خواهشات نفسانی فایق آمده و با نصیب شدن طهارت و نزاهت دل و جان حلول عید فطر را خیر مقدم گفتند

 اتحادیه سراسری افعانهای مقیم فدراسیون روسیه نیز روز پنجشنبه مورخ 8 اگست 2013 که مصادف به نخستین روز عید سعید فطر بود از این روز مبارک و پر میمنت طی ضیافت مفصلی در رستورانت خراسان بزرگداشت بعمل آورد.

 در این محفل که بیشتر از 150 نفر از شخصیت های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی جامعه افغانی مقیم مسکو اشتراک ورزیده بودند محترم حاجی اختر محمد صافی رئیس اتحادیه سراسری افغانهای مقیم فدراسیون روسیه و رئیس اتحادیه بین المللی مهاجرین افغان حضور مهمانان را خیر مقدم گفته،  ضمن تهنیت عید سعید فطر به آرزوی همبستگی و سعادت ملت با دیانت افغان استدعا نمودند تا همه ی افغانهای رنجدیده و فامیل های محترم شان بویژه  در دیار غربت و مهاجرت با صحت، موفقیت و خوشبختی همیشگی قرین بوده صلح و آرامش پایدار در گوشه گوشه ی وطن جنگزده ما استقرار یابد.

  افغانهای حاضر در محفل در یک فضای وطنی ، صمیمانه و عاری از تکلف همدیگر را در آغوش کشیده با شور و شادمانی این نوع محافل و گردهمایی ها را نیک و  خجسته خواندند . 

 تعدادی از شخصیت های حاضر در محفل با خوانش اشعار و نثور زیبا عید فطر را به حاضرین محفل تبریک و تهنیت گفتند .

 در جریان محفل که ساعت 6 عصر آغاز یافته و تا حوالی ساعت 10 شب دوام داشت نورالله نصیب آواز خوان مستعد و موفق افغان با ا جرای آهنگ های شاد وطنی و عیدانه محفل را گرمی و جوشش بیشتر بخشیده و بخش موسیقی با اجرای اتن ملی توسط جوانان افغان خاتمه یافت.

 محفل با صرف غذای سنتی و لذیذ افغانی و اظهار قدر دانی و امتنان مدعوین از رهبری اتحادیه سراسری افغانها پایان یافت .

گذارش داکترراضیه هوتکی

 

 

سفارت کبرای ج. ا. ا. مقیم مسکو از
عید سعید فطر بزرگداشت بعمل آورد

سفارت کبرای ج. ا. ا. مقیم مسکو از عید سعید فطر بزرگداشت بعمل آورد 
ظهر روز پنجشنه مورخ هشت اگست 2013 در تالار کنفرانسهای سفارت کبرای ج. ا. ا  طی محفل شکوهمندی از عید سعید فطر بزرگداشت بعمل آمد . 
در این محفل علاوه از رهبری و اعضای کوردیپلوماتیک سفارت کبرای ج. ا. ا . تعداد زیادی از شخصیت های فرهنگی و اجتماعی از اقشار مختلف جامعه افغانی بشمول تاجران و محصلین افغان حضور یافته بودند .
محترم عزیز الله کرزی سفیر کبیر و نماینده ویژه ج. ا. ا. مقیم مسکو ضمن خوش آمدید مهمانان حلول سعید فطر را به همه ی افغانها تهنیت گفته سعادت وطنی و همبستگی بیشتر افغانها را در راه اعمار یک جامعه خوشبخت و مرفه آرزو نمود . 
محفل که ساعت 12 قبل از ظهر اغاز یافته بود حوالی ساعت 2 بعد از ظهر با صرف غذا های لذیذ و سنتی افغانی پایان یافت.

مسکا نجیب چگونه به قله های موفقیت رسید؟

می گویند هر شخص اگر با پیش برد تحصیلات در زندگی یک هدف خاص داشته باشد

می تواند خود را به مقام بلندی برساند و مالک بهترین شغل و وظیفه شود
یکی از این جوانان پر تلاش و با هدف مسکا نجیب دختر جوان افغان است که در جشنواره بهترین وظیفه در جهان در بخش عکاسی انتخاب و از جمله افراد شایسته برای بدست آوردن بهترین وظیفه جهان شناخته شد
ما هم در این مورد با مسکا نجیب مصاحبه کوتاه انجام دادیم
مسکا از کودکی همراه با مادر و خواهرانش راهی کشور هندوستان شده و در دهلی نو با یک زندگی عادی مصروف ادامه تحصیلاتش می شود
مسکا نجیب در بخش عکاسی در جمله افراد شایسته برای
Best Job in the world بهترین وظیفه جهان، توانست انتخاب شود
این اعلان کاریابی از طرف کشور آسترالیا برای همه مردم جهان آزاد و باز بود و کسی که برنده این وظیفه می شود در آمد شش ماههء وی مبلغ 100 هزار دالر آسترالیایی خواهد بود
مسکا هم تصمیم می گیرد تا برای این وظیفه درخواست بدهد و به گفته خودش او از بین 200 کشور اشتراک کننده جهان دور اول و دوم را موفقانه پشت سر می گذارد و به دور سوم کاندید می گردد
مسکا در ادامه صحبت خود گفت، من فقط پنج روز وقت داشتم كه خود را برای اين وظيفه كانديد نمايم و به عجله به طرف دهلی كهنه رفتم و يك فلم 30 ثانيه يی را ثبت نموده در اين رقابت شركت نمودم و خوشبختانه توانستم خود را در بين افراد شايسته ببینم
مسکا در فلمی که تهیه کرده خود را به معرفی گرفته و گفته است که من در افغانستان تولد شدم و در هندوستان زندگی می کنم تحصیلاتم را در اروپا در بخش عکاسی، خبرنگاری و پردیوسری تمام کرده ام و من یک شخص ارتباط دهنده بین مردم استم باید زندگی ام را از چشمان کمره من بیبینید
مسكا فرزند مرحوم داکتر نجيب الله، ریيس جمهور اسبق افغانستان است. او از طفولیت در مهاجرت به سر برده و مي خواهد كه در صورت بدست آوردن اين وظيفه به افغان ها کمک کند و به افغانان دور از وطن اين پيام را بدهد كه انسان در هر جايی كه باشد می تواند با تلاش و پشتكار به موفقيت دست يابد

ترتیب کننده: فروزان حبیب زاده

انجیلنا جولی مورد عمل جراحی قرار گرفت

انجیلنا جولی ستارهء معروف سینمای هالیوود هر دو سینه اش را در یک عمل جراحی از دست داده است 
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جولی گفته که این کار را به این خاطر کرده که خطر متبلا شدن به سرطان سینه نزدش بسیار زیاد بوده است 
جولی در یک مقاله تحت عنوان « انتخاب طبی من» در روزنامهء نیویارک تایمز نوشته که این تصمیم را به این خاطر گرفته که به گفتهء داکتران معالجش یک جین ناقص خطر سرطان هر دو سینه و تخمدان را نزد او افزایش داده بود 
به گفتهء جولی، داکتران معالج تخمین کرده بودند که خطر مبتلا شدن به سرطان سینه نزد او 87 درصد و از سرطان تخمدان 50 درصد است
براساس گزارش، مادر جولی به علت متبلا بودن به سرطان در 56 سالگی وفات یافته بود 
«وقتی دانستم که این حقیقت زندگیم است، تصمیم گرفتم که پیشگیرانه عمل کنم و تا حد که ممکن است خطر را کاهش بدهم» 
جولی نوشته است: « ابتدا با عملیات سینه آغاز کردم، چون عملیات مغلق تر بود و همچنین خطر سرطان سینه نزدم بیشتر بود، در مقایسه با سرطان تخمدان» 
جولی افزوده است که در 27 ماه اپریل پروسیجر طبی سه ماهه را تکمیل کرده است 
جولی می گوید که اکنون چانس مبتلا شدن به سرطان نزد او به پنج درصد کاهش یافته است 
جولی و برادپیت سه فرزند اصلی و سه طفل فرزندی دارند. براد پیت هم از ستاره های معروف سینمای هالیوود است

 

 

انجلینا جولی در افغانستان یک مدرسه دخترانه ساخت

آنجلینا جولی" ستاره هالیوود و سفیر ویژه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل،
 
آنجلینا جولی" ستاره هالیوود و سفیر ویژه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، در تازه ترین فعالیت خیرخواهانه اش مدرسه دخترانه ای را در روستایی در نزدیکی کابل پایتخت افغانستان با هزینه شخصی اش ساخته است.
به گزارش العربیه به نقل از سایت رزنامه" دیلی تلگراف" این مدرسه که ساخت آن در سال 2012 آغاز شده بود گنجایش 200 تا 300 دانش آموز دختر را دارد. 
این هنرپیشه برجسته آمریکایی که فعالیت های انساندوستانه اش به ویژه در افغانستان زبان زد خاص و عام است در سال 2010 نیز در اقدامی مشابه، با هزینه شخصی خود مدرسه ای دخترانه در شرق افغانستان ساخته بود.
 

 


"بيانيه تاريخی" سازمان ملل در مورد خشونت عليه زنان

پس ازمذاکرات طولانی باکشورهای مسلمان،سر انجام اين کشورها پذيرفتند که خشونت عليه زنان و دختران "بر اساس هيچ رسم،آئين و يا ملاحظه دينی"
نمی‌تواند توجيه شود
خبرگزاری فرانسه، امروز شنبه ۲۶ اسفندماه گزارش داد که روز گذشته کشورهای غربی و مسلمان بر اختلافات عميق خود در مورد بيانيه سازمان ملل برای مبارزه با خشونت عليه زنان، که بيانيه‌ای "تاريخی" خوانده شد، پايان دادند و به توافق رسيدند    .
مذاکرات در مورد اين بيانيه از نزديک به دو هفته پيش ميان۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل در نيويورک جريان داشت و طی آن کشورهايی چون ايران، ليبی، سودان و ديگر کشورهای اسلامی که در مورد آن ترديد داشتند سرانجام اين بيانيه را پذيرفتند
از سوی ديگر، کشورهای غربی، به‌ويژه کشورهای اسکانديناوی نيز در نظر داشتند بخشی از اين بيانيه را به حقوق همجنسگرايان و حقوق جنسيتی اختصاص دهند
بيش از شش هزار نفر از فعالان جامعه مدنی جهانی از روز دوشنبه۱۴ اسفندماه (چهارم مارس) در پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان جهان شرکت داشتند.
در جريان مذاکرات پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان، جمهوری اسلامی ايران، واتيکان و روسيه جبهه محافظه‌کاران را تشکيل داده بودند تا طرح نهايی اين بيانيه را که از سوی آمريکا، کانادا، کشورهای اروپايی، به‌ويژه نروژ و دانمارک حمايت می‌شد تغيير دهند
با تصويب بيانيه جديد برای مبارزه با خشونت عليه زنان که در ساعات پايانی روز گذشته صورت گرفت، حاضران در مقر سازمان ملل در نيويورک با فريادهای شادی و کف‌زدن‌های ممتد خودازآن استقبال کردند
میشل باچلت، مدیر اجرایی زنان سازمان ملل متحد اين نشست را "تاريخیخواند و کمی پس از آن، سازمان ملل اعلام کرد که وی به‌منظور شرکت در فعاليت‌های سياسی در کشورش شيلی که زمانی رئيس‌جمهور آن بود، از سمت خود کناره‌گيری کرده است.
به‌گفته ديپلمات‌ها، در جريان مذاکرات پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان، جمهوری اسلامی ايران، واتيکان و روسيه جبهه محافظه‌کاران را تشکيل داده بودند تا طرح نهايی اين بيانيه را که از سوی آمريکا، کانادا، کشورهای اروپايی، به‌ويژه نروژ و دانمارک حمايت می‌شد تغيير دهند و همين موضوع بن‌بستی در مذاکرات ايجاد کرده بود که تا آخرين دقايق نشست ادامه داشت.
کشورهای محافظه‌کار همچنين با رابطه جنسی اجباری شوهر و يا مرد شريک زندگی با زن که به‌عنوان تجاوز شناخته می‌شود و همين‌طور حق سقط جنين مخالف بودند.
گروه اخوان‌المسلمين در مصر روز گذشته اعلام کرد که بحث‌های مربوط به متن قطعنامه سازمان ملل بر خلاف اسلام است و اجرای آن موجب "سقوط کامل اجتماعی" خواهد شد.
در بيانيه سازمان ملل آمده است: "کميسيون از دولت‌ها می‌خواهد با تمام قدرت تمامی اشکال خشونت عليه زنان و دختران را محکوم کرده و به هرگونه ملاحظه دينی، آئينی و رسومی برای گريز از اين تعهد پايان بخشند."
اين بيانيه افزوده است که دولت‌ها بايد "به لغو قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان و دختران که قابل قبول شمرده می‌شوند و به تداوم خشونت‌ها دامن می‌زنند، توجه ويژه‌ای داشته باشند."
بر اساس اين قطعنامه کشورها بايد "رفع خشونت‌های خانگی را در اولويت قرار دهند."
برپايه گزارشی از بانک جهانی که در کنفرانس عنوان شد تعداد زنان ۱۵ تا ۴۴ سال جهان که بر اثر خشونت جان خود را از دست داده‌اند از ميزان مرگ بر اثر بيماری‌های ايدز، سرطان و مالاريا بيشتر است

روزی برای زنان

در طول تاریخ روزهایی به یادماندنی وجود دارد که به دلیل اهمیت آن پاس داشته می شود. هشتم مارچ یکی از روزهای مهم برای بسیاری از زنان در سراسر جهان بوده و هست به طوری که هرساله برای زنده نگه داشتن و ارج نهادن فعالان جنبش زنان که برای برابری و آزادی تلاش کرده اند و از کسانی که در این راه کوشیده اند، قدردانی می شود

مبارزه علیه ستم و تبعیض به زن همیشه وجود داشته است. طی انقلاب فرانسه، در پاریس زنان طی یک راهپیمایی به طرف کاخ ورسای خواستار آزادی، برابری، برادری و حق رای برای زنان شدند. انتخاب هشت مارچ گرامیداشت خاطره تظاهرات عظیم زنان کارگر نساجی و پارچه بافی نیویارک امریکا برای افزایش دستمزد و پایین آوردن ساعات کار در سال ۱۸۵۷بود که توسط حمله پولیس درهم شکسته شد و شمار زیادی از زنان اعتصابی دستگیر و زندانی و عده قابل توجهی زخمی و کشته شدند. مبارزات زنان کارگر نساجی امریکا اهمیت زیادی در تاریخ مبارزه آزادیخواهانه زنان به طور اخص ومبارزات حق طلبان در سطح جهان به طور اعم پیدا کرد. تظاهرات و اعتراضات زنان کارگر نساجی علیه دستمزد های نابرابر، شرایط بد و غیرقابل تحمل کار و ساعت کار طولانی بود. خواست های آنان عبارت بودند از افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار به ۱۰ساعت در روز، حق تشکیل اتحادیه های کارگری و کسب حق رایاین مبارزات به سرعت همه گیر شد و چهره درخشانی به حق طلبی و آزادیخواهی زنان کارگر بخشید

