رویـــدادهـــای مهم هفــــته

چرا احمد ظاهر نمی میرد؟


بیست و چهارم جوزا را می توان تولد دوباره ی زنده گیِ هنری و بی مرگِ احمد ظاهر خواند. اما راستی، چرا احمد ظاهر نمی میرد؟

مانند هر انسان دیگر، من نیز منحیث شنونده و علاقه مند آواز و هنر احمد ظاهر، اجازه دارم برداشتم را از هنرش بیان کنم و هیچ پافشاری هم به درست بودنش ندارم.

آنچه احمد ظاهر را از دیگران متمایز می سازد، نه فقط آواز گیرایش است بل علتهای مختلف دیگر نیز دارد:

یکی از این علتها انتخاب روش یا سبک آواز خوانی است که هر هنرمند بایستی برای خودش تشخیص بدهد. به این معنی که در کدام سبک می تواند بیشتر و بهتر احساسش را در قالب آهنگ ارائه دهد و آوازش برای کدام سبک مناسب ترین است زیرا حتمی نیست که هر هنرمند خوب بتواند هر سبک را بخواند. خیلی اندک اند اینگونه هنرمندان. زنده یاد زلاند یکی از همین هنرمندان بود.  احمد ظاهر به نیکی در یافته بود که نمی تواند در سبک "غزل خوانی" به طور شاید و باید احساسش را بیرون دهد آنچنان که زنده یاد زلاند یا محترم احمد ولی یا تعداد دیگری از هنرمندان، در این سبک توانایی دارند زیرا هر سبک آواز خوانی ریاضت یا تمرینهای ویژه برای تربیت آواز دارد. روح پر شور و جوان احمد ظاهر، در جستجوی فضای تازه یی بود. او هر گز نخواست خواننده ی محافل اقشار مخصوص باشد و نظر آنها را جلب کند و چیزی بخواند که آنها می خواهند و برایش دیکته می کنند. دریایی نا آرامی در رگانش موج می زد و بی خیال از تحسین و تحقیر دیگران داخل کارزار موسیقی شد، دلش را خواند و فقط دلش را خواند.

جالب این که تعداد قابل ملاحظه یی از آهنگهای احمد ظاهر به روی یک "راگ" کامپوز شده اند. راگ کهروانی. اما طراوت صدا و حال احمد ظاهر ذهن خواننده را خسته نمی کند و مونوتونی بار نمی آورد؛ یا شاید تنها برای من چنین است!؟

ویژه گی دیگر در هنر احمد ظاهر انتخاب اشعار است. احمد ظاهر، با استناد به حرفهای بی غرض و مرض بعضی موسیقی دانان کشور ما و دوستان نزدیکش که آگاهی از شعر دارند، نه موسیقی را مکتبی می دانست و نه هم از جزئیات شعر آگاهی لازم را  داشت اما فطرتن حس زیبا شناسی اش خیلی قوی بود و بر خلاف بسیاری از "هنرمندان" در مورد موسیقی و آنچه ارائه می داد،" اندیشه" داشت. یعنی آگاهانه پابند اصولی بود که زاده ی تفکرش بودند. او به خوبی می دانست که چگونه کامپوزی را با چه شعری بخواند و چه را نخواند. به باور من، شعری که برای موسیقی انتخاب می شود، بر علاوه ی زیبایی، باید برای فهمیدن مشکل نباشد؛ به این معنی که هر شعر زیبا برای موسیقی مناسب نیست. بسیار شنیده ایم از آواز خوانانی که بی خیال شعر را به تکرار اشتباه می خوانند و جالب تر این که هم خود شان و هم شنونده های شان بی آنکه رابطه ی با محتوی شعر قایم کرده باشند، ادای کیف و حال در می آورند. مثلاً به جای "زهی چمن سازِ صبحِ فطرت . . ." خوانده اند "ز این چمن سازِ صبح و فطرت . ." یا به جای "تا در نگین چشم تو نقشِ هوس نهم / نازِ هزار چشمِ سیه را خریده ام" خوانده اند: "تا در نگین چشمِ تو نقش و هوس نهم / نازِ هزار جسمِ سیه را خریده ام". یا سالها است که می خوانند اما حتی در یک دو بیتی بزرگوارانه قافیه و وزن را اشتباه می خوانند و خمی هم به ابرو نمی آورند، آنهم در محافل پی در پی، نه اینکه اشتباهن یک مرتبه. یک مثال که شاید شما نیز شنیده باشید: "بیا بنشین جلالت کم نمیشه / نصیبِ ما و تو با هم نمیشه / نصیبِ ما و تو دستِ خدا جان / چه کنم که خدا راضی نمیشه". واقعن مسخره است!

دو دیگر این که، هنرمند حتمن باید شعر را فهمیده و درک کرده باشد. این دو ویژه گی در احمد ظاهر وجود داشتند. احمد ظاهر بیشتر نسبت به هر هنرمند دیگر در آن زمان، بیشترین زیباترین و مناسب ترین اشعار عاشقانه و اجتماعی را برای آهنگهایش انتخاب کرده است که یکی از راز های زنده ماندنش نیز در همین اشعار است: هر چند که دور از تو و پیش دگرانم؛ مگر خدا ز رقیبان ترا جدا بکند؛ برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته؛ کاش بودم لاله تا جویند در صحرا مرا؛ شبی را با من ای ماه سحر خیزان سحر کردی؛ از برای غم من سینه دنیا تنگ است؛ تو به یک دشت طلایی؛ به داغ نامرادی سوختم؛ پنداشتم همیشه گل خاطر منی؛ سراغ دل شکسته گان بجو ثواب می شود و و و . ..  او حتی اگر از بیدل انتخاب کرده است، همان غزلی را انتخاب کرده است که خودش آن را دقیق درک کرده و حرفهای دلش را با آن بیان می کند: "نبری گمان که مفتی به خدا رسیده باشی / تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی / نه ترنمی نه وجدی نه تپیدنی نه جوشی / به خُمِ سپهر تا کی می نا رسیده باشی"، همچنان آنچه را از مولانا انتخاب کرده است: بیایید بیایید که گلزار دمیده، من غلام قمرم، رو سر بنه به بالین و غیره. به نظر من، احمد ظاهر در انتخاب دو پارچه شعر، اشتباه کرده است زیرا نفهمیده است که این دو پارچه، مطلقن اشعار زنانه اند و برای طبقه ی ذکور مناسب نیستند. یکی "چون درخت فروردین پر شگوفه شد جانم (سیمین بهبهانی)" و دو دیگر "ترا افسون چشمانم ز ره برده ست می دانم (فروغ فرخزاد)". یک اشتباه دیگر نیز دوگانه خوانی اش با خانم ژیلا است: "گفتی که می بوسم ترا، گفتم تمنی می کنم" . . این شعر برای دوگانه خواندن اصلاً مناسب نیست، ار چند اکثریت، به این حرفها ارزشی قایل نیست.

 انتخاب اشعار اجتماعی در آهنگهای احمد ظاهر بیانگر دید وی از وضعیت محیط اش است: زنده گی آخر سر آید بنده گی در کار نیست (لاهوتی)؛ ای قوم به حج رفته کجایید کجایید (مولانا)؛ تنیده یاد تو در تار و پودم میهن ای میهن (لاهوتی)؛ باز آوازه ی خزان افتاد (استاد خلیلی) که کامپوز احمد ظاهر است و ظاهر هویدا آنرا در رادیو خواند و فردایش چند تن از مسؤلین رادیو از جانب دولت مجازات شدند (از قول زنده یاد ظاهر هویدا). غزلِ "کیست در شهر که از دست غمت داد نداشت / هیچ کس همچو تو بیداد گری یاد نداشت" از فرخی یزدی، شاعر مبارز و آزادی خواه ایران است که برای رضا شاه پهلوی سروده بود. احمد ظاهر این شعر را در قالب آهنگ خواند ولی سردمداران متوجه نشدند و آنرا شعر عاشقانه پنداشتند. اما اینکه احمد ظاهر خود نیز از راز این شعر آگاهی داشت و آنرا آگاهانه منحیث شعر انتقادی خوانده بود یا خیر، چیزی گفته نمی توانم چون نمی دانم. مقصد از یاد آوری این اشعار این است که احمد ظاهر در انتخاب آنها برای آهنگهایش آگاهانه رفتار می کرد. به همین سبب هم است که تقریبن هر آهنگ احمد ظاهر حتی سی و چند سال بعد از سکوتش به سرود ملی تبدیل شده است و نسل به نسل شنیده می شود. خیلی جالب است، حتی جوانهای که بیرون از افغانستان چشم به جهان گشوده اند و کوچکترین خاطره و رابطه ی معنوی با احمد ظاهر ندارند، او را دوست دارند، می شنوند، آهنگهایش را می خوانند و می شناسند.

دور از حقیقت نخواهد بود اگر بگویم، احمد ظاهر از جمله ی آن هنرمندان انگشت شماری است که هنر مند تولد شده بود و هنوز که هنوز است، حکومت هنری اش مستحکم و پا بر جاست.

"هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"

 

مسکا نجیب چگونه به قله های موفقیت رسید؟

می گویند هر شخص اگر با پیش برد تحصیلات در زندگی یک هدف خاص داشته باشد

می تواند خود را به مقام بلندی برساند و مالک بهترین شغل و وظیفه شود
یکی از این جوانان پر تلاش و با هدف مسکا نجیب دختر جوان افغان است که در جشنواره بهترین وظیفه در جهان در بخش عکاسی انتخاب و از جمله افراد شایسته برای بدست آوردن بهترین وظیفه جهان شناخته شد
ما هم در این مورد با مسکا نجیب مصاحبه کوتاه انجام دادیم
مسکا از کودکی همراه با مادر و خواهرانش راهی کشور هندوستان شده و در دهلی نو با یک زندگی عادی مصروف ادامه تحصیلاتش می شود
مسکا نجیب در بخش عکاسی در جمله افراد شایسته برای
Best Job in the world بهترین وظیفه جهان، توانست انتخاب شود
این اعلان کاریابی از طرف کشور آسترالیا برای همه مردم جهان آزاد و باز بود و کسی که برنده این وظیفه می شود در آمد شش ماههء وی مبلغ 100 هزار دالر آسترالیایی خواهد بود
مسکا هم تصمیم می گیرد تا برای این وظیفه درخواست بدهد و به گفته خودش او از بین 200 کشور اشتراک کننده جهان دور اول و دوم را موفقانه پشت سر می گذارد و به دور سوم کاندید می گردد
مسکا در ادامه صحبت خود گفت، من فقط پنج روز وقت داشتم كه خود را برای اين وظيفه كانديد نمايم و به عجله به طرف دهلی كهنه رفتم و يك فلم 30 ثانيه يی را ثبت نموده در اين رقابت شركت نمودم و خوشبختانه توانستم خود را در بين افراد شايسته ببینم
مسکا در فلمی که تهیه کرده خود را به معرفی گرفته و گفته است که من در افغانستان تولد شدم و در هندوستان زندگی می کنم تحصیلاتم را در اروپا در بخش عکاسی، خبرنگاری و پردیوسری تمام کرده ام و من یک شخص ارتباط دهنده بین مردم استم باید زندگی ام را از چشمان کمره من بیبینید
مسكا فرزند مرحوم داکتر نجيب الله، ریيس جمهور اسبق افغانستان است. او از طفولیت در مهاجرت به سر برده و مي خواهد كه در صورت بدست آوردن اين وظيفه به افغان ها کمک کند و به افغانان دور از وطن اين پيام را بدهد كه انسان در هر جايی كه باشد می تواند با تلاش و پشتكار به موفقيت دست يابد

ترتیب کننده: فروزان حبیب زاده

انجیلنا جولی مورد عمل جراحی قرار گرفت

انجیلنا جولی ستارهء معروف سینمای هالیوود هر دو سینه اش را در یک عمل جراحی از دست داده است 
به گزارش خبرگزاری فرانسه، جولی گفته که این کار را به این خاطر کرده که خطر متبلا شدن به سرطان سینه نزدش بسیار زیاد بوده است 
جولی در یک مقاله تحت عنوان « انتخاب طبی من» در روزنامهء نیویارک تایمز نوشته که این تصمیم را به این خاطر گرفته که به گفتهء داکتران معالجش یک جین ناقص خطر سرطان هر دو سینه و تخمدان را نزد او افزایش داده بود 
به گفتهء جولی، داکتران معالج تخمین کرده بودند که خطر مبتلا شدن به سرطان سینه نزد او 87 درصد و از سرطان تخمدان 50 درصد است
براساس گزارش، مادر جولی به علت متبلا بودن به سرطان در 56 سالگی وفات یافته بود 
«وقتی دانستم که این حقیقت زندگیم است، تصمیم گرفتم که پیشگیرانه عمل کنم و تا حد که ممکن است خطر را کاهش بدهم» 
جولی نوشته است: « ابتدا با عملیات سینه آغاز کردم، چون عملیات مغلق تر بود و همچنین خطر سرطان سینه نزدم بیشتر بود، در مقایسه با سرطان تخمدان» 
جولی افزوده است که در 27 ماه اپریل پروسیجر طبی سه ماهه را تکمیل کرده است 
جولی می گوید که اکنون چانس مبتلا شدن به سرطان نزد او به پنج درصد کاهش یافته است 
جولی و برادپیت سه فرزند اصلی و سه طفل فرزندی دارند. براد پیت هم از ستاره های معروف سینمای هالیوود است

 

 
یک دختر نوجوان در‌غور خود را حلق آویز کرد

مقام های محلی در ولایت غور، می گویند که یک دانش آموز دختر در این ولایت خود را حلق آویز کرده است.
گفته شده است که این دختر، در صنف یازده مکتب در چغچران، مرکز این ولایت درس می خوانده است.
عبدالحی خطیبی، سخنگوی والی غور با تایید این رویداد گفت: "زهرا بنت پیرمحمد، روزگذشته (جمعه 17 جوزا) به دلیل نامعلومی دست به خودکشی زده است".
سخنگوی والی غور می‌گوید که زهرای شانزده ساله، خود را از سقف خانه حلق آویز کرده است.
خطیبی اما تاکید کرد که تحقیقات روی علت خودکشی این دانش آموز آغاز شده و شماری از اعضای خانواده اش زیر تحقیق قرار دارند.
سخنگوی والی غور گفت که تاکنون، انگیزه خودکشی این دانش آموز شانزده ساله، روشن نشده است.
غور در غرب کشور از ولایت هایی است که در چند سال گذشته، بیشترین آمار خشونت علیه زنان را به خود اختصاص داده است.
قتل، بدرفتاری، بد دادن و ازدواج های زودهنگام، از عواملی است که برخی از بانوان در این ولایت دست به خود کشی می زنند.
پیشتر نیز، دو دختر سیزده و چهارده ساله در ولسوالی لعل وسرجنگل این ولایت خودکشی کردند

تجلیل از روز جهانی محیط زیست با حضور کرزی
تجلیل از روز جهانی محیط زیست با اشتراک ریاست جمهوری افغانستان تحت عنوان فکر نما، بخور و اسراف نکن در کابل تشکیل شد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper.com)، در این جلسه بزرگان، مسوولین و منصوبین و فعالین زیست افغانستان حضور داشتند
رییس جمهور کرزی درباره ی چگونگی حفاظت از محیط زیست و آلودگی محیط و تخریب آن و از بین رفتن انواع گونه ها ی حیوانی صحبت کرد
وی نامطمین بودن هوا، وجود گردبادها و نبود باران یا بارش برف و باران های زیاد را از دلایل اثر سوء بر محیط زیست دانست

درگیری در کابل با مرگ یک پلیس و پنج مهاجم انتحاری پایان یافت'

مقام‌های امنیتی می‌‌گویند، بعد از نزدیک به شش ساعت درگیری در کابل میان نیروهای امنیتی و مهاجمان انتحاری، این حمله با مرگ یک پلیس و پنج حمله کننده انتحاری پایان یافت.
عصر امروز جمعه، گروهی از مهاجمان انتحاری دفتر سازمان بین المللی مهاجرت سازمان ملل (I OM) را هدف قرار دادند.

امنیت افغانستان
صدیق صدیقی، سخنگوی وزارت امور داخله/کشور، ساعت ده و نیم شب به وقت محلی در فیس‌بوک خود خطاب به شهروندان کابل نوشت:"کابلی های عزیز راحت بخوابید، همه مهاجمان کشته شده اند، و محل تصفیه شده است".

آقای صدیقی همچنین به بی‌بی‌سی فارسی گفت:"بد‌بختانه یک پلیس ملی هم به شهادت رسیده است و چهارتن دیگر مجروح شده اند. ۹ تن دیگر از مجروحین غیر نظامیان هستند."
از میان زخمی‌های این حادثه، ۵ تن شهروندان خارجی اند، از جمله یک شهروند ایتالیا و چهار نیپالی که در دفتر ملل متحد کار می کردند.
تا نزدیک ساعت یازده شب به وقت محلی صدای تیراندازی پراکنده به گوش می‌رسید. 

هدف اصلی دفتر ملل متحد

حوالی ساعت چهار عصر به وقت محلی، انفجار مهیبی در مرکز شهر کابل را لرزاند. بعد تر معلوم شد که گروهی از مهاجمان انتحاری در ناحیه چهارم کابل به یکی از دفاتر ملل متحد حمله کرده اند.
این دفتر در نزدیکی وزارت داخله افغانستان واقع است. زایشگاه ملالی، شفاخانه مربوط به امنیت ملی افغانستان از دیگر ساختمانهای مهم در این محل است.

ذبیح الله مجاهد، که خود را سخنگوی طالبان معرفی می‌کند، در صحبت با بی‌بی‌سی مسئولیت این حمله را پذیرفت.

همچنین در اعلامیه‌ای که از آدرس سخنگوی طالبان به رسانه‌ها فرستاده شده آمده است که هدف مهاجمان مهمانخانه‌ای است که به گفته آنها مربوط به سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) است.
پس از نخستین انفجار، درگیری میان نیروهای افغان و شورشیان آغاز شد. این درگیری تا ساعت یازده شب به وقت کابل ادامه یافت و در این مدت، هفت بار صدای انفجار قوی کابل را تکان داد.
ژنرال ایوب سالنگی، فرمانده پلیس کابل در لحظات نخست درگیری، این حمله را یک حمله سازمان یافته و پیچیده توصیف کرد.
مقام های امنیتی از همان آغاز حمله گفتند که پنج مهاجم انتحاری، به یکی از دفاتر مربوط به سازمان ملل حمله کرده اند که یکی از آنها در نخستین انفجار، کشته شده است.
سرانجام صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله حوالی ده و نیم شب، اعلام کرد که همه مهاجمان کشته شده اند و درگیری پایان یافته است.

هرچند حتی پس از اظهارات او مبنی بر پایان درگیری، نیز صدای شلیک شنیده شد.
این دومین حمله تروریستی در دو هفته گذشته در کابل است.
یک مهاجم انتحاری دو هفته پیش، روز پنجشنبه ۲۶ ثور (۱۶ می) موترخود را در منطقه شاه‌شهید کابل به کاروان نیروهای خارجی کوبید.
در این حادثه دست کم دوازده نفر از جمله دو سرباز نیروهای خارجی و چهار کارمند غیرنظامی ناتو کشته شدند.
مسئولیت انفجار دو هفته پیش را، حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار به عهده گرفت.

 

 

حمایت نهادهای مدنی از اعتصاب غذای دانشجویان در کابل

نزدیک به هفتاد دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل از پنج روز به اینسو در اعتصاب به سر می‌برند

در پنجمین روز اعتصاب غذایی دانشجویان یکی از دانشکده‌های دانشگاه کابل، شماری از نهادهای جامعه مدنی از حکومت خواسته اند که به "تقاضای‌های قانونی" دانشجویان رسیدگی کند

نهادهای جامعه مدنی امروز در محل اعتصاب دانشجویان دانشکده علوم اجتماعدانشگاه کابل رفته و هشدار داده اند تا زمانی که نهادهای مسئول به مطالبات دانشجویان توجه نکند، اعتصاب همچنان ادامه خواهد داشت

احمدشاه ستانکزی مسئول نهاد دهکده صلح و از فعالان جامعه مدنی در کابل گفت که از اعتصاب غذایی دانشجویان پشتیبانی می‌کنند و مسئولان حکومتی به ویژه وزیر تحصیلات عالی افغانستان موضع خود را در برابر تقاضاهای دانشجویان روشن کند

نزدیک به هفتاد دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل روز دوشنبه ۳۰ ثور/اردیبهشت با تجمع در نزدیک شورای ملی افغانستان اعتصاب غذایی خود را به دلیل آنچه "ضعف علمی، مدیریتی و اخلاقی" مسئولان این دانشکده می‌خوانند، آغاز کردند

گزارش شده است که نزدیک به بیست دانشجو تاکنون به دلیل اعتصاب غذایی راهی بیمارستان شده‌اند. تعداد زیادی از دختران دانشجو هم با تجمع در برابر شورای ملی افغانستان از دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی حمایت کرده اند

آقای ستانکزی که به نمایندگی از تعدادی از نهادهای مدنی صحبت می‌کرد همچنین گفت که مشکلات تنها در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه کابل خلاصه نمی‌شود بلکه تمام نهادهای تحصیلات عالی و دانشگاه‌های افغانستان به نحوی نیاز به اصلاحات دارند

او افزود: "این یک مشکل تازه نیست بلکه از سال ها به این طرف دانشجویان با انوامشکلات قومی، زبانی، مذهبی و تبعیض جنسیتی مواجه بوده اند، ولی حالا دانشجویان تنها نیستند بلکه نهادهای جامعه مدنی هم می‌خواهند که اصلاحات به میان بیاید و مانع حق تلفی، ظلم گرفته شود چون حالا وقت طالبان و جنگ‌سالاران گذشته و دوره دموکراسی است"

در همین حال یک عضو دیگر نهادهای جامعه مدنی که به محل اعتصاب دانشجویان آمده بود گفت که مدارک و موارد ادعاهای دانشجویان را بررسی می‌کنند و پس از تکمیل تحقیقات گام‌های عملی بر می‌دارند

نمایندگان نهادهای مدنی گفته اند که برای تحقق مطالبات دانشجویان، از هر وسیله فشار کار خواهند گرفت

غلام‌حصرت صادقی نماینده دانشجویان اعتصاب کننده گفت که دلیل اعتصاب دانشجویان "ضعف علمی، مدیریتی و ضعف اخلاقی" در دانشکده علوم اجتماعی است

او گفت که مسئولان دانشکده استفاده از الفاظ رکیک به دانشجویان فحش داده و دانشجویان را توهین کرده است و با وجودی که این موضوع با شورای عالی وزارت تحصیلات عالی و وزیر تحصیلات عالی در میان گذاشته شده اما تاکنون گام های عملی برداشته نشده است

هاجر احسانی دانشجوی فلسفه و جامعه‌شناسی دانشگاه کابل گفت که دانشجویان معترض خواسته اند که رئیس و یکی از استادان دانشکده علوم اجتماعی از کار برکنار شوند

در همین حال سیداکرام از اعضای هیات اداری مجلس نمایندگان افغانستان به بی‌بی‌سی گفته است که مجلس نمایندگان هیاتی را برای بررسی ادعاهای دانشجویان موظف کرده است. آقای اکرام گفته است که او عضویت این کمیسیون را دارد و شکایات دانشجویان را با وزیر تحصیلات عالی درمیان گذاشته اند

این عضو مجلس از قول مسئولان وزارت تحصیلات عالی گفته است که ادعاهای دانشجویان را بررسی خواهند کرد

 

 
  
سازمان ملل متحد گفته است که باید قانون «منع خشونت علیه زن» بدون هیچ مشکلی اجرا شود. به‌گفته این سازمان، اگر این قانون اجرا نشود، افغانستان در دریافت کمک‌های بین‌المللی با مشکل مواجه می‌شود. این قانون در دو روز گذشته، در جلسه عمومی پارلمان زیر بحث بود. به‌گفته برخی از ملاهای عضو ولسی‌جرگه، بند‌هایی از این قانون، با شرع در تضاد است. متاسفانه برخی از اعضای پارلمان کشور با قانون «منع خشونت علیه زن» برخورد سیاسی و عاقبت‌نیاندیشانه کردند. این قانون نباید با شتاب وارد آجندای جلسه عمومی پارلمان می‌شد. این شتاب غیرضروری، به برخی از نمایندگان بنیادگرا و محافظه‌کار پارلمان فرصت داد، تا علیه آن موضع‌گیری تند کنند.
قانون منع خشونت علیه زن، براساس فرمان تقنینی رییس‌جمهور کرزی، نافذ است. محاکم بر مبنای آن، حکم صادر می‌کنند. هم‌چنین، سارنوالی اختصاصی نیز براساس این فرمان تقنینی ایجاد شده است. هیچ نیازی نبود تا طرح قانون منع خشونت علیه زن، به‌صورت شتاب‌زده و با ذوق‌زدگی و دست‌پاچگی، شامل آجندای جلسه عمومی می‌شد. این امر زمینه را برای مخالفان آن فراهم کرد، تا علیه آن، سخنان تند و تیز بر زبان برانند. سخنان نمایندگان تندرو پارلمان، افکار عمومی را در مورد این قانون مخشوش کرد
حال از موضع‌گیری سازمان ملل برمی‌آید که نهاد‌های بین‌المللی نیز نگران‌اند که در صورت تعدیل این قانون به نفع باورهای بنیادگرایانه، کمک‌های جهانی دچار مشکل شود. این جنجال و دردسر را نمایندگان محترمی به‌وجود آوردند که می‌خواستند، قهرمان تصویب قانون منع خشونت علیه زن شوند. این نمایندگان تصور کرده بودند که قانون را بدون هیچ جنجالی به تصویب می‌رسانند، اما وقتی طرح قانون به جلسه عمومی آمد، نمایندگان بنیادگرا به نشانی آن، سخنان تند گفتند
سخنان تند و تیز و توام با احساسات این نمایندگان، روند تصویب قانون منع خشونت علیه زن را مختل کرد. اگر طرح قانون پیش از ورود به جلسه عمومی مجلس نمایندگان، به پختگی لازم می‌رسید و نمایندگان طرفدار تصویب این قانون، برای آن به قدر کافی کمپاین می‌کردند، جلسه عمومی به صحنه رجزخوانی علیه قانون «منع خشونت علیه زن»، بدل نمی‌شد
مخالفان بنیادگرای این قانون، از تریبون مجلس نمایندگان، برای کوبیدن «قانون منع خشونت علیه زن» حداکثر استفاده کردند. این فرصت را، شتاب غیرضروری و ناموجه در آوردن طرح این قانون به جلسه عمومی پارلمان برای آنان فراهم کرد. نمایندگانی که چنین شتابی به خرچ دادند و به احتمال قوی در پی کسب اعتبار بیشتر از سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر بودند، باید جرات اخلاقی کنند و این اشتباه را بپذیرند. نباید از قانون منع خشونت علیه زن، استفاده سیاسی و پروژه‌ای می‌شد
مخالفان این قانون هم بیشتر با انگیزه سیاسی با آن مخالفت کردند. این مخالفان در پی کسب اعتبار از نزد اقشار محافظه‌کار جامعه بودند. به همین دلیل با احساسات در مخالفت با برخی از مواد «قانون منع خشونت علیه زن» سخن گفتند. نمایندگانی که خود را طرفدار قانون منع خشونت علیه زن معرفی می‌کنند نیز در پی کسب امتیاز از سازمان‌های بین‌المللی طرفدار حقوق بشر بودند. اگر چنین نمی‌بود، این همه شتاب برای آوردن طرح قانون «منع خشونت علیه زن» به جلسه عمومی پارلمان به خرچ داده نمی‌شد. بهتر است که طرح قانون در کمیسیون‌های مجلس به پختگی برسد و ارگان‌های عدلی و قضایی، با جدیت قانون منع خشونت علیه زن را که در حال حاضر نافذ است، اجرا کنند

کنفرانس ٣ روزه برای بررسی وضعیت مهاجرین در یونان

فراخوان: کنفرانس ٣ روزه برای بررسی وضعیت مهاجرین افغانستان در یونان ١٥، ١٦ و ١٧ جون ٢٠١٣ 
کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان، انجمن افغانستان و آسیای میانه  و انجمن پناهنده گان یونان به ادامه کنفرانس های برون مرزی شان تصمیم دارند کنفرانسی 3 روزه را ازتاریخ 15 الی 17 جون برای حمایت از پناهنده گان افغانستان در پایتخت ِیونان در شهر آتن تحت عنوان: پناهندگان، مهاجران و نژادپرستی در یونان برگزار نمایند.
متاسفانه برخورد پولیس یونان با بی مهری ، بی توجهی و بعضا با توهین و لدوکوب با مهاجرین افغانستان ادامه دارد. هنگام مراجعه به مقامات مهاجرین پس از انگشت نگاری با دادن برگه یک ماهه رهایشان می سازد. مهاجرین که نه زبان میدانند و نه راه را بلد اند و نه پولی کافی  همرایشان دارند حتی خیلی وقت ها با کودکان شان کنار قطار آهن می خوابند. طبیعی است زمان که به دلایل مختلف تن به مهاجرت میدهند جان و مال و همه داراییهای خودرا کف دستشان می گذارند راه های مهاجرت را اختیار نموده و گذشتن از نوار مرز های ترکیه با صد ها موانع و مشکلات مواجه و گاها منجر به از دست دادن جان های شرین شان می گردند و نه دولت و وزارت مهاجرین داریم تا از آنها حمایت نمایند یا در داخل افغانستان با توجه به کمک های ملیارد دالری جامعه جهانی و منابع سرشار زیرزمینی زمینه کار و زندگی انسانی را برای شان مساعد سازند. روی همین منظور
در این کنفرانس از نماینده های اتحادیه اروپا در امور مهاجرین وکمیشنری ملل متحد نیز دعوت بعمل آمده است. مقامات رهبری افغانستان و شورای ملی در صورت علاقه به شرکت در این کنفرانس لطفآ این اداره را آگاه بسازند و از خبرنگاران شبکه های تلویزیونی و خبری ، رسانه های رادیویی و انترنتی و فعالان حقوق بشر و نهاد های مدنی  نیز دعوت مینماییم برای دفاع و حمایت از پناهنده گان و مهاجرین در این کفنرانس حضور فعال داشته باشند.
دکتر نورالحق نسیمی
ریس انجمن افغانستان و آسیای میانه و کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان 


و این بار نماینده آقای وزیر معارف این گونه ادعا میکند
قيس مهر آيين رييس معارف بلخ گفت که ١٢٠ شاگرد ليسۀ يادشده، به علت بوى بد چاه سپتيک که درکنار ليسه موجود است، مسموم شده اند
اما يک معلم ليسۀ مذکور که از افشاى نامش ابا ورزيد، گفت که درپهلوى ليسۀ مذکور چاه پبتيک موجود نيست و قبلاً چنين بويى را احساس نکرده اند
اين منبع افزود که شاگردان، زمانيکه حوالى ساعت ٨ صبح امروز به مکتب آمدند، يک قسم بوى گاز را احساس نمودند که درنتيجه، شمارى از آنها مسموم گرديدند


یک دختر 13 ساله در تخار مورد تجاوز قرار گرفت 

این دختر که سیزده سال عمر دارد توسط دو مرد از ساکنان روستایی "سیاه گل" ولسوالی رستاق ابتدا ربوده شده بود، سپس به یک مغاره در امتداد یک دره منتقل شده و پس از بسته نمودن دست و پایش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است
باشنده های دهکده سیاه گل گفتند، این دو مرد زمانی که می خواستند پس از تجاوز این دختر را به قتل برسانند، توسط مردم این قریه نجات داده شد
این در حالی است که یک مرد دیگر دختر نوزادش را بتاریخ 8 1ثور به دلیل دختر بودن در این ولسوالی به قتل رساند، اما مردم محل می گویند، پولیس تا هنوز این مرد را دستگیر نکرده است. در همین حال بی بی کامله خانم 16 ساله و فرزانه دختر 15 ساله توسط شوهران شان سه روزی پیش در دو روستای دور افتاده در ولسوالی های خواجه غار و چال ولایت تخار به قتل رسیدند

خودکشی و خودکشی دو دختر جوان در سرپل..