نابرابری دستمزدهای زنان و مردان کارگر و شرایط فرساینده کاری این زنان موجب شد نخستین تظاهرات گسترده زنان در شهرهای نیویارک و شیکاگو شکل بگیرد. زنان کارگر به خیابان ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعت کار و بهبود شرایط کاری خود شدند. البته یک دهه پیش از آن، یعنی در دهه ۱۸۴۰، زنان کارگر آلمانی با اعتراض های آرام و برپایی میتینگ هایی، روز ۱۹ مارچ را روز زن نامگذاری کرده بودند. اعتراضات کارگری زنان امریکا در سال های بعد نیز ادامه یافت تا اینکه در هشتم مارچ ۱۹۰۶ که زنان کارگر نیویارک و شیکاگو هم چون سال های گذشته دست به تظاهرات آرام زدند با برخورد شدید نیروهای پولیس مواجه شدند. زنان کارگر صنعت نساجی پس از پایان کار خود به مناسبت گرامیداشت روز زن در سالون اجتماعات جمع شده بودند که با حمله نیروهای پولیس تعدادی از آنان کشته و زخمی و تعدادی نیز دستگیر شدند. پس از این حادثه گروه زیادی از زنان کارگر هم از کار اخراج شدند. در سالگرد حمله پولیس نیویارک به زنان کارگر که مصادف با پنجاهمینسال گرامیداشت هشتم مارچ بود تظاهرات وسیعی در نیویارک برپا شد که در آن زنان کارگر بار دیگر نسبت به طولانی بودن ساعت کار، بهره کشی از کودکان و نداشتن حق رای اعتراض کردند. تظاهرات سال ۱۹۰۷ هم سرکوب شد ولی این حرکت در سال های بعد نیز ادامه یافت و از مرزهای امریکا هم گذشت و به اروپا رسید و با جنبش های سوسیالیستی آن زمان که عدالت خواهی را ترویج می دادند هم صدا شد. زنان کارگر، روشنفکر و انقلابی بسیاری در این جنبش حضور یافته و بر ضرورت مبارزه با تبعیض جنسی و برقراری برابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میان زنان و مردان تاکید می کردند تا نشان دهند مبارزه برای گرفتن حقوق انسانی زنان امری مهم است

در آغاز قرن بیستم - ۲۸ فبروری سال ۱۹۰۹- طبق بیانیه حزب سوسیالیست در امریکا روز جهانی زن برگزار شد. یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۱۰ کلارا زتکین از زنان مبارز آلمانی در دومین گردهمایی زنان سوسیالیست تحت نام کنگره بین المللی زنان پیشنهاد داد روز هشت مارچ روز جهانی زن نامگذاری شود و قرار شد یک سال در محافل مختلف زنان پیشنهاد زتکین بررسی شده و به تصویب همه گروهای زنان برسد. طی این مدت بحث های زیادی بر سر انتخاب روز جهانی زن صورت گرفت و همه گروه ها به این نتیجه رسیده بودند که باید روزی شاخص که نشان دهنده مبارزات زنان باشد به عنوان روز جهانی زن مشخص شود. قبل از آن نیز زنان سوسیالیست اتریشی روز اول ماه می را به عنوان روز جهانی زن پیشنهاد داده بودند. زنان سوسیالیست آلمان نیز ۱۹ مارچ را که مبارزه انقلابی توده ها در سال۱۸۴۸ علیه حکومت پادشاهی پروس بود پیشنهاد دادند. بعد از انتشار قطعنامه کنگره در مورد تعیین روز جهانی زن انترناسیونال دوم (تشکیلات بین المللی احزاب سوسیالیست و جنبش های کارگری آن دوره) از این تصمیم حمایت کرد. تا اینکه در سال ۱۹۱۳ دبیرخانه بین المللی زنان- یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دومهشتم مارچ را به پاس مبارزه زنان کارگر صنعت نساجی امریکا روز جهانی زن نامگذاری کرد. در همان سال نیز زنان انقلابی در روسیه تزاری و سراسر اروپا مراسم هشتم مارچ را با برپایی تظاهرات و برگزاری میتینگ گرامی داشتندایده انتخاب روزی از سال به عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویارک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهرکننده در ۲۳ فبروری ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند هر سال در روز یکشنبه آخر فبروری یکتظاهرات سراسری در امریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود

یک سال بعد (۱۹۱۴) اروپا درگیر جنگ جهانی اول شد و جنبش زنان به حاشیه رفت و فضای سیاسی حاکم بر سراسر جهان اجازه برگزاری روز جهانی زن را نداد. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارچ ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی «علیه جنگامپریالیستی» برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد

یک سال مانده به پایان جنگ یعنی در سال ۱۹۱۷تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی، جنگ و رژیم پادشاهی تزار بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارچ ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. سال ۱۹۲۱ «کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی» در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس روز ۸ مارچ به عنوان «روز جهانی زن» به تصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و تحقق خواسته هایشان فرا خواند. اواسط دهه ۱۹۳۰ میلادی کهزمزمه های جنگ دیگری از سوی آلمان و رهبرش آدولف هیتلر به گوش می رسید، برگزاری تظاهرات به مناسبت روز جهانی زن در برخی از کشورهای اروپایی که تحت سلطه فاشیسم بود، غیرقانونی اعلام شد ولی با این وجود در هشتم مارچ ۱۹۳۶ به رغم فشارهای حاکم از سوی دولت وقت آلمان زنان برلین به مناسبت این روز تظاهرات کردند. همزمان در آلمان در اسپانیا نیز ۳۰ هزار زن به مناسبت این روز به سرک ها ها رفته و شعار آزادی و صلح سردادند. با شروع جنگ جهانی دوم انقلاب ها و جنبش های رهایی بخش در برخی کشورها شکل گرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گام های بزرگی در جهت رهایی زنان برداشت. در آن سال ها بیشتر دولت ها و تشکیلات مترقی و انقلابی دربرپایی روز جهانی زن می کوشیدند. در همین زمان نیز هرساله مراسم هشتم مارچ در بسیاری از کشورها به صورت علنی یا غیرعلنی گرامی داشته شد

به دلیل بحران اقتصادی که اروپا را دربر گرفته بود، سالانه حدود یک ملیون زن در اروپا مجبور به سقط جنین می شدند. در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان به دلیل آثار منفی سقط جنین غیرقانونی حدود ۴۴هزار زن جان خود را از دست دادند. اما در فاصله دو جنگ جهانی در اثر مبارزه پیگیر زنان حق قانونی سقط جنین و دفاع از حقوق مادران اهمیت زیادی یافت. ولی در اثر حاکمیت نظام فاشیستی برای دفاع و توجه به حقوق زنان زمینه کمی وجود داشت، یا آنکه مبارزه محدودی در این زمینه صورت می گرفتبعد از جنگ جهانی دوم برای اولین بار در کشور های اروپای شرقی جشن روز زنان در سال۱۹۴۶ به شکل رسمی برگزار شد. البته دولت ها هم به خاطر نشان دادن تمایل به آزادی و حقوق زنان این روز را جشن می گرفتند. در کشورهای اروپای غربی بعد از جنگ هیچ برنامه یی در ارتباط با روز زنان برگزار نمی شد اما بعدها این روزبه عنوان روز مبارزه برای خواست های عمومی زنان و روزخانواده به جشن عمومی زنان تبدیل شد

در دهه ۱۹۶۰ در کشورهای آسیایی، آفریقایی و امریکای لاتین جنبش های رهایی بخش تشکیل یافت. از سوی دیگر در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز جنبش ها و مبارزات انقلابی و ترقی خواهانه بالاگرفته و جنبش رهایی زن نیز گسترش چشمگیری یافت. در امریکا و اروپا زنان علیه سنن، قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار به پا خاستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، امنیت شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و... مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها به موفقیت هایی دست یابد. در تظاهرات هشتم مارچ ۱۹۶۹زنان در پوهنتون برکلی در امریکا گرد آمدند و علیه جنگ ویتنام تظاهرات کردند. در آن دوره نیز جنبش رهایی زنان به درستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و امریکا جدا نماند و نمی توانست بماند

بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰ با توسعه سرمایه داری بخش های بزرگ تری از زنان درگیر کار و تحصیل شده و از خانه ها بیرون آمدند. ولی در عین حال زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض مساله زنان را جدی تر و فعالان زن را به تلاش هر چه بیشتر در جهت برطرف شدن این مسائل ترغیب می کرد. با وجود اینکه در این سال ها فعالان زن تاکید زیادی روی وضعیت اقتصادی و فشارها و تبعیضی که در محیط کار بر آنان می شد، داشته و کمتر به بافت مردانه و پیچیده جامعه پرداخته می شد، ولی زنان مبارز ازکشورهای مختلف خواست های خود برای رفع تبعیض در خانواده و کار تربیتی زنان را نیز مطرح کرده بودند. سرانجام سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ هشتم مارچ را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و از آن زمان به بعد این روز وجه رسمی تر یافته و مقبولیت آن از سوی نهادهای معتبر بین المللی نیز پذیرفته شد. هشتم مارچ که تا پیش از آن از سوی گروه های چپ گرامی داشته می شد بهروزی برای طرح آرمان های برابری خواهانه زنان فارغ از هر ایدئولوژی سیاسی تبدیل شده و همه گروه های فعال در جنبش زنان آن را به رسمیت شناخته و هرساله بزرگداشت این روز را گرامی می دارند

در سال های ۸۰ دوباره کشور های اروپای غربی توجه خود را به حقوق زن معطوف داشته و باردیگر مسائلی چون دفاع از حقوق زن، برابری مزد در برابر کار مساوی، رفع تبعیض در خانواده و حمایت ازمادران در دوران حاملگی مطرح شد. یکی از نقاط اوج این اعتراضات سال ۱۹۹۴ بود که حدود یک میلیون زن در سراسر آلمان به خاطر برابری حقوق زنان دست به اعتصاب زدند. امروزه بزرگداشت این روز در تمامی کشورها برای تجلیل از کسانی که این مبارزه را شروع کرده و برای دگرگونی و بهبود وضع زنان تلاش ورزیدند، برگزار می شود

طی دو قرن گذشته پیشرفت ها برای به رسمیت شناختن و قبول حقوق اولیه و انسانی زنان اندک نبوده است. در اکثر کشورهای جهان حق رای زنان و شرکت آنان در فعالیت های سیاسی و اجتماعی به رسمیت شناخته شده است. با وجود این راهی طولانی برای انجام واقعی این خواست ها در پیش است. زنان هنوز با موارد زیادی در خانواده و اجتماع رو به رو بوده و حتی در محیط کار مورد خشونت قرار می گیرند. برای نیروی کار زنان در مقابل کار مساوی با مردان حتی هنوز هم در کشورهای صنعتی شاهد هستیم که دستمزد زنان از مردان کمتر بوده و درآمد نسبی زنان در همه کشورها بسیار پایین تر از مردان است. بسیاری از زنان در کشورهای در حال توسعه از امکانات آموزشی و بهداشتی به مراتب کمتری برخوردار هستند،سه چهارم بی سوادان در سطح جهان را زنان تشکیل می دهند و اکثر آوارگان و پناهندگان جنگی زنان و کودکان هستند هرچند که ۱۰۰ سال از تاریخ برگزاری اولین روز زن می گذرد

 

 

در لبنان غم انگیز ترین مراسم عروسی در جهان برگزار گردید

 

دراین مراسم ازدواج دختر 8 ساله بنام خلود که مبتلا به سرطان با دوست بیمارشکریم 12ساله ازدواج کرد به گزارش  خلود آرزو داشت که قبل از مرگش لباس عروسی به تن کند بادوستان وخانواده اش جشن بزرگی را دربیروت برگزار کند که این مراسم دریکی از مجلل ترین سالن هااشک و آرزو  برگزار شد. (زهیر مراد ) یکی از طراحان مدل لباس وازمعروفترین آرایشگران  آرایش دو کودک را انجام داده بود  .خلود و کریم برای نخستین بار یکدیگر را دربیمارستان کودک سرطانی دیدند و ازهمان ابتدا باهم دوستان صمیمی شدند 

با آرزوی شفای تمام بیماران 


تعیین جایزه از سوی پدربرای کشتن دختر

العربیه جمعه  01 مارچ 2013م
ام یافا زن آرایشگری که در جریان درگیری ها در سوریه به دنبال وسائل به سرقت رفته از منزلش بود، برحسب تصادف با مردی بخورد کرد که بعدها همسر و نیز همسنگرش شد.
به گزارش روزنامه الشرق الاوسط مردی که خود را ابو یافا از اعضای ارتش، می گوید:" این زن، در آغاز ارتش آزاد سوریه را متهم می کرد که وسایل خانه اش را به سرقت برده ..من به وی قول دادم او را در یافتن وسایلش کمک کنم به همین دلیل شماره گوشی همراه خود را به وی دادم."
به نوشته الشرق الاوسط پس از چند ماه رابطه تلفنی میان این دو نفر دلباخته یکدیگر شدند و ابو یافا پس از مدتی جرأت یافت تا به معشوقه خود بفهماند که یکی از اعضای ارتش آزاد است و وسایل خانه وی را نیروهای ارتش اسد به سرقت برده اند و نه مخالفان. 
ام یافا می گوید :" در ابتدا زمانی که ابو یافا خود را به عنوان عضو ارتش آزاد معرفی کرد، دچار وحشت شدم، چرا که نخستین باری بود که با یک مرد مسلح مخالف رژیم روبرو می شدم."
این زن با شاره به اینکه او از طرفداران اسد و مخالف تظاهرات علیه رژیم بود، می افزاید:" بعدها با ابو یافا همراهی کرده در تظاهرات منطقه صلاح الدین در حلب شرکت کردم و با چشم خود دیدم که چگونه نیروهای بشار اسد به سوی معترضان تیراندازی می کنند."
وی برغم اینکه پدرش عضو حزب بعث و از طرفداران رژیم بشار اسد است، به دنبال ازدواج با ابو یافا در کنار شوهر خود قرار گرفت و به ارتش آزاد سوریه پیوست و به عنوان تک تیرانداز در مناطق درگیری در حلب حضور پیدا کرد. 
شوهر ام یافا می گوید :" در ابتدا مخالف حضور او در مناطق درگیری بودم، اما در نتیجه اصرار همسرم با این خواسته موافقت کردم و اکنون خوشحالم که او در کنار من علیه رژیم اسد می جنگد، من به همسرم افتخار می کنم، یک بار هنگامی که زخمی شده بودم به من کمک کرد و مرا به بیمارستان رساند." 
ابو یافا درباره مخالفت پدر همسرش اظهار داشت:" من در این باره تنها نگران سلامتی همسرم هستم، چون پدرش که یک بعثی طرفدار رژیم است برای کسی که بتواند دخترش را بکشد 5 میلیون لیره سوری جایزه تعیین کرده است." 
ام یافا در این باره می گوید:" دیگر هیچ احساسی نسبت به خانواده ام ندارم، من هم اکنون با همسرم زندگی می کنم و به همدیگر عشق می ورزیم." 
وی افزود: "تا یک سال پیش به عنوان آرایشگر مشغول به کار بودم، اما اکنون همه چیز تغییر کرده و من یک جنگجو هستم . علاوه بر شرکت در درگیری ها، زنانی را که به تازگی به ارتش آزاد پیوسته اند آموزش می دهم.