طی دو رویداد جداگانه در ولایت سرپل دو دختر 18 ساله دست به خودکشی زدند. به گفته مقامات محلی ولایت سرپل طی دو رویداد جداگانه دو دختر جوان اقدام به خود کشی کرده و با خوردن تابلیت مرگ موش، یک تن آن به زندگی اش پایان داده اما یک تن دیگر جان به سلامت برده است.
نسیمه آرزو رییس امور زنان ولایت سرپل می گوید که این رویداد ها در مرکز شهر سرپل و ولسوالی بلخاب این ولایت به وقوع پیوسته اند. به گفته رییس امور زنان ولایت سرپل، در یکی از این رویداد ها دختری به نام ظریفه باشنده قریه بیش باغ شهر سرپل شب گذشته در اثر خوردن مرگ موش جان باخته است.


خودکشی و خودکشی دو دختر جوان در سرپل..

طی دو رویداد جداگانه در ولایت سرپل دو دختر 18 ساله دست به خودکشی زدند. به گفته مقامات محلی ولایت سرپل طی دو رویداد جداگانه دو دختر جوان اقدام به خود کشی کرده و با خوردن تابلیت مرگ موش، یک تن آن به زندگی اش پایان داده اما یک تن دیگر جان به سلامت برده است.

نسیمه آرزو رییس امور زنان ولایت سرپل می گوید که این رویداد ها در مرکز شهر سرپل و ولسوالی بلخاب این ولایت به وقوع پیوسته اند. به گفته رییس امور زنان ولایت سرپل، در یکی از این رویداد ها دختری به نام ظریفه باشنده قریه بیش باغ شهر سرپل شب گذشته در اثر خوردن مرگ موش جان باخته است.

گشایش لیسه نسوان افغان-ترک در هرات

 

. ساختمان جدید لیسه نسوان افغان-ترک در ولایت هرات، از سوی معین وزارت معارف گشایش یافت

 مسوولان معارف ولایت هرات می گویند: این مكتب به هزینه پانزده ملیون دالر به كمک یک خانواده تركی تبار ساخته شده است

 در مراسمی كه به منظور افتتاح ساختمان لیسه نسوان افغان ترک در ولایت هرات برگزار گردیده بود، داکتر اسدالله، معین تربیه معلم وزارت معارف كشور، داکتر داوود شاه صبا، والی هرات مسوولین معارف، شورای ولایتی و شمار زیادی از استادن و شاگردان معارف شركت كرده بوند

 رییس معارف می گوید: لیسه نسوان افغان ترک به هزینه پانزده میلیون دالر از سوی انجنیر جاهد و خانواده اش که اتباع کشور ترکیه می باشند، طی یک سال ساخته شد

 طبق اطلاعات داده شده از سوی خبرگزاری پامیرپرس، بصیر احمد آروین طاهری، رییس معارف ولایت هرات میگ وید: این ساختمان كه در آن تمام تجهیزات و امکانات ضروری به طور اساسی و مدرن در نظر گرفته شده است، در سه طبقه به صورت پخته و اساسی اعمار گردیده است

 به گفته آقای طاهری، در حالیك ه هم اكنون بیش از 300 دانش آموز در لیسه نسوان افغان ترک مشغول تعلیم و آموزش می باشند اما با ساخت و گشایش این تعمیر جدید زمینه جلب و جذب دانش آموزان بیشتری در این لیسه فراهم خواهد گردید

 رییس معارف هرات افزود: بنا به توافقی که بین وزارت معارف و لیسه افغان ترک صورت گرفته است، قرار است در آینده پنجاه درصد از معلمین و شاگردان ممتاز معارف، بعد از اخذ کانکور جذب این لیسه شوند و پنجاه درصد دیگر با هزینه شخصی به ادامه تعلیم در این لیسه بپردازند

 

نجیبه ایوبی برنده جایزه شد

 

 

بنیاد بین‌المللی رسانه‌های زنان جایزه روز نامه نگار شجاع زن را به نجیبه ایوبی از افغانستان، نور کلز از سوریه و بوفا فورن از کامبوج میدهد.این بنیاد در اعلامیهای گفته که این سه روزنامه نگار را به دلیل شجاعت شان برای کار در محیط پرخطر و تهدید، به عنوان برندگان جایزه امسال خود برگزیده است

نورکلز خبرنگار عکاس در سوریه است که از میدان‌های جنگ عکسهای خبری تهیه می‌کند وجایزه روزنامه نگارشجاع زن را بدست آورد

این بنیاد که مقر آن در واشنگتن است، هر ساله این جایزه را به سه زن از زنان زیادی که برای گرفتن این جایزه نامزد می‌شوند، می‌دهد

نجیبه ایوبی رئیس گروه رسانهای کلید است که دفتر مرکزی آن در کابل است و شامل گروهی از رسانه‌های چاپی، رادیویی و آنلاین میشود

خانم ایوبی گفت: "در افغانستان کار کردن در اجتماع خودش یک چالش است. وقتی شما زن هستید و روزنامه نگار هستید، این چالش دو برابر می شود. من در ده یازده سال اخیر که در کار روزنامه نگاری به عنوان شغل اولم مشغول بوده ام، با تهدیدها مختلفی مواجه بوده ام"

او افزود: "ما پیامهای تهدیدآمیز دریافت می‌کنیم، یا رو در رو به صورت های مختلف ما را تهدید می کنند. با فرستادن نامه، ایمیل و تماسهای تلفنی نسبت به گزارشهایی که در مورد عدالت انتقالی، فساد و گزارشهای تحقیقی که ما منتشر می کنیم تهدید می شویم"

در مورد این که چه کسانی او و هم قطاران او را تهدید می‌کنند، خانم ایوبی گفت: "از طرف نهادهای دولتی، زورداران، تفنگداران، ما در مقاطع مختلف با این تهدیدها مواجه بوده ایم"

خانم ایوبی افزود که حتی مواردی هم بوده که افراد مسلح پشت در خانه او ایستاده و او را در مورد پخش گزارشهایی که در رسانه‌های گروه کلید منتشر می شود، تهدید کرده‌اند

او افزود که گروههای شورشی هم در موارد زیادی تماس های تلفنی تهدیدآمیزی با رسانه های تحت امر او داشته اند. به گفته او، شورشیان بیشتر از این لحاظ تهدید کرده اند که چرا گزارشهایی را که به سود آنها است، منتشر نمی‌شود

 

روز شیر در سراسر باغ وحش تجلیل میگرد

دفتر مطیوعاتی یاغ وحش مسکو خیر داده است که روز شنبه در باغ وحش مسکو گردهمآی به مناسیت انتقال شیر آسیائ از زوریخ صورت گرفت  

روز شیر در سراسر باغ وحش تجلیل میگردد: برای اطفال نمایشات سازماندهی گردیده است. بر علاوه ساختن نقاب شیر و دوستان اش, اینکه چطور شر نعره میزندو مسابقات ذهنی مد نظر گرفته شده است. هنرمندان سرکس و جوکر ها نیز در این گردهمائی سهم میگرند. در ختم کنسرت نیز اجرا میگردد

 

۱۲سال بعد از بودا، ثواب بت شکنی یا بدنامی تاریخی

 

زینب محمدی

بیبی‌سی

مجسمه‌های بودا در بامیان در قرن ششم میلادی ساخته شده بودند

 

ده‌ها جوان که بازوهای‌شان را با پارچه‌ای بسته‌اند، مواد را در حفره‌هایی که خودشان در مجسمه‌های بودا ایجاد کردند، جابه جا می‌کنند. روی بازوبندهای آنان نوشته شده‌ "بت شکن". دقایقی بعد صدای بلند انفجار شنیده می‌شود؛ تمام فضا پر از خاک می‌شود.

 

اگرچه هوا بسیار سرد است اما مردم پراکنده در نقاط مختلف شهر با حسرت صحنه تخریب مجسمه‌ها را از دور تماشا می‌کنند. تنها مسئولین تخریب در ساحه حضور دارند.

مجسمه‌های بودا که از قدیمی‌ترین و با ارزش‌ترین آثار تاریخی افغانستان بود، در سال ۲۰۰۱ توسط طالبان تخریب شد.

شاهدان عینی این رویداد می‌گویند هر وقت به ویرانه‌های بودا می‌نگرند، صدای انفجارها در گوش‌هایشان طنین می‌اندازد و صحنه تخریب بودا پیش چشمشان دوباره مجسم می‌شود

بابه محسنی ۶۵ ساله یکی از این شاهدان به بی‌بی‌سی گفت که تخریب این مجسمه‌ها به طور کامل، یک هفته را در بر گرفت

محمد سجاد محسنی مشهور به "بابه محسنی" تمام عمر خود را در بامیان گذرانده است. او اکنون دوازده سال پس از تخریب مجسمه‌‌های تاریخی بودا، از آن رویداد سخن می‌گوید

خواست بی جواب مردم برای نابود نشدن مجسمه‌ها

بابه محسنی می‌گوید زمانی که طالبان در منطقه شیخ علی ولایت پروان در نزدیکی‌های ولایت بامیان در حال جنگ بودند، اعلام کردند هر زمانی که به بامیان برسند "بوداها" را تخریب می‌کنند

ولایت پروان در مسیر کابل پایتخت افغانستان  بامیان قرار دارد

طالبان مجسمه‌های بودا را "بت" خوانده و آن را تخریب کردند

بابه محسنی می‌گوید مردم بارها از طالبان خواستند که مجسمه‌های بودا را تخریب نکنند اما این خواست‌شان قبول نشد

به گفته او، پیش از تخریب مجسمه‌ها، همیشه گردشگران داخلی و خارجی برای دیدن مجسمه‌ها به بامیان می‌آمدند و از این راه عوایدی نیز به مردم می‌رسید

وی افزود که مجسمه‌های بودا همیشه برای مردم بامیان ارزش تاریخی داشته است اما طالبان فکر می‌کردند که این مجسمه‌ها"بت" هستند و وجود آنان خلاف شریعت اسلام است

ثواب برای تخریب بودا

بابه محسنی قصه می‌کند که طالبان روزی که بامیان را تصرف کردند، حوالی ساعت هشت صبح وارد شهر بامیان شدند و ساعت چهار بعد از ظهر همان روز سعی کردند که مجسمه‌های بودا را با توپ تخریب کنند اما موفق نشدند چون مجسمه‌ها بسیار محکم و بزرگ بودند

بابه محسنی می‌گوید: "طالبان چندین روز بعد از این که بر بامیان مسلط شدند، نیروهای مخصوصی را که اکثرا بچه‌های خردسال و جوانان بودند به بامیان آوردند. این جوان‌ها روی بازوهای‌شان بت شکن نوشته شده بود. آنها در حالی که از ریسمانی بر بلندی مجسمه ها آویزان می شدند، مواد انفجاری را در مجسمه‌ها جا به جا می‌کردند"

 

او افزود که طالبان با این مفکوره که با تخریب مجسمه‌های بودا ثواب زیادی نصیب‌شان می‌گردد، کارشان را با شوق انجام می‌دادند اما مردم این صحنه‌ها را با حسرت می‌دیدند و برای این که تاریخ‌شان نابود می‌شد بسیار پریشان بودند

 

او گفت که طالبان پس از تخریب کامل مجسمه ها در هر ولایت دو یا سه گاو را نیز قربانی کردند

اما به باور بابه محسنی و بسیاری از باشندگان بامیان، این کار طالبان ثواب نه، بلکه بدنامی بود که برای این گروه در تمام تاریخ ثبت شد

بزرگداشت هرساله از تخریب بوداها "شبی با بودا"

باشندگان بامیان پس از سقوط حکومت طالبان هر ساله ۲۱ حوت/اسفند از سالروز تخریب مجسمه‌های بودا بزرگداشت به عمل می‌آورند

امسال جمعی از فعالان مدنی فستیوالی را زیر نام"شبی با بودا" راه اندازی می‌کنند

قرار است در این فستیوال در کنار برنامه‌های تئاتر، موسیقی و سخنرانی، راهپیمایی در اعتراض به تخریب بوداها به شکل نمادین انجام شود و در پایان شمع هایی در مقابل مجسمه‌های تخریب شده، روشن گردد

مجسمه‌های بودا

بامیان در ۱۴۰ کیلومتری شمال غرب کابل واقع است. مجسمه‌ صلصال که ۵۵ متر طول داشت و مجسمه شمامه که ۳۷ متر طول داشت در قرن ششم میلادی، زمانی که بامیان یک محدوده مقدس بوده، اعمار شده است. این پیکره‌ها از تخته سنگ‌های ریگی تراشیده شده بودند که در مارس ۲۰۰۱ طالبان آنها را بت نامیدند و منفجر ساختند

دره بامیان غربی‌ترین نقطه حوزه نفوذ بودیسم به شمار می‌رفت. این جا، نقطه تقاطع شرق با غرب بود و آثاری باستانی که در این محل بدست آمده، نشاندهنده ترکیبی از نفوذ فرهنگ یونانی، ترکی، فارسی، چینی و هندی است که در هیچ جای دیگر جهان نمی توان آن را سراغ گرفت

تاریخ دان‌ها می‌گویند که مجسمه‌های بامیان در اوج شکوه شان لباس‌هایی از حریر سبز و سرخ بر تن داشتند و با جواهر گرانبها در گوش و گردن‌شان مزین شده بودند

هرچند یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد، گفته تصمیم ندارد این مجسمه‌ها را بازسازی کند اما هنوز هم گروه‌هایی از باستان‌شناسان در حال تحقیق و مطالعه خرابه‌های این پیکره‌ها هستند تا تلاشی را برای بازسازی آن‌ها آغاز کنند

گشایش نمایندگی کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان، درهالند

 

ازآنجایکه افغانستان درشرایط نامساعد قرارداشته وروزتاروزاوضاع در داخل کشورروبه وخامت میگراید، هموطنان وروشنفکران که چه درداخل ویا خارج ازکشورقرارداشته ، وازاین وضع رنج میبرند درسعی و تلاش هستند که بخاطر نجات آن ازوضع فعلی وآوردن صلح وامنیت دربسیج نمودن هموطنان مان با ایجاد نهادی های اجتماعی،انجمن ها، اتحادیه ها هموطنان عزیزمان را بسوی وحدت ویک پارچه گی دعوت نمایند که از جمله یکی هم نهاد مدنی با جوازاتحادیۀ اروپا(کمپین اروپایی حقوق بشربرایافغانستان) میباشد که دفترمرکزی آن درشهرلندن به ریاست محترم دکترنورالحق نسیمی میباشد که بتاریخ 20/4/2013 محفلی بمناسب افتتاح نمایندگی آن درکشورشاهی هالند بااشتراک تعداد از دانشمندان،جوانان،مسئولین نهادهای اجتماعی، کشورهای هالنــد آلمان،انگلستان، بلجیم،و همچنان مسئولین واعضای انجمن هــای زنان ازکشورهای متذکره، به همت محترم عبدالسلام احمدی وسید اکرام طاهری درشهرآرنهم هالند راه انــدازی شده بود که محترم  دکترنورالحق نسیمی با ایراد بیانیۀ ازاهداف و ایجاد نمایندگی های کمپین اروپایی حقوق بشردرکشورهای مختلف به شمول افغانستان برای حاضرین درتالارمعلوماتی ارایه نمودند که اینک خدمت
خوانندگان عزیزجهت معلومات بیشترتقدیم میدارم 

دوستان ارجمند

گشایش نمایندگی کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان را در کشور هالند که به همت برادران ارجمند عبدالسلام احمدی و سید اکرام طاهری برگزار میگردد تبریک میگویم. واقعآ رویدادیست تاریخی و با ارزش
دشواری ها ، چالش ها و مصیبت های سیاسی، فرهنگی، هویتی، اقتصادی و امنیتی در کشور ما به اندازه ی فراوان است که نمیتوان در چند دقیقه محدود روی همه مسایل صحبت کرد
سخنان من امروز بیشتر روی کمپین اختصاص یافته است
کمپین و اهداف كمپين چیست
زمان اجراي كمپين
آموزش داوطلبان،
حوزه یا گستره‎ي فعاليت های کمپین
موقف کمپین در ارتباط به تغییر قوانین
تا کنون چند دفتر این کمپین ایجاد شده است ؟
کمپین چه سیاستی در مورد دریافت کمک های مالی دارد؟
عکس العمل مردم نسبت به کمپین چگونه است؟
و کدام نوع کمپین ها را در صورت همکاری هموطنان ، کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان در نظر دارد به همکاری شما هموطنان در آینده نزدیک راه اندازی نماید
کمپین چیست
واژه کمپین به معنای "کارزار" یا مبارزه است یعنی تلاش دسته جمعی، برنامه ریزی شده و زمانمند برای دستیابی به هدفی خاص گفته می شود
در اینجا به یک مثال میپردازم: گروه‎هايي از فعالان جنبش زنان پس از تجمع سال های 1920 ، که در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز در اروپا و امریکا توسط زنان برگزار شده بود، بر آن شدند كه در ادامه‎ي پيگيري اهدافي که در قطعنامه آن تجمع اعلام شده بود و پس از بحث و بررسی های فراوان با حضور نمایندگانی از بخش های مختلف و در جهت تلاش براي تغيير قوانين تبعیض آمیز نسبت زنان در اروپا و امریکا، بعد از شش ماه حركت هاي ‎جمعي و هدف‎مند (كمپين) را در دستور كار خود قرار دهند
بنآ متوجه میشویم که اساس کمپين، ایجاد انگیزه برای مردم و تلاش براي تغيير قوانينی است که دولت ها حقوق انسانی شهروندان را نقض میکنند
اهداف كمپين چیست؟
اهداف کمپین ها نظر به فعالیت های شان تفاوت دارد. اما اهداف کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان
 مشاركت وسیعی از شهروندان، در جهت تغيرات مثبت اجتماعي و رسيدن به هدفي معين و مشروع یعنی رفع تبعيض‎ عليه شهروندان
 افزايش آگاهي مردم نسبت به اعلامیه جهانی حقوق بشر 
 ـ و تلاش برای بسیج زنان و مردان حق‎طلب و عدالت‎خواه
تجربه‎هاي بسياري مي‎آموزد که ارتباطات بيشتر و کار های دستجمعی گروه‎هاي مختلف ، بهبودی را در بطن جامعه‎ گسترش مي‎دهد
کار مثبت اين ارتباطات در صورت تداوم، زمينه را براي شنیدن صدای مردم ایجاد میکند، که زندگی شان تحت تاثیر قوانین تبعیض آمیز تلخ شده است
بنابراين، کار های جمعي یعنی راه اندازی کمپین ها، اعتقاد و نیاز به توانمندسازي مردم را افزایش میبخشد و باور به اينکه تنها تغييراتي ماندگار و ريشه‎اي وقتی حاصل میگردد که همه اقدام نمایند
 ـ يكي ديگر از اهداف اين كمپين آن است كه تلاش‎گران آن ، در عمل و تماس مستقيم با شهروندان ، متوجه شوند كه بدون تحمل سختي، بدون پرداخت هزينه و البته اتحاد و همدلي، هيچ بي‎عدالتي و تبعيضي قابل تغيير نيست. همدلي و همكاري صميمانه‎ي مدافعان ، در راستاي پيشبرد اين پروژه‎ي عدالت‎خواهانه، بي‎ترديد روحيه مشاركت در سرنوشت كشور را در ميان فعالان و متقابلا در ميان شهروندان ايجاد خواهد كرد
کمپین در صدد تغییر قوانینی است که اراده مردم در آن در نظر گرفته نشده باشد؟
کمپین خواستار تغییر هر گونه قانون تبعیض آمیز علیه انسان است. برخی از این قوانین در اساسنامه کمپین توضیح داده شده اند
زمان اجراي كمپين کمپین برنامه ای بلندمدت است يعني تا رسيدن به اهداف که عدالت و برابری است ادامه خواهد داشت. اين حركت با توجه به مدت زمان و تعداد مشاركت‎كنندگان ادامه خواهد داشت


آموزش داوطلبان، الزامي است
اجرا و پيشبرد كمپين نيازمند نيروهاي با احساس ، داوطلب و آموزش دیده است . ازمیان كميته‎ هاي مختلفي که به مرور زمان براي تسهیل در اجراي كمپين شكل میگیرد ”كميته‎ي آموزش و آگاهی“ است اين كميته تلاش دارد با برگزاري كارگاه‎هاي‌ آموزشي براي تمام داوطلبان آنها را با "طرح کمپین" ، "موارد حقوقی مورد اعتراض در کمپین" و "شیوه برقراری ارتباطات رو در رو برای اهداف کمپین آشنا کند. گذراندن اين دوره به تمام فعالان و داوطلباني كه مي‎خواهند فعالیت بیشتری در این حرکت داشته باشند توصیه می شود
ذكر اين نكته مهم است كه داوطلبان لازم نيست متخصص در مسائل حقوق بشر باشند بلکه در اين كارگاه‎ها، آموزش‎هاي لازم و در ارتباط با موضوع: "آشنايي با حقوق بشر" و پاسخ به سوالات و ابهامات شهروندان، ارائه خواهد شد


حوزه یا گستره‎ي فعاليت های کمپین
اگرچه نقطه آغاز کمپین در لندن بوده است ، اما هیچ محدودیتی در پیوستن به این حرکت وجود ندارد . هر فرد یا گروه اجتماعی در هر کجای اروپا و یا در خارج از اروپا می تواند در جهت تحقق اهداف کمپین فعالیت کند. گروه‎ها و افراد فعال در اروپا و یا افغانستنان مي‎توانند با توجه به پتانسیل های که دارند، برای پیشبرد اهداف کمپین فعالیت کنند و جزئی از خانواده بزرگ کمپین در سراسر اروپا و افغانستان باشند
تا کنون چند دفتر یا نمایندگی های کمپین ایجاد شده است ؟
دفتر مرکزی کمپین در لندن است . همزمان با دومین سالگرد کمپین، نمایندگی های این کمپین در ;کابل، هالند و آلمان راه اندازی میشود. برای ایجاد نمایندگی های بیشتر، نیاز به زمان است
کمپین چه سیاستی در مورد دریافت کمک های مالی دارد؟
کمپین تصمیم گرفته است که هیچ نوع کمک مالی را از طرف دولت ها به صورت علنی و غیر علنی نپذیرد . برای کسانی که این حرکت را آغاز کردند و کسانیکه در مراحل بعدی به آن میپیوندند مساله استقلال مالی یکی از مهمترین برنامه کمپین است
ما معتقدیم حمایت های مالی از جانب دولت ها به سرعت اعتماد مردم را نسبت به ما کاهش داده و استقلال این حرکت را زیر سوال می برد . در عین حال کمک های مالی از طرف فعالان و حامیان کمپین هرچند اندک باشد حس تعلق را در میان آنها گسترش می دهد. این ویژگی مهم کمپین الگوی خوبی برای حرکت های داخلی و خارجی خواهد بود. بعلاوه بسیاری از فعالیت های کمپین از طریق کمک های غیر مادی و نیروی انسانی اعضا و حامیان انجام شده است 
به طور مثال تا کنون جلسات و برنامه های کمپین به همکاری رضاکاران در مراکز اجتماعی و تالار های دانشگاه ها و به حمایت مالی اعضا برگزار می شود 
عکس العمل مردم نسبت به کمپین چگونه است؟
این عکس العمل ها متفاوت بوده است. بسیاری از فعالان در داخل و خارج حمایت خود از کمپین را از طریق رسانه های انترنتی اعلام کرده اند. بسیاری از افراد نیز بعد از آگاهی در مورد کمپین برای همکاری بیشتر اعلام آمادگی کرده و در شهرهای مختلف افغانستان و کشور های اروپایی در جهت پیشبرد اهداف کمپین تلاش می کنند
کدام نوع کمپین ها را در صورت همکاری هموطنان ، کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان ضرور میداند در آینده نزدیک راه اندازی نماید در اینجا توجه تان را به راه اندازی چند نوع از کمپین که برای جامعه ما بسیار حیاتی و مهم است ، مبذول میدارم

• کمپین علیه کشت و استفاده مواد مخدر
• کمپین علیه بیسوادی
• کمپین علیه خشونت با زنان و کودکان
• کمپین علیه تبعیض و نژاد پرستی
• کمپین علیه ناقضین حقوق بشر
• کمپین علیه بیکاری و ایجاد زمینه اشتغال برای مردم
• کمپین برای دفاع از حقوق معلولین و معیوبین
• کمپین برای حمایت و دفاع از حقوق بیوه زنان و یتیمان
• کمپین جمع آوری امضا برای تغیر قوانین
• کمپین برای بهبودی خدمات اجتماعی
• کمپین برای بهبودی خدمات صحی
• کمپین برای محیط زیست بهتر
• کمپین برای حفظ ارزش های فرهنگی و هویتی
• کمپین برای انتخابات شفاف

اینکه حرکت کمپین با چه نوع مقاومت و فشارهایی از طرف دولت ها رو به رو خواهد شد و تا چه اندازه اهداف و برنامه ها عملی خواهد شد مربوط میشود به همکاری فعالان، انسان های مردم دوست ، کار های دستجمعی و مدیریت موثر 
اين مبارزه راهي دشوار و طولاني است اما برای تامین عدالت و دفاع از انسان های محروم جامعه و ترویج دمکراسی بلاخره از یک نقطه ی باید آغاز کرد

 

تشکر

دکتر نورالحق نسیمی

ریس کمپین اروپایی حقوق بشر برای افغانستان

 

دختران بیشتری به قوه قضائیه می روند

 

  حمل/ ۱۳۹۲ – زنان افغان با تبعیض های گونه گون رو به رو هستند و زیر سایه ی

فرهنگ افغانی این بیشتر برای زنان افغان قابل پذیرش است تا نگرانی های شان را به قضات زن بگویند تا قضات مرد