 

تجاوز فجیع به دانشجوی هندی از زبان همراه قربانی

ارسالی : میم آریانا
سه هفته پس از تجاوز گروهی به دختر دانشجوی هندی،دوست پسرهمراه این قربانی درگفت‌ و گویی با یک کانال تلویزیونی،ضمن شرح چگونگی این تجاوز وحشیانه ازسوی مردان

 

گفت که «حیوانات هم حتی این‌گونه رفتار نمی‌کنند »

دوست پسر همراه دختر قربانی

تجاوز در دهلی نو، برای نخستین بار روز شنبه (۵ ژانویه / ۱۶ دی) با خبرنگار ایستگاه تلویزیونی "زی نیوز" گفت‌وگو کرد و درباره‌ی جزئیات تکان‌دهنده‌ی این تجاوز وحشیانه سخن گفت. او که به دلیل شکستگی در ناحیه‌ی ساق پا روی صندلی چرخ‌دار نشسته بود، گفت که "زبانش از توصیف این فاجعه عاجز است". وی افزود: «حتی حیوانات هم این‌گونه رفتار نمی‌کنند.» این مرد ابتدا به انگیزه‌ی خود برای انجام این مصاحبه اشاره کرد و گفت، هنگامی که دوستش در بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرده، به ملاقات او رفته است و به او قول داده، تا آخر، به خاطر او و گرفتن حقش مبارزه کند. این مرد گفت، در این ملاقات، خبر دستگیری متجاوزان را هم به اطلاع او رسانده است. دختر دانشجوی هندی روز ۱۶ دسامبر سال ۲۰۱۲ در یک مینی بوس در شهر دهلی‌نو، پایتخت هند، مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. مهاجمان هنگام اعمال خشونت و تجاوز و آزار جنسی که دو ساعت و نیم به طول انجامیده است، از میله‌ی آهنی نیز استفاده کرده‌اند. ماجرا چگونه بود؟ پسر همراه دختر دانشجوی قربانی تجاوز، که نامش تا به حال فاش نشده، در تلویزیون "زی نیوزا" شرح ماجرا را از زمان سوار شدن به مینی بوس، این گونه توضیح داد: «ما اول قصد داشتیم بعد از سینما، با ریشکا (خودرو سه‌چرخه‌) به خانه برگردیم. ولی راننده ما را سوار نکرد. در نتیجه سوار مینی‌بوسی شدیم که ۶ مسافر مرد داشت. بعد از چند لحظه، مسافرها شروع کردند به اذیت و آزار جنسی دختر همراه من که اعتراض کردم و با سه نفر از آن‌ها گلاویز شدم. ولی دو تای دیگر، یک میله‌ی آهنی پیدا کردند و به سراغ من آمدند. دوستم سعی کرد، جلوی آن‌ها را بگیرد و با تلفن دستی‌ا‌ش به پلیس خبر بدهد. ولی مردها تلفن را از دستش گرفتند، او را کشان کشان به عقب مینی بوس بردند و به او تجاوز کردند. بعد از این تجاوزها و شکنجه، شنیدم که متجاوزها سرآخر گفتند که "دختره مرده".» واکنش پلیس و رهگذران این شاهد ماجرا سپس به شرح واکنش رهگذران و پلیس، پس از آن که متجاوزان این دو را برهنه و با سر و رویی خون‌آلود از "مینی بوس به خیابان انداختند"، ‌پرداخت و از بی‌اعتنایی و عدم همبستگی مردم شکایت کرد. او گفت که از رانندگان خودروهای دیگر که از کنار آن‌ها عبور می‌کردند، کمک خواسته است: «راننده‌ها اول از سرعت خود کم می‌کردند، ما را لخت و با سر و وضع خون‌آلود می‌دیدند، بعد به راه خود ادامه می‌دادند.» به گفته‌ی این شاهد عینی، نیروهای امنیتی پس از گذشت بیش از ۲۰ دقیقه، به محلی که آن دو به امید رسیدن کمک ایستاده بودند، حاضر ‌شدند و «تازه شروع ‌کردند به بحث در این مورد که چه کسی، وظیفه دارد به ما کمک کند.» وی اضافه کرد: «این ماموران حتی به تقاضای من برای تهیه‌ی پوششی برای پوشاندن پیکر برهنه‌ی مجروح، هم ترتیب اثر ندادند.» به گزارش تلویزیون خصوصی "زی نیوزا" این شاهد پس از آن، به مدت ۴ روز، از سوی ماموران پلیس در "محلی نگهداری شده، تا پرونده تکمیل شود". وی در این مدت، با وجود شکستگی ساق پا و جراحات وارده، بدون درمان، مراقبت‌های پزشکی و دارو بسر برده است. این شاهد عینی در پایان مصاحبه‌ی خود با "زی نیوزا" با اشاره به تلاش‌های دختر دانشجو برای کمک به او، دفاع از خود و فرار از چنگ مردان مست گفت: «دوست من با نشان دادن جسارتی بی‌نظیر، ما را بیدار کرد. مردم هند حالا باید، به یاد او، به‌طور یک‌پارچه تلاش کنند که چنین جنایاتی دوباره رخ ندهد.» شکایت از تلویزیون مقامات پلیس بلافاصله پس از پخش این مصاحبه‌ی تکان‌دهنده، اعلام کردند که علیه مسئولان تلویزیون "زی نیوز"، به اتهام "افشای هویت طرفین دعوا" شکایت خواهند کرد. این رسانه هر چند از فاش کردن نام قربانی و شاهد عینی خودداری کرده‌است، ولی چهره‌ی مرد هنگام پخش مصاحبه قابل شناسایی بوده است. بر اساس قانون هند، "افشای هویت طرفین دعوا" در این گونه موارد ممنوع است و خاطی به پرداخت جریمه‌ی نقدی و تا دو سال زندان محکوم می‌شود. سخنگوی نیروهای امنیتی روز ۵ ژانویه، هم‌چنین، کلیه‌ی اتهامات این شاهد عینی را رد کرد و گفت: «ماموران پلیس ۵ دقیقه پس از اطلاع از وقوع حادثه در محل حاضر و مجروح را در عرض ۱۵ دقیقه به بیمارستان رسانده‌اند.» این سخنگو در دفاع از تلاش‌های نیروهای پلیس برای کمک به دختر دانشجو، گفت که "به محض رسیدن به محل حادثه، ملافه‌ای از هتل نزدیکی آن تهیه و در اختیار مجروحان قرار گرفته است". اقدامات دولت پس از این حادثه دولت هند برای تنظیم برنامه‌ای برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی، روز جمعه (۴ ژانویه/۱۵ دی) تشکیل جلسه داد. در این نشست ویژه که با موضوع "حراست از حقوق زنان" با حضور مقامات مسئول، سوهیل‌‌کومار شینده، وزیر کشور هند، نیز شرکت داشت، گفت که دستگاه قضایی و انتظامی هند در حال بررسی دقیق تجاوز جنسی به این دختر دانشجو است. وزیر کشور هند، ضمن اشاره به این که دولت درصدد ست، مبارزه‌ای قاطعانه علیه تجاوز و جنایات جنسی در هند آغاز کند، تاکیدکرد که "هیچ تاخیری در پیگیری پرونده‌های تجاوز جنسی در این کشور پذیرفتنی نیست". وی هم‌چنین تاکید کرد که "دستگاه پلیس و دادگستری هند، برای رسیدگی به این موارد باید فعال‌تر عمل کنند". بر اساس گزارش‌های رسمی پلیس، در دهلی در هر ۱۸ ساعت، یک تجاوز جنسی صورت می‌گیرد. کارشناسان معتقدند که شمار قربانیان بیش از این رقم است. بر اساس آمار رسمی، در صد تجاوز‌های جنسی بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ تا ۱۷ درصد افزایش یافته است. نمایندگان مجلس؛ متهم به تجاوز از سوی دیگر، دیوان عالی قضایی هند، هفته‌ی گذشته دادخواست برخی از نهادهای حقوقی را رد کرد. براساس طرح این دادخواست، دستگاه قانون‌گذاری و اداری هند می‌توانست نمایندگان مجلس یا مقامات اداری دولتی را، در صورت متهم شدن به تجاوز جنسی علیه زنان، تا رسیدگی قطعی به پرونده‌ی آن‌ها، به‌طور موقت از کار برکنار کند. قضات دیوان عالی قضایی هند، رد این دادخواست را "عدم صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به موضوع" اعلام کردند. بنا بر گزارش خبرگزاری هندی "تراست آو ایندیا"، دیوان عالی قضایی با تشکیل دادگاه‌های ویژه‌ای که حائز صلاحیت بررسی سریع پرونده‌های مربوط به تجاوزات جنسی هستند، موافقت کرده است. رسیدگی به پرونده‌ی اخیر تجاوز به دختر دانشجو، که روز شنبه (۵ ژانویه/۱۶ دی) آغاز شده است، با استناد به این مصوبه ‌صورت گرفته است دویچه وله فارسی

 

17 فبروری 2013

یک زن در داخل خانه اش سربریده شد

یک زن 25 ساله درجوزجان شب هنگام توسط افراد ناشناس در داخل خانه اش سربریده
شد. افراد ناشناس با استفاده ازنبود اعضایی خانواده،  یک زن 25 ساله را ازناحیۀ گردن سربریده اند.
سارمند عبدالطیف اسحاق زی امر کشف فرماندهی امینه ولایت جوزجان  گفت که شب گذشته درقریۀ بوساغی ولسوالی خماب  زنی بنام شیما با چاقوسربریده شده است.وی افزود که این  زن

۲۵ سال عمر داشت و مادر دو طفل بود. به گفتۀ وی شوهروی که ۷۰ سال عمردارد شب گذشته حین به قتل رسیدن خانمش در منزل نبوده است .
امر کشف همچنان گفت که نظر به ادعای شوهراین خانم، یک نفر به نام ملامحمد ازسوی پولیس بازداشت  شده است.
 درهفتۀ گذشته نیز یک مرد 
۳۵
 ساله در منزلش در ولسوالی آقچه به علت خصومت های شخصی سر بریده شد و اموال منزلش نیز توسط قاتلین دزدی شدند.
به گفتۀ مسولین امنیتی این 
۴۲  
مورد قتل می باشد که طی سال روان در ولایت جوزجان رخ داده است .

 

عمراکرم برندهء جایزهء بین المللی موسیقی"گرامی" شد

عمراکرم جوان افغان امریکایی است که برندهء "گرامی" با اعتبارترین جایزهء موسیقی در جهان شناخته شد.
 عمراکرم در شهرنیویارک به دنیا آمده است. در آنزمان پدرش به حیث دیپلومات در سازمان ملل متحد کار می کرد.
 عمراکرم در کشورهای افغانستان، کیوبا، چکوسلوکیا سابق و فرانسه زنده گی کرده، موسیقی اش از فرهنگ های مختلف که وی با آن در تماس بوده، رنگ و آهنگ پذیرفته است.
 عمر اکرم که در نواختن پیانو تخصص دارد، در سال 2002 نخستین البوم آهنگ هایش را ساخت. وی در سال 2004 با البوم «آزاد مانند پرنده» و در سال 2007 با البوم «سفر محرمانه» بطور جدی در دنیایی موسیقی مطرح شد و آهنگ هایش در صدر لست البوم های «عصر جدید» راه یافتند.
 وی که از سال های 1990 به اینسو در شهر لاس آنجلس امریکا زنده گی می کند و برای تعدادی از آواز خوان های امریکایی آهنگ های نیز ساخته است، در سال 1996 همکاری را با مایک واسیلومانولاکیس(Dr. E. Mike Vasilomanolakis) آغاز کرد.
 عمراکرم جوان افغان امریکایی برندهء جایزهء موسیقی"گرامی" شناخته شد 
 البوم «انعکاسات عشق» عمر اکرم که در 55 مین جوایز گرامی در کتگوری «بهترین البوم عصر جدید» کاندید شده بود، شام دهم فبروری سال 2013 برندهء این جایزه با اعتبار بین المللی موسیقی جهان شده است.
 عمر اکرم البوم «انعکاسات عشق» را حاصل تجربهء ازدواج و پدر شدن می داند و جایزه گرامی را حاصل پانزده سال کار جدی و بدون وقفه در عرصه هنر موسیقی و همکاری مثمر با داکتر مایک واسیلومانولاکیس(Dr. E. Mike Vasilomanolakis) دانسته است

 

نخستین فرماندار زن افغانستان آغاز به کار کرد

 

سایره شکیب سادات به عنوان نخستین ولسوال (فرماندار) در افغانستان به کار آغاز کرد

خانم سادات اخیراً در یک روند رقابتی شرکت کرد و به عنوان ولسوال منطقه "خواجه دو کوه" در ولایت شمالی جوزجان تعیین شد

ساحه محل کار او زادگاه ژنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان است و احتمالاً به همین دلیل ولسوالی (شهرستان) خواجه دوکوه از نیروی برق و گاز هم برخوردار است

بسیاری از ولسوالی‌های افغانستان برق و گاز ندارند

خانم سادات روز سه‎شنبه، ۳ دلو/بهمن از سوی نماینده حکومت محلی به مردم "خواجه دوکوه" رسما به عنوان حاکم منطقه خواجه دوکوه معرفی شد

صدها نفر از اهالی "خواجه دوکوه" برای استقبال ولسوال نو در این مراسم شرکت کردند

حکم انتصاب خانم سادات را یک زن دیگر، مریم ایوبی رئیس دفتر والی جوزجان در این مراسم خواند و برای او آرزوی موفقیت کرد

خانم شکیب سادات وضعیت منطقه تحت فرمانش را تأسف‎بار خواند و گفت که برای بهبود آن تلاش خواهد کرد

نخستین ولسوال زن از مردم خواست که او را در انجام مسئولیتش حمایت کنند تا بتواند کارهای موثری انجام دهد

پیش از این در افغانستان سابقه نداشته که یک زن به عنوان ولسوال/فرماندار تعیین شود. این سمت عمدتا "مردانه" محسوب می‎شده است

هر چند پیش از این حبیبه سرابی در سال ۱۳۸۳ به سمت والی بامیان در مرکز افغانستان تعیین شده بود که تا حالا در همین سمت است

همچنین کلیکعذرا جعفریدر سال ۱۳۸۷ به عنوان شهردار شهر نیلی مرکز ولایت دایکندی در مرکز افغانستان تعیین شده است

در ده سال اخیر در افغانستان فرصت‏‎های کار و استخدام زنان در سطوح مختلف نهادهای دولتی و غیردولتی فراهم شده است

قوانین افغانستان برای حضور زنان در فعالیت‎های سیاسی، اجتماعی و اداری "تبعیض مثبت" قایل شده و از جمله در پارلمان قید گذاشته که حد اقل ۲۵ درصد اعضای آن باید زن باشد

در سال‎های اخیر زنان در سمت معاون ریاست جمهوری، عضویت کابینه و ریاست نهادهای مختلف دولتی رسیده‌اند

 

'شوهرم دست و پایم را می‌بست و شلاق می‌زد' پنج شنبه 03 ژانويه 2013 - 14 دی 1391 پنج شنبه 03 ژانويه 2013 - 14 دی 1391

منیژه زن بیست ساله‌ای است که در منطقه "مُقُر" ولایت غزنی در جنوب افغانستان

 