 با این وجود؛ تنها ۱۰ درصد از قضات کشور را زنان را تشکیل می دهند

اگر قضات بیشتری زن در دادگاه های کشور بیایند؛ زنان پیروزی های بیشتری به دست خواهند آمد

 از این رو در سال پار انجمن قضات زنان افغان یک نهاد حرفه یی حقوقی است به هدف تشویق بیشتر بانوان برای پیوستن به دستگاه قضایی کشور ایجاد شد

  اداره ی توسعه یی ایالات متحد امریکا یا ( USAID) از طریق برنامه ی عملی ساختن رسمی قانون همکاری های نزدیک با دادگاه عالی افغانستان دارد و نهاد های از جمله انجمن قضات زنان افغان دارد تا زنان بیشتری را به بخش قضایی افغانستان جذب نماید و این گونه دست رسی زنان را به عدالت بیشتر نماید

قیام نوری

 

چرا… ایالات متحدۀ امریکا؟

 

 چهارده حمل / ۱۳۹۲ – جان کیری، وزیر خارجۀ ایالات متحدۀ امریکا در یک سفر نامنتظر به کابل، به گونۀ تحسین آمیز تعهد سپرد که حقوق زنان افغان را در اولویت برنامه های کاری سیاست خارجی اش قرار خواهد داد. اما دادن حقوق زنان افغان بیرون از توانایی ایالات متحدۀ امریکا است

  و اکنون زمان آن فرا رسیده است که  این وعده های را که نمی توانیم به جا بیاوریم، دست برداریم

در دوازده سال اخیر افغانستان و عراق چیزهای به ما آموختند؛ این که ما در انتقال دموکراسی غربی و تمام حقوق بشر به فرهنگ های بیگانه خوب نبودیم

در فرجام، دستگاه دیپلوماسی و ارتش مان معیار های اجتماعی را نهادینه نتوانستند. بله، حقوق زنان افغان به حمایت  ایالات متحدۀ امریکا نیاز مند است اما نه به وعده های که وابسته به حضور سربازان امریکایی در افغانستان باشد

بی تردید پس از سرنگونی رژیم طالبان ، کیفیت زنده گی بسیاری از افغان ها تغییر فوق العاده یی داشته اند. اما این پیشرفت ها ممکن است شکننده باشند

همان گونه که خبرنگار ارشد رویترز در افغانستان در مجلۀ سیاست خارجی گفته است که رییس جمهور کرزی به گونۀ فزایندۀ برای دادن حقوق زنان به این قشر، بی میل است” و حکومت های محلی نیز برای دادن این حقوق کار های اثرگذار نکرده اند

سی ان ان

برگردان: قیام نوری

 

برای نخستین بار افغانستان عضو

کمیتۀ “دموکراسی و حقوق

بشر” اتحادیه بین پارلمانی شد

 

۳/ سرزده حمل/ ۱۳۹۲ – گزارشگر: قیام نوری -  فرخنده زهرا نادری، عضو مجلس نماینده گان افغانستان که به نماینده گی از افغانستان در انتخابات کمیتۀ دموکراسی و حقوق بشر این اتحادیه نامزد بود، با گرفتن بیشترین آراء توانست برندۀ این کرسی شود

در این انتخابات، بانو فرخنده زهرا نادری با حریفان نیرومندی از استرالیا و ایران رو به رو بود، اما توانست با گرفتن ۲۸ رای مثبت عضویت  این کمیته مهم را به دست آورد

نمایندۀ استرالیا در این انتخابات تنها توانست ۲۰ رای بگیرد و ایران نیز فقط  ۳ رای را به نام خود رقم زد

 این انتخابات که در ماه مارچ سال ۲۰۱۳ میلادی در پایتخت اکوادور برگذار شده بود، در آن ۵۲ عضو این کمیته برای این سه نامزد رأی دادند

فرخنده زهرا نادری، در سخنرانی پیش از برگذاری انتخابات برای کرسی عضویت کمیتۀ دموکراسی و حقوق بشر سازمان درون-پارلمانی بر شریک ساختن افغانستان در تصمیم گیری های بین المللی تأکید ورزید

:” افغانستان را باید بعد ازین در مسئولیتهای بزرگ بین المللی شریک سازید و اجازه دهید که افغانستان در حل بحرانهای جهانی و تصمیم گیری های بین المللی سهیم باشد و افغانستان از وضعیت مظلومیت به حالت مسئولیت پذیر در آید”

بانو فرخنده زهرا نادری، رقابت برای گرفتن کرسی عضویت دایمی کمیتۀ دموکراسی و حقوق بشر این اتحادیه را “پر چالش” می گوید

:” کسب عضویت کمیته دموکراسی و حقوق بشر اتحادیه بین الپارلمانی برای افغانستان کار ساده نبود. کشور های استرالیا و ایران برای کسب عضویت درین اتحادیه تلاشهای بیشتری را بخرج داده بودند و آماده گی قبلی داشتند. شانس برنده شدن برای استرالیا بیشتر بود زیرا سناتور استرالیایی یک چهره شناخته شده عضو اسبق این اتحادیه بود و رای دهنده گان نیز از فعالیتهای وی آگاهی قبلی داشتند. اما با آنهم افغانستان در چنین انتخابات جدی بین المللی توانست با بیشترین آراء عضویت کمیته حقوق بشر و دموکراسی را کسب کند، که این واقعاً یک دستاورد با ارزش است”

پس از سالیان دراز، این نخستین بار است که افغانستان برگۀ عضویت در یکی از کمیته های مهم اتحادیه درون-پارلمانی را به دست می آورد و عضو فعال این اتحادیه می شود

در این نشست، افزون بر فرخنده زهرا نادری، سید اسحق گیلانی، داکتر محی الدین مهدی، نور اکبری و  آقا درزابی به نماینده گی از مجلس نماینده گان افغانستان حضور داشتند

 اتحادیه درون-پارلمانی در سال ۱۸۸۹ میلادی با هدف های تقویت دموکراسی، حقوق بشر و گسترش صلح جهانی ایجاد شده است

 

هر روز ۲ زن در ننگرهار

خرید و فروخت می شود

۱۱/ یازده حمل/ ۱۳۹۲ – بر بنیاد یافته های جامعۀ شناسان کشور، فروش و معاملۀ زنان و دختران در ولایت ننگرهار به گونۀ گسترده وجود دارد. هر روز دو زن در ولایت ننگر ها فروخته می شود

 اسدالله احمدی، پژوهش گر افغانی می گوید که بر بنیاد یافته های وی، در ولسوالی های رودت، مهمند و شینوار ولایت ننگرهار، تا پنج برابر بیش از این شمار نیز زنان فرید و فروخت می شود

 :” این زنان در ولسوالی های مهمند، رودت و سراسر ولسوالی شینوار خرید و فروخت می شود، و محل فروش نیز مرز میان پاکستان و افغانستان است”

 به گفتۀ وی ملاامامان کشور این موضوع را نادیده می نگارند و به ضد این کار هیچ آوازی بلند نکرده است

:” این جامعه ی است که ملاامامان به ضد نو روز و به ضد سال نو سخن می زنند. اما گواه هستیم که حد اوسط زنان که در ولایت ننگرهار خرید و فروخت می شوند، دو زن در یک روز است”

احمدی می گوید که زنان افغان در شرق به آن سوی مرز در پاکستان فروخته می شوند و بیشتر اوقات بهای این بانوان کمتر از یک قاطر است

وزارت حج و اوقاف نیز این یافته ها را تأیید می کند و می گوید که از آن رو ملاء امامان در برابر این کار خاموش اند که این کار بیشتر به یک فرهنگ در این ولایت مبدل شده است

روی هم رفته، محمد حنیف ارغندیوال، معاون والی ننگرهار، در حالی که استفاده های سوء از زنان و دختران را در این ولایت می پذیرد، اما گفته ها در پیوند با فروش زنان را رد می کند

طلوع نیوز

برگردان: قیام نوری

 

 

مارگارت تاچر، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، در سن ۸۷ سالگی به دنبال سکته مغزی

درگذشت

خانم تاچر از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۰ نخست‌وزیر بریتانیا بود

مارگارت تاچر اولین و تنها نخست‌وزیر زن بریتانیا بود. او رهبر حزب محافظه‌کار بریتانیا بود و به "بانوی آهنین" شهرت داشت

دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا که سفر خود به اسپانیا را پس از شنیدن خبر مرگ خانم تاچر نیمه‌کاره گذاشته، گفته است: "ما یک رهبر بزرگ، یک نخست وزیر بزرگ و یک بریتانیایی بزرگ را از دست دادیم"

مارگارت تاچر پس از به قدرت رسیدن به سیاست‌های تقویت بازار آزاد و همچنین مقابله با اتحادیه‌های کارگری پرداخت

رویارویی نظامی بریتانیا و آرژانتین بر سر جزایر فالکلند در دوره نخست‌وزیری او اتفاق افتاد

تاچر و ریگان متحدانی نزدیک بودند

خانم تاچر در سال‌های اخیر دچار بیماری آلزایمر شده بود

او نزدیکترین متحد کلیکرونالد ریگان، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده به شمار می‌آمد. رونالد ریگان هم در سال‌های آخر عمر به آلزایمر دچار شده بود

آقای ریگان در ماجرای فالکلند جانب بریتانیا را گرفته بود

مارگارت تاچر از تحریم ایالات متحده علیه ایران، که پس از حمله به سفارت آمریکا و گروگان‌گیری وضع شدند، حمایت کرده بود

همچنین در دوره او روابط ایران و بریتانیا به دنبال فتوای آیت‌الله خمینی برای قتل سلمان رشدی، نویسنده کتاب آیات شیطانی، قطع شد

 

حجاب باز در فرانسه مساله‌ساز شد
صدور حکم بحث انگیز دادگاهی در فرانسه، سبب شده که بحث بر سر روسری یا حجاب اسلامی که در سال ۲۰۰۴، در این کشور به راه افتاده بود یک بار دیگر از سرگرفته شود.فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری سوسیالیست فرانسه ازتلاش های احزاب این کشور برای افزایش محدودیت استفاده از حجاب اسلامی، حمایت کرده است.مطالب مرتبطنمایه سیاسی فرانسهاولین مورد جریمه زنان مسلمان به جرم محجبه بودن در فرانسهموضوعات مرتبطگزارش و تحلیل، اروپادرخواست‌ها برای وضع قانون جدیدی در این باره به دنبال حکم ماه گذشته عالی ترین دادگاه تجدید نظر فرانسه، موجب نومیدی مسلمانان این کشور شده است.جمعیت مسلمانان فرانسه بین ۵ تا شش میلیون نفر تخمین زده می شود که از هر کشور دیگر اروپای غربی بیشتر است."مشکل، بیشتر از آن که به نمادهای مذهبی مربوط باشد مربوط به خود روسری است که نشان دهنده موقعیت زنان در محله های بخصوصی است"توماس لگراند، خبرنگار فرانسویدادگاه فرانسه رأی داده بود که اخراج کارمند یک کودکستان خصوصی به دلیل استفاده از پوشش اسلامی، قانونی نبوده است.دولت سوسیالیست فرانسه بدون فوت وقت در مورد خطری که "اصل سکولاریسم" در کشور را تهدید می کند هشدار داد و گفت رعایت این اصل"نباید در مقابل درب ورودی یک کودکستان متوقف شود."اگر چه تمام کسانی که در این بحث شرکت دارند می گویند خود را به سکولار بودن کشور متعهد می دانند، ولی در زیر پرچم سکولاریسم برنامه های متفاوت اجتماعی و سیاسی خود را دنبال می کنند

 

انجلینا جولی در افغانستان یک مدرسه دخترانه ساخت

آنجلینا جولی" ستاره هالیوود و سفیر ویژه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل،
 
آنجلینا جولی" ستاره هالیوود و سفیر ویژه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، در تازه ترین فعالیت خیرخواهانه اش مدرسه دخترانه ای را در روستایی در نزدیکی کابل پایتخت افغانستان با هزینه شخصی اش ساخته است.
به گزارش العربیه به نقل از سایت رزنامه" دیلی تلگراف" این مدرسه که ساخت آن در سال 2012 آغاز شده بود گنجایش 200 تا 300 دانش آموز دختر را دارد. 
این هنرپیشه برجسته آمریکایی که فعالیت های انساندوستانه اش به ویژه در افغانستان زبان زد خاص و عام است در سال 2010 نیز در اقدامی مشابه، با هزینه شخصی خود مدرسه ای دخترانه در شرق افغانستان ساخته بود.
 

 

 

اوباما پس از متهم شدن به تبعیض جنسیتی

 

اوباما یکی از وزرای زن خود را "زیبای بی رقیب" خواند سپس عذرخواهی کرد 
شنبه 6 اپریل 2013م العربیه 
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا خانم "کامالا هاریس" وزیر دادگستری ایالت کالیفورنیا را زیباترین وزیر زن در کشور " خواند اما پس از متهم شدن وی به "تبعیض جنسیتی" از این گفته خود عذاخواهی کرد. 
به گزارش خبرگزاری فرانسه اوباما در جلسه ای در فرانسیسکو درباره خانم هاریس گفته است :" او درخشان ، متعهد ، و مصمم است ." وی سپس افزود :" او وزیری است "زیبا و بی رقیب" . 
اظهارات باراک اوباما درباره وزیر دادگشتری کالیفرنیا با واکنش های انتقاد آمیزی بویژه از سوی روزنامه نگاران روبر شده است. 
جی کارنی، سخنگوی کاخ سفید، گفته است که اوباما پس از این واکنش ها ، با خانم هاریس تماس گرفته و از وی عذرخواهی کرده است. 
در عین حال سخنگوی کاخ سفید تاکید کرد که اوباما و خانم هاریس مدت هاست که دوست همدیگر هستند و رئیس جمهور هرگز به دنبال کاستن از موفقیت ها و توانایی های خانم وزیر نبوده است." 
کاررنی همچنین افزود که رئیس جمهور بر مشکلات رو درروی زنان در محل کار آگاه است و تاکید می کند که نباید آنها را بر اساس شکل ظاهرشان  مورد سنجش قرار داد

 

 

ملالـی یوسفزی داستان زنده گی

خودرا دومیلیون یوروفروخت

وقتی به مرگ و داستان زنده گی انیسه دختر دانشجو جوان افغان که رضا کارانه در کام اطفال این وطن قطره های نجات را می چکاند می اندیشیم ، و قیمت دومیلیون یوروئی داستان زنده گی ملالی دختر پاکستان را میبینم ، به این نتیجه میرسیم که زنده گی دختر افغان نزد جامعه بین المللی ارزش و مرگ شان ماتم ندارد . وقتی صدای طنین انداز انیسه از مرز های افغانستان خارج نمیشود ، و صدای ملالی پاکستانی تا سرحد فروختن داستان زنده گی و شهروند افتخاری شدن در لندن می انجامد ، به این معنی است که ما به دیگران ملالی قهرمان و به خود انیسه نامراد میسازیم
من نمیدانم چرا این حملات، چرا این کودک کشی منظم و زنجیره ای در افغانستان که توسط طالبان صورت می گیرد،داستان نویسی نمیشود چرا نهاد های جامعه جهانی
 د ختران جوان و حتی کودکان افغان را که که مرتب مورد خشونت و تجاوز جنسی قرا می گیرند و عدالت خواهی آنان به جای نمیرسد ، حتی به داستان دومیلیون یوروی نی به داستان مجانی شان گوش فرا نمیدهند ؟ 
ملیون ایرویی ورفتن ملالی یوسفزی به لندن شهروند افتخاری شدن در انگلستان ، فروختن داستان زنده گی دو میلیون یوروئی از یک طرف مرا بسیار خوش ساخت که یک دختر جوان از خود شجاعت نشان داده است که امروز همه مشتاق شنیدن داستان زنده گی او هستند ، ولی از طرف دیگر بی رحمی و بی ارزش شمردن حقوق اولیه بانوان و دختران افغانی توسط جامعه جهانی نهاد های حقوق بشری که جان خود را در راه خدمت به هموطنان خود فدا می کنند و از ایشان نامی برده نمی شود مرا بسیار متآثر ساخت 

 

 حمل ۱۹/۰۱/۱۳۹۲ – نهاد آموزشی کنفوسیوس دانش گاهِ کابل به روز یک شنبه همین

هفته پس از یک وقفه ی یک و نیم ساله دو باره باز شد. این نهاد آموزشی از ماه اکتوبر سال ۲۰۱۰ میلادی به این سو بسته بود

 ژو فیهانک، سفیر چین در کابل در مراسم بازگشایی این نهاد آموزشی گفته است، بازگشایی این نهاد به گسترش روابط میان این دو ملت می انجامد

 :” چنین و افغانستان دوست ، همسایه و همکاران خوبی هستند. تبادله میان این دو ملت به ۲ هزار سال پیش بر می گردد”

  همزمان با این حبیب الله حبیب، رئیس دانش گاهِ کابل نیز از بازگشایی این نهاد استقبال می کند

:” چین و زبان چینی هر دو در سطح بین المللی نقش مهم را ایفا می کند. من آرزو دارم که دانش جویان زبان چینی در تقویت روابط دو کشور همکاری نمایند”

نهاد آموزشی کنفوسیوس در سال ۲۰۰۸ میلادی در دانش گاهِ کابل ایجاد شده بود؛ اما این نهاد از ماه اکتوبر سال ۲۰۱۰ میلادی به علت نگرانی ها از امنیت اجتماعی بسته شده بود

در حال حاضر صد دانش جوی افغانستانی زیر نظر سه استاد چینی مشغول یاد گیری مراحل نخستین زبان چینی در این نهاد هستند

قیام نوری

 

نهادهای جامعه مدنی: سهم زنان

در قانون انتخابات تضمین شود

چهارشنبه ۷ حمل ۱۳۹۲ 
۸صبح، کابل: همزمان با آغاز کار کمیسیون‌های هژده‌گانه روی طرح قانون انتخابات، نهادهای جامعه مدنی خواهان افزایش سهم زنان در پروسه‌های سیاسی شدند.
 
در نشست مشورتی روز سه شنبه کمیسیون زنان، جامعه مدنی و حقوق بشر مجلس نمایندگان نهادهای جامعه مدنی با مهم خواندن نقش زنان در پروسه‌ی سیاسی برخی پیشنهادها را به اعضای مجلس نمایندگان ارایه کردند.
۱-افزون به سهم ۶۸ درصدی کرسی‌های پارلمان به زنان مطابق قانون اساسی؛ از هر ولایت دونفر، زمینه‌ی رقابت زنان با مردان نیز فراهم شود.
فوزیه کوفی، رییس کمیسیون زنان جامعه مدنی و حقوق بشر مجلس نمایندگان با مهم خواندن نقش زنان در پروسه‌ی سیاسی از آمادگی این کمیسیون برای ارایه نظریات نهادهای جامعه مدنی در قانون انتخابات سخن گفت.
2-درفهرست نامزدهای احزاب سیاسی درسیستم مختلط یک مرد و یک زن همزمان پیشنهاد شده و یکی از معاونان ریاست جمهوری نیز باید زن باشد.۳-۲۵درصد کارت‌های اعتباری درهنگام ثبت نام نامزدهاباید از زنان باشد.۴-درکمیسیون رسانه‌ها باید افراد دارای مدرک لیسانس و دارای تجربه‌ی مسلکی شامل باشند و اعضای کمیسیون از میان زنان و مردان به طور مساویانه انتخاب شوند.۵- درقانون انتخابات تلاش شود تاسهم زنان  در پروسه‌های سیاسی تضمین شود.۶-زمینه‌ی برگزاری انتخابات شفاف و حضور گسترده‌ی مردم به ویژه زنان در قانون انتخابات تسجیل شود.
افزون براین، برخی شرکت کننده ها دیدگاه مختلفی نیز روی چگونگی تعیین سیستم انتخابات و نقش زنان در پروسه‌ی سیاسی داشتند.
شیرین محسنی، نماینده‌ی ولایت دایکندی در مجلس نمایندگان به این باور است، از آن‌جایی که فعالیت احزاب سیاسی درافغانستان تعریف نشده و بسیاری گروه‌های سیاسی خانوادگی و قومی هستند، نباید کرسی‌ها به احزاب سیاسی در قانون انتخابات سپرده شود.
او گفت احزاب سیاسی در افغانستان نهادینه نشده‌اند و  نامزدهای احزاب نیز خانوادگی خواهند بود و در رقابت‌های انتخاباتی افراد به جای احزاب به رقابت می‌پردازند.
اما عزیز رفیعی، رییس مجتمع جامعه مدنی با مهم خواندن نقش احزاب در نظام‌های دموکراتیک گفت که دموکراسی بدون احزاب سیاسی معنا ندارد.
وی در مورد نقش زنان در پروسه‌های سیاسی گفت که احزاب سیاسی نقش زنان را بیشتر بسازند تا زمینه حضور زنان در پارلمان فراهم شود.
در همین حال، فوزیه کوفی، رییس کمیسیون زنان جامعه مدنی و حقوق بشر مجلس نمایندگان با مهم خواندن نقش زنان در پروسه‌ی سیاسی از آمادگی این کمیسیون برای ارایه  نظریات نهادهای جامعه مدنی در قانون انتخابات سخن گفت.
او گفت در انتخابات‌های پارلمانی گذشته زنانی که رای بیشتر را به دست آورده بودند ولی به دلیل اختصاص تنها دو کرسی به زنان در همان ولایت، نتوانستند به شورای ملی راه یابند.
خانم کوفی گفت که سیستم انتخابات و سهم احزاب سیاسی کشور از موضوعات کلیدی قانون انتخابات را تشکیل می‌دهد وانتخابات سیستم‌های انتخاباتی به صورت فنی و کارشناسانه مورد بحث قرار خواهند گرفت.

 

زندگی آوازخوان مشهورافغانی درامریکا


من در لاس آنجلس امریکا به دنیا آمده آمدم، پدرم نورالله دلاوری و مادرم ستاره هستند. پدر کلانم (پدر مادرم) در ۱۹ سالگی و در سال ۱۹۲۰ از شهر جلال آباد به امریکا مهاجر شد، که دوازده فرزند داشت و مادرم فرزند ششم خانواده است.
به گزارش روزگارنو، به نقل از خبرگزاری بخدی افغانستان، نمایش نخست، از سوی هنرمندان مکتب موزیک اجرا شد و کنسرت دوم از سوی آریانا دلاوری، آوازخوان و ترانه ساز افعانی الاصل امریکایی برگزار شد.
در کنسرت خانم آریانا دلاوری حداقل دو صد تن از افغان ها و اتباع خارجی در مرکز فرهنگی کنیدی آمده بودند.
چندین آهنگ او علیه طالبان خوانده شده است، زمانیکه طالبان بیشترین مناطق افغانستان را در کنترول داشتند و به شدت علیه نیروهای شمال می جنگیدند.
آهنگ “طالبان می روند” (Be Gone Taliban ) توسط خانم دلاوری کارگردانی و خوانده شده است.
عبدالله نوری نورستانی خبرنگار خبرگزاری بخدی در امریکا با آریانا دلاوری گفتگو کرده است و نخست از او در مورد زندگی شخصی اش پرسیده است.
من در لاس آنجلس امریکا به دنیا آمده امدم، پدرم نورالله دلاوری و مادرم ستاره هستند.
پدر کلانم (پدر مادرم) در ۱۹ سالگی و در سال ۱۹۲۰ از  شهر جلال آباد به امریکا مهاجر شد، که دوازده فرزند داشت و مادرم فرزند ششم خانواده است.
ستاره، مادرم در سال ۱۹۶۳ به افغانستان سفر کرد که در آنجا با نورالله دلاوری (پدرم) آشنا شد و باهم عروسی کردند.
پدر و مادرم در سال ۱۹۶۹ به لاس آنجلس امریکا رفتند و من هم در آنجا تولد و بزرگ شدم.
والدین من پس از حملات ۱۱ سپتامبر برای کمک برای مردم افغانستان به این کشور سفر کردند و در آنزمان بود که پدرم برای انتقال و بردن سیستم جدید بانکداری، در افغانستان بسیار تلاش کرد.
در ماه اکتوبر سال ۲۰۰۲ برای نخستین بار به افغانستان سفر کردم بعد از دیدن وطنم، عاشق انجا شدم.
خانم دلاوری، حال چی شد که به موسیقی رو آوردی و آواز خوانی را دقیقا در کدام سال شروع کردی؟
به موسیقی از کودکی علاقه داشتم، اما فکر نمی کردم که روزی خواننده شوم، سیزده ساله بودم که به نواختن گیتار شروع کردم و گفته می توانم که در آنزمان بود که علاقه ام به موسیقی چند برابر شد.
پس از اینکه نواختن گیتار را شروع کردم به نوشتن موسیقی آهسته آهسته رو آوردم.
زمانی که افغانستان را از نزدیک دیدم تصمیم گرفتم که از خود یک آلبوم بسازم.
چه احساس داری زمانیکه موسیقی افغانی را گوش می دهی و به کدام هنرمند افغانی علاقه داری؟
موسیقی افغانستانی را دوست دارم و از خواندن های دری و پشتوی ” کلاسیک” خوشم می آید و از پدرکلانم نیز یک آرشیف موسیقی دارم که شامل آهنگ های قدیمی است.
من، موسیقی که طبعیت غربی را داشت می نوشتم؛ اما بعضی آهنگ های من، شکل افغانی را به خود می گرفت و فکر می کنم که این یک موضوع کاملا عادی است.
یک شب تصمیم گرفتم که یک آهنگ احمد ظاهر را با گیتار بنوازم که این کار باعث علاقه مندی من به احمد ظاهر شد.
خانم دلاوری! در آهنگ های خود می خواهی چی پیامی را انتقال بدهی؟
افغانستان سال های جنگ را سپری کرده، مردم افغانستان بسیار روزهای سخت را پشت سر گذرانده و دردهای زیادی را تحمل کرده اند.
فکر می کنم که در حال حاضر، افغانستان نیازمند صلح و پایان دادن به خشونت های جاری است، همیشه تلاش دارم که پیام صلح و اتفاق را توسط آهنگ هایم انتقال بدهم.
از افغانستان و درد های مردم یاد کردید، در این سال ها یک برنامه موسیقی به نام “ستاره افغان” در افغانستان پخش می شود، خواستم در مورد این برنامه از شما بپرسم؟
علاقه مند موسیقی افغانی هستم و اصلا دوست ندارم که این موسیقی کم رنگ شود و یا از ببن برود، ایجاد این برنامه موسیقی در افغانستان یک گام نیک برای حفظ و گسترش دامنه موسیقی است.
ایجاد برنامه هایی که جوانان را تشویق به موسیقی کند، قابل قدر است و می خواهم که جوانان بیشتری به موسیقی آشنا شوند و چهره های جدید در این عرصه ظهور کنند.
خانم دلاوری اما بعضی از خانواده ها در افغانستان اجازه نمی دهند که جوانان شان آواز بخوانند؟
پیام من به این خانواده ها این است که به هنر ارزش بگذارند و اجازه بدهند برای فرزندان شان که چیزی را که می خواهند به آن برسند. به نظر من به احساس جوانان و به خواست شان باید توجه شود و به آنچه که می خواهند باید احترام گذاشته شود.
برای جوانان اما، پیام من این است که به درس توجه کنند و بدنبال هنری بروند که قلب و روح شان آنرا می خواهد، کاپی نکنند و راه خود شان را بروند.
حالا می خواستم بپرسم به این اندازه که موسیقی افغانستانی را دوست دارید، آیا برنامه ای دارید که به این کشور سفر کنی و کنسرت بگذاری و آواز بخوانی؟
بسیار علاقه مند سفر به افغانستان هستم و تا چند ماه دیگر به این کشور خواهم رفت اما هنوز زمان دقیق آن معلوم نیست.
قصد دارم که فیلم مستند خود را در امریکا به نمایش بگذارم و اگر شرایط فراهم بود، در آینده کنسرت هایی هم در افغانستان برگزار می کنم.
تلاش دارم که در سراسر دنیا کنسرت برگزار کنم و همه کشور ها را دوست دارم.


"بيانيه تاريخی" سازمان ملل در مورد خشونت عليه زنان

پس ازمذاکرات طولانی باکشورهای مسلمان،سر انجام اين کشورها پذيرفتند که خشونت عليه زنان و دختران "بر اساس هيچ رسم،آئين و يا ملاحظه دينی"
نمی‌تواند توجيه شود
خبرگزاری فرانسه، امروز شنبه ۲۶ اسفندماه گزارش داد که روز گذشته کشورهای غربی و مسلمان بر اختلافات عميق خود در مورد بيانيه سازمان ملل برای مبارزه با خشونت عليه زنان، که بيانيه‌ای "تاريخی" خوانده شد، پايان دادند و به توافق رسيدند    .
مذاکرات در مورد اين بيانيه از نزديک به دو هفته پيش ميان۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل در نيويورک جريان داشت و طی آن کشورهايی چون ايران، ليبی، سودان و ديگر کشورهای اسلامی که در مورد آن ترديد داشتند سرانجام اين بيانيه را پذيرفتند
از سوی ديگر، کشورهای غربی، به‌ويژه کشورهای اسکانديناوی نيز در نظر داشتند بخشی از اين بيانيه را به حقوق همجنسگرايان و حقوق جنسيتی اختصاص دهند
بيش از شش هزار نفر از فعالان جامعه مدنی جهانی از روز دوشنبه۱۴ اسفندماه (چهارم مارس) در پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان جهان شرکت داشتند.
در جريان مذاکرات پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان، جمهوری اسلامی ايران، واتيکان و روسيه جبهه محافظه‌کاران را تشکيل داده بودند تا طرح نهايی اين بيانيه را که از سوی آمريکا، کانادا، کشورهای اروپايی، به‌ويژه نروژ و دانمارک حمايت می‌شد تغيير دهند
با تصويب بيانيه جديد برای مبارزه با خشونت عليه زنان که در ساعات پايانی روز گذشته صورت گرفت، حاضران در مقر سازمان ملل در نيويورک با فريادهای شادی و کف‌زدن‌های ممتد خودازآن استقبال کردند
میشل باچلت، مدیر اجرایی زنان سازمان ملل متحد اين نشست را "تاريخیخواند و کمی پس از آن، سازمان ملل اعلام کرد که وی به‌منظور شرکت در فعاليت‌های سياسی در کشورش شيلی که زمانی رئيس‌جمهور آن بود، از سمت خود کناره‌گيری کرده است.
به‌گفته ديپلمات‌ها، در جريان مذاکرات پنجاه‌وهفتمين نشست سالانه سازمان ملل درباره وضعيت زنان، جمهوری اسلامی ايران، واتيکان و روسيه جبهه محافظه‌کاران را تشکيل داده بودند تا طرح نهايی اين بيانيه را که از سوی آمريکا، کانادا، کشورهای اروپايی، به‌ويژه نروژ و دانمارک حمايت می‌شد تغيير دهند و همين موضوع بن‌بستی در مذاکرات ايجاد کرده بود که تا آخرين دقايق نشست ادامه داشت.
کشورهای محافظه‌کار همچنين با رابطه جنسی اجباری شوهر و يا مرد شريک زندگی با زن که به‌عنوان تجاوز شناخته می‌شود و همين‌طور حق سقط جنين مخالف بودند.
گروه اخوان‌المسلمين در مصر روز گذشته اعلام کرد که بحث‌های مربوط به متن قطعنامه سازمان ملل بر خلاف اسلام است و اجرای آن موجب "سقوط کامل اجتماعی" خواهد شد.
در بيانيه سازمان ملل آمده است: "کميسيون از دولت‌ها می‌خواهد با تمام قدرت تمامی اشکال خشونت عليه زنان و دختران را محکوم کرده و به هرگونه ملاحظه دينی، آئينی و رسومی برای گريز از اين تعهد پايان بخشند."
اين بيانيه افزوده است که دولت‌ها بايد "به لغو قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان و دختران که قابل قبول شمرده می‌شوند و به تداوم خشونت‌ها دامن می‌زنند، توجه ويژه‌ای داشته باشند."
بر اساس اين قطعنامه کشورها بايد "رفع خشونت‌های خانگی را در اولويت قرار دهند."
برپايه گزارشی از بانک جهانی که در کنفرانس عنوان شد تعداد زنان ۱۵ تا ۴۴ سال جهان که بر اثر خشونت جان خود را از دست داده‌اند از ميزان مرگ بر اثر بيماری‌های ايدز، سرطان و مالاريا بيشتر است

زنان در کابل پیام شان را با زبان

نقاشی به مردان انتقال دادند

 

مجتبی حیدرزاده – کابلشنبه ١٩ حوت ١٣٩١ ساعت ٢٢:٠٧
شماری از زنان نقاش در کابل تحولات که حداقل در سال های اخیر در اجتماع آنان رخ داده را به روی تابلوی نقاشی بیان کردند.

این تابلو ها که شمار شان به 27 اثر می رسد، امروز در یک نمایشگاه نقاشی در مرکز فرهنگی فرانسه در لیسه استقلال کابل به نمایش گذاشته شده است
تابلوهای این زنان، بیشتر خشونت های را نشان می دهد که از سال ها بدین سو، زنان افغان به گونه ای با آن دست و پنجه نرم می کنند.
این تابلو ها که شمار شان به 27 اثر می رسد، امروز در یک نمایشگاه نقاشی در مرکز فرهنگی فرانسه در لیسه استقلال کابل به نمایش گذاشته شده است.
برگزاری این نمایشگاه مصادف شده است با هشتم مارچ روز جهانی زن که همواره در افغانستان و شماری از کشور های جهان تجلیل می شود.
این نمایشگاه از سوی مرکز هنرهای معاصر افغانستان با همکاری انستتیوت فرهنگی فرانسه در کابل برگزار شده است.
بهار فنا از مسوولان مرکز هنرهای معاصر افغانستان می گوید که هدف برگزاری این نمایشگاه بزرگداشت از روز جهانی زن در افغانستان است.
خانم فنا می گوید که استقبال گسترده از این نمایشگاه امیدواری های تازه ای را برای زنان به ویژه بانوان نقاش ایجاد کرده است.
به گفته فنا، تمامی اثرها جنبه حمایت از حقوق زنان، محکوم کردن خشونت علیه زنان، ازدواج های اجباری دختران ، تبارز بی هویتی زنان در عصر حاضر و نادیده گرفتن حقوق زنان دارد.
او گفت: "نقاشی ها بر اساس واقعیت هایی که در جامعه کنونی افغانستان رایج شده، خلق شده است."
بهار فنا از مسوولان مرکز هنرهای معاصر افغانستان می گوید که هدف برگزاری این نمایشگاه بزرگداشت از روز جهانی زن در افغانستان است
تلاش برای پایان دادن به خشونت علیه زنان
در سال های اخیر، خشونت علیه زنان در کشور به صورت بی سابقه ای در افغاستان افزایش یافته است.
کمیسیون مستقل حقوق بشر می گوید که میزان خشونت علیه زنان در سال
۱۳۹۱ نسبت به سال گذشته، حدود ۲۸ در صد افزایش یافته است.
کمیسیون مستقل حقوق بشر تایید کرده که در سال روان خورشیدی، بیش از چهار هزار مورد خشونت علیه زنان در این کمیسیون ثبت شده است.
قتل، تجاوز، لت و کوب، ازدواج اجباری و ازدواج های زیر سن از خشونت های انجام شده در برابر زنان خوانده شده است.
رقم خشونت ها در حالی در افغانستان افزایش یافته است که سازمان ملل، نیز تایید کرد که افغانستان هنوز هم راه درازی برای مبارزه با خشونت علیه زنان در پیش دارد.
مرکز هنرهای معاصر افغانستان که نمایشگاه نقاشی امروز در کابل را برگزار کرده، اظهار امیدواری کرده است که با تلاش های فراگیر روند خشونت علیه زنان کاهش یابد.
بهار فنا می گوید که ترسیم خشونت علیه زنان در تابلوهای نقاشی برای سالیان ماندگار خواهد ماند و نسل بعد این را درک خواهد کرد که چه بر سر زنان در گذشته آنان آمده است.



افزایش سهم زنان افغانستان

درعرصه تجارت

آیسا یا ادارهء حمایت از سرمایه گذاری در افغانستان می گوید، که سهم زنان در عرصه تجارت با گذشت هر روز، رو به افزایش بوده است.

 

به گفتهء ادارهء حمایت از سرمایه گذاری افغانستان، در حال حاضر سهمداران و روساء بیش از یک هزار شرکت خصوصی را زنان افغان تشکیل می دهند
وفی الله افتخار رییس این اداره به روز شنبه در مراسم تجلیل از روز زن با اشاره به همین ارقام گفت که طی سال های اخیر نقش زنان در عرصه تجارت چشمگیر بوده است
به گفته وی از میان 1300 شرکت خصوصی فعال در کشور ریاست هشت صد آن را زنان بر عهده دارند
« ارقام که تا حالا در نزد اداره آیسا موجود است، حدود 13 صد شرکت ثبت است که در آن زنان رییس، سهمدار و معاون استند
در میان این 1300 شرکت ریاست هشت صد آن را زنان بر عهده دارند که نشان دهنده فیصدی بلند می باشد
یعنی شما در بخش اقتصادی هم  نقش خود را اداء کرده اید. که حدود 100 ملیون دالر در این شرکت ها سرمایه گذاری شده است»
رییس اداره حمایت از سرمایه گذاری در حالی این اظهارات را بیان داشت که بسیاری از نهاد های دفاع از حقوق زنان از وضعیت زنان در افغانستان ابراز نگرانی کرده اند
این نهاد ها می گویند که در حال حاضر زنان افغان با خشونت های گوناگون مواجه اند و حکومت در قسمت حل آن توجهء لازم نکرده است.
در این حال وزیر تجارت و صنایع افغانستان می گوید که یکی از اهداف اساسی حکومت را حمایت از حقوق زنان تشکیل می دهد.
انور الحق احدی که در محفل ادارهء حمایت از سرمایه گذاری سخنرانی می کرد، گفت که زنان افغان در عرصه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی  پیشرفت قابل ملاحظه داشته و به گفته وی ممکن این رقم در منطقه نظیر نداشته باشد
اما برعکس مسوولان اتاق تجارت و صنایع افغانستان از وضعیت زنان در افغانستان نگران اند و می گویند که به منظور بهبود زندگی زنان توجه لازم صورت نگرفته است
محمد قربان حقجو رییس عامل این اتاق که از جمله سخنرانان دیگر این محفل بود، گفت که طی یازده سال گذشته نقش زنان به گونهء که باید رشد می کرد، نکرده است
« بحث اساسی در این جا است که پس چرا وضعیت زنان از نظر اقتصادی بهتر نشده است. وقتیکه در پشت پرده تمام توانایی های اقتصادی در نزد شان است یعنی در واقعیت تمامی فشار واقعی کار را بالای خود قبول می کنند، پس چرا با توجه به کاری که می کنند، مزد برای شان نمی رسد
پس اینجا می بینیم که بر زنان همان قسمی که لازم است توجه نشده است اما چنین نشست ها فرصتی است تا بتوانیم وضعیت زنان را از نگاه اقتصادی مورد توجه قرار دهیم»
نبود امنیت در بسیاری از مناطق کشور، ادامهء خشونت بر زنان از سوی خانواده ها، تجاوز جنسی و ازدواج های اجباری از عوامل خوانده می شوند که سبب عقب مانی بسیاری از زنان در جامعه شده است
هر چند حکومت افغانستان همواره خود را حامی زنان دانسته، اما دیده می شود که هنوز هم در بسیاری از ولایات زنان با مشکلات گوناگون دست و پنجه نرم می کنند


ملالی بهادری لقب زن شجاع را کسب کرد

یک زن افغان، در میان نه زن دیگر، افتخار بین‌المللی زنان شجاع را از سوی وزارت خارجه امریکا کسب کرده است


ملالی بهادری که یک سرباز پولیس و مادر سه کودک است، این لقب بین‌المللی را شام روز جمعه در یک مراسم خاص در واشنگتن نصیب شد.
در این مراسم، میشل اوباما، همسر رییس جمهور امریکا و جان کری وزیر خارجه آن کشور شرکت داشتند.
آقای کری با اهدای جایزه‌ای به به خانم بهادری گفت: «برای شجاعت و خدماتی که برای تقویت قانون مبارزه با مواد مخدر و آموزش آن در افغانستان وقف شده، به حیث نخستین ساتنمن در پولیس و واحد ضد مواد مخدر افغانستان، ما ملالی بهادری را بحیث زن شجاع اعلان می‌کنیم.»
ملالی بهادری نخستین پولیس زن در افغانستان است که با شبکه مبارزه با قاچاق مواد مخدر کار کرده و این لقب را نصیب شده است.
در کنار خانم بهادری، الینا مالیشینا خبرنگار بخش تحقیقاتی در روسیه، یک فعال دموکراسی نایجیریا، یک وکیل حقوق بشر سوریه و همچنان زنی که در نتیجه تجاوز جنسی گروهی در هند جان داد، لقب زنان شجاع را کسب کرده‌اند.

 

روزی برای زنان

در طول تاریخ روزهایی به یادماندنی وجود دارد که به دلیل اهمیت آن پاس داشته می شود. هشتم مارچ یکی از روزهای مهم برای بسیاری از زنان در سراسر جهان بوده و هست به طوری که هرساله برای زنده نگه داشتن و ارج نهادن فعالان جنبش زنان که برای برابری و آزادی تلاش کرده اند و از کسانی که در این راه کوشیده اند، قدردانی می شود

مبارزه علیه ستم و تبعیض به زن همیشه وجود داشته است. طی انقلاب فرانسه، در پاریس زنان طی یک راهپیمایی به طرف کاخ ورسای خواستار آزادی، برابری، برادری و حق رای برای زنان شدند. انتخاب هشت مارچ گرامیداشت خاطره تظاهرات عظیم زنان کارگر نساجی و پارچه بافی نیویارک امریکا برای افزایش دستمزد و پایین آوردن ساعات کار در سال ۱۸۵۷بود که توسط حمله پولیس درهم شکسته شد و شمار زیادی از زنان اعتصابی دستگیر و زندانی و عده قابل توجهی زخمی و کشته شدند. مبارزات زنان کارگر نساجی امریکا اهمیت زیادی در تاریخ مبارزه آزادیخواهانه زنان به طور اخص ومبارزات حق طلبان در سطح جهان به طور اعم پیدا کرد. تظاهرات و اعتراضات زنان کارگر نساجی علیه دستمزد های نابرابر، شرایط بد و غیرقابل تحمل کار و ساعت کار طولانی بود. خواست های آنان عبارت بودند از افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار به ۱۰ساعت در روز، حق تشکیل اتحادیه های کارگری و کسب حق رایاین مبارزات به سرعت همه گیر شد و چهره درخشانی به حق طلبی و آزادیخواهی زنان کارگر بخشید

نابرابری دستمزدهای زنان و مردان کارگر و شرایط فرساینده کاری این زنان موجب شد نخستین تظاهرات گسترده زنان در شهرهای نیویارک و شیکاگو شکل بگیرد. زنان کارگر به خیابان ها ریختند و خواهان افزایش دستمزد، کاهش ساعت کار و بهبود شرایط کاری خود شدند. البته یک دهه پیش از آن، یعنی در دهه ۱۸۴۰، زنان کارگر آلمانی با اعتراض های آرام و برپایی میتینگ هایی، روز ۱۹ مارچ را روز زن نامگذاری کرده بودند. اعتراضات کارگری زنان امریکا در سال های بعد نیز ادامه یافت تا اینکه در هشتم مارچ ۱۹۰۶ که زنان کارگر نیویارک و شیکاگو هم چون سال های گذشته دست به تظاهرات آرام زدند با برخورد شدید نیروهای پولیس مواجه شدند. زنان کارگر صنعت نساجی پس از پایان کار خود به مناسبت گرامیداشت روز زن در سالون اجتماعات جمع شده بودند که با حمله نیروهای پولیس تعدادی از آنان کشته و زخمی و تعدادی نیز دستگیر شدند. پس از این حادثه گروه زیادی از زنان کارگر هم از کار اخراج شدند. در سالگرد حمله پولیس نیویارک به زنان کارگر که مصادف با پنجاهمینسال گرامیداشت هشتم مارچ بود تظاهرات وسیعی در نیویارک برپا شد که در آن زنان کارگر بار دیگر نسبت به طولانی بودن ساعت کار، بهره کشی از کودکان و نداشتن حق رای اعتراض کردند. تظاهرات سال ۱۹۰۷ هم سرکوب شد ولی این حرکت در سال های بعد نیز ادامه یافت و از مرزهای امریکا هم گذشت و به اروپا رسید و با جنبش های سوسیالیستی آن زمان که عدالت خواهی را ترویج می دادند هم صدا شد. زنان کارگر، روشنفکر و انقلابی بسیاری در این جنبش حضور یافته و بر ضرورت مبارزه با تبعیض جنسی و برقراری برابری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میان زنان و مردان تاکید می کردند تا نشان دهند مبارزه برای گرفتن حقوق انسانی زنان امری مهم است

در آغاز قرن بیستم - ۲۸ فبروری سال ۱۹۰۹- طبق بیانیه حزب سوسیالیست در امریکا روز جهانی زن برگزار شد. یک سال بعد یعنی در سال ۱۹۱۰ کلارا زتکین از زنان مبارز آلمانی در دومین گردهمایی زنان سوسیالیست تحت نام کنگره بین المللی زنان پیشنهاد داد روز هشت مارچ روز جهانی زن نامگذاری شود و قرار شد یک سال در محافل مختلف زنان پیشنهاد زتکین بررسی شده و به تصویب همه گروهای زنان برسد. طی این مدت بحث های زیادی بر سر انتخاب روز جهانی زن صورت گرفت و همه گروه ها به این نتیجه رسیده بودند که باید روزی شاخص که نشان دهنده مبارزات زنان باشد به عنوان روز جهانی زن مشخص شود. قبل از آن نیز زنان سوسیالیست اتریشی روز اول ماه می را به عنوان روز جهانی زن پیشنهاد داده بودند. زنان سوسیالیست آلمان نیز ۱۹ مارچ را که مبارزه انقلابی توده ها در سال۱۸۴۸ علیه حکومت پادشاهی پروس بود پیشنهاد دادند. بعد از انتشار قطعنامه کنگره در مورد تعیین روز جهانی زن انترناسیونال دوم (تشکیلات بین المللی احزاب سوسیالیست و جنبش های کارگری آن دوره) از این تصمیم حمایت کرد. تا اینکه در سال ۱۹۱۳ دبیرخانه بین المللی زنان- یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دومهشتم مارچ را به پاس مبارزه زنان کارگر صنعت نساجی امریکا روز جهانی زن نامگذاری کرد. در همان سال نیز زنان انقلابی در روسیه تزاری و سراسر اروپا مراسم هشتم مارچ را با برپایی تظاهرات و برگزاری میتینگ گرامی داشتندایده انتخاب روزی از سال به عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویارک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد. دو هزار زن تظاهرکننده در ۲۳ فبروری ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند هر سال در روز یکشنبه آخر فبروری یکتظاهرات سراسری در امریکا به مناسبت «روز زن» برگزار شود

یک سال بعد (۱۹۱۴) اروپا درگیر جنگ جهانی اول شد و جنبش زنان به حاشیه رفت و فضای سیاسی حاکم بر سراسر جهان اجازه برگزاری روز جهانی زن را نداد. در اروپا که مرکز جنگ بود، زنان انقلابی تلاش کردند تظاهرات ۸ مارچ ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶ را تحت شعار مرکزی «علیه جنگامپریالیستی» برگزار کنند. در کشورهای درگیر جنگ طبقات مختلف به موافقان و مخالفان جنگ تقسیم شده بودند و انشعاب در صفوف جنبش زنان مانع از برگزاری سراسری و گسترده «روز جهانی زن» شد

یک سال مانده به پایان جنگ یعنی در سال ۱۹۱۷تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد علیه گرسنگی، جنگ و رژیم پادشاهی تزار بانگ آغازین انقلاب روسیه بود. کارگران شهر در پشتیبانی از این تظاهرات اعلام اعتصاب عمومی کردند. ۸ مارچ ۱۹۱۷ به یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب روسیه تبدیل شد. سال ۱۹۲۱ «کنفرانس زنان انترناسیونال سوم کمونیستی» در مسکو برگزار شد. در آن کنفرانس روز ۸ مارچ به عنوان «روز جهانی زن» به تصویب رسید. کنفرانس، زنان سراسر دنیا را به گسترش مبارزه علیه نظم موجود و تحقق خواسته هایشان فرا خواند. اواسط دهه ۱۹۳۰ میلادی کهزمزمه های جنگ دیگری از سوی آلمان و رهبرش آدولف هیتلر به گوش می رسید، برگزاری تظاهرات به مناسبت روز جهانی زن در برخی از کشورهای اروپایی که تحت سلطه فاشیسم بود، غیرقانونی اعلام شد ولی با این وجود در هشتم مارچ ۱۹۳۶ به رغم فشارهای حاکم از سوی دولت وقت آلمان زنان برلین به مناسبت این روز تظاهرات کردند. همزمان در آلمان در اسپانیا نیز ۳۰ هزار زن به مناسبت این روز به سرک ها ها رفته و شعار آزادی و صلح سردادند. با شروع جنگ جهانی دوم انقلاب ها و جنبش های رهایی بخش در برخی کشورها شکل گرفت. چین با شمار عظیم زنان و مردانش در زمانی کوتاه گام های بزرگی در جهت رهایی زنان برداشت. در آن سال ها بیشتر دولت ها و تشکیلات مترقی و انقلابی دربرپایی روز جهانی زن می کوشیدند. در همین زمان نیز هرساله مراسم هشتم مارچ در بسیاری از کشورها به صورت علنی یا غیرعلنی گرامی داشته شد

به دلیل بحران اقتصادی که اروپا را دربر گرفته بود، سالانه حدود یک ملیون زن در اروپا مجبور به سقط جنین می شدند. در سال ۱۹۳۱ تنها در آلمان به دلیل آثار منفی سقط جنین غیرقانونی حدود ۴۴هزار زن جان خود را از دست دادند. اما در فاصله دو جنگ جهانی در اثر مبارزه پیگیر زنان حق قانونی سقط جنین و دفاع از حقوق مادران اهمیت زیادی یافت. ولی در اثر حاکمیت نظام فاشیستی برای دفاع و توجه به حقوق زنان زمینه کمی وجود داشت، یا آنکه مبارزه محدودی در این زمینه صورت می گرفتبعد از جنگ جهانی دوم برای اولین بار در کشور های اروپای شرقی جشن روز زنان در سال۱۹۴۶ به شکل رسمی برگزار شد. البته دولت ها هم به خاطر نشان دادن تمایل به آزادی و حقوق زنان این روز را جشن می گرفتند. در کشورهای اروپای غربی بعد از جنگ هیچ برنامه یی در ارتباط با روز زنان برگزار نمی شد اما بعدها این روزبه عنوان روز مبارزه برای خواست های عمومی زنان و روزخانواده به جشن عمومی زنان تبدیل شد

در دهه ۱۹۶۰ در کشورهای آسیایی، آفریقایی و امریکای لاتین جنبش های رهایی بخش تشکیل یافت. از سوی دیگر در کشورهای سرمایه داری پیشرفته نیز جنبش ها و مبارزات انقلابی و ترقی خواهانه بالاگرفته و جنبش رهایی زن نیز گسترش چشمگیری یافت. در امریکا و اروپا زنان علیه سنن، قیود و قوانین مردسالارانه و احکام اسارت بار به پا خاستند. در جنبش زنان موضوعاتی نظیر حق طلاق، امنیت شغلی، منع آزار جنسی، ضدیت با هرزه نگاری، کاهش ساعات کار روزانه و... مطرح شد. این جنبش موفق شد در برخی از این زمینه ها به موفقیت هایی دست یابد. در تظاهرات هشتم مارچ ۱۹۶۹زنان در پوهنتون برکلی در امریکا گرد آمدند و علیه جنگ ویتنام تظاهرات کردند. در آن دوره نیز جنبش رهایی زنان به درستی از جنبش عمومی انقلابی در اروپا و امریکا جدا نماند و نمی توانست بماند

بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم و بالاخص از اواخر دهه ۱۹۷۰ با توسعه سرمایه داری بخش های بزرگ تری از زنان درگیر کار و تحصیل شده و از خانه ها بیرون آمدند. ولی در عین حال زنان همچنان در جامعه موقعیتی درجه دوم داشته و اسیر نظام مردسالار بودند. این تناقض مساله زنان را جدی تر و فعالان زن را به تلاش هر چه بیشتر در جهت برطرف شدن این مسائل ترغیب می کرد. با وجود اینکه در این سال ها فعالان زن تاکید زیادی روی وضعیت اقتصادی و فشارها و تبعیضی که در محیط کار بر آنان می شد، داشته و کمتر به بافت مردانه و پیچیده جامعه پرداخته می شد، ولی زنان مبارز ازکشورهای مختلف خواست های خود برای رفع تبعیض در خانواده و کار تربیتی زنان را نیز مطرح کرده بودند. سرانجام سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ هشتم مارچ را به عنوان روز جهانی زن به رسمیت شناخت و از آن زمان به بعد این روز وجه رسمی تر یافته و مقبولیت آن از سوی نهادهای معتبر بین المللی نیز پذیرفته شد. هشتم مارچ که تا پیش از آن از سوی گروه های چپ گرامی داشته می شد بهروزی برای طرح آرمان های برابری خواهانه زنان فارغ از هر ایدئولوژی سیاسی تبدیل شده و همه گروه های فعال در جنبش زنان آن را به رسمیت شناخته و هرساله بزرگداشت این روز را گرامی می دارند

در سال های ۸۰ دوباره کشور های اروپای غربی توجه خود را به حقوق زن معطوف داشته و باردیگر مسائلی چون دفاع از حقوق زن، برابری مزد در برابر کار مساوی، رفع تبعیض در خانواده و حمایت ازمادران در دوران حاملگی مطرح شد. یکی از نقاط اوج این اعتراضات سال ۱۹۹۴ بود که حدود یک میلیون زن در سراسر آلمان به خاطر برابری حقوق زنان دست به اعتصاب زدند. امروزه بزرگداشت این روز در تمامی کشورها برای تجلیل از کسانی که این مبارزه را شروع کرده و برای دگرگونی و بهبود وضع زنان تلاش ورزیدند، برگزار می شود

طی دو قرن گذشته پیشرفت ها برای به رسمیت شناختن و قبول حقوق اولیه و انسانی زنان اندک نبوده است. در اکثر کشورهای جهان حق رای زنان و شرکت آنان در فعالیت های سیاسی و اجتماعی به رسمیت شناخته شده است. با وجود این راهی طولانی برای انجام واقعی این خواست ها در پیش است. زنان هنوز با موارد زیادی در خانواده و اجتماع رو به رو بوده و حتی در محیط کار مورد خشونت قرار می گیرند. برای نیروی کار زنان در مقابل کار مساوی با مردان حتی هنوز هم در کشورهای صنعتی شاهد هستیم که دستمزد زنان از مردان کمتر بوده و درآمد نسبی زنان در همه کشورها بسیار پایین تر از مردان است. بسیاری از زنان در کشورهای در حال توسعه از امکانات آموزشی و بهداشتی به مراتب کمتری برخوردار هستند،سه چهارم بی سوادان در سطح جهان را زنان تشکیل می دهند و اکثر آوارگان و پناهندگان جنگی زنان و کودکان هستند هرچند که ۱۰۰ سال از تاریخ برگزاری اولین روز زن می گذرد

 

 

در لبنان غم انگیز ترین مراسم عروسی در جهان برگزار گردید

 

دراین مراسم ازدواج دختر 8 ساله بنام خلود که مبتلا به سرطان با دوست بیمارشکریم 12ساله ازدواج کرد به گزارش  خلود آرزو داشت که قبل از مرگش لباس عروسی به تن کند بادوستان وخانواده اش جشن بزرگی را دربیروت برگزار کند که این مراسم دریکی از مجلل ترین سالن هااشک و آرزو  برگزار شد. (زهیر مراد ) یکی از طراحان مدل لباس وازمعروفترین آرایشگران  آرایش دو کودک را انجام داده بود  .خلود و کریم برای نخستین بار یکدیگر را دربیمارستان کودک سرطانی دیدند و ازهمان ابتدا باهم دوستان صمیمی شدند 

با آرزوی شفای تمام بیماران 


تعیین جایزه از سوی پدربرای کشتن دختر

العربیه جمعه  01 مارچ 2013م
ام یافا زن آرایشگری که در جریان درگیری ها در سوریه به دنبال وسائل به سرقت رفته از منزلش بود، برحسب تصادف با مردی بخورد کرد که بعدها همسر و نیز همسنگرش شد.
به گزارش روزنامه الشرق الاوسط مردی که خود را ابو یافا از اعضای ارتش، می گوید:" این زن، در آغاز ارتش آزاد سوریه را متهم می کرد که وسایل خانه اش را به سرقت برده ..من به وی قول دادم او را در یافتن وسایلش کمک کنم به همین دلیل شماره گوشی همراه خود را به وی دادم."
به نوشته الشرق الاوسط پس از چند ماه رابطه تلفنی میان این دو نفر دلباخته یکدیگر شدند و ابو یافا پس از مدتی جرأت یافت تا به معشوقه خود بفهماند که یکی از اعضای ارتش آزاد است و وسایل خانه وی را نیروهای ارتش اسد به سرقت برده اند و نه مخالفان. 
ام یافا می گوید :" در ابتدا زمانی که ابو یافا خود را به عنوان عضو ارتش آزاد معرفی کرد، دچار وحشت شدم، چرا که نخستین باری بود که با یک مرد مسلح مخالف رژیم روبرو می شدم."
این زن با شاره به اینکه او از طرفداران اسد و مخالف تظاهرات علیه رژیم بود، می افزاید:" بعدها با ابو یافا همراهی کرده در تظاهرات منطقه صلاح الدین در حلب شرکت کردم و با چشم خود دیدم که چگونه نیروهای بشار اسد به سوی معترضان تیراندازی می کنند."
وی برغم اینکه پدرش عضو حزب بعث و از طرفداران رژیم بشار اسد است، به دنبال ازدواج با ابو یافا در کنار شوهر خود قرار گرفت و به ارتش آزاد سوریه پیوست و به عنوان تک تیرانداز در مناطق درگیری در حلب حضور پیدا کرد. 
شوهر ام یافا می گوید :" در ابتدا مخالف حضور او در مناطق درگیری بودم، اما در نتیجه اصرار همسرم با این خواسته موافقت کردم و اکنون خوشحالم که او در کنار من علیه رژیم اسد می جنگد، من به همسرم افتخار می کنم، یک بار هنگامی که زخمی شده بودم به من کمک کرد و مرا به بیمارستان رساند." 
ابو یافا درباره مخالفت پدر همسرش اظهار داشت:" من در این باره تنها نگران سلامتی همسرم هستم، چون پدرش که یک بعثی طرفدار رژیم است برای کسی که بتواند دخترش را بکشد 5 میلیون لیره سوری جایزه تعیین کرده است." 
ام یافا در این باره می گوید:" دیگر هیچ احساسی نسبت به خانواده ام ندارم، من هم اکنون با همسرم زندگی می کنم و به همدیگر عشق می ورزیم." 
وی افزود: "تا یک سال پیش به عنوان آرایشگر مشغول به کار بودم، اما اکنون همه چیز تغییر کرده و من یک جنگجو هستم . علاوه بر شرکت در درگیری ها، زنانی را که به تازگی به ارتش آزاد پیوسته اند آموزش می دهم.