شکنجه مداوم خود توسط شوهرش را در گفتگو با بی‌بی‌سی فاش کرده است. او هفته‌ها در زیرزمینی خانه‌اش با دست و پای بسته نگهداری می‌شد و شوهرش با چوب، زنجیر و شلاق او را می‌زد. بدن نیم جان منیژه حکایت از داستان غم‌انگیز زندگی او دارد. منیژه را در منزل یکی از خویشاوندانش در کابل دیدم. وقتی با او روبه رو شدم، چشم‌هایش چیزی را نمی‌دید و از زخم‌ها و آسیب‌های ناشی از لت و کوب (ضرب و جرح) می‌نالید.او گفت: "به سر و صورتم با مشت و لگد کوبیدند، دست‌هایم را با ریسمان بستند و با زنجیر، چوب و شلاق زدند. روزها و هفته‌ها در زیرزمینی خانه با دست و پای بسته سپری کردم، در هوای سرد و برف مرا وادار به کار می‌کردند." منیژه افزود: "هیچ جای بدنم نیست که زخمی نشده باشد. ناخن‌های دستانم افتاده و پاهایم توان حرکت ندارد."او می‌گوید دو سال پیش به خواست خود با نواسه (نوه) کاکا/عمویش ازدواج کرد، اما در خانواده شوهرش حیثیت (جایگاه) یک کنیز را داشت و نه عروس. منیژه گفت: "از روزی که با این مرد ازدواج کردم، همیشه تلاش داشتم تا رضایت خانواده او را به دست آورم و به علاقمندی آنها در کارهای خانه سهم بگیرم، اما برخورد نادرست مادر شوهر و به ویژه لت و کوب و برخورد وحشیانه شوهرم هیچ وقت این فرصت را به من نداد. من عروس نه، بلکه کنیز و یا نوکر این خانه بودم." پدر منیژه: از دخترم دفاع می‌کنم"به هر قیمتی که شده از حق دخترم دفاع می‌کنم. من یک کراچی‌ران (گاریچی) هستم و پولی هم ندارم که به این محکمه و آن محکمه بدهم. با دست‌های خالی قضیه دخترم را پیگیری می‌کنم و او را از شوهرش که یک جنایتکار است، جدا می‌کنم." همایون پدر منیژه وقتی از شکنجه دخترش با خبر شد، به مُقُر رفت و دخترش را با این استدلال که می‌خواهد به دیدار مادرش ببرد، از خانه شوهرش بیرون آورد و به کابل منتقل کرد.او در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: "به هر قیمتی که شده از حق دخترم دفاع می‌کنم. من یک کراچی‌ران (گاریچی) هستم و پولی هم ندارم که به این محکمه و آن محکمه بدهم. با دست‌های خالی قضیه دخترم را پیگیری می‌کنم و او را از شوهرش که یک جنایتکار است، جدا می‌کنم." پدر منیژه افزود:" من با خانواده و قوم شوهر دخترم تماس گرفته‌ام و از آنها خواسته‌ام تا به کابل بیایند و جزای پسرشان را خودشان تعیین کنند." منیژه در مُقُر ولایت غزنی زندگی می‌کرد و شوهرش تعمیرکار موتور سیکلت است. به گفته منیژه شوهرش هیچ وقت با او رفتار خوب نداشت. مادر منیژه بیش از همه اشک می‌ریزد. او می‌گوید: "اصلا باورم نمی شود با چشم‌های خودم دخترم را در این وضعیت ببینم." در خانه امن"از روزی که با این مرد ازدواج کردم، همیشه تلاش داشتم تا رضایت خانواده او را به دست آورم و به علاقمندی آنها در کارهای خانه سهم بگیرم، اما برخورد نادرست مادر و شوهر و به ویژه لت و کوب و برخورد وحشیانه شوهرم هیچ وقت این فرصت را به من نداد. من عروس نه، بلکه کنیز و یا نوکر این خانه بودم." منیژه منیژه به کمک مسئولان یک "خانه امن" در کابل که از سوی نهاد غیردولتی موسوم به "هاکا" اداره می‌شود، به بیمارستان منتقل شده است. حمیده، مسئول این مرکز می‌گوید: "با اجازه اعضای خانواده منیژه در نظر داریم قضیه او را رسمی (پیگیری) کنیم و برای او وکیل مدافع گرفته و پرونده اش را به دادستانی تحویل دهیم." مسئولان بیمارستان علی‌آباد که منیژه در آن جا تحت درمان است، می‌گویند وضعیت او حالا خوب است، اما شکنجه و بدرفتاری با او بر وضعیت روحی‌اش تاثیر بدی گذاشته است. دکتر عبدالمعروف ندیم، مسئول این بیمارستان به بی‌بی‌سی گفت تمام تلاش خود را برای سلامت این زن به خرج خواهد داد. اما این نخستین باری نیست که منیژه از شکنجه و لت و کوب فرار کرده و به کابل آمده است. او می‌گوید: "حدود شش ماه پیش نیز به کابل آمدم و داستان زندگی‌ام را با وزارت امور زنان در میان گذاشتم." وحید پیکان بی بی سی www.Voiceofwomenafg.blogspot.com

یک پولیس، زن و پسر خود را کشت دوازدهم جدی 1391 خورشیدی یک سرباز پولیس در شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان،

زن و پسر جوان خود را به شلیک گلوله، کشت. این رویداد در منطقۀ پوستۀ شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان، در خانۀ یک سرباز پولیس کندک عملیاتی، پس از یک مشاجرۀ لفظی بین این سرباز و زنش، رخ داده است. فرید عایل سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ارزگان به خبرگزاری بست باستان گفت که این سرباز پولیس، زن و پسر شانزده سالۀ خود را به شلیک گلوله کشته است. به گفتۀ او، این سرباز به "دیب" مشهور بود و در کندک عملیاتی ریزرف، در شهر ترینکوت ایفای وظیفه می نمود. وی افزود که قاتل موفق به فرار شده است، اما نیروهای پولیس تلاش برای بازداشت وی را آغاز کرده اند. گفتنی است که از زن کشته شده، دو کودک دیگر نیز به جا مانده اند. قابل یاد آوری است که در این اواخر رویدادهای مشابه در سراسر کشور، نسبت به هر زمان دیگر افزایش یافته است که علت های عمدۀ آن، ناآگاهی مردم از حقوق زنان و کودکان در دین مقدس اسلام، اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات اقتصادی و خشونت های خانواده گی خوانده شده است.بست باستان

 

چهارشنبه 12 دسامبر 2012 - 22 آذر 1391 
 یک خبرنگار زن در افغانستان حقایق تکان دهنده‌ای از وجود فساد در دستگاه قضایی کشورش را فاش کرده است.
 
این زن می‌گوید قاضی از او خواست در ازای حل پرونده حقوقی اش با او ازدواج کند.

این زن که دیوه نام دارد می‌خواست رسما از نامزد خود جدا شود، خانواده نامزدش نیز با مراجعه به دادگاه در پی حل ماجرا به نفع خود بودند
دیوه با امید حمایت دادگاه از خود، به نظام قضایی افغانستان مراجعه کرد اما آنگونه که او روایت می کند، مشکلات او روز به روز بیشتر شد اما او که جریان تلاش‌های خود و صحبت با یک قاضی را مخفیانه ضبط کرده بود، توانست نشان دهد که در دستگاه قضایی کشورش چه می‌گذرد
براساس روایت دیوه، سه نفر از دستگاه قضایی افغانستان در ماجرای او درگیر بودند: یکی محمد طاهر روحانی رئیس دادگاه شهری جلال آباد، دیگری ظهورالدین رئیس دیوان تجاری در این دادگاه و یک فرد دیگر که به عنوان رابط میان آنها عمل می‌کرد
قاضی ظهورالدین یکی از قضات "محکمه شهری جلال آباد" روزی به خانه دیوه می‌رود و دیوه که تصور می‌کند این قاضی به نمایندگی از دیگر اعضای دادگاه آمده است، شروع می‌کند به لابه و زاری کردن تا بلکه دل او به رحم آید و پرونده به نفع او تمام شود
ماموریت این قاضی میانجیگری میان دیوه و شوهر او نیست بلکه آمده تا به دیوه از مقدار رشوه‌ای که باید بپردازد، سخن بگوید
این خبرنگار از فرصت پیش آمده استفاده می‌کند و مخفیانه به ضبط صدای قاضی می‌پردازد
سراسر جریان گفتگوی آنها ضبط می‌شود که یک نسخه از آن در اختیار بی بی سی است
قاضی اینگونه شروع به سخن گفتن می‌کند: "در هر جا (اداره) حرفم اعتبار دارد و پذیرفته می‌شود. کارت را خدا آسان می‌کند"
"پول کافی در خانه نداشتیم. به شوهر خواهرم زنگ زدم، او نداشت. از او خواستم که زود خانه ما بیاید و بعد مادرم گوشواره طلایش را به او داد تا بفروشد، بازار در نزدیکی خانه ماست و شوهر خواهرم هم آن را فروخت و ده هزار افغانی برایم آورد"
دیوه
در ادامه این گفت و گو قاضی از دیوه تقاضای پول می‌کند، دیوه حاضر است در ابتدای کار بیست هزار افغانی معادل چهارصد دلار، بپردازد
قاضی به او می‌گوید: ببین، اگر کار انجام شد یا نشد این پول مال من است
دیوه به بی بی سی گفت او در ابتدا به سختی توانست نیمی از پولی را که قاضی خواسته بود، مهیا کند: "پول کافی در خانه نداشتیم. به شوهر خواهرم زنگ زدم، او هم نداشت. از او خواستم که زود خانه ما بیاید و بعد مادرم گوشواره خود را به او داد تا بفروشد، بازار در نزدیکی خانه ماست و شوهر خواهرم هم آن را فروخت و ده هزار افغانی را برایم آورد"
اما این قاضی تنها نیست بلکه شریکا و همدستانی دارد که آنها نیز چشم به جیب خالی این زن دوخته اند و می‌خواهند از این معامله سهمی نصیب شان شود
دیوه باید پنجاه هزار تا یکصد هزار افغانی چیزی معادل دوهزار دلار، فقط به آقای روحانی رئیس دادگاه بپردازد چرا که رسیدگی به این پرونده کار اوست و تصمیم او نهایی خواهد بود
قاضی در حضور دیوه به رئیس دادگاه زنگ می‌زند و به او می‌گوید که دیوه حاضر است پنجاه هزار افغانی معادل هزار دلار به رئیس دادگاه و بیست هزار هم به خود او (ظهورالدین) بدهد.اندکی بعد زنگ تلفن به صدا درمی‌آید، قاضی روحانی (رئیس دادگاه) به قاضی ظهورالدین می‌گوید که طرف دیگر دعوا (نامزد دیوه) حاضر اند ۲۰۰ هزار افغانی بپردازند.دیوه رو به قاضی می‌کند و از او می‌پرسد: "در این صورت چگونه ممکن است رای دادگاه به نفع من باشد؟"

قاضی و تقاضای ازدواج
قاضی شرط تازه ای مطرح می‌کند و با وجود کبر سن و داشتن پسری که دو برابر بزرگتر از دیوه است می‌گوید: "در این صورت بیا با من ازدواج کن تا همه چیز حل شود."
مادر دیوه که شاهد این صحنه بود، حیرت زده می‌شود: "خیلی ناراحت شدم و برایش گفتم تو که زن و پسر و دختر داری و خودت می‌گویی ازدواج عاشقانه داشته‌ای، در چنین شرایط دشواری که ما داریم، چطور می‌توانی چنین چیزی را از ما بخواهی؟"
 
تحقیقات بی‌بی‌سیبی‌بی‌سی در جریان تحقیق برای تهیه گزارشی در این مورد با قاضی ظهورالدین تماس گرفت و از او خواست در این باره توضیح بدهد.
قاضی ظهورالدین ابتدا گفت که چنین فردی را نمی‌شناسد، اما وقتی مدارک و شواهد موثقی ارائه شد، موضعش تغییر کرد و گفت این خبرنگار دسیسه‌ای علیه او ساخته و صدا‌ها را به دلخواه خود ادیت کرده است.
این قاضی همچنین گفت که یک افغانی هم از دیوه نگرفته است.اما بعدتر اعتراف کرد که می‌خواسته با این خبرنگار جوان ازدواج کند: قاضی به بی بی سی گفت: "(دیوه) به من گفت که کسی حاضر نیست با او ازدواج ‌کند، گفتم بیا با من ازدواج کن، یک میلیون افغانی به تو می‌دهم، صدهزار را به نامزدت بده و بقیه از خودت؛ خانه جداگانه‌ای هم برایت مهیا می‌کنم."
"دشمنی را محکمه نمی تواند حل‌کند. اگر تو شوهری مرد داشته باشی او از تو حفاظت می‌کند و اگر در آینده مزاحمت شد با مرمی/گلوله به فرقش خواهم زد. باکی ندارم اگر برادرانت هم با او همراه شوند و دنبال من بیایند، آنها نمی‌دانند که طرف‌شان کی هست."
قاضی ظهورالدین
در گفت و گو با بی‌بی‌سی ظهورالدین ابتدا تاکید می‌کرد که قاضی روحانی او را به خانه دیوه نفرستاده است، اما به باور دیوه، تمامی افراد دخیل در امور رسیدگی به پرونده او و نامزدش، درهمدستی با همدیگر عمل کرده اند.
بی‌بی‌سی با قاضی روحانی هم تماس گرفت و خواستار توضیحات در این باره شد اما او با الفاظ تند و رکیک دریافت پول از دیوه را رد کرد و در حالی که بد و بیراه می‌گفت تلفنش را قطع کرد.
ماجرای در این‌جا تمام نمی‌شود، در نواری که دیوه در اختیار بی بی سی قرار داده است، قاضی ظهورالدین در صحبت هایش با دیوه از توسل به زور هم سخن می‌گوید و این زمانی است که دیوه بخاطر دشمنی‌های احتمالی در آینده ابراز نگرانی می‌کند. 
قاضی از قدرتش می‌گویدقاضی ظهورالدین به دیوه می‌گوید: "دشمنی را محکمه نمی تواند حل‌کند. اگر تو شوهری مرد داشته باشی او از تو حفاظت می‌کند و اگر در آینده (نامزد تو) مزاحمت شد با مرمی (گلوله) به فرقش خواهم زد. باکی ندارم اگر برادرانت هم با او همراه شوند و دنبال من بیایند، آنها نمی‌دانند که طرف‌شان کیست."
یک نسخه از نوار صوتی که جریان گفت و گوی دیوه با قاضی در آن ضبط شده است، به دادگاه عالی نیز فرستاده شده بود.
بی‌بی‌سی‌ به دادگاه عالی مراجعه کرد تا معلوم شود که آن مرجع با این موضوع چه برخوردی داشته است، یک عضو دادگاه عالی تایید کرد که چنین نواری به آنها نیز رسیده است.
این عضو دادگاه عالی که نخواست از او نام برده شود گفت که چندین بار تلاش کرده اند از طریق تلفن با خانواده دیوه برای انجام تحقیقات بیشتر تماس بر قرار کنند، ولی موفق نشده اند.اما خانواده دیوه می‌گوید هیچ کسی از سوی دادگاه عالی با آنها تماس نگرفته است.در همین حال وکیل مدافع دیوه که خود نیز زن است، به شدت نگران مصئونیت خانواده دیوه است و می‌گوید جان خودش نیز حالا در خطر است.
دادگاه عالی می‌گوید: "محکمه شهری جلال آباد" حالا حکم نهایی در مورد پرونده جدایی دیوه از نامزدش را صادر کرده و به نفع دیوه رای داده است.