 

تجاوز فجیع به دانشجوی هندی از زبان همراه قربانی

ارسالی : میم آریانا
سه هفته پس از تجاوز گروهی به دختر دانشجوی هندی،دوست پسرهمراه این قربانی درگفت‌ و گویی با یک کانال تلویزیونی،ضمن شرح چگونگی این تجاوز وحشیانه ازسوی مردان

 

گفت که «حیوانات هم حتی این‌گونه رفتار نمی‌کنند »

دوست پسر همراه دختر قربانی

تجاوز در دهلی نو، برای نخستین بار روز شنبه (۵ ژانویه / ۱۶ دی) با خبرنگار ایستگاه تلویزیونی "زی نیوز" گفت‌وگو کرد و درباره‌ی جزئیات تکان‌دهنده‌ی این تجاوز وحشیانه سخن گفت. او که به دلیل شکستگی در ناحیه‌ی ساق پا روی صندلی چرخ‌دار نشسته بود، گفت که "زبانش از توصیف این فاجعه عاجز است". وی افزود: «حتی حیوانات هم این‌گونه رفتار نمی‌کنند.» این مرد ابتدا به انگیزه‌ی خود برای انجام این مصاحبه اشاره کرد و گفت، هنگامی که دوستش در بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرده، به ملاقات او رفته است و به او قول داده، تا آخر، به خاطر او و گرفتن حقش مبارزه کند. این مرد گفت، در این ملاقات، خبر دستگیری متجاوزان را هم به اطلاع او رسانده است. دختر دانشجوی هندی روز ۱۶ دسامبر سال ۲۰۱۲ در یک مینی بوس در شهر دهلی‌نو، پایتخت هند، مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. مهاجمان هنگام اعمال خشونت و تجاوز و آزار جنسی که دو ساعت و نیم به طول انجامیده است، از میله‌ی آهنی نیز استفاده کرده‌اند. ماجرا چگونه بود؟ پسر همراه دختر دانشجوی قربانی تجاوز، که نامش تا به حال فاش نشده، در تلویزیون "زی نیوزا" شرح ماجرا را از زمان سوار شدن به مینی بوس، این گونه توضیح داد: «ما اول قصد داشتیم بعد از سینما، با ریشکا (خودرو سه‌چرخه‌) به خانه برگردیم. ولی راننده ما را سوار نکرد. در نتیجه سوار مینی‌بوسی شدیم که ۶ مسافر مرد داشت. بعد از چند لحظه، مسافرها شروع کردند به اذیت و آزار جنسی دختر همراه من که اعتراض کردم و با سه نفر از آن‌ها گلاویز شدم. ولی دو تای دیگر، یک میله‌ی آهنی پیدا کردند و به سراغ من آمدند. دوستم سعی کرد، جلوی آن‌ها را بگیرد و با تلفن دستی‌ا‌ش به پلیس خبر بدهد. ولی مردها تلفن را از دستش گرفتند، او را کشان کشان به عقب مینی بوس بردند و به او تجاوز کردند. بعد از این تجاوزها و شکنجه، شنیدم که متجاوزها سرآخر گفتند که "دختره مرده".» واکنش پلیس و رهگذران این شاهد ماجرا سپس به شرح واکنش رهگذران و پلیس، پس از آن که متجاوزان این دو را برهنه و با سر و رویی خون‌آلود از "مینی بوس به خیابان انداختند"، ‌پرداخت و از بی‌اعتنایی و عدم همبستگی مردم شکایت کرد. او گفت که از رانندگان خودروهای دیگر که از کنار آن‌ها عبور می‌کردند، کمک خواسته است: «راننده‌ها اول از سرعت خود کم می‌کردند، ما را لخت و با سر و وضع خون‌آلود می‌دیدند، بعد به راه خود ادامه می‌دادند.» به گفته‌ی این شاهد عینی، نیروهای امنیتی پس از گذشت بیش از ۲۰ دقیقه، به محلی که آن دو به امید رسیدن کمک ایستاده بودند، حاضر ‌شدند و «تازه شروع ‌کردند به بحث در این مورد که چه کسی، وظیفه دارد به ما کمک کند.» وی اضافه کرد: «این ماموران حتی به تقاضای من برای تهیه‌ی پوششی برای پوشاندن پیکر برهنه‌ی مجروح، هم ترتیب اثر ندادند.» به گزارش تلویزیون خصوصی "زی نیوزا" این شاهد پس از آن، به مدت ۴ روز، از سوی ماموران پلیس در "محلی نگهداری شده، تا پرونده تکمیل شود". وی در این مدت، با وجود شکستگی ساق پا و جراحات وارده، بدون درمان، مراقبت‌های پزشکی و دارو بسر برده است. این شاهد عینی در پایان مصاحبه‌ی خود با "زی نیوزا" با اشاره به تلاش‌های دختر دانشجو برای کمک به او، دفاع از خود و فرار از چنگ مردان مست گفت: «دوست من با نشان دادن جسارتی بی‌نظیر، ما را بیدار کرد. مردم هند حالا باید، به یاد او، به‌طور یک‌پارچه تلاش کنند که چنین جنایاتی دوباره رخ ندهد.» شکایت از تلویزیون مقامات پلیس بلافاصله پس از پخش این مصاحبه‌ی تکان‌دهنده، اعلام کردند که علیه مسئولان تلویزیون "زی نیوز"، به اتهام "افشای هویت طرفین دعوا" شکایت خواهند کرد. این رسانه هر چند از فاش کردن نام قربانی و شاهد عینی خودداری کرده‌است، ولی چهره‌ی مرد هنگام پخش مصاحبه قابل شناسایی بوده است. بر اساس قانون هند، "افشای هویت طرفین دعوا" در این گونه موارد ممنوع است و خاطی به پرداخت جریمه‌ی نقدی و تا دو سال زندان محکوم می‌شود. سخنگوی نیروهای امنیتی روز ۵ ژانویه، هم‌چنین، کلیه‌ی اتهامات این شاهد عینی را رد کرد و گفت: «ماموران پلیس ۵ دقیقه پس از اطلاع از وقوع حادثه در محل حاضر و مجروح را در عرض ۱۵ دقیقه به بیمارستان رسانده‌اند.» این سخنگو در دفاع از تلاش‌های نیروهای پلیس برای کمک به دختر دانشجو، گفت که "به محض رسیدن به محل حادثه، ملافه‌ای از هتل نزدیکی آن تهیه و در اختیار مجروحان قرار گرفته است". اقدامات دولت پس از این حادثه دولت هند برای تنظیم برنامه‌ای برای پیشگیری از وقوع چنین حوادثی، روز جمعه (۴ ژانویه/۱۵ دی) تشکیل جلسه داد. در این نشست ویژه که با موضوع "حراست از حقوق زنان" با حضور مقامات مسئول، سوهیل‌‌کومار شینده، وزیر کشور هند، نیز شرکت داشت، گفت که دستگاه قضایی و انتظامی هند در حال بررسی دقیق تجاوز جنسی به این دختر دانشجو است. وزیر کشور هند، ضمن اشاره به این که دولت درصدد ست، مبارزه‌ای قاطعانه علیه تجاوز و جنایات جنسی در هند آغاز کند، تاکیدکرد که "هیچ تاخیری در پیگیری پرونده‌های تجاوز جنسی در این کشور پذیرفتنی نیست". وی هم‌چنین تاکید کرد که "دستگاه پلیس و دادگستری هند، برای رسیدگی به این موارد باید فعال‌تر عمل کنند". بر اساس گزارش‌های رسمی پلیس، در دهلی در هر ۱۸ ساعت، یک تجاوز جنسی صورت می‌گیرد. کارشناسان معتقدند که شمار قربانیان بیش از این رقم است. بر اساس آمار رسمی، در صد تجاوز‌های جنسی بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۱ تا ۱۷ درصد افزایش یافته است. نمایندگان مجلس؛ متهم به تجاوز از سوی دیگر، دیوان عالی قضایی هند، هفته‌ی گذشته دادخواست برخی از نهادهای حقوقی را رد کرد. براساس طرح این دادخواست، دستگاه قانون‌گذاری و اداری هند می‌توانست نمایندگان مجلس یا مقامات اداری دولتی را، در صورت متهم شدن به تجاوز جنسی علیه زنان، تا رسیدگی قطعی به پرونده‌ی آن‌ها، به‌طور موقت از کار برکنار کند. قضات دیوان عالی قضایی هند، رد این دادخواست را "عدم صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به موضوع" اعلام کردند. بنا بر گزارش خبرگزاری هندی "تراست آو ایندیا"، دیوان عالی قضایی با تشکیل دادگاه‌های ویژه‌ای که حائز صلاحیت بررسی سریع پرونده‌های مربوط به تجاوزات جنسی هستند، موافقت کرده است. رسیدگی به پرونده‌ی اخیر تجاوز به دختر دانشجو، که روز شنبه (۵ ژانویه/۱۶ دی) آغاز شده است، با استناد به این مصوبه ‌صورت گرفته است دویچه وله فارسی

 

17 فبروری 2013

یک زن در داخل خانه اش سربریده شد

یک زن 25 ساله درجوزجان شب هنگام توسط افراد ناشناس در داخل خانه اش سربریده
شد. افراد ناشناس با استفاده ازنبود اعضایی خانواده،  یک زن 25 ساله را ازناحیۀ گردن سربریده اند.
سارمند عبدالطیف اسحاق زی امر کشف فرماندهی امینه ولایت جوزجان  گفت که شب گذشته درقریۀ بوساغی ولسوالی خماب  زنی بنام شیما با چاقوسربریده شده است.وی افزود که این  زن

۲۵ سال عمر داشت و مادر دو طفل بود. به گفتۀ وی شوهروی که ۷۰ سال عمردارد شب گذشته حین به قتل رسیدن خانمش در منزل نبوده است .
امر کشف همچنان گفت که نظر به ادعای شوهراین خانم، یک نفر به نام ملامحمد ازسوی پولیس بازداشت  شده است.
 درهفتۀ گذشته نیز یک مرد 
۳۵
 ساله در منزلش در ولسوالی آقچه به علت خصومت های شخصی سر بریده شد و اموال منزلش نیز توسط قاتلین دزدی شدند.
به گفتۀ مسولین امنیتی این 
۴۲  
مورد قتل می باشد که طی سال روان در ولایت جوزجان رخ داده است .

 

 

اعلامیه کمیسیون صلح وآزادی برای افغانستان

مدعیان حقوق بشر با عنوان نمودن ونشانه گیری مخالفین  مسلح ، جنایت دیگر ی را
روز قبل در منطقۀ شیگل، ولایت کنر مرتکب گردیدند :

در بمباردمانی که بالای مردم بیگناه  ملکی منطقه انجام شد ، بتعداد ده نفر بشمول اطفال وزنان به خاک وخون کشیده شدند . 
کمسیون صلح وآزادی برای افغانستان این عمل جنایتکارانه را دنباله برنامه  قبلآ طرح شدۀ قتل دسته جمعی میداند که  همیشه با معذرت خواهی بی ماهئیت و بدون تعقیب مراجع حقوقی به فراموشی سپرده شده است .
این جنایت موازی به عملیات نظامی وبمبارد مشابه در تگاب در شرایطی سازماندهی میشود که قوت های سراسیمه مهاجم پروسه مذاکره با مقاومت مسلح را رویدست دارند : دوام و لنگر بیشتر بر جنگ به این معنی است که قوت های اشغالگر با به نمایش گذاشتن کشتار مردمان ملکی ، در تلاش انحراف  ذهنیت عامه و کتمان  شکست خود در برخورد نظامی با مخالفینبرامده است .
کمسیون صلح وآزادی برای افغانستان از ملل متحد وسازمانهای مدافع  حقوق بشر مصرانه میخواهد  تا آواز خود را در تقبیح این جنایت نو ائتلاف نظامی بین المللی که پروسه صلح را زیر سوال میبرد  بلند نمایند . 
 کمسیون صلح وآزادی برای افغانستان اغماض این جنایات رااز طرف اورگانهای دولتی  شراکت جرم در همچوکشتارمیداند. 
کمیسیون صلح و آزادی برای افغانستان

 

 

 

قهرمان پارالمپیک درروز ولنتاین چهارگلوله به دوست دخترخودهدیه داد

 لندن-کمال القبیسی جمعه  15 فبروری 2013م  

در روز "ولنتاین" یا روز عشاق که در آن اغلب مردان به معشوق خود هدیه می دهند، اسکار پیستوریوس دونده معروف آفریقای جنوبی چهار گلوله به دوست دختر خود هدیه کرد.
به گزارش العربیه پیستوریوس با شلیک چهار گلوله ، سر دوست دخترش "ریوا" را هدف قرار داد و او را نقش بر زمین کرد تا همه بوِیژه هوادارانش را در این روز غافلگیر کند.
به گزارش العربیه دونده پارالمپیک آفریقای جنوبی هم اکنون به اتهام قتل دوست دخترش توسط پلیس این کشور دستگیر شده و قرار است در دادگاه حضور یابد. 
بر اساس گزارش رسانه های آفریقای جنوبی که روز جمعه 15-2-2013 منشر شد، پلیس پس از دریافت گزارشی به همراه آمبولانس در محل حادثه حضور یافت اما تلاش آنان برای نجات جان"ریوا استین کمپ" دوست دختر 29 ساله پیستوریوس، ناکام ماند.
روز گذشته برخی رسانه های آفریقای جنوبی درباره علت این حادثه گزارش دادند که ریوا قصد داشته قهرمان دو را برای روز والنتاین غافلگیر کند اما "پیستوریوس" به تصور اینکه دزدی وارد خانه شده به او شلیک کرده است.
پلیس آفریقای جنوبی دربررسی و تحقیق خود در این مورد گفته است شواهد نشان می دهد که در زمان وقوع حادثه کسی به غیر از پیستوریوس ودوست دخترش "ریوا" در خانه نبوده است. 
این درحالی است که "پیستوریوس" قرار است امروز جمعه به اتهام قتل عمد در یکی از دادگاههای آفریقای جنوبی حضور یابد.
گفتنی است که پیستوریوس برنده 8 مدال از جمله 6 طلای پارالمپیک در رشته های دو 110، 200 و400 متر است.

عمراکرم برندهء جایزهء بین المللی موسیقی"گرامی" شد

عمراکرم جوان افغان امریکایی است که برندهء "گرامی" با اعتبارترین جایزهء موسیقی در جهان شناخته شد.
 عمراکرم در شهرنیویارک به دنیا آمده است. در آنزمان پدرش به حیث دیپلومات در سازمان ملل متحد کار می کرد.
 عمراکرم در کشورهای افغانستان، کیوبا، چکوسلوکیا سابق و فرانسه زنده گی کرده، موسیقی اش از فرهنگ های مختلف که وی با آن در تماس بوده، رنگ و آهنگ پذیرفته است.
 عمر اکرم که در نواختن پیانو تخصص دارد، در سال 2002 نخستین البوم آهنگ هایش را ساخت. وی در سال 2004 با البوم «آزاد مانند پرنده» و در سال 2007 با البوم «سفر محرمانه» بطور جدی در دنیایی موسیقی مطرح شد و آهنگ هایش در صدر لست البوم های «عصر جدید» راه یافتند.
 وی که از سال های 1990 به اینسو در شهر لاس آنجلس امریکا زنده گی می کند و برای تعدادی از آواز خوان های امریکایی آهنگ های نیز ساخته است، در سال 1996 همکاری را با مایک واسیلومانولاکیس(Dr. E. Mike Vasilomanolakis) آغاز کرد.
 عمراکرم جوان افغان امریکایی برندهء جایزهء موسیقی"گرامی" شناخته شد 
 البوم «انعکاسات عشق» عمر اکرم که در 55 مین جوایز گرامی در کتگوری «بهترین البوم عصر جدید» کاندید شده بود، شام دهم فبروری سال 2013 برندهء این جایزه با اعتبار بین المللی موسیقی جهان شده است.
 عمر اکرم البوم «انعکاسات عشق» را حاصل تجربهء ازدواج و پدر شدن می داند و جایزه گرامی را حاصل پانزده سال کار جدی و بدون وقفه در عرصه هنر موسیقی و همکاری مثمر با داکتر مایک واسیلومانولاکیس(Dr. E. Mike Vasilomanolakis) دانسته است

 

نخستین فرماندار زن افغانستان آغاز به کار کرد

 

سایره شکیب سادات به عنوان نخستین ولسوال (فرماندار) در افغانستان به کار آغاز کرد

خانم سادات اخیراً در یک روند رقابتی شرکت کرد و به عنوان ولسوال منطقه "خواجه دو کوه" در ولایت شمالی جوزجان تعیین شد

ساحه محل کار او زادگاه ژنرال عبدالرشید دوستم رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان است و احتمالاً به همین دلیل ولسوالی (شهرستان) خواجه دوکوه از نیروی برق و گاز هم برخوردار است

بسیاری از ولسوالی‌های افغانستان برق و گاز ندارند

خانم سادات روز سه‎شنبه، ۳ دلو/بهمن از سوی نماینده حکومت محلی به مردم "خواجه دوکوه" رسما به عنوان حاکم منطقه خواجه دوکوه معرفی شد

صدها نفر از اهالی "خواجه دوکوه" برای استقبال ولسوال نو در این مراسم شرکت کردند

حکم انتصاب خانم سادات را یک زن دیگر، مریم ایوبی رئیس دفتر والی جوزجان در این مراسم خواند و برای او آرزوی موفقیت کرد

خانم شکیب سادات وضعیت منطقه تحت فرمانش را تأسف‎بار خواند و گفت که برای بهبود آن تلاش خواهد کرد

نخستین ولسوال زن از مردم خواست که او را در انجام مسئولیتش حمایت کنند تا بتواند کارهای موثری انجام دهد

پیش از این در افغانستان سابقه نداشته که یک زن به عنوان ولسوال/فرماندار تعیین شود. این سمت عمدتا "مردانه" محسوب می‎شده است

هر چند پیش از این حبیبه سرابی در سال ۱۳۸۳ به سمت والی بامیان در مرکز افغانستان تعیین شده بود که تا حالا در همین سمت است

همچنین کلیکعذرا جعفریدر سال ۱۳۸۷ به عنوان شهردار شهر نیلی مرکز ولایت دایکندی در مرکز افغانستان تعیین شده است

در ده سال اخیر در افغانستان فرصت‏‎های کار و استخدام زنان در سطوح مختلف نهادهای دولتی و غیردولتی فراهم شده است

قوانین افغانستان برای حضور زنان در فعالیت‎های سیاسی، اجتماعی و اداری "تبعیض مثبت" قایل شده و از جمله در پارلمان قید گذاشته که حد اقل ۲۵ درصد اعضای آن باید زن باشد

در سال‎های اخیر زنان در سمت معاون ریاست جمهوری، عضویت کابینه و ریاست نهادهای مختلف دولتی رسیده‌اند

 

خطرات روند صلح؛ مقاله کرزی برای بی‌بی‌سی

 

اساس دردها و رنج های افغانستان در زمان جهاد ما علیه اتحاد جماهیر شوروی گذاشته شد

جهاد ما برضد شوروی مبارزه ای برحق بود که برای حفاظت از وطن و دین مان آغاز کردیم. در حالیکه ما با اخلاص مبارزه مان را به پیش می بردیم، متحدان ما هریک به دنبال اهداف خودشان بودند

با پیروزی مجاهدین روند حوادث به سمتی رفت که حاکمیت آنها سبب رنج و مصائب مردم شد تا آنها (مجاهدین) بدنام و ناکام شوند و به این ترتیب زمینه برای ایجاد و حاکم کردن گروهی دیگر فراهم شود

گروه جدید طالبان بود که به نام مبارزه با "گروه شرو فساد" قد علم کردند و وعده امنیت و مصونیت را به مردم دادند

به همین دلیل بسیاری از افغانها از جمله خودم سخت از طالبان حمایت می کردیم و کمک های قابل توجهی هم به آنها کردیم

اما طالبان به زودی به انحراف کشیده شدند و به جنگ داخلی روی آوردند. آنها از افراطیت حمایت کردند تاجایی که با تروریسم همراهی کردند و منزوی شدند

سرانجام پس از حادثه یازدهم سپتامبر بود که یکبار دیگر نیروهای خارجی به افغانستان آمدند. قابل یاد آوری است که همه این بازی ها را خارجی ها برسر مردم افغانستان آوردنداما بازیکنان همه افغان بودند و تفنگ همیشه بر دوش خود افغانها بود

ما به عنوان یک ملت زنده نباید چنین چیزی را اجازه می دادیم که خارجی ها با سرنوشت ما بازی کنند

پس از حادثه یازدهم سپتامبر افغانها به این امید به نیروهای غربی خوشامد گفتند که امنیت، آرامش، توسعه و رفاه با خود به افغانستان بیاورند. اما یکبار دیگر کشورهای دخیل، زیر نام مبارزه با دهشت افگنی هریک در پی تعقیب اهداف استراتژیک خودشان برآمدند. برای رسیدن به این اهداف متأسفانه بار دیگر جنگ شروع شد

حالا فرصتی برای صلح فراهم شده است

یازده سال بعد حالا صدای صلح بلند شده. روند صلح که در حال حاضر در مراحل اولیه اش قرار دارد، یک مرحله تازه ای را برای افغانستان نوید می می‌دهد

به گذشته باید توجه زیاد صورت گیرد تا روند صلح کنونی شروع مرحله ای نباشد که در نهایت بجای تامین صلح واقعی گامی برای خارجی های دخیل در قضایای افغانستان برای رسیدن به اهداف بزرگ شان گردد

آنگونه که در سه و نیم دهه گذشته بارها و بارها این واقعیت تلخ را تجربه کرده ایم

همانگونه که سقوط آخرین دولت کمونیستی و ورود مجاهدین به کابل سبب آرامش وآزادی واقعی مردم ما نشد، به همین ترتیب اگر روند صلح کنونی مان به خوبی مدیریت نشود، می تواند سبب ضعیف تر شدن ما و خلق مشکلات تازه برای مان شود

چرا طالبان را برادرم خواندم

اگر جنگ را خارجی ها به ما تحمیل کردند، ابتکار صلح باید در دستان خودمان باشد. در غیر آن نتیجه ای که ملت منتظرش است، هیچگاه به دست نخواهد آمد

 

به همین دلیل من در سخت ترین شرایط طالبان را برادر خطاب کرده ام و آنها را به صلح دعوت کرده ام. به همین دلیل هم من جرگه مشورتی را در مورد صلح فراخواندم. آن جرگه شورای عالی صلح را ایجاد کرد که در آن نمایندگانی از هر قشر و فکر افغانستان حضور دارند

اگر برای رسیدن به اهداف مان سالها جنگیدیم، باید دیگر اجازه ندهیم به نام صلح چندین سال دیگر متفرق شویم. افغانها در یازده سال گذشته قربانی های بزرگی دادند و یک نظام ساختند

نتیجه این قربانی ها مؤسسات منتخب دولتی است. این دستاورد بزرگی برای ما است

ابتکار ها و تلاشهای پراگنده صلح می تواند این قربانی های مان را با خطر مواجه کند. اگر همه افغانها متحدانه عمل نکنند در حقیقت به یازده سال گذشته بازگشته ایم و خدا می داند که خارجی ها در فضای مبهم ایجاد شده چه اهدافی را تعقیب خواهند کرد و ما برای چند سال دیگر قربانی آنها خواهیم شد؟

در این مرحله حساس، آینده روشن افغانها فقط در گرو اتحاد و اتفاق آنها است. پس برای داشتن آینده ای روشن و برای اینکه تلاشهای صلح مان، یک صلح واقعی را در پی داشته باشد و سبب تقویت کشورمان شود به چند نکته مهم اشاره می کنم

نکات اصلی

 نمایندگان طالبان که در مذاکرات شرکت می کنند باید اسناد معتبر تصدیق شده توسط

رهبران شان را با خودداشته باشند


 در گفت و گوهای صلح، شورای عالی صلح از ملت افغانستان نمایندگی کند

 

 از برگزاری نشست ها و گفت و گوهای متفرقه و پراگنده گروه‌ها و شخصیت های مختلف به نام صلح باید جلوگیری شود

 

 به همین دلیل مذاکرات صلح در کنار ابعاد داخلی، ابعاد خارجی هم دارد که برخی از آنها منطقه ای و برخی دیگر جهانی اند. بنابراین افغانها یعنی دولت، اپوزیسیون داخلی و طالبان باید بخش داخلی را بین خود شان حل و فصل کنند و بخش خارجی اش را باید متحدانه و همصدا با خارجی ها حل کند و زمینه را بگونه ای فراهم کنند که در میان منافع متضاد خارجی‌ها ، منافع ملی خودشان را حفظ و تضمین کنند

 

نبرد استالینگراد: وقتی ورق علیه نازی‌ها برگشت

 

امروز در روسیه هفتادمین سالگرد پایان گرفتن نبرد استالینگراد با رژه بازماندگان این نبرد جشن گرفته شد. نبرد استالینگراد، که شش ماه به طول انجامید، یکی از خونین‌ترین درگیری‌های نظامی تاریخ مدرن محسوب می‌شود

تخمین زده می‌شود که بیش از یک میلیون نفر در این نبرد، که نیروهای شوروی توانستند آلمانی‌ها را شکست دهند، کشته شدند. واقعه‌ای که یکی از نقاط عطف عمده جنگ جهانی دوم در نظر گرفته می‌شود

قربانیان پرشمار این نبرد تنها دلیل اهمیت بالای آن در روسیه نیستند، چرا که روس‌ها به این نبرد همچنین به چشم سرآغاز برگشتن ورق علیه نازی‌ها می‌نگرند.