Shirin Naziry

 

 

و اینک آخرالزمان؛ پایان دنیا نزدیک است؟

به روز شده:  05:14 گرينويچ - شنبه 15 دسامبر 2012 - 25 آذر 1391

عکسی از قله کوه بوگراش در جنوب غرب فرانسه. این کوه که یک هزار و ۲۳۱ متر ارتفاع دارد، میزبان بازدیدکنندگان بسیاری بوده، ولی به دلایل امنیتی روز ۲۱ دسامبر برای بازدید عموم بسته خواهد بود

هجوم بازدیدکنندگان به روستای فرانسوی بوگراش در هفته‌های اخیر خبرساز شده است

گفته می‌شود افرادی که راهی این روستا در دامنه کوهستان پیرنه در جنوب فرانسه شده‌اند، نگران پایان دنیا هستند و به دلایلی که به نظرشان قانع‌کننده می‌رسد، اعتقاد دارند که اگر در این روستا در پای کوه پناه بگیرند، از نبرد آخرالزمان یا همان جنگ خیر و شر در پایان دنیا در امان خواهند ماند

آنها باور دارند که این جنگ کمتر از ده روز دیگر در ۲۱ دسامبر (اول جدی) امسال رخ می‌دهد

در این روز چرخه پنج هزار و ۱۲۵ ساله تقویم کهن مایاها به پایان می‌رسد

مایاها قومی صاحب تمدن پیشرفته بودند که در جنوب مکزیک زندگی می‌کردند

باورها به پایان دنیا

چه از تمدن مایا به جا مانده نشانگر دانش پیشرفته

این قوم در نجوم، ریاضی و تعیین چرخه‌های

زمانیست. آنها سال خورشیدی ۳۶۵ روزه را

شناسایی کرده بودند و در یکی از معدود کتاب‌هایی که از آنها به جا مانده است،

جدولی از خورشیدگرفتگی‌هایی وجود دارد که

از عصر آنها تا زمان معاصر رخ داده‌اند

 

طولانی‌ترین تقویم مایاها در سال سه هزار و ۱۱۴ قبل از میلاد مسیح آغاز شده و در دوره‌هایی ۳۹۴ ساله، تحت عنوان بکتون، ادامه دارد

سیزدهمین بکتون مایاها ۲۱ دسامبر امسال و در روزی به پایان می‌رسد که در نجوم با عنوان انقلاب زمستانی شناخته می‌شود

انقلاب زمستانی موعدی در سال است که با توجه به زاویه زمین نسبت به خورشید، ساکنان نیمکره شمالی کوتاه‌ترین روز و ساکنان نیمکره جنوبی طولانی‌ترین روز را در طول سال تجربه می‌کنند

انقلاب زمستانی تقریبا با طولانی‌ترین شب سال که در فرهنگ باستانی ایرانی با عنوان شب یلدا شناخته می‌شود، نیز همزمان است

با در نظر داشتن آنچه پژوهشگران و باستانشناسان از تمدن مترقی مایا توصیف می‌کنند، برخی باور دارند که پایان یافتن تقویم مایاها در این روز به معنای پایان دنیا و فرارسیدن موعدی است که در مذاهب مختلف با عنوان آخرالزمان شناخته می‌شود

آنها این ایده را مطرح می‌کنند که تقویم مایاها به پایان می‌رسد چون آنها می‌دانستند که این روز (۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ میلادی) آخرین روز دنیاست و لزومی ندارد چرخه زمانی پس از این تاریخ را تعریف و پیش‌بینی کنند

هزاران سایت اینترنتی که با چنین ایده‌ای شکل گرفته و فعالیت می‌کنند، برای اثبات این نظر، به نوشته‌هایی اشاره می‌کنند که نزدیک به یک هزار و ۳۰۰ سال پیش، روی یک سنگ کنده‌کاری شده‌اند و به پایان دنیا اشاره دارند

صفحه ای از یکی از چهار تقویم تاریخی قوم مایا. این تقویم در موزه ای در آلمان نگهداری می شود

هرچند برخی باستانشناسان در توضیح محتوای این سنگ‌نوشته گفته‌اند که طبق این پیش‌بینی، قرار نیست فاجعه‌ای جهانی رخ دهد، بلکه پیشگویی شده است که پس از این تاریخ، دوره‌ای جدید در زندگی روی زمین آغاز می‌شود

اسون گرونمیر، پژوهشگر (رمزگشایی) زبان مایایی به آسوشیتدپرس گفته است که طبق این سنگ‌نوشته، یکی از خدایان مایاها به زمین باز خواهد گشت

به گفته او، در این سنگ‌نوشته آمده است که در روز موعود، بولون یوکته، خدای جنگ و خلقت در باورهای مایایی، به زمین بازمی‌گردد

ایده‌ای که به "وعده آمدن منجی" در فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف شباهت دارد

اما با آن که کارشناسان و پژوهشگران فرهنگ مایا تاکید کرده‌اند که پایان این تقویم (همانند دیگر تقویم‌ها) به معنای آغاز یک دوره جدید و نه پایان یافتن دنیاست، افرادی که اعتقاد دارند زندگی روی زمین روزی به پایان خواهد رسید، با هیجان در انتظار وقایعی هستند که ممکن است در روزهای آینده رخ دهد

این هیجان، ساکنان آمریکا تا روسیه و چین را فراگرفته است

گزارش شده است که فروش چادر و سرپناه موقت به جز مناطق توفان‌زده آمریکا در دیگر ایالت‌ها و شهرها افزایش یافته است

مردم در بخش‌های مختلف روسیه هم به خرید مواد غذایی کنسرو شده و بسته‌های کبریت روی آورده‌اند. قیمت شمع در سیبری چند برابر شده و حتی مغازه‌داران برخی مناطق گفته‌اند که ذخیره بسته‌های نمک در انبارهایشان تمام شده است

برخی شرکت‌ها هم در فرصتی که فراهم شده است، بسته‌هایی را ویژه " نجات در آخرالزمان" می‌فروشند. در این بسته‌ها به جز کبریت و کنسرو، یک شیشه ودکا، صابون و تکه‌ای طناب هم گذاشته شده است

مردم چین هم به خرید شمع روی آورده‌اند و ماه گذشته ماجرای مردی در این کشور خبرساز شد که تمام پس‌انداز زندگیش را صرف ساخت یک کشتی با ظرفیت ۲۰ نفر کرده است

حاضران در مراسم ویژه‌ای که به مناسبت فرارسیدن موعد پایان دوره تقویم مایاها در کوبا برگزار شد

 

چرا موعد به پایان رسیدن حیات در زمین این همه مورد علاقه است؟

پل اس بویر، پژوهشگر و نویسنده کتاب "وقتی زمان وجود نخواهد داشت؛ باور به وحی در فرهنگ مدرن آمریکا" می‌گوید اعتقاد به پایان دنیا "سابقه‌ای کهن در افکار بشر دارد. ریشه‌های این باور به دوره‌های قبل از مسیح باز می‌گردد؛ اسطوره‌هایی که براساس آنها بالاخره روزی نیروهای خیر (نظم) و شر (هرج و مرج) با هم رویاروی می‌شوند"

او اضافه می‌کند: "چنین باوری از نظر روانشناختی عمیقا جذاب است، چون اعتقاد به بی‌معنی بودن (زندگی)، به شدت تهدیدکننده است و جوامع بشری همواره سعی کرده‌اند با تعریف نوعی چارچوب، به روند تاریخ و زندگی شخصی افراد معنا دهند"

این رویکرد در طول قرن‌ها و سال‌ها در زندگی بشر وجود داشته است و افرادی در طول تاریخ، نه تنها سال، بلکه تاریخ و روز دقیقی را به عنوان موعد پایان یافتن حیات روی زمین اعلام کرده‌اند

البته زنده ماندن همه ما نشان می‌دهد که این پیش‌بینی ها تاکنون تا چه اندازه نادرست بوده است

در یکی از تاسف‌بارترین پیش‌بینی‌ها، در قرن ۱۹ میلادی حرکتی تحت رهبری ویلیام میلر آغاز شد. پیش‌بینی این بود که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ میلادی آخرین روز دنیا خواهد بود

با نزدیک شدن روز موعود، محبوبیت میلر بیشتر و بیشتر شد و تنها یک چیز توانست این جریان را بخواباند: دمیدن خورشید صبح روز ۲۳ اکتبر ۱۸۴۴

در موردی دیگر، کشیش رونالد وینلند در سال ۲۰۰۸ میلادی در یک کتاب پیش‌بینی کرد که آمریکا در مدت دو سال نابود خواهد شد. اما هنوز در سال ۲۰۱۲ میلادی، آمریکا همچنان سرپاست

برخلاف این کشیش، در اغلب مذاهبی که به آخرالزمان اشاره دارند، تاریخ دقیقی به عنوان موعد نهایی تعیین نشده است، بلکه این مذاهب تشخیص موعد نهایی را به وجود و شناسایی برخی نشانه‌ها منوط دانسته‌ان

پروفسور بویر می‌گوید: "باورهای مذهبی امروزین، زیرکانه هستند. آنها می‌گویند هیچ‌کس از روز و ساعت پایان دنیا خبر ندارد، ولی چنین روزی به زودی فراخواهد رسید"

چنین اعتقادی در سال‌های اخیر با پدیده‌های علمی هم پیوند داده شد؛ در هر گامی که پژوهشگران آزمایشگاه عظیم سرن در مرز فرانسه و سوئیس برای آزمایش برخورد ذره‌ها برداشتند، معتقدان به پایان عمر زمین نیم‌خیز شدند

بومیان مایا در جنوب مکزیک از ۲۱ دسامبر

سال گذشته مراسم ویژه شمارش معکوس برای فرا رسیدن ۲۱ دسامبر امسال را آغاز کرده‌اند

این آزمایش که با هدف آزمون یکی از فرضیه‌های تشکیل جهان انجام شد، نقش مهمی در ارتقای دانش بشر درباره چگونگی آغاز دنیا داشت. اما شکاکانی بودند که می‌گفتند چنین آزمایشی می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد سیاهچاله‌هایی در ابعاد بسیار ریز و کوچک شود و در نهایت، همین سیاهچاله‌ها بزرگتر شده و زمین را خواهند بلعی

همچنان که بومیان مایا در جنوب مکزیک از ۲۱ دسامبر سال گذشته مراسم ویژه شمارش معکوس برای فرا رسیدن ۲۱ دسامبر امسال را آغاز کرده‌اند، ساکنان روستای بوگراش فرانسه میزبان کاوشگران و جمعیت مشتاقانی بوده‌اند که امیدوارند در روز موعود، در دامنه کوه‌های پیرنه زنده بمانند

براساس برخی گزارش‌ها، اغلب پروازها از آمریکا به فرانسه کاملا رزرو شده‌اند و بیشتر مسافران هم بلیت‌های یکطرفه گرفته‌اند

حتی شایعه شده است که برخی گروه‌ها، پناهگاه‌هایی را در طبقات زیرزمینی روستا ساخته‌اند و افرادی نیز مدعی هستند که شاهد جماعتی بوده‌اند که نیمه‌عریان و در حال نواختن زنگ‌هایی که در دست داشتند، از کوه بالا می‌رفتند

مسئولان موسسه ملی تاریخ باستانشناسی مکزیک در واکنش به این باور که مایاها پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی را پیش‌بینی کرده‌اند، گفته‌اند که از مجموع ۱۵ هزار نوشته‌ای که از تمدن کهن مایا باقی مانده و ثبت شده است، تنها در ۲ مورد به سال ۲۰۱۲ میلادی اشاره شده، هرچند در هیچ‌یک از این نوشته‌ها به پایان زندگی در زمین اشاره‌ای نشده است

 

شبکه زنان افغان دولت را به 'خاموشی' در برابر قتل انیسه متهم کرد


چهارشنبه 05 دسامبر 2012 - 15 آذر 1391 
شبکه زنان افغان: "وقتی هفت گلوله به بدن انیسه اصابت کرد و جان باخت، آب از آب تکان نخورد"
شبکه زنان افغان در پی قتل انیسه دانش‌آموزی که در جریان اجرای برنامه واکسیناسیون فلج کودکان گلوله باران شد، دولت را متهم به "خاموشی" در برابر قتل او کرده است


انیسه، دانش آموز کلاس دهم بود که در اجرای برنامه واکسیناسیون فلج کودکان در ولایت کاپیسا در شمال کابل به صورت داوطلبانه کار میکرد. او اخیرا از سوی افراد "ناشناس" هدف شلیک گلوله قرار گرفت و در بیمارستان کاپیسا جان باخت
مسئولان شبکه زنان افغان روز چهارشنبه، ۱۵ قوس/آذر در یک کنفرانس مطبوعاتی گفتند که دولت افغانستان در برابر قتل انیسه واکنش مناسب نشان نداده است
در اعلامیه رسمی این شبکه آمده که انیسه "به جرم واکسن کردن کودکان به دست دژخیمان تروریسم به شهادت رسید"
در این اعلامیه از نهادهای دولتی با لحن تندی انتقاد شده که در برابر پرسشهایی که در خصوص قتل و درمان انیسه وجود دارد، "سکوت محض و غیرمسئولانه" در پیش گرفته‌اند
اعلامیه افزوده: "وقتی ملاله یوسفزی در ایالت خیبر پشتونخواه پاکستان مورد حمله قرار گرفت، وزارت معارف (آموزش و پرورش) با بیرون کردن شاگردان مکاتب دخترانه در جاده‌های افغانستان با وی ابراز همدردی کرد و رئیس جمهوری وی را قهرمان خواند، اما وقتی هفت گلوله به بدن انیسه اصابت کرد و جان باخت، آب از آب تکان نخورد"
لیمه انوری، از مسئولان شبکه زنان افغان به بی‌بیسی گفت وقتی که انیسه زخمی بوده، در بیمارستان کاپیسا از او به صورت درست مواظبت نشده و "همین مساله" باعث شده که او جان دهد
لیمه انوری گفت که شبکه زنان افغان درخواست کرده که دولت کمیسیونی را برای بررسی چگونگی قتل انیسه تشکیل دهد و از خانواده او حمایت کند. او تاکید کرد که عاملان قتل این دانش‌آموز باید به "اشد مجازات" محکوم شوند.در همین حال فاروق وردک وزیر معارف/آموزش و پرورش افغانستان که در همایش "همکاری جهانی برای آموزش" در کابل شرکت کرده بود، با سوال‌های خبرنگاران در مورد قتل انیسه مواجه شد
آقای وردک گفت: "کشته شدن طفل معصوم ما در ولایت کاپیسا را من تایید می‌کنم، اما عاملان آن را نمی‌دانم. ادارات مربوط امنیتی، دفاعی و استخباراتی ما دارند موضوع را دنبال می‌کنند"
او تاکید کرد که شناسایی عاملان خشونت‌هایی مانند قتل انیسه خیلی هم ساده نیست و افزود که در حال حاضر در مورد هر حادثه‌ای که در افغانستان روی می‌دهد، صدای ذبیحالله مجاهد سخنگوی گروه طالبان بلند است، "اما نمی‌شناسیم که ذبیحالله مجاهد کیست؟"
وزیر آموزش و پرورش افغانستان افزود که او در هیچ موردی نبوده که حادثهای مرتبط با نهادهای آموزشی روی داده باشد و او با آنها همدردی نکرده باشد ــ هر چند او از مورد مشخصی نام نبرد
اخیرا سازمانهای حقوق بشری و مدافع حقوق زنان در افغانستان از افزایش موارد خشونت علیه زنان در این کشور خبر داده و وزارت امور زنان گفته که موارد خشونت‌های شدید علیه زنان در سال جاری افزایش یافته است

Shirin Naziry

 

ابهام در مرگ پرستار بیمارستان عروس خانواده سلطنتی بریتانی

7-دسمبر 2012

بی بی سی اطلاع یافته است که پیکر بی‌جان یک پرستار بیمارستان خصوصی‌ای که یکی از عروس‌های خاندان سلطنتی بریتانیا (همسر فرزند ارشد ولیعهد) اخیرا در آن بستری بوده، در مکانی در نزدیکی بیمارستان یافته شده است


ماموران پولیس امروز (جمعه) صبح به آدرسی در مرکز لندن در نزدیکی بیمارستان شاه ادوارد هفتم فراخوانده شدند و پیکر این پرستار را در آن محل یافتند
خانم سالدانا پرستاری بود که در هنگام بستری بودن عروس خاندان سلطنتی بریتانیا، به تلفن دو گوینده رادیویی استرالیایی، که خود را به عنوان ملکه و ولیعهد جا زده بودند، جواب داده بود
خانم سالدینا تلفن این دو گوینده استرالیایی را به پرستار دیگری وصل کرد که غفلتا اطلاعات شخصی مربوط به وضعیت جسمانی همسر فرزند ارشد ولیعهد را در اختیار آنها قرار داد
بیمارستان شاه ادوارد هفتم در اطلاعیه‌ای گفته است که خانم سالدینا برای مدتی بیش از چهار سال در آن بیمارستان به عنوان پرستار کار می‌کرده و مورد احترام همه همکاران خود بوده است
پولیس لندن گفته است که به تحقیقات در خصوص مرگ این پرستار ادامه می‌دهد
عروس خاندان سلطنتی بریتانیا هفته گذشته به مدت چهار روز به دلیل حالت تهوع صبحگاهی در بیمارستان شاه ادوارد هفتم بستری بود

 

رنگ خون انیسه هم سرخ بود، درست مثل خون ملاله

 

آثار حکیمی 
او اگر زنده می‌ماند، دو سال دیگر از مکتب فارغ می شد و ممکن آموزگار یا برای درمان زنان کشورش رشته‌ی پزشکی را پیشه می‌کرد.او از همین حالا به درمان کودکان آغاز کرده بود، دانش آموزی که می‌خواست کودکان دیارش را از فلج شدن نجات دهد

او به کمپین واکسن فلج کودکان پیوسته بود ولی نمی‌دانست که برادران ناراضی سر راهش کمین کرده اند و پاداش کار داوطلبانه اش را هفت گلوله می‌دهند


همان گونه که همه چیز این‌جا فرق دارد، شکارچیان مرگ اینجا با شکارچیان کشور همسایه هم فرق می‌کند. آن‌ها اگر از تمام بدن سر را هم نشانه بروند، شکارشان زنده می‌ماند اما این‌ها به قصد کشت می‌زنند. از بخت بد مردمان م ضربه‌های برادران ناراضی رییس جمهور بسیار کاری اند؛ کمتر شکاری از وحشت آن‌ها جان به در برده است
انیسه پیش از این که ترور شود، به دستور فاروق وردک وزیر معارف، برای بهبود ملاله دعا خوانده بود. همین گونه از رییس جمهور شنیده بود که ملاله قهرمان است. خبر توجه جهانی و حکومت پاکستان را هم برای درمان ملاله و انتقال او به لندن شنیده بود
اکنون ملاله به خاطر این توجه‌های جهانی سلامتی اش را باز یافته است و جای شکر دارد. او نباید بمیرد، هیچ کسی نباید بمیرد. اصلا برای مردن همه کس دیر است، اما انیسه مرده است. انیسه نمی‌دانست که خونش برای رییس جمهور و وزیر معارفش ارزشی ندارد
او اول زخمی بود بعد مُرد؛ اما کسی برای سلامتش دعا نکرد. رییس جمهورش او را قهرمان چه که شکست خورده هم نخواند. تن زخمی او به لندن برده نشد، او حتا به شفاخانه‌ی کابل هم نرسید. او در همان ولایت خودش (کاپیسا) جان داد. او شاید این را فراموش کرده بود که محکوم به مرگ است
انیسه آخرین قربانی گم‌نام ما نیست. هنوز خاک قبر کودکان زلمی -آن سرباز پولیس- در غزنی تازه است. بر روی گور نجیبه، در غوربند هنوز سبزه ندمیده است، بینی و گوش‌های عایشه هم پلاستیکی اند. هنوز دیک ختم شهیدان فاریاب چرب است و کشته‌های ننگرهار با کفن شان رفیق نشده اند
شاید همین فردا یا پس فردا، از این دست خبر، یکی نه چند تا بشنویم و در نهایت این را هم بشنویم که حمله‌ی مخالفان توسط رییس جمهور محکوم شد و برای بررسی حادثه‌ کمیسیونی تشکیل شد. آری اینجا افغانستان است؛ کشوری که همه چیزش دروغی است، نامش هویتش و مردمانش.دیاری پر از نفرت و نفرین، با تاریخ پنج هزار ساله که صد سال است بر سر پنج‌هزار سال‌گی اطراق کرده است که نه پس می‌رود و نه پیش.سرزمینی که تعصب و قبیله گرایی تمام چیزش را پوسانده و از تمام شکوه و شأنش یک کلاه قره قل با یک لنگوتی دوشف باقی مانده است. سرزمینی که مردمانش صدای انتحار و انفجار را با صدای دهل، یکی کرده اند.وقتی به دور دست نگاه می‌کنم، هیچ چیز از پایان قربانی گرفتن‌ها خبر نمی‌دهد. ماشین‌ کشتار برادران ناراضی تیز تر و تیزتر می‌شود. رییس جمهور با قوت تمام، دهل می‌زند و خواب پشتونستان می‌بیند و شورای عالی صلح که مشتاقانه تلاش دارد تا به شمار برادران او بیفزاید. ملاعمر هم در تقویم روی دیواری خود، دور 2014 خط روشن کشیده و چارچشمی به آن خیره است.و ملتی که مثل قایق بی باد بان، خود را به دست موج داده است. شب و روز یخن خدا را گرفته است تا سرابازان بی خدا از این دیار نروند، ورنه می‌دانند که برادران به اصطلاح با خدا دمار از روزگارشان بیرون می‌کشد.نمی‌خواهم از کسی گله کنم و یا کسی را هم مقصر بدانم. چون قاعدتا آدم از دوست گله می‌کند و مقصر کسی را می‌داند که تقصیر را به دوش می‌گیرد. آن‌هایی که انیسه را کشته اند، به یقین دوست نیستند و مقاماتی که از این جنایت‌ها چشم می‌پوشند کمتر از آن‌ها نیستند.اکنون تنها انتظاری که می‌رود از خود مردم است که باید پاس قربانی‌های گمنام خود را بدانند، ورنه فردا که می رسد همه قربانی شده ایم

Shirin Naziry

 

انیسه؛ قهرمانِ روشنی و سلامتی 

یاسر 
از سکوت وزارت معارف و در کل از حکومت افغانستان نباید شکایت کرد. بیچاره وزیر معارف نه با تدبیر خود که به تذویر دیگران دعاخوانی برپا کرد. همین گونه رییس جمهور با صدای خود ولی با زبان دیگران ملالی (خوانش پشتو: ملاله) را قهرمان خطاب کرد

وزیر معارف حتا نمی داند که عاملین قتل انیسه کی ها استند. او بزدلانه از شناسایی جنایتکاران چشم پوشی میکند و این نخستین بار نیست. فاروق وردک به این باور است که مکتب سوزی و قتل و کشتار کار طالبان نیست و تمام دار ودسته اش به این باور مهر تایید می زنند. وی بار ها به این نکته تاکید کرده است
فرق فاحشی میان انیسه و ملالی وجود دارد. حمله کنندگان و حمایت گران ملالی با شفافیت به حادثه برخورد کردند. حمله کنندگان ملالی خود را معرفی کردند. او را نه در راه خدمات خیریه انسانی بلکه به اتهام تبلیغ سِکولاریزم؛ آماج رگبار قرار دادند. حمایت کنندگان ملالی از ارتش تا اجتماع پاکستان همه یک صدا به دستیاری و پشتیبانی او شتافتند، سرمایه گزاران سیاسی که در حمایت او بودند برایش کمپاین جهانی راه انداختند... و ملالی هم شد قهرمان!؟
و اما انیسه؟ قاتلان انیسه، امروز نه که هر روز می کشند، آتش میزنند و ویران می کنند و بنا به دستور باداران شان مسوولیت و عدم مسوولیت جنایات شانرا اعلان میکنند. اگر ببیند حادثه حساسیت اجتماعی را بر می انگیزد، رد میکنند واگرنه قبول. سردمداران مُلک انیسه به خاطر منافع خودشان با اشکال مختلف با این جنایتکاران "دهن جوال می گیرند"، رییس جمهور بار ها گفته است: « برادرانم سخنگوی واقعی ندارند که اخبار شان به راستی منتشر شود و اخبار این همه جنایات از آدرس آنها پروپاگندا است.» فرق دیگر انیسه و ملالی در سرمایه گزاران قهرمان سازی و غول سیاست جهانی میباشد که سر دستهء این همه جنایات است. ملت که معلوم است، مثل من یک صدا و دیگر هیچ
حالا کی به داد انیسه میرسد؟ انیسه دانش آموز مکتب و رضاکار کمپاین واکسِن اطفال، در راه خدمت انسانی و صحت کودکان از رنجبارترین بیماری (پولیو) جان شیرین خود را نثار کرده است. انگار انیسه به همدردی نیاز ندارد، وزارت معارف پیش از اینکه به فروزانی او ارج بگذارد، امر تحقیق صادر کرده است (مگر وظیفهء معارف همین است؟) و وزارت صحت افغانستان گویا هنوز خبر(بی بی سی) را نخوانده است و هیچ واکنشی از آن وزارت مافیایی وجود ندارد. توجه باید کرد که واکنش نهادهای حکومتی بعد از این همه سر وصدای رسانه های اجتماعی اصلاً اعتبار و جایگاه اخلاقی ندارد
انیسه برجسته ترین نمادِ هویتِ دختر افغانستانی است، خوشبختانه قصهء او به هیچ ماجرای حقوق بشری افغانستان پیوند ندارد، که چند دفتر مزد بگیر از برکتِ سر او جیب هایشان را پُر کنند. پدرود انیسه در مسیر مکتب انسانی آموزش و صحت، راه او را از همه رویداد ها جدا میسازد و راه الگو به همه دختران عدالت دوست و خیرخواه افغانستان ترسیم میکند. بی هیچ تردیدی انیسه به همدردی نهاد های که برای دردآفرینی مردم آفریده شده اند نیاز ندارد
 انیسه برای من قهرمان "مادر زاد" است. او به همدردی نه ... حتا به انتقام نیاز ندارد. قاتل او را سال ها پیش مادرش با "داسکاله" گردن زده بود. انیسه قهرمان زادیست که مادرش پیش از آمدن و هیاهوی دروغین چهل کشور دنیا؛ با سیاهی و ستم و جهالت و جنایت مبارزه میکرد. انیسه قهرمان زادیست که در راه مادرش جان داده است، دیروز مادرش بعد از مبارزه انسانی بر ضد جهالت بر سر کشترارش شهید شد و راه روشن برای فردای دخترانش آفرید، امروز دخترش انیسه نیز در راه خدمت بشردوستانه، در راه روشنی و سلامتی انسان جان بخشید تا چراغ راه مادرش برای نسل های آینده درخشان بماند
انیسه قهرمان آموزش و صحت کودکان افغانستان است. بی هیچ تردیدی او یک قهرمان راستین است. قهرمانی که نامش در برگه های تحسین (اما ریایی و تهی از درد) حکومت ها و سازمانهای جهانی نمی گنجد
کوکچه پرس 

داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغنی بر روی صفحه چوب سپیدار نقاشی شده‌است.
این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با این‌که بیش از ۵۰۰ سال از زمان خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است. مونالیزا هم اکنون در تملک دولت 
فرانسه می باشد و درموزیم لووردرپاریس نگهداری می‌شود.
تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید. گفته شده‌است که داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سال‌های ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد، اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد
 
از تاریخ این چنین بر می‌آید که فردی بنام فرانسیسکو بارتولومئواز اشراف شهر فلورانس از لئوناردو داوینچی خواسته است که پرتره همسر سوم خود یعنی لیزا آنتونیو ماریا را برای او نقاشی کند. داوینچی نزدیک به چهار سال روی این اثر هنر کار کرد و پس از اتمام نقاشی در سال ۱۵۰۷ این تابلوی زیبا را به فرانسیسکو نفروخت،فلورانس را ترک کرد و آنرا نزد خود نگاه داشت.