بعضی از سربازان شوروی پس از پیروزی در استالینگراد تا خود برلین پیش رفتند

 

'پسرم را به پلیس تسلیم کردم، نگران بودم که حمله انتحاری کند'

بشیر پیمان

بی‌بی‌سی

 

در ولایت قندوز در شمال شرق افغانستان، یک پدر فرزندش را که قصد داشته حمله انتحاری انجام بدهد، تحویل پلیس داده است

این مرد که به دلایل امنیتی نمی‌خواهد نامش برده شود، می‌گوید پسرش در جریان دوسالی که در پاکستان بوده آموزش‌های انتحاری دیده و با شورشیانی که با پاسپورت پاکستانی به قندوز رفت و آمد می کردند، در ارتباط بوده است

 

خبر کوتاه و تکان دهنده بود 

۲ جنوری ۲۰۱٣ 

خبر کوتاه و تکان دهنده بود

"مقام های هند می گویند که صدها کارگر یک کارخانه چای سازی در شمال شرق هند، خانه صاحب کارخانه را آتش زدند. در این آتش سوزی صاحب کارخانه و همسرش سوختند

کارگران عصبانی در منطقه کناپاتار در ایالت آسام، شامگاه چهارشنبه پس از دو هفته مجادله با مسئولان کارخانه، خانه مالک آن را محاصره کردند

پلیس هند می گوید که این ماجرا پس از آن اتفاق افتاد که صاحب کارخانه از برخی کارکنان خواست که خانه های خود را ترک کنند

بیش از نیمی از چای هند در ٨۰۰ کارخانه چای سازی در آسام تولید می شود

مقام های هندی می گویند که حدود ۷۰۰ کارگر یکی از این کارخانه های چای سازی، خانه صاحب کارخانه را محاصره کردند و آن را آتش زدند. آنها همچنین دو دستگاه خودرو متعلق به صاحب کارخانه را نیز به آتش کشیدند

جسد سوخته کومار بهاتاچاریا و همسرش ریتا از میان ویرانه های خانه بیرون کشیده شده است

پلیس سه کارگر را در ارتباط با این واقعه بازداشت کرده است

مقام های هندی می گویند که آقای بهاتاچاریا و کارگرانش در دو هفته گذشته درگیر مجادله و گفت و گو بودند

به گفته آنها، او پیش از این هم با اعتراض کارگران یک کارخانه چای سازی دیگر – که دو سال پیش مالک آن بود – رو به رو شده بود

در آن اعتراض ها، کارگران خشمگین، کارخانه چای سازی او را در نزدیکی مرکز ایالت آسام به آتش کشیده بودند. گفته می شود که آن واقعه پس از آن اتفاق افتاده بود که آقای بهاتارچاریا به سوی معترضانی که نزدیک خانه اش و در اعتراض به حمله اش به یک زن محلی جمع شده بودند، تیراندازی کرده بود

در سال های اخیر، حمله های فزاینده ای به مدیران و مالکان کارخانه های چای در ایالت آسام هند گزارش شده است"

مطلب فوق عینا از سایت بی بی سی فارسی نقل شده است

 

ظاهرا آقای بهاتا چاریا  ، نزد کارگران دو نقش ( کارفرما – صاحبخانه) را به صورت همزمان ایفا می کرده و از این اهرم های دوگانه ناجوانمردانه جهت فشار روزافزون استفاده کرده. همچنین در سابقه ایشان تعرض به زنان و تیراندازی به سوی کارگران ثبت شده است

آنچه در این خبر بسیار جالب است گذار از خودکشی به دیگر کشی است. در هند کشتن کارفرما امر مرسومی نبوده اما خودکشی کارگران و کشاورزان و زحمتکشان امری بسیار متداول است

بر اساس گزارش اخیر مرکز حقوق بشر وعدالت جهانی دردانشگاه نیویورک طی ۱۵ سال گذشته ۲۵۰۰۰۰ کشاورز در هند خودکشی کرده اند. سمیتا نارولا گرداننده مرکز و کسی که در نوشتن گزارش مشارکت مستقیم داشته می گوید

« به طور متوسط در هر٣۰ دقیقه یک کشاورز در هند خودکشی می کند.»  این مطالعه که روی کشاورزان کوچک کتان کار متمرکز است نشان می دهد که ظاهرا کشاورزان، اغلب به دلیل بدهی فزاینده جهت خرید بذرهای مهندسی ژنتیکی شده شرکت مونسانتو و شکست در امر کشت و از بین رفتن محصول به دلیل فقدان منابع آب لازم خودکشی کرده اند. در گزارش مذکور آمده است که مطالعات نشان می دهد( BT cotton بذرهای کتان اصلاح ژنتیکی شده شرکت مونسانتو که ویژگی آن کشتن آفت Bollworm است) در شرایط آبیاری شده، بهتر جواب می دهند و این دانه ها اساسا نسبت دانه های کتان دیگر آب خور بیشتری دارند. به هرحال اکنون کلیه بازیگرانی که به این فجایع دامن زده اند مشخص اند اما برجسته ترین واکنش کشاورزان ، خودکشی روزافزون بوده است. و درست در این بافت و زمینه است که کارفرماکشی معنای خاصی دارد. پیام این است: هر سیاستی بریده اید و دوخته اید تا امروز تحمل کرده ایم اما دیگر کافی است. سیاست هایی که هر دم شما را به اوج می برد و ما را در قعر فرو می برد. سیاست هایی که اراده تو بر سرنوشت ما و اطرافیانمان را هر دم فزونتر می کند و ما را در برابر تو هر چه دست بسته تر. تو خود را مالک ما تلقی می کنی، به زنان ما تعرض می کنی و بعد شش لول به کمر می بندی و شخصا به طرف ما تیراندازی می کنی. اگر می خواهی جلوه عینی تمام عیار آن نظامی باشی که می خواهد نابود و مدفون امان کند، نیست و نابودت می کنیم

 

بر اساس گزارش، بیش از نیمی از چای هند در ٨۰۰ کارخانه چای سازی در آسام تولید می شود. پرسش این است که پس از این واقعه آیا رابطه کارگران و کارفرمایان در این کارخانه ها مثل سابق خواهد بود؟ پاسخ هم آری است و هم خیر. اقداماتی از این دست ابدا کاری را از اساس درست نمی کند اما در عین حال جلوی برخی از تصمیمات و اقدامات کارفرمایان را می گیرد ویا روندشان را کند می کند. این اقدام خیلی طبیعی رخ داده و در حقیقت فوران طبیعی مناسباتی خشن و غیر انسانی بوده و طبیعتا، از مناسبات خشن و غیرانسانی و اعمال اراده یک طرفه، ناز و نوازش برون نمی تراود. قطعا مسیر رهایی زحمتکشان از اقداماتی این چنین عبور نمی کند. چاره زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است. اما خود مساله گذار از خودکشی به کارفرما کشی آن هم در کشوری که هر سی دقیقه یک کشاورز زحمتکش جزء گزینه خودکشی را انتخاب می کند،خود در مفهوم مطالبه زندگی و جلوه ای از مقاومت است و نه جنایت. جانیان اصلی که با احترام از آن ها یاد می شود شرکت های چند ملیتی، لابیست های دولتی، سیاست گذاران فاسد و دانشمندان و مراکز تحقیقاتی هستند که خود را فروخته اند و به این سیاست ها مشروعیت بخشیده اند. جانی، آن کارفرما – صاحبخانه ای است که خود را بمدد دولتیان و سیاستگذاران فاسد مالک جهان فرض می کند. جانی آن است که با یک تکه کاغذ که سند نامیده می شود به خود اجازه می دهد صدها کارگر و بستگانشان را بی خانمان و آواره کند. در ابتدا نوشتم: خبر کوتاه و تکان دهنده بود! آری این خبری به غایت تکان دهنده برای کارفرمایانی از این دست است! و نه برای من. این خبر برای من تنها نشانه ای است از ضرورت بازگشت کارگران و زحمتکشان به سنن، تجربیات و پیشینه مبارزاتی خود در جهان، بازخوانی انتقادی و به روز کردن آن و گشودن مسیری به سوی رهایی به منظور سقوط نکردن به عرصه واکنش های دفعی و آنی. و البته ،تا آن زمان چه بخواهیم چه نخواهیم، زحمتکشان بیشتری خودکشی خواهند کرد و صد البته کارفرمایان بیشتری هم در آتش زنده زنده خواهند سوخت

 

 

دادگاۀ ابتدایی یک زن را در کابل به اعدام محکوم کرد

 ارسالی: همایون غازی زاده

مقام ها روز چهارشنبه گفته اند که، دادگاۀ ابتدایی حوزۀ چهارم شهر کابل یک زن که مدیر یکی از لیسه های کابل است، پس از شنیدن شواهد به اتهام قتل شوهرش به اعدام محکوم کرد 
رییس دادگاۀ ابتدایی حوزۀ چهارم گفته است که، شواهد نشان می دهند که این زن شب عید فطر با همکاری یک پسر نوجوان شوهرش را کشته است.
 رییس این دادگاه، عبدالباسط بختیاری گفته است که: « تو قدریه ولد قدردان به اتهام داشتن روابط نامشروع با شفیع به پنج سال حبس تنفیضی محکوم شدی.»درهمین حال این زن به فیصلۀ دادگاه قناعت نشان نداده و گفته است که شوهرش را دزدان کشته اند
گفته شده است که، دوست پسر این زن همدست وی در قتل بوده و از کشور گریخته است، اما وی رابطه با شخصی به غیر از شوهرش را رد کرده و گفته است که با آن پسر تنها از طریق تلیفون ارتباط داشته است.
قدریه قدردان، متهم این قتل گفته است که: « به قرآن قسم می خورم که من در قتل شوهرم دست ندارم»
برادر شوهر این زن از نهادهای عدلی و قضایی خواسته است تا این زن را به کیفر سخت برسانند
وی گفته است که: « از نهاد مسؤول به ویژه قضا می خواهم تا این زن را که برادرم را کشته است به زودترین فرصت مجازات کنند.»این زن شانزده سال با شوهرش زنده گی کرده بود و گفته شده که در این مدت رابطۀ چندان خوبی با شوهرش نداشته است وحتی بارها خواهان جدا شدن ازشوهرش نیزشده است

 

تجاوز جنسی جوانی آفریقایی


تجاوز جنسی جوانی آفریقایی به پیرزن 83 ساله خشم اسرائیلی ها را برانگیخت پنجشنبه 03 ژانویه 2013م شهروندان اسرائیلی بویژه ساکنان جنوب تل آویوبه دنبال تجاوز جنسی یک جوان پناهنده آفریقایی به پیر زنی 83 ساله خواستار سخت گیری بیشتر با مهاجرین شده اند. به گزارش العربیه برخی از اسرائیلی ها تهدید کرده اند که در صورت مشاهده پناهندگان آفریقایی در مناظق خود به سوی آنها تیر اندازی خواهند کرد. حدود 12 روز پیش پیر زنی 83 ساله از اهالی تل آویومورد تجاوز یک جوان آفریقایی 20 ساله قرارگرفته بود. جوان آفریقایی چند روز پس از ارتکاب جرم توسط پلیس اسرائیل دستگیر شد. اسرائیلی ها سال ها پیش به بهانه اینکه آفریقایی های مهاجر امنیت آنها را به خطر انداخته اند از دولت خود خواستند آنها را از کشور اخراج کند. دولت اسرائیل در پاسخ به معترضین به حضور آفریقایی ها و نیز برای جلوگیری از ورود آنها ، روز گذشته از پایان ساخت دیواری حائل به طول 225 کیلومتر میان این کشور و مصر خبر داد. در سال گذشته تنها 36 نفر از آفریقایی ها توانستند از مرز این کشور با مصر وارد اسرائیل شوند، اما همگی آنها دستگیر و به کشورهای خود بازگردانده شدند. این کشور در سال گذشته میلادی 3920 نفر از آفریقایی ها مهاجر را به کشورهای خود باز پس فرستاد. حیفا- نايف زیدانی، العربیه www.Voiceofwomenafg.blogspot.com

'شوهرم دست و پایم را می‌بست و شلاق می‌زد' پنج شنبه 03 ژانويه 2013 - 14 دی 1391 پنج شنبه 03 ژانويه 2013 - 14 دی 1391

منیژه زن بیست ساله‌ای است که در منطقه "مُقُر" ولایت غزنی در جنوب افغانستان

 

شکنجه مداوم خود توسط شوهرش را در گفتگو با بی‌بی‌سی فاش کرده است. او هفته‌ها در زیرزمینی خانه‌اش با دست و پای بسته نگهداری می‌شد و شوهرش با چوب، زنجیر و شلاق او را می‌زد. بدن نیم جان منیژه حکایت از داستان غم‌انگیز زندگی او دارد. منیژه را در منزل یکی از خویشاوندانش در کابل دیدم. وقتی با او روبه رو شدم، چشم‌هایش چیزی را نمی‌دید و از زخم‌ها و آسیب‌های ناشی از لت و کوب (ضرب و جرح) می‌نالید.او گفت: "به سر و صورتم با مشت و لگد کوبیدند، دست‌هایم را با ریسمان بستند و با زنجیر، چوب و شلاق زدند. روزها و هفته‌ها در زیرزمینی خانه با دست و پای بسته سپری کردم، در هوای سرد و برف مرا وادار به کار می‌کردند." منیژه افزود: "هیچ جای بدنم نیست که زخمی نشده باشد. ناخن‌های دستانم افتاده و پاهایم توان حرکت ندارد."او می‌گوید دو سال پیش به خواست خود با نواسه (نوه) کاکا/عمویش ازدواج کرد، اما در خانواده شوهرش حیثیت (جایگاه) یک کنیز را داشت و نه عروس. منیژه گفت: "از روزی که با این مرد ازدواج کردم، همیشه تلاش داشتم تا رضایت خانواده او را به دست آورم و به علاقمندی آنها در کارهای خانه سهم بگیرم، اما برخورد نادرست مادر شوهر و به ویژه لت و کوب و برخورد وحشیانه شوهرم هیچ وقت این فرصت را به من نداد. من عروس نه، بلکه کنیز و یا نوکر این خانه بودم." پدر منیژه: از دخترم دفاع می‌کنم"به هر قیمتی که شده از حق دخترم دفاع می‌کنم. من یک کراچی‌ران (گاریچی) هستم و پولی هم ندارم که به این محکمه و آن محکمه بدهم. با دست‌های خالی قضیه دخترم را پیگیری می‌کنم و او را از شوهرش که یک جنایتکار است، جدا می‌کنم." همایون پدر منیژه وقتی از شکنجه دخترش با خبر شد، به مُقُر رفت و دخترش را با این استدلال که می‌خواهد به دیدار مادرش ببرد، از خانه شوهرش بیرون آورد و به کابل منتقل کرد.او در حالی که اشک می‌ریخت، گفت: "به هر قیمتی که شده از حق دخترم دفاع می‌کنم. من یک کراچی‌ران (گاریچی) هستم و پولی هم ندارم که به این محکمه و آن محکمه بدهم. با دست‌های خالی قضیه دخترم را پیگیری می‌کنم و او را از شوهرش که یک جنایتکار است، جدا می‌کنم." پدر منیژه افزود:" من با خانواده و قوم شوهر دخترم تماس گرفته‌ام و از آنها خواسته‌ام تا به کابل بیایند و جزای پسرشان را خودشان تعیین کنند." منیژه در مُقُر ولایت غزنی زندگی می‌کرد و شوهرش تعمیرکار موتور سیکلت است. به گفته منیژه شوهرش هیچ وقت با او رفتار خوب نداشت. مادر منیژه بیش از همه اشک می‌ریزد. او می‌گوید: "اصلا باورم نمی شود با چشم‌های خودم دخترم را در این وضعیت ببینم." در خانه امن"از روزی که با این مرد ازدواج کردم، همیشه تلاش داشتم تا رضایت خانواده او را به دست آورم و به علاقمندی آنها در کارهای خانه سهم بگیرم، اما برخورد نادرست مادر و شوهر و به ویژه لت و کوب و برخورد وحشیانه شوهرم هیچ وقت این فرصت را به من نداد. من عروس نه، بلکه کنیز و یا نوکر این خانه بودم." منیژه منیژه به کمک مسئولان یک "خانه امن" در کابل که از سوی نهاد غیردولتی موسوم به "هاکا" اداره می‌شود، به بیمارستان منتقل شده است. حمیده، مسئول این مرکز می‌گوید: "با اجازه اعضای خانواده منیژه در نظر داریم قضیه او را رسمی (پیگیری) کنیم و برای او وکیل مدافع گرفته و پرونده اش را به دادستانی تحویل دهیم." مسئولان بیمارستان علی‌آباد که منیژه در آن جا تحت درمان است، می‌گویند وضعیت او حالا خوب است، اما شکنجه و بدرفتاری با او بر وضعیت روحی‌اش تاثیر بدی گذاشته است. دکتر عبدالمعروف ندیم، مسئول این بیمارستان به بی‌بی‌سی گفت تمام تلاش خود را برای سلامت این زن به خرج خواهد داد. اما این نخستین باری نیست که منیژه از شکنجه و لت و کوب فرار کرده و به کابل آمده است. او می‌گوید: "حدود شش ماه پیش نیز به کابل آمدم و داستان زندگی‌ام را با وزارت امور زنان در میان گذاشتم." وحید پیکان بی بی سی www.Voiceofwomenafg.blogspot.com

یک پولیس، زن و پسر خود را کشت دوازدهم جدی 1391 خورشیدی یک سرباز پولیس در شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان،

زن و پسر جوان خود را به شلیک گلوله، کشت. این رویداد در منطقۀ پوستۀ شهر ترینکوت مرکز ولایت ارزگان، در خانۀ یک سرباز پولیس کندک عملیاتی، پس از یک مشاجرۀ لفظی بین این سرباز و زنش، رخ داده است. فرید عایل سخنگوی فرماندهی پولیس ولایت ارزگان به خبرگزاری بست باستان گفت که این سرباز پولیس، زن و پسر شانزده سالۀ خود را به شلیک گلوله کشته است. به گفتۀ او، این سرباز به "دیب" مشهور بود و در کندک عملیاتی ریزرف، در شهر ترینکوت ایفای وظیفه می نمود. وی افزود که قاتل موفق به فرار شده است، اما نیروهای پولیس تلاش برای بازداشت وی را آغاز کرده اند. گفتنی است که از زن کشته شده، دو کودک دیگر نیز به جا مانده اند. قابل یاد آوری است که در این اواخر رویدادهای مشابه در سراسر کشور، نسبت به هر زمان دیگر افزایش یافته است که علت های عمدۀ آن، ناآگاهی مردم از حقوق زنان و کودکان در دین مقدس اسلام، اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات اقتصادی و خشونت های خانواده گی خوانده شده است.بست باستان

نخستین شرکت سهامی زنان تجارت‌پیشه در شمال افغانستان

به روز شده:  13:07 گرينويچ - دوشنبه 24 دسامبر 2012 - 04 دی 1391

برای نخستین بار یک شرکت محصولات کشاورزی در ولایت شمالی بلخ ایجاد شده است که همه‌ سهام‌داران آن زنان هستند.

محل کار این شرکت دکان کوچکی است، در کنج بازار رابعه بلخی ـ بازار ویژه زنان در شهر مزارشریف


در حال حاضر سی زن، در این شرکت سهم دارد و آنان می‌گویند اگر نتیجه خوب بگیرند، کار و بار شان را گسترش خواهند داد

قندی عمکی، مسؤول این شرکت می‌گوید که آنان بیشتر محصولات شان را از کشاورزان چند ولایت شمال می‌خرند و آن را دوباره به بازار عرضه می‌کنند

"شیوه‌ کار قسمی

 است (به گونه‌ای است) که ما مستقیماً با دهاقین و زمین‌داران در ارتباط هستیم و تولیدات آنان را پروسس (بسته بندی) می‌کنیم و به بازار عرضه‌ می‌کنیم. به طور مثال ما پسته و بادام را از ولایت سمنگان می‌گیریم، کشمش سیاه خود را از قیصار می‌خریم"

خانم عمکی همچنین می‌گوید که زنان این شرکت از این که با کشاورزان مرد همکار باشند، مشکلی ندارند

این شرکت، کارش را با تهیه و بسته بندی میو‌ه‌ خشک مثل بادام، پسته، کشمش و جلغوزه شروع کرده است و مسؤول آن امیدوار است که اگر کار و بار شان فعلا به ولایت بلخ محدود است، نتیجه بدهد، آنان امیدوار اند کارشان را گسترش دهند و نمایندگی‌هایی در ولایت‌های دیگر افغانستان نیز ایجاد کنند

دشواری‌ خودکفایی زنان افغان


محل کار این شرکت دکان کوچکی است، در کنج بازار رابعه بلخی ـ بازار ویژه زنان در شهر مزارشریف.

در افغانستان، بیشتر شرکت های تجاری، فروشگاه‌ها و کارخانه‌ها توسط مردان اداره می‌شوند. اما این شرکت که همه سهام داران آن زنان هستند، به باور مالکان آن، گامی است در راستای خودکفایی زنان این کشور.

از میان کارکنان این شرکت، محسنه، زنی است که رسیدن تا به خودکفایی اقتصادی خیلی برایش دشوار بوده است.

او می‌گوید: "شش دختر دارم، پسر ندارم. اول در یک کارخانه آش کار می‌کردم، از همان زمان کار را تعقیب کردم. روزهای سختی را دیدم اما بالاخره توانستم تجارت کنم. ما هشت نفر در خانه پسته را میده می‌کنیم(می‌شکنیم) و در حدود شانزده سیر مزار(۲۲۴ کیلوگرام) را در هشت روز. از همین پول زندگی ام را پیش می‌برم. برای یک زن که مردی برای حمایتش نداشته باشد این خیلی خوب است."

تجارت خصوصی بهتر از تطبیق پروژه‌ها

"نبود امکانات بسته بندی از مشکلات اصلی در برابر تجارتی شدن محصولات کشاورزی افغانستان گفته می‌شود. به همین دلیل بیشتر محصولات کشاورزی افغانستان نتوانسته راه خود را آنطوریکه لازم است در بازارهای منطقه‌ای و جهانی باز کند. "

با وجود تطبیق پروژه‌های بی شمار در زمینه تقویت و خودکفایی اقتصادی زنان، از سوی نهادهای دولتی و غیردولتی، رابعه مرادی، مدیر اقتصادِ ریاست امور زنان در بلخ می‌گوید که چالش اصلی این است که این برنامه‌ها، دوام‌دار نبوده اند و پس از ختم کارشان وضع به شکل اولی درآمده است

اما در بخش تجارت های کوچک و متوسط خصوصی فعالیت‌های امیدوارکننده‌ای انجام شده است که گشایش نخستین شرکت سهامی محصولات کشاورزی بانوان بلخ یکی از آن‌ها است

آگاهان این گونه حرکت‌ها را در کشوری که هنوز بیشتر زنان در چهاردیوار خانه‌ها به سر می برند و تکیه بر درآمد مردان خانواده دارند، امیدبخش اما ناکافی می‌دانند

اقتصاد افغانستان وابستگی زیادی به کشاورزی دارد و میوه از صادرات عمده این کشور به شمار می‌رود

نبود امکانات بسته بندی از مشکلات اصلی در برابر تجارتی شدن محصولات کشاورزی افغانستان گفته می‌شود. به همین دلیل بیشتر محصولات کشاورزی افغانستان نتوانسته راه خود را آنطوریکه لازم است در بازارهای منطقه‌ای و جهانی باز کند

این مسئله حتی موجب شده تا در بازارهای داخلی افغانستان نیز میوه‌های کشورهای دیگر وارد شده و میوه‌های افغانستان با قیمت بسیار پایین به فروش برسند

کشاورزان در این زمینه خواهان توجه بیشتر به ویژه از سوی دولت هستند

 

افغانستان ـ موزیم آدم های اولیه وحشی - به قلم الهه

افتخار

به یاد خواهر مظلوم انیسه شهید

هنگام که از گالری تاریخ عبور  و رشته هایی از نقاشی های رنگارنگ عجیب وغریب را مشاهده میکنیم و یا هنگامی که با شتاب نژاد های متوالی بشر را که همگی متفاوت و پیوسته در تغییر بوده و تاریخ نقش و نگار سرنوشت آن ها است از نظر میگذرانیم ؛ چیز یا واقعیت که در بالاترین و بیشترین جای ها جلب توجه میکند ؛ آن خداوند است. وآن هم خدا و تنها پناه گاه که انسان همدم و یاور خود میداند  درواقع تصور و درک بشر همیشه در تغییر بوده  تاریخ بشریت را نباید بی کج و پیچ و بالا و پست دید وارزیابی کرد.

 

حال اینکه کلمه خدا برای افراد مختلف بشری مفاهیم و معانی متعدد را تداعی میکند؛ مربوط به همین تغییرات تاریخ میشود. برخی ها خدا را مصدر و منبع همه چیز میدانند و برخی برای هر بخش یک خدا تصور میکنند. مگر در اواخرعموما خدا به موجودی اشاره میدارد که ما بر ان عقیده و باور داریم و آن را به عنوان آفریدگار هستی و تعیین کننده سرنوشت خویش مورد اکرام  و پرستش قرارمیدهیم. اینجا بر روی دو موضوع میپردازم  .                                                                                           نخست
همان گونه که درهرعصر اقوام جهان خدا را به طرز خاص خود تعبیر کرده و حاضر و ناظر بر احوال خویش میدانستند مگر قوه تصور شان پائین بود و به طرز بسیاز غم انگیز به  خاطر خدایان تصور کرده خود می ترسیدند برای این تصورات ناپایدار حاضر بودند حتی بمیرند و یا دیگران را قرباتی کنند
البته برای بازداشتن افراد از رفتار و کرداری که باعث اختلال در امور جامعه میگردید تصورات مربوط به همان خدا؛ معنای قانون و هدایت را هم افاده میکرد و لهذا بوجود آورنده نظم و قاعده در زندگی فردی و اجتماعی  شان بوده و کاربرد این قوانین به عنوان یک ابزار اجتماعی اصولا حتمی بود وانجام ندادن و بی اعتنای به ان ها مجازات های سنگین را در پی داشت . لذا میباید  در برابر نظم و قانون خاصه وی سر تعظیم فرود میاوردند
 همچنان خدا به مفهوم اخلاق و شرف بوده است به همین خاطر بعضی اعمال  میان مردم ننگ وعار به شمار میامد و از آنها نهی میگردیدند مانند دزدی ، زنا، قتل و فریب کاری و دیگر موارد که خلاف اصول و آیین خود میدانستند
مگر بدبختانه حاکمان و زور آوران ازموقف های خویش درین حوزه ها بسیار سوء استفاده میکردند تا جاییکه حتی شخص خود را خدا میگفتند
   بشریت که از آستانه تاریخ  تا به امروز زورمداری و قلدری را معیار برتری و سروری میدانسته و برآن در زندگی خویش اولویت میدادند بنا به همین علت تکامل اخلاقی بشرعقب مانده است واین خرافات به طور دوامدار با تغییرات مثبت کمی تکرار میگردیده و در اخلاقیات فطری و اکتسابی انسان تاثیر بد میگذاشته چرا که بر مبنای باور به تغییرناپذیری خدایان؛ مردمان می ترسیدند که در صورت شک یا عدم احترام و اطاعت؛ خود بدبخت وهلاک و نفرین میشوند
لذا دیگر اگر فرعون یا قلدور دیگر هم از خود خدا تراشیده بود؛ رفته رفته همان قانون خدای آفریننده در مورد او؛ منطبق میشد؛ شاید به همین دلیل  به مرور زمان بخشی از ٱن کارهای که نزد مردم پیشتر  ناروا بود دیگر جایز و مباح  تلقی میشد چون اگر چی این امیال ناشی از جنگ  و زور آوری و قدرت حکومتی و دولتی بود؛ چون به بی ثباتی  خدایان منجر شده بود بی ثباتی رواج آنها رخ میداد
متولیان امور خدایان درین امر بیشترین سهم را داشتند در واقع باید گفت که آنان همیشه در این امور ماهر و متخصص بودند چنانکه خدایان سنگی و بی روح را به باور عامه تبدیل کرده و جنگ میان آنها اختلال در امور جامعه را دامنه دار میساخت حتی باعث ان گردیده بود که جماعت ها یا طبقاتی پذیرش بعضی خدایان را مکروه و زشت میدانستند. با این دلایل عقیده انسان در برابر مذهب و دین کم رنگتر میگردید و نتیجهء  هر بدبختی و جدال میان هم نوعِ خود را ؛ میراث تمدنهای نابالغ و خدایان دوره وحشیت خویش مییافتند با اینهم اقتدار و نفوذ باور ها به خدایان ثقیل بود هرچند که  کرامت انسان در برابر همه عقاید پوچ و ناپسند خدایان جعل شده و تحمیل شده و دروغین محوه و نابود میگردید؛ کار بسیار سازنده زیادی از دست اصلاح طلبان و درست اندیشان ساخته نبود و بسیاری ها به خاطر افکار و اندیشه درست و نورانی خود قربانی میشدند و همین باعث دوام بی نظمی و اختلال زندگانی مردم میگردید
دوم
زمان  های بسیار طولانی خدا و مذهب محور زندگی همه انسان ها به شمار میامد تا اینکه مردم روشن تر؛ پرستش همجنس و همنوع خود را به حیث خدا ؛ باعث زندگی نا امن و آشفته که هر گوشه آن پر از خطر و کینه گردیده بود دانستند. خاص الخاص مفاهیم کهنه خدایان جنگی در نظرعقول؛ زشت و ناپسند آمد. بهبود تشکلات اجتماعی، آرمان خواهی وعادات تعاون اخلاقی درمیان مردم ترویج پیدا نمود و مفهوم انسان کامل با مفهوم خدایان قدیمی اختلاف کلی پیدا کرد
 این توجه و احساس تازه انسان در برابر باطل پرستی ـ  سنت های اعتقادی کهن را سست کرد و آهسته آهسته با افزایش عقل و احساسات بهیخواهی مردمان و دریافت ضرورت همزیستی در کنار یکدیگر؛ حرکت های قوی تر در ریشه کن ساختن بی رحمی و بی عدالتی کار های بارز و ارزنده ای را انجام دادند. مگر در حالت افراط به بی باوری و بی خدایی؛ بساط  بی رحمی مادی گرایی را هم هموار کرد که دران میلیون ها انسان خود را در زندگی ره گم کرده و بی هدف و ازخود بیگانه می یافتند
تا زمانیکه علم و دانش بشری پخته گی و کمال یافت و بر گوشه های تاریک روزگار باستان روشنایی افگند وانسان خود را از گنبد جهالت بیرون نمود .این شناخت موجب ان گردید تا مفهم خدا هم در ذهن  انسان از هر زمان دیگر بیشتر روشن و مشخص و هم محدود شود 
شور و اشتیاق انسان به دانستن و شناختن خویش بیشتر می گردید تا زمانیکه علم و دین در یک مسیر با هم به حرکت آمدند. البته نه در همه جهان . برای اینکه این هماهنگی جهانی شود باید مردمان هم دین را خود را به تمام معنا بدانند و هم با علم آشنا و مجهز شوند تا دین خود را در روشنی علم داشته باشند و با چراغ و سلاح و قدرت علم؛ اولین اقدام برای باز داشتن متحجران  از عقیده های ناپسند را موفقانه روی دست گرفته کامیاب سازند
همه تجربه هایی که در افغانستان ما میگذرد؛ غیر از اینکه توسط فرعون های زمان تحریک و تشویق میشود؛ نمایانگر موجودیت بدترین سطح جاهلیت و نادانی است که در خیلی از موارد با وحشیت عصر های بسیار کهنه مانند است
از جمله تیر باران کردن دختر دانش آموز معصوم صنف 10 انیسه شهید در کاپیسا توسط آدمک هایی میتواند صورت گرفته باشد که با آدم های وحشی اولیه فرقی نداشته اند و نمیتوانند داشته باشند. مکتب خواندن یا همکاری به پروگرام واکسیناسیون اطفال توسط یک دختر؛ فقط نزد وحشیان میتواند جرمی به نظر آید که با تیر باران کردن جواب داده شود
این حد تحجر و تعصب و زور گویی و شر و فساد به نام خدا و دین؛ ناچار به خود خدا و دین صدمه زده آنرا بدنام و منفور و بالاخره ختم خواهد کرد
 اما خدا از هر لحاظ  در زندگی مردم یک نیروی مهم به شمار میاید. مدت 1500 سال در بخش روشن و ارام دنیا؛ علم و دین در هماهنگی با هم زندگی کرده تکامل اخلاقی انسان و توجه به ارزش و حقوق و مقام و کرامت آدمی از آنچه ادیان بدوی و موجود در محیط های جاهلانه ـ تعریف میکرد یا قایل بود ؛ جلوترافتاد
بزرگی و افتخار یک دین و یک خدا و مدعیان پیروی از آن خدا ممکن در آن باشد که به علت موجودیت خود و اهدافش اگاهانه پی ببرد و کور کورانه و مثل حیوان کالانعام صرف با قتل و کشتار و چور و چپاو و جنایت در عالم انسانیت تاخت و تاز نکند و الا مانند ادیان بی اساس و خدایان دروغین کهن؛ در مسیر اوج کمال اخلاقی آدمی معدوم میشود
شاید به نظر خیلی ها امروزه معتقدات دینی دوباره برگشت به بی رحمی و بی پروایی و دغلبازی و شر افگنی و قتل و قتال نموده در هر گوشه دنیا انسان به پیکار و نبرد در برابر دین و در برابر دین جلبان  نوع خویش در جدال و مبارزه اند
اما در حقیقت چنین نیست بلکه قدرت های شیطانی؛ سیاست و جنگ و کشورگشایی خود را با سوء استفاده از جاهل ترین و وحشی ترین افراد گویا دیندار؛ میخواهند پیش ببرند و قراریکه می بینیم خیلی موفق هم شده اند
مگر بشر متفکر برعلاوه نیازهای نفسانی و غریزی وعقدتیش  دارای صفات ممتاز ویژه انسانی است که امیخته با سرشت فطری و اکتسابیش متغییر است  . مردمان قرون گذشته در طبیعت جلال و شکوه الاهی را میدیدند و آن را میپرستید و می کوشیدند که با هنر بزرگ خویش به زیبایی های آن هرچه بیشتر برسند اما در دنیای جدید ازهرآن چیزی که در طبیعت موجود است انسان برای سهولت زنده گی و اسایش بهتر نفع بیشتر میبرد. معلومدار یک اندازه افراط و تفریط احساس میشود و اما دین جلابان جاهل ووحشی که می بینیم هنوز وضع را خرابتر ساخته و دین و حتی خدای قادر متعال یگانه را در نظر جهانیان بدنام ساخته اند