ما و مرگ آن دخترک ده‌ ساله

خشم پدر و نرسیدن بموقع پولیس؛ سبب مرگ دختر10 ساله شد

همه‌چیز این دنیا در برابر چنین فاجعه‌ای لوکس به نظر می‌رسد. حتی روان‌شناسی، حتی علوم قضائی، حتی ادبیات، حتی تدارک صبحانه فردا، حتی سردرد بعد از شنیدن این خبر، حتی همین لحظه‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ کاری از ما برنمی‌آید
از یک جایی که «شهرنشین» شدیم همه ما را عقب زدند و گفتند خودمان همه کار‌ها را انجام می‌دهیم، ساز و کارش با ما. شما فقط شهروندهای خوبی باشید. گفتند ما مسئولیم و شما مسئول نیستید؛ ولی دروغ گفتند. فقط می‌خواستند ما را در گرهگاه‌هایی این‌چنین فلج کنند. آنقدر که در این لحظه، هیچ فکری به ذهن هیچکدام از ما خطور نکند. همه راه‌ها را پیچیده و از دسترس خارج کردند تا نتوانیم به هم کمک کنیم. چطور الان می‌شود رفت پیش آن زن - مادر؟ چطور می‌شود به آن مرد که دارد جان می‌دهد، کمک کرد؟
باور کردنی نیست که این همه «بی‌اختیار» شدیم. این «جبر» سنگین و کشنده باور‌کردنی نیست. چرا در آن لحظه هیچکس به ذهنش نرسید که کاری کند؟ چرا همه پشت سر پلیس ایستادند تا هر وقت او تشخیص داد در را بشکنند و وارد شوند؟ به ذهن یکی در آن جمع رسید که به یک خبرنگار زنگ بزند و بگوید کاری بکن. خبرش را بنویس یا با کسی، جایی تماس بگیر
هنوز اتفاق رخ نداده بود، اما او که از همه عمل‌گرا‌تر بود نتوانست پلیس را کنار بزند و خودش در را بشکند و جلوی مرد را بگیرد و بچه را نجات بدهد. همه ایستاده بودند و بچه فریاد می‌زد. مادرش کنار پلیس ایستاده بود و التماس می‌کرد که در را بشکنند و دختر را نجات بدهند، ولی پلیس همانطور ایستاده بود. آنقدر ایستادند تا صدای نعره پدر خاموش شد. آنقدر که دیگر دختر جیغ نکشید... چطور ممکن است حدود دو ساعت در این وضعیت بودن یک جماعت، بدون هیچ عملی؟
دختر ده ساله یک خانواده پناهجوی ایرانی در ترکیه در شهر «کایسری»، روز دهم مرداد ۱۳۹۱ کشته شد. پدرش او را کشت؛ دختر ده ساله خود را. یک پناهجوی۴۲ ساله ایرانی به نام فیروز. پ که پس از به قتل رساندن دخترش اقدام به خود‌کشی می‌کند
فرناز با چاقو کشته شد. پدرش سینه‌اش را سوراخ کرد. قبل از حادثه مادر از خانه فرار کرده و رفته بود پیش پلیس. پلیس پس از تاخیر زیاد می‌رسد به خانه. مرد در را از داخل قفل کرده بوده. دختر در خانه فریاد می‌زده. بیش از یک ساعت پشت در می‌ایستند و زن التماس می‌کند به پلیس: «در را بشکنید! ... بچه رانجات بدهید»
پلیس تشخیص می‌دهد که نباید این کار را کرد. چون پلیس اینطور تشخیص می‌دهد، جماعتی که پشت در بودند در را نمی‌شکنند. زمان می‌گذرد و دختر تمام مدت کمک می‌خواهد. فقط جیغ می‌زند. مادر تمام لحظه‌ها صدا را می‌شنود . بعد پلیس در را می‌شکند. مرد با چاقو دختر را کشته و بعد با چاقو خود‌زنی کرده است. بعد بدن پاره پاره خودش را کشانده پای طناب دار و خودش را حلق‌آویز کرده. درآخرین لحظه، پلیس رسیده و مرد را پایین کشیده. درست لحظه‌ای که شاید از دیدگاه مرد نباید می‌رسید
اینجا مرز تشخیص کجاست؟ مرز اینکه چه وقت باید وارد عمل شد؟الان مرد در بیمارستان است. زن جنون گرفته و بستری شده. بچه سینه‌اش با چاقو دریده شده و مرده. همه این اتفاق‌ها برای سه انسان افتاده. درست وقتی که همه پشت در ایستاده بودند و هیچکس «اختیار» انجام عملی را در خودش نمی‌دید. مرز اختیار و تشخیص ما کجاست؟

به ما گفتند عقب بکشید. گفتند ما متخصص داریم. ما بهتر می‌توانیم انجام بدهیم؛ اما دروغ گفتند. همه چیز را پیچیده کردند. آنقدر پیچیده که غریزی‌ترین حس یک زن برای نجات فرزندش تا حد «اطاعت» سرکوب شده است. مگر چنین چیزی ممکن است؟

آیا شهروند مطیع بودن یک ارزش محسوب می‌شود؟ اصولا قانون‌پذیر بودن ارزش است؟ در چنین شرایطی قانونی بودن یک حرکت را چه کسی تعیین می‌کند؟ اطاعت در این وضعیت به چه معناست؟ اینکه در هنگام احساس خطر برای انسان دیگری منتظر بشویم تا دستوری بیاید و اطاعت کنیم؟ پذیرش جبر و اطاعت‌پذیری تا چه اندازه؟

آیا این اطاعت‌پذیری است؟ آیا این ترس‌زدگی است؟ ترس از چه چیز؟ از هیبت شهر؟ از هیبت سیاست؟ آیا ما دست‌هایمان را فراموش کردیم؟ آیا دست‌های ما را بریده‌اند؟ چه وقت؟ با چه فریبی؟ در جست‌وجوی چه بودند؟ کنترل ما؟ شهروند ترس‌زده! شهروند خالی ازهویت! شهروند خالی از اختیار
آن‌ها دروغ گفتند! آن‌ها با صراحت دروغ گفتند! این یک آژیر خطر برای شهروند متمدن امروز است
در این لحظه فرناز مرده. از وقوع این حادثه کمتر بیش از دو روز می‌گذرد. آیا گذشت زمان از عمق فاجعه می‌کاهد؟ آیا زمان پدیده لوکسی در برابر این فاجعه نیست؟ آیا مکان پدیده لوکسی نیست؟
همه چیز در برابر این فاجعه لوکس است. همه چیز، حتی دیکتاتوری، حتی دموکراسی، حتی روابط ایران و ترکیه، حتی سازمان ملل متحد که برای حمایت از انسان‌ها‌ی بی‌پناه برای حفظ جان انسان‌های سرخورد ه از وطن خود، برای امنیت انسان‌های در خطر تاسیس شده است. از کجا این‌طور به زنجیر کشیده شدیم؟ چطور به آن‌ها اعتماد کردیم؟ همه چیز این دنیا در برابر این پدیده لوکس است. حتی صبحانه فردا، حتی سردرد بعد از خواندن این خبر، حتی نوشتن همین گزارش
در همین زمینه
خشم پدر و نرسیدن پلیس؛ مرگ دختر۱۰ ساله


باهمکاران نو،سازمان همکاری شانگهای به یک نیرویی برای امنیت، انکشاف و ثبات تبدیل میشود

 
گرفته شده از تارنمای ستاپ ناتو
بر گردان: دکتور جهش 
چینا دیلی
8جون 2012
سازمان شانگهای دژَ ِامنیت و ثبات خواهد شد
 
اشتراک افغانستان و ترکیه ساحه جغرافیائی تحت پوشش سازمان همکاری شانگهای راوسیع ساخته ونفوذ جهانی اش رابیشتر میسازد.....
رهبران وذوات رسمی از چهار کشور ناظردرسازمان همکاری شانگهای ، منگولیا ،ایران،پاکستان و هند وهمچنان ریس جمهور ترکمنستان قربانگلی بردی محمدوف وریس جمهور افغانستان حامدکرزی بیاناتی در میتنگ ایراد نمودند.
سازمان همکاری شانگهای بروز پنجشنبه موقف ناظر را هنگامیکه پرزدنت هوجنتاو اظهارداشت که بلاک قصد دارد تا به دژامنیت وثبات و نیروی محرکه انکشاف اقتصادی منطقوی تبدیل شود،به افغانستان اعطا نمود.
به گفته تحلیلگران - جلسه فعلی سازمان در پیکنگ که شاهد امضای موافقتنامه هایی در بخش امنیت، سیاست و اقتصاد بین اعضای آن میباشد با سمت دهی و دید روشن خود، در تاریخ بلاک خیلی ها با ارزش است.
با اعطای موقف ناظر به افغانستان سازمان همکاری شانگهای گروپ ممالک مانند چین،قزاقستان،قرغزستان،روسیه،تاجکستان و ازبکستان روابط خود رابا مملکت جنگ زده قبل ازخروج نیروهای بیشتر خارجی الی اخیر سال دوهزار و چهارده  تحکیم بخشیدند.
سازمان همچنان گفت که ترکیه یک عضو ناتو منحیث همکار در دیالوگ ، با سریلانکا وبیله روس خواهد پیوست.
 معاون وزیر خارجه چنگ گوپنگ بعد از جلسه گفت که موقف ناظر"همکاری سیاسی،اقتصادی ومدنی رابین سازمان همکاری شانگهای و افغانستان" تقویه خواهد کرد.
به گفته تحلیلگران ثبات در آسیای مرکزی مخصوصا با در نظرداشت آشوب درشرق میانه وخروج عساکر از افغانستان موضوع فشاردهنده برای بلاک منطقوی میباشد.
چن یورونگ یک پژوهشگر روابط منطقوی درانستیتوت مطالعات بین المللی گفت که طوریکه اوضاع امنیتی در آسیای مرکزی تغییر نموده است سازمان همکاری شانگهای باید پالیسی های امنیتی خودرا اصلاح وتغییر دهد. چن گفت اشتراک افغانستان و ترکیه ساحه جغرافیائی تحت پوشش سازمان همکاری شانگهای راوسیع ساخته ونفوذ جهانی اش رابیشتر میسازد.....
اما بعضی تحلیلگران  نظرمیدهند که سازمان همکاری شانگهای در موردتعداد بیشتر اشتراک کننده گان باید احتیاط نماید. چونکه تمایزات بارزاقتصادی و تاریخی بین ممالک توانائی بلاک را صدمه خواهد زد.
همچنان روز پنجشنبه سازمان همکاری شانگهای با اتخاذ پلان ضد تروریزم برای سالهای دوهزاروسیزده و دوهزاروپانزده و ایجاد مکانیزم واکنش سریع تجدید تعهد نمود.
این مکانیزم به اعضای سازمان همکاری شانگهای اجازه میدهد تا در مواقع عاجل داخلی از دیگر اعضای سازمان طلب کمک نمایند.
یک مرجع دیپلوماتیک گفت که این " توانائی سازمان راخیلی ها بلند میبرد تا وقایع عاجل را وقایه وبر طرف نماید".
هو به جلسه گفت که"ما باید یک سیستم همکاری امنیتی را استقرارو تکامل ببخشیم ". او همچنان گفت که اعضا باید با تروریزم،جدائی طلبی ،بنیادگرائی و همچنان با انتقال مواد مخدر و دیگر جرایم سازمانیافته سرحدی مبارزه نمایند.
تحلیلگران گفتند که جلسه پیکن اساس نیرودهنده انکشاف بلاک است که در سال دوهزار ویک تاسیس گردیده است.
ممالک اعضا طی اعلامیه مشترکی طرح پلان استراتیژیک میان زمانی انکشاف سازمان راپیش کشیده تعهد کردند تا منطقه رابه ساحه امن ، صلح دوامداروشگوفانی مشترک تبدیل نمایند.
معاون وزیر خارجه چنگ گفت " این مبالغه نخواهد بوداگر بگویم که اتخاذ پلان ستراتیژیک تاثیر به سزایی در انکشاف سازمان همکاری شانگهای خواهد داشت"
زینگ گووانگچنگ آمر مرکز تحقیقات سازمان همکاری شانگهای گفت که اعلامیه وپلان استراتیژیک نه تنها نمایانگر فضای باز سازمان است بلکه تداوم و توانائی انکشاف آینده سازمان را برجسته میسازد.
هو ابراز نمود که جلسه جهت انکشاف بعدی سازمان خیلی مهم و تعیین کننده است مخصوصا اکنون که اوضاع بین المللی و منطقوی بیشتر مغلق ومتغییرمیباشد.
او گفت تنها بعد از آنکه اعضای سازمان شانگهای همکاری خودرابهبود بخشیده متحداعمل نمایند میتوانند بطور موثر چالش ها را رفع ،صلح منطقه را محافظه وبه تکامل نایل گردند.
هو همچنان ابراز داشت که چین جهت تقویه همکاری اقتصادی در بین بلاک یک قرضه ده بلیون دالری میدهد. از این قرضه جهت کمک در انکشاف ممالک اعضای بلاک نیز استفاده میگردد.او همچنان افزود که چین کمک خواهد کرد تا یک هزار و پنجصد متخصص را از ممالک عضو در سه سال آینده تربیه نماید. برعلاوه سی هزارسکالرشپ دولتی تهیه نموده واز ده هزارمعلمین انستیتوت کنفیسیوس ومتعلمین دعوت مینماید تا در طول ده سال آینده به چین آمده به مطالعه و پژوهش بپردازند.
ریس جمهور همچنان خواهان ایجاد یک بانک انکشاف ،مکانیزم مصئونیت غذا واشتهار تجارت و سرمایه گذاری گردید.
جلسه آینده سازمان همکاری شانگهای در سال دوهزار سیزده درقرغزستان دایر خواهد شد.
یاداشت مترجم: اینکه، سازمان همکاری شانگهای باهمکاران نو واقعا به یک نیرویی برای امنیت، انکشاف و ثبات تبدیل میشود یا خیر؟، فقط زمان میتواند ثابت نماید. زیرا  در جریان چند سالی که از ایجاد وفعالیت این سازمان می گذرد، نوسانات زیادی، در مقاطع زمانی در موضعگیری های هریک ازاعضای آن مشهود بوده است.

ویتنی هیوستون، خواننده و بازیگر مشهور درگذشت

B.B.C

با انتشار خبر درگذشت ویتنی هیوستون، در روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، چهره‌های شناخته‌شده و هنرمندان عرصه موسیقی، به این خواننده و بازیگر ۴۸ ساله آمریکایی ادای احترام کرده‌اند 

ویتنی هیوستون در زمان مرگ در اتاقش در هتلی در بورلی هیلز به سر می‌برد. علت مرگ او در حال بررسی است

برخی منابع خبری در لوس‌آنجلس گزارش داده‌اند که جسد خانم هیوستون در وان حمام اتاق هتل پیدا شده است

پلیس بعد از تایید خبر مرگ ویتنی هیوستون در اولین ساعات بامداد روز یکشنبه جسد او را از هتل خارج کرد

گزارش شده است که ساعاتی پیش از انتشار خبر مرگ خانم هیوستون، او در حال ترک یک رستوران در لس‌آنجلس دیده شده است

ویتنی هیوستون قرار بود در مراسم اهدای جوایز گرمی در عصر روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، شرکت کند و گفته می‌شود که در زمان مرگ، در حال آماده شدن برای شرکت در مهمانی ویژه پیش از مراسم اصلی اهدای جوایز گرمی بود

این مهمانی در هتل بورلی‌هیلتون، هتل محل اقامت او، برگزار می‌شد

مارک روزن، سخنگوی پلیس بورلی‌هیلز به بی‌بی‌سی گفته است که وقتی پلیس پس از تماس تلفنی مسئولان هتل، در ساعت ۱۵ و ۴۳ دقیقه به وقت محلی، خود را به محل رساند، هتل و اطراف آن مملو از خبرنگاران و چهره‌های شناخته‌شده و معروف بود

بر اساس گزارش‌ها، امدادگرانی که در هتل حضور داشتند، قبل از رسیدن نیروی پلیس، سعی کرده‌اند کمک‌های لازم را ارائه و ویتنی هیوستون را احیا کنند، ولی اقداماتشان نتیجه‌ای نداشت و ساعت ۱۵ و ۵۵ دقیقه به وقت محلی، مرگ او رسما اعلام شد

بری گوردی، بنیانگذار موسسه موتاون، گفته است که هیوستون هنرمندی متحیرکننده بود که دانش و فهم قابل توجهی از هنر موسیقی داشت

ویتنی هیوستون در هتل بورلی هیلتون درگذشت

آریثا فرنکلین، از ترانه سرایان شناخته‌شده و مادرخوانده ویتنی هیوستون، گفته است که خبر مرگ ویتنی برایش تکان‌دهنده بوده و حتی نمی‌تواند در این باره صحبت کند. او گفت که باور نمی‌کند خبرهایی که می‌شنود واقعیت داشته باشد

رئیس شرکت برگزارکننده مراسم گرمی هم گفته است که برگزارکنندگان گرمی در حال برنامه‌ریزی برای ادای احترام به ویتنی هیوستون در مراسم اهدای جوایز در بعد از ظهر روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، هستند

چندین ترانه ویتنی هیوستون در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی به پرفروش‌ترین ترانه‌های روز تبدیل شدند. او برنده ۶ جایزه گرمی است

ویتنی هیوستون در چند فیلم از جمله "بادی گارد" و "در انتظار بازدم" هم ایفای نقش کرده است

او زندگی زناشویی پر تنشی با بابی براوون، خواننده آمریکایی داشت و در نهایت در سال ۲۰۰۷ میلادی از او جدا شد

ویتنی هیوستون همچنین تا مدت‌ها به دلیل مصرف مواد مخدر و الکل با مشکلاتی دست به گریبان بود و در سال‌های اخیر چند کنسرت خود را لغو کرده بود

انتشار پرونده استیو جابز در پلیس فدرال آمریکا

 

پلیس فدرال آمریکا در سال ۱۹۹۱ تحقیقات مفصلی را درباره رییس پیشین شرکت اپل، استیو جابز، انجام داده بود. اطلاعات بدست آمده در این تحقیقات، روز پنجشنبه درمطبوعات آمریکا منتشر شد و نکته های جدیدی درباره شخصیت او آشکار ساخت

در این تحقیق از آشنایان و نزدیکان آقای جابز درخواست شده درباره شخصیت او نظر دهند

جزییات این اسناد نشان می دهد آنها نوآوری های آقای جابز را تحسین می کردند اما در مورد اخلاق و صداقت او شک داشتند.