وقتی همه چشم ها مبهوت دختر مستربین می شود

 

جشنواره " جانی انگلیش پرمیر" در لندن افتتاح شد و مهمانان ویژه

ای داشت مثل خانواده مستر بین ، شاید تنها کسی که همه منتظر دیدنش بودند "روآن آتکینسون" یا همان مستر بین معروف باشد

اما زمانی که وی و خانواده اش پا بر روی فرش قرمز این جشنواره گذاشتند چشمها همه مبهوت دختر وی شد
او فوق العاده آرام و مطمئن به نظر میرسید و در کن

ار پدر و مادرش قدم برمیداشت.این دختر لیلی نام دارد و برای صنعت سیما خیلی غریب نیست او در سال 2004 نیز در فیلم خانوادگی دندان و در 2007 در تعطیلات مستربین با پدرش همبازی بوده است
مستر بین و 
همسرش سنتورا از سال 1990 با هم ازدواج کرده اند و لیلی حاصل این ازدواج است

دختران در جستجوی "خوشبختی" در دوبی

 

هزاران دختر به آرزوی زندگی بهتر سالانه به کشورهای عربی روی می آورند و به عنوان خدمتکار خانه استخدام می شوند. دیری نمی گذرد که بیشتر آن ها متوجه حقیقت تلخی می شوند که در خانه کارفرمایان انتظارشان را می کشد

بیشتر این دختران خدمتکار از کشورهای آسیایی و افریقایی هستند. کارفرمایان عربی به خصوص به دختران اتیوپیایی علاقمند هستند. آن ها در خانه های کارفرمایان خود به گونۀ برده و کنیز نگهداری می شوند و مورد اذیت و حتی تجاوز جنسی قرار می گیرند. یکی از این دختران، که نمی خواهد نامش افشاء شود، می گوید: "سفارت خانه های مان به ما کمک نمی کنند، از این رو بقیه جهان باید بداند که با ما در اینجا چگونه برخورد صورت می گیرد"
 
به اساس گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر، تقریبا 200 هزار تن از جمع چهار میلیون لبنانی، خارجی هایی هستند که به عنوان خدمتکار خانه استخدام شده اند. این رقم در عربستان سعودی از این هم بیشتر است. الماز یک دختر 23 سالۀ اتوپیایی است که در دوبی به چنین کاری مشغول است. در کشور خودش برای زنان کار پیدا نمی شود. به گفتۀ الماز اگر هم زنان کاری بیابند، مزد آن برای پیشبرد زندگی کافی نیست
الماز می خواست در دوبی یک کار خوب برای خودش پیدا کند

او می افزاید: "من در کشورم به یادگیری آشپزی آغاز کردم. پس از آن که نیم مخارج این دوره آموزشی را پرداختم، پولم تمام شد. من باید کرایه خانه، مصارف خوراک و مکتب را می پرداختم. چطور می توانستم با درآمد 400 بیر این همه مصارف را بپردازم؟"
 
400 بیر اتوپیایی معادل تقریباً 17 یورو است. به همین دلیل بود که الماز پیشنهاد کار به عنوان خدمتکار خانه در دوبی را، با درآمد 130 یورو در ماه، برای مدت 2 سال مناسب دانسته و پذیرفت. اما الماز، که اکنون ده ماه را در دوبی سپری کرده است، برای درآمد ذکر شده باید 20 ساعت در یک شبانه روز کار کند. زمانی که کار در منزل کارفرما کمتر باشد، خانم خانه او را به خانۀ برادر خود می فرستد تا در آنجا پاک کاری و آشپزی کند
 
اما این حجم کار نیست که تحمل این وضعیت را برایش طاقت فرسا و ناممکن می سازد، بلکه اذیت های جنسی او را از پا می اندازد. الماز می گوید: "روزی در خانه مشغول کار بودم که مردی آمد و در زد. او رانندۀ صاحب خانه بود. من در را باز نکردم و او به طرف پنجره رفت تا از آنجا وارد خانه شود. من فوراً آن را هم بستم. با آنهم او توانست وارد خانه شود. او مرا اذیت جنسی کرد. من به اتاق خانم خانه فرار کردم. در را بستم و شروع به جیغ کشیدن کردم»
 
به این رویداد اصلاً توجهی صورت نگرفت و راننده هم مجازات نشد. از آن به بعد الماز خود را مصون احساس نمی کند. چنین برخوردهایی کم اتفاق نمی افتد. به طور مثال خواهرخواندۀ الماز مورد تجاوز جنسی از سوی کارفرمایش قرار گرفته است. او تهدید شده است که اگر به دفاع از خود برخیزد، مزد خود را دریافت نخواهد کرد
 
ندیم هوری، معاون بخش خاورمیانه و افریقای شمالی در سازمان دیده بان حقوق بشر

سازمان دیده بان حقوق بشر همچو رویدادها را مستند می سازد. هرچند برخی از کشورها مثل اردن و لبنان قوانینی را برای حراست از خارجی های که به عنوان خدمتکار خانه استخدام می شوند، نافذ کرده اند، اما به قول ندیم هوری این قوانین در عمل پیاده نمی شوند. ندیم هوری که معاون بخش خاورمیانه و افریقای شمالی در سازمان دیده بان حقوق بشر است، می گوید: "به گمان من مسوولیت در قدم نخست به دوش کشور میزبان است. وقتی سوءاستفاده صورت می گیرد، وظیفۀ مراجع حقوقی و پولیس کشور میزبان است که قضیه را پیگیری کنند. در قدم دوم وطن اصلی این افراد مسؤولیت دارد"
 
ندیم هوری به عنوان یک الگوی خوب از کشور فیلیپین یاد کرد. سفارت خانه های این کشور یک شمارۀ خاص تیلفون را به منظور حمایت به شهروندانش در اختیار قرار داده اند و در صورت لزوم به شهروندان کشور خود سرپناه هم می دهند. به گفتۀ هوری، سفارت خانه های دیگر، اگر وجود داشته باشند، به ندرت همچون خدماتی را ارایه می کنند. بسیاری از شهروندان ایتوپیا، که در عربستان سعودی مورد اذیت و آزار قرار گرفته اند، می گویند سفارت خانۀ اتوپیا در آنجا به آن ها هیچ کمکی نمی کند. زمانی که دخترها به عنوان خدمتکار خانه به دوبی می رسند، پاسپورت های آنها از نزد شان گرفته می شود. به این ترتیب آن ها به هیچ جای دیگری رفته نمی توانند
 
الماز می گوید: "لطفاً لطفاً در وطن تان بمانید و در همانجا کار کنید! چرا وطن تان را ترک می کنید؟ مشکل ما این است. خودم نیز در همین جا به این واقعیت پی بردم. کاش اصلاً مکتب نمی خواندم و در خانه می ماندم و در آنجا با حمل سنگ زندگی ام را اداره می کردم"

یگانه امید الماز این است که مدت کارش را تحمل و سپری کرده بتواند. او باید تا پایان میعاد دوساله قراردادش یعنی تا چهارده ماه دیگر آنجا بماند و در صورتی که پاسپورتش را دوباره به دست بیاورد، می تواند به وطنش بازگردد

 

قلعه اختیارالدین بازسازی شد اما درش باز نشد

به روز شده:  10:27 گرينويچ - شنبه 22 دسامبر 2012 - 02 جدی 1391

قلعه اختیارالدین بیش از دو هزار و هفتصد سال قدمت دارد

با گذشت حدود یک سال از تکمیل پروژه ترمیم قلعه تاریخی اختیارالدین هنوز درب این قلعه به روی مردم باز نشده است

تنها جهانگردان خارجی و مهمانان ویژه می‌توانند با گرفتن مجوز وارد این قلعه عظیم و تاریخی شوند

مسئولان فرهنگی هرات می‌گویند که دلیل محدودیت تشکیل و نداشتن کارمندان ویژه، نمی‌توانند از مردم پذیرایی کنند.

قلعه اختیارالدین با بیش از دو هزار و هفتصد سال قدمت، بارها تخریب و بازسازی شده، این بار آخر اما بازسازی آن نه به خاطر مقاصد نظامی بلکه برای حفظ آن به عنوان یک بنای تاریخی صورت گرفته است.

پس از هماهنگی‌های لازم برای تهیه گزارش، به درب قلعه تاریخی اختیارالدین در شهر کهنه هرات رفتم.

دو تن از شهروندان هرات که اندکی پیش از من برای دیدن این قلعه آمده بودند، در مقابل دروازه جواب رد شنیدند

آنان گلایه کردند که چرا نمی‌توانند از این قلعه دیدن کنند

ایرج ولی‌پور می‌گوید : "ما نتوانستیم از این قلعه دیدن کنیم. گفتند [درب آن] بسته است. فکر می‌کنم این مشکل بزرگی است. ما باید برویم و از ریاست اطلاعات و فرهنگ کاغذ [مجوز] بگیریم و دوباره بیاییم. ما باید بناهای باستانی‌مان را ببینیم و در مورد تاریخ وطن و ولایت خود بفهمیم"

'یک نفر کم است'

بصیراحمد جویا مدیر فرهنگی این قلعه است؛ قلعه‌ای که ۲۳ برج ۲۸ متری، ۲۵۰ متر طول و بین ۶۰ تا ۷۰ متر عرض دارد 

او کار تشریحات تاریخی، مراقبت از قلعه، مواظبت و پذیرایی مهمانان، همه را به تنهایی انجام می‌دهد. او می‌گوید از اینکه نمی‌تواند درب قلعه را به روی عموم مردم باز بگذارد، متاسف است، ولی چاره‌ای ندارد.

آقای جویا می‌گوید: "این‌جا حداقل به ده نفر کارمند نیاز داریم و یک نفر تنها برای انجام کارهای اداری، شماری هم برای راهنمایی سیاحان و تشریحات تاریخی در مورد قلعه. وقتی مهمانی تازه وارد قلعه می‌شود، من ناچار مهمانان دیگر را در بالای قلعه تنها بگذارم و دوباره برای پذیرایی مهمانان تازه پایین بیایم"

علاوه بر سیاحان خارجی، مهمانان ویژه داخلی هم می‌توانند با گرفتن مجوز وارد این قلعه شوند، اما معلوم نیست که چه زمانی مردم این شهر و دیگر شهرهای افغانستان می‌توانند بدون کسب مجوز وارد این قلعه شوند

محمداحسان سروریار رئیس اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گوید: "در حال حاضر عواید قلعه اختیارالدین از طریق مستوفیت هرات به مرکز کشور منتقل می‌شود. نیاز است که مثل باغ بابر در کابل، عواید این قلعه هم دوباره به مصارف همین قلعه اختصاص یابد تا بتوانیم از فرسایش قلعه جلوگیری کنیم."

در حال حاضر تنها مهمانان ویژه و جهانگردان خارجی می‌توانند با گرفتن مجوز از قلعه اختیارالدین دیدن کنند

او افزود: "از سوی دیگر تشکیل ما محدود است و برای کل این قلعه یک نفر داریم. اگر پول در اختیار داشته باشیم، می‌توانیم که به صورت مقطعی افرادی به عنوان ماموران اجیر استخدام کنیم تا میزان ارائه خدمات در این قلعه افزایش یابد."

در سال جاری حدود دو صد جهانگرد خارجی از بناهای باستانی هرات دیدن کرده‌اند. این رقم نسبت به سال گذشته، ۶۰ درصد افزایش را در شمار سیاحان خارجی که از هرات دیدن کرده‌اند، نشان می‌دهد

آقای سروریار رئیس اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گوید در نظر است که برای جلب سیاحان بیشتر به هرات، برنامه‌های گسترده‌تر تبلیغاتی و فرهنگی به مرحله اجرا گذاشته شود

مسئولان فرهنگی هرات معتقدند که بازدید عمومی از اماکن تاریخی هرات، می‌تواند عواید قابل ملاحظه‌ای در پی داشته باشد. البته اگر به گفته آنان، پیشنهادها و طرح‌های سنجیده شده عملی شوند

 

'۲۷ کشته' در تیراندازی در دبستانی در ایالت کانتیکت آمریکا

 

بیش از بیست کودک دبستانی در شهر نیوتاون آمریکا قربانی تیراندازی جوانی ۲۰ ساله شدند که با اسلحه وارد محل تحصیل آنها شد و پس از کشتن کودکان و پنج بزرگسال دیگر، احتمالا جان خودش را هم گرفته است. رسانه‌های محلی می‌گویند ضارب مادر خودش را هم به قتل رسانده است

صبح جمعه ۱۴ دسامبر (۲۴ آذر)، پلیس ایالت کانتیکت اعلام کرد که در مدرسه ساندی هوک در شهر نیوتاون تیراندازی صورت گرفته و گزارش ها حاکی از کشته شدن ۲۷ نفر از جمله ۲۰ کودک است. در این حادثه فرد تیرانداز نیز کشته شده و سلاح های او در اختیار پلیس قرار گرفته است

بنابر گزارش ها، ۱۸ کودک پس از تیراندازی در دم جان داده اند و دو کودک دیگر هم بر شدت جراحات ناشی از گلوله در بیمارستان جان باخته اند. مدیر مدرسه، روانشناس کودک مدرسه و چهار بزرگسال دیگر هم بر اثر این تیراندازی کشته شدند. گزارش ها می گویند که ضارب سپس جان خود را هم گرفته است اگر چه هنوز پلیس رسما گزارش ها در این رابطه را تایید نکرده است

ضارب جوانی ۲۰ ساله به نام آدام لانزا معرفی شده است در حالی که ابتدا پلیس برادر بزرگتر او رایان را که ۲۴ سال سن دارد به عنوان تیرانداز معرفی کرده بود

گفته می شود که جسد مادر ضارب به نام نانسی لانزا هم در آپارتمانش پیدا شده است . همچنین گزارش ها می گویند ضارب پدر خودش را هم کشته است

گزارش ها و آمار اعلام شده درباره این واقعه در طول روز بارها تغییر یافته است و تعداد کشته شدگان و قربانیان نیز چند باری تغییر کرده است. بنابر آخرین آمار اعلام شده ۲۰ کودک، شش بزرگسال (از جمله خود ضارب) در محل مدرسه کشته شده اند و مادر و پدر ضارب هم احتمالا توسط او پیش از کشتار دبستان از پای در آمده اند

این مرگبارترین سانحه پس از حادثه سال ۲۰۰۷ در دانشگاه ویرجینیاتک و سومین حادثه عمده بزرگ تیراندازی در سال ۲۰۱۲ در آمریکا به شمار می رود

تابستان امسال هم یک دانشجوی جوان در شهر آئورا با شلیک به تماشاگران فیلم بتمن ۱۲ نفر را کشت و چند هفته پس از آن تیرانداز دیگری در ایالت ویسکانسن با شلیک به زائران معبد سیک ها کشتار دیگری را به راه انداخت

گزارش ها حاکی از آن است که ضارب پیش از رفتن به مدرسه ای که مادرش در آن معلم کلاس آمادگی بوده، جلیقه ضد گلوله سیاهرنگی بر تن کرده و با سه اسلحه ای که به طور قانونی و به نام مادرش ثبت شده بود به محل مدرسه رفته و این کشتار خونین را به راه انداخته است. هنوز معلوم نیست که آدام لانزا از هر سه اسلحه در این کشتار استفاده کرده است اما پلیس دو اسلحه را در کنار او و یکی دیگر را در خودرویی که آدام با آن به محل مدرسه رفته بود پیدا کرده است

مدرسه ساندی هوک به گفته خبرنگاران از مدارس سطح بالای شهر نیوتاون به شمار می رود

پلیس محلی می گوید که او از یک تفنگ کالیبر ۲۲۳. استفاده کرده و افزوده که پلیس ایالت نیوجرسی نیز تحقیقات خود را در این زمینه آغاز کرده است

مدرسه ساندی هوک نیز همچون دیگر مدارس از سیستم حفاظتی - امنیتی و دوربین مدار بسته برخوردار بوده و مشخص است که فرد تیرانداز را مسئولان مدرسه می شناخته اند و به همین دلیل اجازه ورود به مدرسه را به او داده اند

سخنان اشکبار باراک اوباما

باراک اوباما در بیانیه ای که در کاخ سفید خواند، با اشک، به بازماندگان این حادثه تسلیت گفت و گفت: "من نه به عنوان رئیس جمهور، بلکه به عنوان یک پدر صحبت می کنم. بیشتر کسانی که در این حادثه امروز کشته شده اند، کودک بوده اند. کودکان زیبایی، ۵ تا ده ساله، که تمام زندگیشان پیش روی آنها بود. فارغ التحصیلی، ازدواج،... قلب های ما امروز شکسته است"

آقای اوباما با اشاره تلویحی به مساله کنترل اسلحه در آمریکا گفت که در سال های اخیر حوادثی از این دست "بیش از حد" تکرار شده است: "ما می خواهیم فارغ از مسائل سیاسی، با هم متحد شویم و اقدامی معنادار انجام دهیم تا دیگر از این دست حوادث رخ ندهد."

مارک باوتون، شهردار نیوتاون، به سی ان ان گفته است که سه نفری که به بیمارستان منتقل شده اند، در "وضعیت بسیار وخیمی" قرار دارند

مقام های محلی می گویند که به عنوان یک اقدام احتیاطی، مدرسه ها در سراسر منطقه تعطیل شده است و فرماندار ایالت کانتیکت راهی منطقه شده و در حال ملاقات با خانواده قربانیان است

نیروهای پلیس مدت کوتاهی پس از ساعت ۹ و ۴۰ دقیقه صبح به وقت محلی (۱۴ و ۴۰ به وقت گرینویچ) سر رسیدند

پلیس صبح جمعه گزارشی دریافت کرد از یک فرد مسلح که به دفتر اصلی مدرسه وارد شده بود. بر اساس گزارش روزنامه کورانت، اعلام شده بود که یک نفر "گلوله های زیادی" خورده است

یک شاهد عینی به سی ان ان گفته بود که از راهروی مدرسه صدای تیراندازی شنیده است. او گفته بود "باید صدبار تیر شلیک شده باشد"

رسانه های محلی گزارش کرده اند که آتش نشان ها به کودکان گفته اند که چشم هایشان را ببندند و از کنار دفتر مدرسه بدوند و از مدرسه خارج شوند

این مدرسه دولتی بیش از ۶۰۰ دانش آموز دارد و یکی از مدارس سطح بالای منطقه محسوب می شود. در این دبستان دانش آموزان ۵ تا ۱۰ ساله که از دوره آمادگی تا کلاس چهارم دبستان تحصیل می کردند

بیمارستان دنبری در منطقه، در وبسایت خود نوشته است که از "وضعیت" مدرسه آگاهی دارد

بیمارستان در بیانیه ای نوشته است: "لطفا مطلع باشید که ما در حال حاضر در حال جمع آوری اطلاعات هستیم و در اسرع وقت، اطلاعات دقیق را در اختیار شما قرار خواهیم داد"

 

حامد کرزی ماه آینده به واشنگتن می‌رود

 

لئون ‌پانه‌تا، وزیر دفاع آمریکا ‌می‌گوید حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان دعوت

باراک اوباما همتای آمریکایی‌اش را برای دیدار از واشنگتن پذیرفته است

آقای پانه‌تا، در نشست خبری مشترک با رئیس جمهوری افغانستان در کابل گفت که قرار است دو رئیس جمهوری در اوایل ماه آینده میلادی (جنوری ۲۰۱۳) در واشنگتن دیدار کنند

به گفته او در این دیدار هردو رهبر، آینده افغانستان را مورد بحث قرار خواهند داد

آقای کرزی گفت او و باراک اوباما در مورد تعداد نیروهای آمریکایی که قرار است پس از ۲۰۱۴ در افغانستان بمانند، گفتگو خواهند کرد

انتظار ‌می‌رود که در این دیدار در مورد موافقتنامه امنیتی میان دو کشور نیز بحث و تبادل نظر صورت گیرد

وزیر دفاع آمریکا دیروز، چهارشنبه ۱۲ دسامبر، در یک سفر غیر منتظره وارد افغانستان شد

در حال حاضر مقامات آمریکایی مشغول رایزنی در مورد شمار نیروهای این کشور هستند که می‌خواهند پس از ۲۰۱۴ در افغانستان بمانند

دو هفته پیش وزیر دفاع آمریکا گفته بود که لازم است تعدادی از نیروهای آمریکایی پس از ۲۰۱۴ نیز در افغانستان بمانند

او گفت هدف اصلی حضور پایدار است برای "مبارزه با تروریسم و تخریب آخرین لانه‌های القاعده در افغانستان است"

آقای پانه‌تا گفت که آمریکا مجبور است نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد و به آنها کمک کند

پیشتر روزنامه‌های آمریکایی گزارش داده بودند که مقام‌های آمریکایی در حال بحث روی تعداد و شکل نیروهایی هستند که می‌خواهند پس از ۲۰۱۴ در افغانستان بمانند

وال استریت‌ژورنال گزارش داده که اگر مقام‌های افغانستان موافقت کنند، آمریکا می خواهد ده هزار سرباز این کشور پس از ۲۰۱۴ در افغانستان بمانند

بی بی سی 

 

چهارشنبه 12 دسامبر 2012 - 22 آذر 1391 
 یک خبرنگار زن در افغانستان حقایق تکان دهنده‌ای از وجود فساد در دستگاه قضایی کشورش را فاش کرده است.
 
این زن می‌گوید قاضی از او خواست در ازای حل پرونده حقوقی اش با او ازدواج کند.