این تحقیقات برای تهیه سوء پیشینه آقای جابز انجام گرفته بود

در سال ۱۹۹۱ و در زمان جورج بوش پدر، دولت آمریکا قصد داشت آقای جابز را به عنوان کارشناس، به صورت افتخاری در کمیته صادرات این کشور استخدام کند

یکی از سوالهای پلیس، از آشنایان آقای جابز درباره استفاده او از مواد مخدر بود

در جواب یکی از افراد اذعان داشت آقای جابز در دوران نوجوانی و در دانشگاه از موادی مانند ماری جوانا و ال اس دی استفاده می کرده، اما تا قبل از سال ۱۹۹۱ آنها را ترک کرده است

از دیگر اطلاعات موجود در پرونده آقای جابز، تغییر مذهب به دین بودایی، و تهدید وی به مرگ توسط یک بمب است

روز پنجشنبه روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا اعلام کرد که این پرونده را با به کارگیری قانون "آزادی اطلاعات" توانسته بدست آورد

این قانون به خبرنگاران اجازه می دهد از دولت بخواهند اسنادی را که در اختیار دارد منتشر کند

شخصیت بحث برانگیز

در گزارش سوء پیشینه آمده "چند نفر صداقت آقای جابز را زیر سوال برده اند و گفته اند او حاضر به تحریف واقعیت ها برای رسیدن به اهداف خود است"

عده دیگری هم کار کردن با او را بسیار دشوار توصیف کرده اند

علی رغم برخی توصیفات منفی، آقای جابز در نهایت برای این کار انتخاب شد

آقای جابز سال گذشته میلادی پس از مدتها دست و پنجه نرم کردن با سرطان فوت کرد

زندگی نامه او پس از فوتش منتشر شد

نام تمامی افرادی که در این گزارش با آنها مصاحبه شده، قبل از انتشار، توسط پلیس فدرال حذف شده و تنها نام خود آقای جابز مشخص است

ریس پیشین شرکت اپل، قبلا شخصا به استفاده از موارد مخدر در دهه ۷۰ میلادی اعتراف کرده بود

یکی از آشنایان وی به پلیس گفت او "یک مهندس به معنی واقعی نیست"، بلکه "یک قدرت خلاق در جامعه فن آوری" است

گواهی فوت اسیتو جابز نشان می دهد که او از ایست تنفسی که به گسترش سلول های سرطانی در بدنش مربوط می شد درگذشته است 

آقای جایز از بنیانگذاران شرکت اپل روز پنجم اکتبر در سن ۵۶ سالگی در خانه اش در پالو آلتو در کالیفرنیا درگذشت

شهر کهنه کابل به عنوان یک مرکز فرهنگی احیا می شود

 

معماری شهر کهنه کابل ظرافت های خاص خود را دارد

شهر کهنه کابل که به عنوان یادگاری از ساکنان اصلی کابل امروزی شناخته می شود، در اثر جنگ های سه دهه اخیر به شدت آسیب دیده اما شهرداری کابل می گوید این شهر را به مرکز مهم تاریخی و فرهنگی تبدیل می کند

هرچند قسمت هایی از شهر کهنه کابل توسط بخش فرهنگی موسسه "آغا خان" بازسازی شده، ولی شهرداری کابل می گوید برنامه ای را برای احیای مناطق باستانی و تاریخی این شهر روی دست دارد

خوژمن علومی، معین خدمات شهری شهرداری کابل می گوید در ده سال گذشته هیچ کاری برای بازسازی شهر کهنه کابل صورت نگرفته؛ اما هیاتی از وزارت های شهرسازی، اطلاعات و فرهنگ و شهرداری کابل برای احیای دوباره این شهر تشکیل شده است: "ما شهر کهنه کابل را به یک مرکز شهر تبدیل می کنیم که در آن بهترین رستورانت ها باشد؛ بهترین تعمیرها و مراکز فرهنگی باشد. در پهلوی آن تمام جاهای تاریخی و مذهبی را دوباره احیا می کنیم و دوباره می سازیم"

 اکنون برخی قسمت های شهر کهنه کابل شکل خرابه را به خود گرفته است.   شهر کهنه کابل با استفاده از هنر معماری قدیم ساخته شده و خانه های آن از گل، سنگ و چوب اعمار شده اند. دروازه ها و کلکین های این شهر با ظرافت خاصی ساخته شده اند که از این سبک نجاری حالا در شهر کابل خبری نیست

آقای علومی می گوید خانه های گلینی که قدامت تاریخی و باستانی دارند تنها ترمیم می شوند. او می گوید برخی از ساحات فرهنگی و تاریخی این شهر مانند سینمای بهزاد که به گدام مواد خوراکه تبدیل شده قرار است یک بار دیگر به یک مرکز فرهنگی مبدل گردد

در حال حاضر برخی از قسمت های شهر کهنه شکل خرابه را به خود گرفته و ساکنان آن می گویند باید به آنها اجازه بازسازی خانه های شان داده شود. با آنکه شهرداری کابل بر حفظ اسالت فرهنگی شهر کهنه تاکید می کند اما ساختمان هایی در شهر قدیم با سمنت و آهن ساخته شده اند که ساختن چنین ساختمانهایی در مناطق تاریخی جواز ندارد

 رسم و رواج هایی که فراموش شده اند

ساکنان شهر کهنه کابل به عیاری و جوانمردی مشهورند. کهنسالان این شهر هنوز هم از فداکاری های باشندگان قدیم این شهر یاد می کنند

این خانه های گلی که قدامت زیادی دارند، به شکل اولی آن ترمیم می شوند. نبی عطایی یکی از باشندگان شهر قدیم می گوید یکی از جوانمردی های کاکه های شهر کهنه کمک به فقرا و بی نوایان بود: "آنها رویه خوبی داشتند؛ شب ها می رفتند از مردم احوال می گرفتند و کسانی که نداشتند برای شان برنج، روغن و آرد می بردند، بدون آنکه صاحب خانه بفهمد. این از جوانمردی کاکه های کابل بود"
به گفته عطایی حالا جای عیاران کابل را کسانی گرفته که به جای کمک به مردم، به سرقت و دزدی خانه ها می پردازند

نوازندگان "شور بازار" در شهر کهنه کابل می گویند که هنوز هم آلات قدیمی موسیقی را حفظ کرده و کسانی که ارزش موسیقی اصیل افغانی را می دانند در مراسم خوشی شان از آنها دعوت می کنند

کاغذپران، بازی سرگرمی ای که در شهر کهنه کابل مرسوم بود هنوزهم در این شهر وجود دارد. زلگی که در شوربازار شهر کهنه دوکان کاغذپران فروشی دارد، می گوید در گذشته تمامی کاغذپران ها در این بازار ساخته می شد؛ اما حالا از پاکستان نیز وارد می شود: "سابق همه کاغذپران ها در شهر قدیم کابل جور می شد اما حالا از مناطق دیگر کابل و پاکستان نیز در این جا کاغذپران می آورند"
برخی از ساختمان هایی که چندین دهه قدامت دارند هنوز در شهر کهنه کابل قدنمایی می کنند؛ اما آثار جنگ در آنها دیده می شود و به گفته ساکنان شور بازار چوب هایی که در این ساختمان ها به کار رفته پوسیده اند و خود به خود خاک می شوند

در حالت مهاجرت هم استعداد های افغان می درخشد

بتاریخ ۳۱ ماه اکتوبر جشنواره هنری ( فیستوال ) در پوهنتون اقتصاد و حقوق شهر ماسکو بر گزار گردید  در این مسابقات به تعداد ۵۰ تن جوانان با استعداد  از شهر های

مختلف روسیه اشتراک ورزیده بودند 

جوانان با استعداد کشور ما هریک رزما صدیقی محصل پوهنتون اقتصاد وحقوق  ،اجمل فراهی و اقبال محصلین انسیتوت دوستی خلقها با اجرای  اتن ملی توانستند تا مقام اول را در فیستوال بدست آرند و  کپ افتخاری  این فیستیوال به رزما صدیقی  اهدا گردید 

  خبرنگار نشریه نادیه انجمن گزارش میدهد که رزما صدیقی در سال گذشته نیز در

کنفرانس علمی بین المللی در مورد افغانستان که در شهر بیلا روسیه تدویر  یافته بود

باګرفتن یک مدال و تقدیر نامه مورد تقدیر قرار  ګرفتند . به امید موفقیت های بعدی شان می باشیم 

     مریم ګزارشګر نادیه انجمن 

دختر شایسته سال تاکید نموده در آینده می خواهد با سازمان های غیردولتی بویژه کودکان همکاری کند

 

 

دختر شایسته سال 2011 ایویان سارکوس از ونزوئلا

دوشنبه 11 ذو الحجة 1432هـ - 07 نوامبر 2011م  GMT - KSA

ایویان سارکوس دختر شایسته ونزوئلا به عنوان زیباترین دختر سال 2011 معرفی شد

 ایویان در رقابت نهایی که شب گذشته در لندن برگزارشد با 7 دختر شایسته دیگر رقابت کرد و سرانجام به عنوان دختر شایسته سال شناخته شد.

 در این مسابقه 122 دختر شایسته به رقابت پرداختند و این دختر زیبا که کارمند یک شبکه تلویزیونی است مقام برتر را کسب کرد.

 پس از او جویندولین روایس از فیلیپین و لاماندا پرس از پورتوریکا در رده های دوم و سوم قرار گرفتند.

 بر اساس گزارش روزنامه " الیوم السابع " چاپ مصر برنامه انتخاب دختر شایسته سال در 150 کشور به شکل زنده پخش شد و یک میلیارد بیننده برنامه را مشاهده کردند.

سایت دختر شایسته به نقل از خانم سارکوس اعلام کرد دختر شایسته سال تاکید کرده است در آینده می خواهد با سازمان های غیردولتی ویژه کودکان همکاری کند.

سایت آوای زنان 

یک فقیر تهیدست هندی برندۀ بیش از یک میلیون دالر امریکایی شد

یک مأمور تهیدست و فقیر حکومتی از شرق هند، نخستین برندۀ جایزۀ هنگفت پنجاه میلیون روپیه در یک برنامۀ تلویزیونی در ممبئی گردید

سوشیل کمار بیست و شش ساله در برنامۀ مشهور تلویزیونی به نام "Kaun Banega Krorpatti” یا کی میخواهد میلیونر شود، اشتراک ورزیده و توانست با پاسخ دادن به همه سؤالات مطرح شده پاسخ دقیق ارائه نماید. جایزه یی که وی نصیب گردیده، به بیش از یک میلیون دالر میرسد

امیتابهـ بچن ستارۀ معروف سینمای هند که گردانندگی برنامه را به عهده داشت، با نخستین برندۀ جایزۀ پنجاه میلیون روپیه در پیشگاه خبرنگاران ظاهر شده و چنین گفت

«وی در خانه یک پایه تلویزیون هم نداشت و برنامۀ "کی میخواهد میلیونر شود" را در تلویزیون همسایۀ شان تماشا میکرد. از آنجا، دانایی و تعلیم وی شعله ور گردیده و امروز بزرگترین انعام این بازی را که پنجاه میلیون روپیه میگردد، از آن خود نمود»

این برنامه قبلاً ثبت گردیده و قرار است هفتۀ آینده در تلویزیون به نمایش گذاشته شود

روز اول اکتبر روز بین المللی سالخورده گان

در چنین روزی بلافاصله چند رویداد  بین المللی  به وقوع پیوسته است.  اول اکتبر  روز بین المللی  سالخوردگان برگزار می شود.  این روز از سال 1991 میلادی برگزار می شود.  در 45-مین  جلسه  مجمع عمومی سازمان ملل متحد،  این جشن به عنوان « روز بین المللی  سالخوردگان» به تصویب رسید.  در این روز، کنفرانس ها و کنگره هایی برگزار می شوند که توسط  انجمن های اجتماعی در  دفاع از حقوق و نقش سالخوردگان در جامعه مربوط می شود.  همچنین  اقدامات خیریه گوناگونی در چنین روزی  سازماندهی می شوند

 در چنین روزی، روز « لبخند» برگزار می شود. وجود این جشن را ما مدیون  هاروی بل هستیم.  در سال 1963 میلادی  نماینده  یکی از کمپانی های  بیمه به این نقاش مراجعه کرد تا او  فکر یک  سمبل  بیادماندنی برای شرکت آنها را بکند.  به عبارت دیگر چیزی که کارت ویزیت شرکت بیمه آنها باشد.  نقاش بلافاصله  طرح خود به نام « اسمایلیک» (لبخند) را به سفارش دهنده پیشنهاد کرد.  او فقط 50 دلار در ازای این طرح دریافت کرد. شرکت بیمه مدال هایی با این لبخند درست کرد و از تمام کارمندان خود خواست که آنها را روی لباسشان سنجاق کنند.  موفقیت این طرح آنقدر زیاد بود که پس از چند ماه  این صورت خندان زرد رنگ  روی کارتهای ویزیت و مدال های کمپانی، قوطی سیگار و کلاً همه جا ظاهر شد

اول اکتبر سال 908 میلادی  هنری فورد، مدل جدید  اتومبیل خود «  فورد لیزی» و یا « مدل «ت» را معرفی کرد.  این اتومبیل به خاطر قیمت ارزانش  ( 850 دلار)، مقاومت و  باصرفه بودن، محبوب ترین اتومبیل  ربع اول قرن بیستم شد.  اولین اتومبیل در کارخانه فورد در دترویت  سه روز قبل از آن  مونتاژ شده بود.  تا سال 1927  میلادی 15 میلیون  اتومبیل این مارک وارد بازار شد

دیگر اینکه در چنین روزی  در سال 1931 میلادی  در اتحاد شوروی  پخش منظم برنامه های تلویزیونی شروع شد. در کارخانه تراکتورسازی خارکوف  به نام  سرگو اورجانیکیدزه  اولین تراکتور  ساخته شد