این زن که دیوه نام دارد می‌خواست رسما از نامزد خود جدا شود، خانواده نامزدش نیز با مراجعه به دادگاه در پی حل ماجرا به نفع خود بودند
دیوه با امید حمایت دادگاه از خود، به نظام قضایی افغانستان مراجعه کرد اما آنگونه که او روایت می کند، مشکلات او روز به روز بیشتر شد اما او که جریان تلاش‌های خود و صحبت با یک قاضی را مخفیانه ضبط کرده بود، توانست نشان دهد که در دستگاه قضایی کشورش چه می‌گذرد
براساس روایت دیوه، سه نفر از دستگاه قضایی افغانستان در ماجرای او درگیر بودند: یکی محمد طاهر روحانی رئیس دادگاه شهری جلال آباد، دیگری ظهورالدین رئیس دیوان تجاری در این دادگاه و یک فرد دیگر که به عنوان رابط میان آنها عمل می‌کرد
قاضی ظهورالدین یکی از قضات "محکمه شهری جلال آباد" روزی به خانه دیوه می‌رود و دیوه که تصور می‌کند این قاضی به نمایندگی از دیگر اعضای دادگاه آمده است، شروع می‌کند به لابه و زاری کردن تا بلکه دل او به رحم آید و پرونده به نفع او تمام شود
ماموریت این قاضی میانجیگری میان دیوه و شوهر او نیست بلکه آمده تا به دیوه از مقدار رشوه‌ای که باید بپردازد، سخن بگوید
این خبرنگار از فرصت پیش آمده استفاده می‌کند و مخفیانه به ضبط صدای قاضی می‌پردازد
سراسر جریان گفتگوی آنها ضبط می‌شود که یک نسخه از آن در اختیار بی بی سی است
قاضی اینگونه شروع به سخن گفتن می‌کند: "در هر جا (اداره) حرفم اعتبار دارد و پذیرفته می‌شود. کارت را خدا آسان می‌کند"
"پول کافی در خانه نداشتیم. به شوهر خواهرم زنگ زدم، او نداشت. از او خواستم که زود خانه ما بیاید و بعد مادرم گوشواره طلایش را به او داد تا بفروشد، بازار در نزدیکی خانه ماست و شوهر خواهرم هم آن را فروخت و ده هزار افغانی برایم آورد"
دیوه
در ادامه این گفت و گو قاضی از دیوه تقاضای پول می‌کند، دیوه حاضر است در ابتدای کار بیست هزار افغانی معادل چهارصد دلار، بپردازد
قاضی به او می‌گوید: ببین، اگر کار انجام شد یا نشد این پول مال من است
دیوه به بی بی سی گفت او در ابتدا به سختی توانست نیمی از پولی را که قاضی خواسته بود، مهیا کند: "پول کافی در خانه نداشتیم. به شوهر خواهرم زنگ زدم، او هم نداشت. از او خواستم که زود خانه ما بیاید و بعد مادرم گوشواره خود را به او داد تا بفروشد، بازار در نزدیکی خانه ماست و شوهر خواهرم هم آن را فروخت و ده هزار افغانی را برایم آورد"
اما این قاضی تنها نیست بلکه شریکا و همدستانی دارد که آنها نیز چشم به جیب خالی این زن دوخته اند و می‌خواهند از این معامله سهمی نصیب شان شود
دیوه باید پنجاه هزار تا یکصد هزار افغانی چیزی معادل دوهزار دلار، فقط به آقای روحانی رئیس دادگاه بپردازد چرا که رسیدگی به این پرونده کار اوست و تصمیم او نهایی خواهد بود
قاضی در حضور دیوه به رئیس دادگاه زنگ می‌زند و به او می‌گوید که دیوه حاضر است پنجاه هزار افغانی معادل هزار دلار به رئیس دادگاه و بیست هزار هم به خود او (ظهورالدین) بدهد.اندکی بعد زنگ تلفن به صدا درمی‌آید، قاضی روحانی (رئیس دادگاه) به قاضی ظهورالدین می‌گوید که طرف دیگر دعوا (نامزد دیوه) حاضر اند ۲۰۰ هزار افغانی بپردازند.دیوه رو به قاضی می‌کند و از او می‌پرسد: "در این صورت چگونه ممکن است رای دادگاه به نفع من باشد؟"

قاضی و تقاضای ازدواج
قاضی شرط تازه ای مطرح می‌کند و با وجود کبر سن و داشتن پسری که دو برابر بزرگتر از دیوه است می‌گوید: "در این صورت بیا با من ازدواج کن تا همه چیز حل شود."
مادر دیوه که شاهد این صحنه بود، حیرت زده می‌شود: "خیلی ناراحت شدم و برایش گفتم تو که زن و پسر و دختر داری و خودت می‌گویی ازدواج عاشقانه داشته‌ای، در چنین شرایط دشواری که ما داریم، چطور می‌توانی چنین چیزی را از ما بخواهی؟"
 
تحقیقات بی‌بی‌سیبی‌بی‌سی در جریان تحقیق برای تهیه گزارشی در این مورد با قاضی ظهورالدین تماس گرفت و از او خواست در این باره توضیح بدهد.
قاضی ظهورالدین ابتدا گفت که چنین فردی را نمی‌شناسد، اما وقتی مدارک و شواهد موثقی ارائه شد، موضعش تغییر کرد و گفت این خبرنگار دسیسه‌ای علیه او ساخته و صدا‌ها را به دلخواه خود ادیت کرده است.
این قاضی همچنین گفت که یک افغانی هم از دیوه نگرفته است.اما بعدتر اعتراف کرد که می‌خواسته با این خبرنگار جوان ازدواج کند: قاضی به بی بی سی گفت: "(دیوه) به من گفت که کسی حاضر نیست با او ازدواج ‌کند، گفتم بیا با من ازدواج کن، یک میلیون افغانی به تو می‌دهم، صدهزار را به نامزدت بده و بقیه از خودت؛ خانه جداگانه‌ای هم برایت مهیا می‌کنم."
"دشمنی را محکمه نمی تواند حل‌کند. اگر تو شوهری مرد داشته باشی او از تو حفاظت می‌کند و اگر در آینده مزاحمت شد با مرمی/گلوله به فرقش خواهم زد. باکی ندارم اگر برادرانت هم با او همراه شوند و دنبال من بیایند، آنها نمی‌دانند که طرف‌شان کی هست."
قاضی ظهورالدین
در گفت و گو با بی‌بی‌سی ظهورالدین ابتدا تاکید می‌کرد که قاضی روحانی او را به خانه دیوه نفرستاده است، اما به باور دیوه، تمامی افراد دخیل در امور رسیدگی به پرونده او و نامزدش، درهمدستی با همدیگر عمل کرده اند.
بی‌بی‌سی با قاضی روحانی هم تماس گرفت و خواستار توضیحات در این باره شد اما او با الفاظ تند و رکیک دریافت پول از دیوه را رد کرد و در حالی که بد و بیراه می‌گفت تلفنش را قطع کرد.
ماجرای در این‌جا تمام نمی‌شود، در نواری که دیوه در اختیار بی بی سی قرار داده است، قاضی ظهورالدین در صحبت هایش با دیوه از توسل به زور هم سخن می‌گوید و این زمانی است که دیوه بخاطر دشمنی‌های احتمالی در آینده ابراز نگرانی می‌کند. 
قاضی از قدرتش می‌گویدقاضی ظهورالدین به دیوه می‌گوید: "دشمنی را محکمه نمی تواند حل‌کند. اگر تو شوهری مرد داشته باشی او از تو حفاظت می‌کند و اگر در آینده (نامزد تو) مزاحمت شد با مرمی (گلوله) به فرقش خواهم زد. باکی ندارم اگر برادرانت هم با او همراه شوند و دنبال من بیایند، آنها نمی‌دانند که طرف‌شان کیست."
یک نسخه از نوار صوتی که جریان گفت و گوی دیوه با قاضی در آن ضبط شده است، به دادگاه عالی نیز فرستاده شده بود.
بی‌بی‌سی‌ به دادگاه عالی مراجعه کرد تا معلوم شود که آن مرجع با این موضوع چه برخوردی داشته است، یک عضو دادگاه عالی تایید کرد که چنین نواری به آنها نیز رسیده است.
این عضو دادگاه عالی که نخواست از او نام برده شود گفت که چندین بار تلاش کرده اند از طریق تلفن با خانواده دیوه برای انجام تحقیقات بیشتر تماس بر قرار کنند، ولی موفق نشده اند.اما خانواده دیوه می‌گوید هیچ کسی از سوی دادگاه عالی با آنها تماس نگرفته است.در همین حال وکیل مدافع دیوه که خود نیز زن است، به شدت نگران مصئونیت خانواده دیوه است و می‌گوید جان خودش نیز حالا در خطر است.
دادگاه عالی می‌گوید: "محکمه شهری جلال آباد" حالا حکم نهایی در مورد پرونده جدایی دیوه از نامزدش را صادر کرده و به نفع دیوه رای داده است.

Shirin Naziry

 

 

یک پولیس افغانی به دلایل ناموسی خواهرش را به قتل رساند

پنجشنبه 13 دسامبر 2012م 
 منابع رسانه ای در افغانستان روز پنجشنبه 13-12-2012 اعلام کردند یک مامور پولیس در ولایت میدان وردک این کشور خواهر خود را به دلایل ناموسی به قتل رسانده است

به گفته رسانه های داخلی افغانستان به این مامور پولیس خبر رسیده بود که خواهرش تصمیم گرفته به همراه یک پسر به کابل فرار کند اما پیش از آن یک شب را در هتل به سر خواهند بردبر اساس گزارش رسانه ها، مامور پولیس با اطلاع از مکان خواهر خود و دوست پسرش به سمت هتل حرکت کرد و درهمان جا او را به قتل رساند 
پیش از این کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان تجاوز جنسی و قتل های ناموسی در این کشور را "جنایت قرن" توصیف کرده و گفته بود که این دو پدیده در سال جاری افزایش یافته استبه گفته این کمسیون در شش ماه نخست امسال نزدیک به 100 زن و دختر کشته و یا بر آنان تجاوز جنسی شده استشاهدان عینی می گویند پولیس در ابتدا خواهر خود را به قتل رسانده و می خواست که پسر را نیز به قتل برساند، اما او از پنجره های هتل موفق به فرار شده است 
دبی-العربیه

پارلمان جدید اوکراین نخسین روز کاری اش را با ناآرامی آغاز کرد


یورور نیوز نوشت: نخستین حادثه زمانی روی داد که نمایندگان احزاب مختلف برای ادای سوگند همزمان به سمت تریبون هجوم آوردند
حادثه دوم هم زمانی بود که یک پدر و پسر که در جریان انتخابات پارلمانی اخیر از سوی اپوزیسیون نامزد شده بودند، تغییر جهت دادند و به فراکسیون حزب حاکم پیوستند و در نهایت نمایندگان مخالف آنها را از صحن پارلمان به بیرون راندند.
یکی از نمایندگان اپوزیسیون می گوید: «این یک دعوا نبود. آنها خائن اند. آنها به انجیل سوگند خورده و با مردم پیمان بسته بودند که در پارلمان با اپوزیسیون بمانند اما این کار را نکردند
یکی از اعضای حزب حاکم نیز می گوید: ما بارها دیده ایم برخی نمایندگان که در احزاب مختلف فعالیت می کنند حزبشان را ترک می کنند یا مستقل می شوند. برده داری سیاسی قابل قبول نیست
البته روز چهارشنبه تنها داخل پارلمان دستخوش ناآرامی نبود. بیرون پارلمان هم هواداران حزب راست افراطی "آزادی” در اعتراض به معرفی میکولا آزاروف به بعنوان نامزد نخست وزیری از سوی رییس جمهوری تجمع کرده و حفاظ های آن را شکستند
اما ناآرامی ها به همینجا هم ختم نشد. گروه دختران هم در انتقاد به "فساد نمایندگان” به روال معمول خود در مقابل پارلمان دست به اعتراض زدند

 

و اینک آخرالزمان؛ پایان دنیا نزدیک است؟

به روز شده:  05:14 گرينويچ - شنبه 15 دسامبر 2012 - 25 آذر 1391

عکسی از قله کوه بوگراش در جنوب غرب فرانسه. این کوه که یک هزار و ۲۳۱ متر ارتفاع دارد، میزبان بازدیدکنندگان بسیاری بوده، ولی به دلایل امنیتی روز ۲۱ دسامبر برای بازدید عموم بسته خواهد بود

هجوم بازدیدکنندگان به روستای فرانسوی بوگراش در هفته‌های اخیر خبرساز شده است

گفته می‌شود افرادی که راهی این روستا در دامنه کوهستان پیرنه در جنوب فرانسه شده‌اند، نگران پایان دنیا هستند و به دلایلی که به نظرشان قانع‌کننده می‌رسد، اعتقاد دارند که اگر در این روستا در پای کوه پناه بگیرند، از نبرد آخرالزمان یا همان جنگ خیر و شر در پایان دنیا در امان خواهند ماند

آنها باور دارند که این جنگ کمتر از ده روز دیگر در ۲۱ دسامبر (اول جدی) امسال رخ می‌دهد

در این روز چرخه پنج هزار و ۱۲۵ ساله تقویم کهن مایاها به پایان می‌رسد

مایاها قومی صاحب تمدن پیشرفته بودند که در جنوب مکزیک زندگی می‌کردند

باورها به پایان دنیا

چه از تمدن مایا به جا مانده نشانگر دانش پیشرفته

این قوم در نجوم، ریاضی و تعیین چرخه‌های

زمانیست. آنها سال خورشیدی ۳۶۵ روزه را

شناسایی کرده بودند و در یکی از معدود کتاب‌هایی که از آنها به جا مانده است،

جدولی از خورشیدگرفتگی‌هایی وجود دارد که

از عصر آنها تا زمان معاصر رخ داده‌اند

 

طولانی‌ترین تقویم مایاها در سال سه هزار و ۱۱۴ قبل از میلاد مسیح آغاز شده و در دوره‌هایی ۳۹۴ ساله، تحت عنوان بکتون، ادامه دارد

سیزدهمین بکتون مایاها ۲۱ دسامبر امسال و در روزی به پایان می‌رسد که در نجوم با عنوان انقلاب زمستانی شناخته می‌شود

انقلاب زمستانی موعدی در سال است که با توجه به زاویه زمین نسبت به خورشید، ساکنان نیمکره شمالی کوتاه‌ترین روز و ساکنان نیمکره جنوبی طولانی‌ترین روز را در طول سال تجربه می‌کنند

انقلاب زمستانی تقریبا با طولانی‌ترین شب سال که در فرهنگ باستانی ایرانی با عنوان شب یلدا شناخته می‌شود، نیز همزمان است

با در نظر داشتن آنچه پژوهشگران و باستانشناسان از تمدن مترقی مایا توصیف می‌کنند، برخی باور دارند که پایان یافتن تقویم مایاها در این روز به معنای پایان دنیا و فرارسیدن موعدی است که در مذاهب مختلف با عنوان آخرالزمان شناخته می‌شود

آنها این ایده را مطرح می‌کنند که تقویم مایاها به پایان می‌رسد چون آنها می‌دانستند که این روز (۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ میلادی) آخرین روز دنیاست و لزومی ندارد چرخه زمانی پس از این تاریخ را تعریف و پیش‌بینی کنند

هزاران سایت اینترنتی که با چنین ایده‌ای شکل گرفته و فعالیت می‌کنند، برای اثبات این نظر، به نوشته‌هایی اشاره می‌کنند که نزدیک به یک هزار و ۳۰۰ سال پیش، روی یک سنگ کنده‌کاری شده‌اند و به پایان دنیا اشاره دارند

صفحه ای از یکی از چهار تقویم تاریخی قوم مایا. این تقویم در موزه ای در آلمان نگهداری می شود

هرچند برخی باستانشناسان در توضیح محتوای این سنگ‌نوشته گفته‌اند که طبق این پیش‌بینی، قرار نیست فاجعه‌ای جهانی رخ دهد، بلکه پیشگویی شده است که پس از این تاریخ، دوره‌ای جدید در زندگی روی زمین آغاز می‌شود

اسون گرونمیر، پژوهشگر (رمزگشایی) زبان مایایی به آسوشیتدپرس گفته است که طبق این سنگ‌نوشته، یکی از خدایان مایاها به زمین باز خواهد گشت

به گفته او، در این سنگ‌نوشته آمده است که در روز موعود، بولون یوکته، خدای جنگ و خلقت در باورهای مایایی، به زمین بازمی‌گردد

ایده‌ای که به "وعده آمدن منجی" در فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف شباهت دارد

اما با آن که کارشناسان و پژوهشگران فرهنگ مایا تاکید کرده‌اند که پایان این تقویم (همانند دیگر تقویم‌ها) به معنای آغاز یک دوره جدید و نه پایان یافتن دنیاست، افرادی که اعتقاد دارند زندگی روی زمین روزی به پایان خواهد رسید، با هیجان در انتظار وقایعی هستند که ممکن است در روزهای آینده رخ دهد

این هیجان، ساکنان آمریکا تا روسیه و چین را فراگرفته است

گزارش شده است که فروش چادر و سرپناه موقت به جز مناطق توفان‌زده آمریکا در دیگر ایالت‌ها و شهرها افزایش یافته است

مردم در بخش‌های مختلف روسیه هم به خرید مواد غذایی کنسرو شده و بسته‌های کبریت روی آورده‌اند. قیمت شمع در سیبری چند برابر شده و حتی مغازه‌داران برخی مناطق گفته‌اند که ذخیره بسته‌های نمک در انبارهایشان تمام شده است

برخی شرکت‌ها هم در فرصتی که فراهم شده است، بسته‌هایی را ویژه " نجات در آخرالزمان" می‌فروشند. در این بسته‌ها به جز کبریت و کنسرو، یک شیشه ودکا، صابون و تکه‌ای طناب هم گذاشته شده است

مردم چین هم به خرید شمع روی آورده‌اند و ماه گذشته ماجرای مردی در این کشور خبرساز شد که تمام پس‌انداز زندگیش را صرف ساخت یک کشتی با ظرفیت ۲۰ نفر کرده است

حاضران در مراسم ویژه‌ای که به مناسبت فرارسیدن موعد پایان دوره تقویم مایاها در کوبا برگزار شد

 

چرا موعد به پایان رسیدن حیات در زمین این همه مورد علاقه است؟

پل اس بویر، پژوهشگر و نویسنده کتاب "وقتی زمان وجود نخواهد داشت؛ باور به وحی در فرهنگ مدرن آمریکا" می‌گوید اعتقاد به پایان دنیا "سابقه‌ای کهن در افکار بشر دارد. ریشه‌های این باور به دوره‌های قبل از مسیح باز می‌گردد؛ اسطوره‌هایی که براساس آنها بالاخره روزی نیروهای خیر (نظم) و شر (هرج و مرج) با هم رویاروی می‌شوند"

او اضافه می‌کند: "چنین باوری از نظر روانشناختی عمیقا جذاب است، چون اعتقاد به بی‌معنی بودن (زندگی)، به شدت تهدیدکننده است و جوامع بشری همواره سعی کرده‌اند با تعریف نوعی چارچوب، به روند تاریخ و زندگی شخصی افراد معنا دهند"

این رویکرد در طول قرن‌ها و سال‌ها در زندگی بشر وجود داشته است و افرادی در طول تاریخ، نه تنها سال، بلکه تاریخ و روز دقیقی را به عنوان موعد پایان یافتن حیات روی زمین اعلام کرده‌اند

البته زنده ماندن همه ما نشان می‌دهد که این پیش‌بینی ها تاکنون تا چه اندازه نادرست بوده است

در یکی از تاسف‌بارترین پیش‌بینی‌ها، در قرن ۱۹ میلادی حرکتی تحت رهبری ویلیام میلر آغاز شد. پیش‌بینی این بود که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ میلادی آخرین روز دنیا خواهد بود

با نزدیک شدن روز موعود، محبوبیت میلر بیشتر و بیشتر شد و تنها یک چیز توانست این جریان را بخواباند: دمیدن خورشید صبح روز ۲۳ اکتبر ۱۸۴۴

در موردی دیگر، کشیش رونالد وینلند در سال ۲۰۰۸ میلادی در یک کتاب پیش‌بینی کرد که آمریکا در مدت دو سال نابود خواهد شد. اما هنوز در سال ۲۰۱۲ میلادی، آمریکا همچنان سرپاست

برخلاف این کشیش، در اغلب مذاهبی که به آخرالزمان اشاره دارند، تاریخ دقیقی به عنوان موعد نهایی تعیین نشده است، بلکه این مذاهب تشخیص موعد نهایی را به وجود و شناسایی برخی نشانه‌ها منوط دانسته‌ان

پروفسور بویر می‌گوید: "باورهای مذهبی امروزین، زیرکانه هستند. آنها می‌گویند هیچ‌کس از روز و ساعت پایان دنیا خبر ندارد، ولی چنین روزی به زودی فراخواهد رسید"

چنین اعتقادی در سال‌های اخیر با پدیده‌های علمی هم پیوند داده شد؛ در هر گامی که پژوهشگران آزمایشگاه عظیم سرن در مرز فرانسه و سوئیس برای آزمایش برخورد ذره‌ها برداشتند، معتقدان به پایان عمر زمین نیم‌خیز شدند

بومیان مایا در جنوب مکزیک از ۲۱ دسامبر

سال گذشته مراسم ویژه شمارش معکوس برای فرا رسیدن ۲۱ دسامبر امسال را آغاز کرده‌اند

این آزمایش که با هدف آزمون یکی از فرضیه‌های تشکیل جهان انجام شد، نقش مهمی در ارتقای دانش بشر درباره چگونگی آغاز دنیا داشت. اما شکاکانی بودند که می‌گفتند چنین آزمایشی می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد سیاهچاله‌هایی در ابعاد بسیار ریز و کوچک شود و در نهایت، همین سیاهچاله‌ها بزرگتر شده و زمین را خواهند بلعی

همچنان که بومیان مایا در جنوب مکزیک از ۲۱ دسامبر سال گذشته مراسم ویژه شمارش معکوس برای فرا رسیدن ۲۱ دسامبر امسال را آغاز کرده‌اند، ساکنان روستای بوگراش فرانسه میزبان کاوشگران و جمعیت مشتاقانی بوده‌اند که امیدوارند در روز موعود، در دامنه کوه‌های پیرنه زنده بمانند

براساس برخی گزارش‌ها، اغلب پروازها از آمریکا به فرانسه کاملا رزرو شده‌اند و بیشتر مسافران هم بلیت‌های یکطرفه گرفته‌اند

حتی شایعه شده است که برخی گروه‌ها، پناهگاه‌هایی را در طبقات زیرزمینی روستا ساخته‌اند و افرادی نیز مدعی هستند که شاهد جماعتی بوده‌اند که نیمه‌عریان و در حال نواختن زنگ‌هایی که در دست داشتند، از کوه بالا می‌رفتند

مسئولان موسسه ملی تاریخ باستانشناسی مکزیک در واکنش به این باور که مایاها پایان دنیا در سال ۲۰۱۲ میلادی را پیش‌بینی کرده‌اند، گفته‌اند که از مجموع ۱۵ هزار نوشته‌ای که از تمدن کهن مایا باقی مانده و ثبت شده است، تنها در ۲ مورد به سال ۲۰۱۲ میلادی اشاره شده، هرچند در هیچ‌یک از این نوشته‌ها به پایان زندگی در زمین اشاره‌ای نشده است

 

شبکه زنان افغان دولت را به 'خاموشی' در برابر قتل انیسه متهم کرد


چهارشنبه 05 دسامبر 2012 - 15 آذر 1391 
شبکه زنان افغان: "وقتی هفت گلوله به بدن انیسه اصابت کرد و جان باخت، آب از آب تکان نخورد"
شبکه زنان افغان در پی قتل انیسه دانش‌آموزی که در جریان اجرای برنامه واکسیناسیون فلج کودکان گلوله باران شد، دولت را متهم به "خاموشی" در برابر قتل او کرده است


انیسه، دانش آموز کلاس دهم بود که در اجرای برنامه واکسیناسیون فلج کودکان در ولایت کاپیسا در شمال کابل به صورت داوطلبانه کار میکرد. او اخیرا از سوی افراد "ناشناس" هدف شلیک گلوله قرار گرفت و در بیمارستان کاپیسا جان باخت
مسئولان شبکه زنان افغان روز چهارشنبه، ۱۵ قوس/آذر در یک کنفرانس مطبوعاتی گفتند که دولت افغانستان در برابر قتل انیسه واکنش مناسب نشان نداده است
در اعلامیه رسمی این شبکه آمده که انیسه "به جرم واکسن کردن کودکان به دست دژخیمان تروریسم به شهادت رسید"
در این اعلامیه از نهادهای دولتی با لحن تندی انتقاد شده که در برابر پرسشهایی که در خصوص قتل و درمان انیسه وجود دارد، "سکوت محض و غیرمسئولانه" در پیش گرفته‌اند
اعلامیه افزوده: "وقتی ملاله یوسفزی در ایالت خیبر پشتونخواه پاکستان مورد حمله قرار گرفت، وزارت معارف (آموزش و پرورش) با بیرون کردن شاگردان مکاتب دخترانه در جاده‌های افغانستان با وی ابراز همدردی کرد و رئیس جمهوری وی را قهرمان خواند، اما وقتی هفت گلوله به بدن انیسه اصابت کرد و جان باخت، آب از آب تکان نخورد"
لیمه انوری، از مسئولان شبکه زنان افغان به بی‌بیسی گفت وقتی که انیسه زخمی بوده، در بیمارستان کاپیسا از او به صورت درست مواظبت نشده و "همین مساله" باعث شده که او جان دهد
لیمه انوری گفت که شبکه زنان افغان درخواست کرده که دولت کمیسیونی را برای بررسی چگونگی قتل انیسه تشکیل دهد و از خانواده او حمایت کند. او تاکید کرد که عاملان قتل این دانش‌آموز باید به "اشد مجازات" محکوم شوند.در همین حال فاروق وردک وزیر معارف/آموزش و پرورش افغانستان که در همایش "همکاری جهانی برای آموزش" در کابل شرکت کرده بود، با سوال‌های خبرنگاران در مورد قتل انیسه مواجه شد
آقای وردک گفت: "کشته شدن طفل معصوم ما در ولایت کاپیسا را من تایید می‌کنم، اما عاملان آن را نمی‌دانم. ادارات مربوط امنیتی، دفاعی و استخباراتی ما دارند موضوع را دنبال می‌کنند"
او تاکید کرد که شناسایی عاملان خشونت‌هایی مانند قتل انیسه خیلی هم ساده نیست و افزود که در حال حاضر در مورد هر حادثه‌ای که در افغانستان روی می‌دهد، صدای ذبیحالله مجاهد سخنگوی گروه طالبان بلند است، "اما نمی‌شناسیم که ذبیحالله مجاهد کیست؟"
وزیر آموزش و پرورش افغانستان افزود که او در هیچ موردی نبوده که حادثهای مرتبط با نهادهای آموزشی روی داده باشد و او با آنها همدردی نکرده باشد ــ هر چند او از مورد مشخصی نام نبرد
اخیرا سازمانهای حقوق بشری و مدافع حقوق زنان در افغانستان از افزایش موارد خشونت علیه زنان در این کشور خبر داده و وزارت امور زنان گفته که موارد خشونت‌های شدید علیه زنان در سال جاری افزایش یافته است

Shirin Naziry

 

ابهام در مرگ پرستار بیمارستان عروس خانواده سلطنتی بریتانی

7-دسمبر 2012

بی بی سی اطلاع یافته است که پیکر بی‌جان یک پرستار بیمارستان خصوصی‌ای که یکی از عروس‌های خاندان سلطنتی بریتانیا (همسر فرزند ارشد ولیعهد) اخیرا در آن بستری بوده، در مکانی در نزدیکی بیمارستان یافته شده است


ماموران پولیس امروز (جمعه) صبح به آدرسی در مرکز لندن در نزدیکی بیمارستان شاه ادوارد هفتم فراخوانده شدند و پیکر این پرستار را در آن محل یافتند
خانم سالدانا پرستاری بود که در هنگام بستری بودن عروس خاندان سلطنتی بریتانیا، به تلفن دو گوینده رادیویی استرالیایی، که خود را به عنوان ملکه و ولیعهد جا زده بودند، جواب داده بود
خانم سالدینا تلفن این دو گوینده استرالیایی را به پرستار دیگری وصل کرد که غفلتا اطلاعات شخصی مربوط به وضعیت جسمانی همسر فرزند ارشد ولیعهد را در اختیار آنها قرار داد
بیمارستان شاه ادوارد هفتم در اطلاعیه‌ای گفته است که خانم سالدینا برای مدتی بیش از چهار سال در آن بیمارستان به عنوان پرستار کار می‌کرده و مورد احترام همه همکاران خود بوده است
پولیس لندن گفته است که به تحقیقات در خصوص مرگ این پرستار ادامه می‌دهد
عروس خاندان سلطنتی بریتانیا هفته گذشته به مدت چهار روز به دلیل حالت تهوع صبحگاهی در بیمارستان شاه ادوارد هفتم بستری بود

 

رنگ خون انیسه هم سرخ بود، درست مثل خون ملاله

 

آثار حکیمی 
او اگر زنده می‌ماند، دو سال دیگر از مکتب فارغ می شد و ممکن آموزگار یا برای درمان زنان کشورش رشته‌ی پزشکی را پیشه می‌کرد.او از همین حالا به درمان کودکان آغاز کرده بود، دانش آموزی که می‌خواست کودکان دیارش را از فلج شدن نجات دهد

او به کمپین واکسن فلج کودکان پیوسته بود ولی نمی‌دانست که برادران ناراضی سر راهش کمین کرده اند و پاداش کار داوطلبانه اش را هفت گلوله می‌دهند


همان گونه که همه چیز این‌جا فرق دارد، شکارچیان مرگ اینجا با شکارچیان کشور همسایه هم فرق می‌کند. آن‌ها اگر از تمام بدن سر را هم نشانه بروند، شکارشان زنده می‌ماند اما این‌ها به قصد کشت می‌زنند. از بخت بد مردمان م ضربه‌های برادران ناراضی رییس جمهور بسیار کاری اند؛ کمتر شکاری از وحشت آن‌ها جان به در برده است
انیسه پیش از این که ترور شود، به دستور فاروق وردک وزیر معارف، برای بهبود ملاله دعا خوانده بود. همین گونه از رییس جمهور شنیده بود که ملاله قهرمان است. خبر توجه جهانی و حکومت پاکستان را هم برای درمان ملاله و انتقال او به لندن شنیده بود
اکنون ملاله به خاطر این توجه‌های جهانی سلامتی اش را باز یافته است و جای شکر دارد. او نباید بمیرد، هیچ کسی نباید بمیرد. اصلا برای مردن همه کس دیر است، اما انیسه مرده است. انیسه نمی‌دانست که خونش برای رییس جمهور و وزیر معارفش ارزشی ندارد
او اول زخمی بود بعد مُرد؛ اما کسی برای سلامتش دعا نکرد. رییس جمهورش او را قهرمان چه که شکست خورده هم نخواند. تن زخمی او به لندن برده نشد، او حتا به شفاخانه‌ی کابل هم نرسید. او در همان ولایت خودش (کاپیسا) جان داد. او شاید این را فراموش کرده بود که محکوم به مرگ است
انیسه آخرین قربانی گم‌نام ما نیست. هنوز خاک قبر کودکان زلمی -آن سرباز پولیس- در غزنی تازه است. بر روی گور نجیبه، در غوربند هنوز سبزه ندمیده است، بینی و گوش‌های عایشه هم پلاستیکی اند. هنوز دیک ختم شهیدان فاریاب چرب است و کشته‌های ننگرهار با کفن شان رفیق نشده اند
شاید همین فردا یا پس فردا، از این دست خبر، یکی نه چند تا بشنویم و در نهایت این را هم بشنویم که حمله‌ی مخالفان توسط رییس جمهور محکوم شد و برای بررسی حادثه‌ کمیسیونی تشکیل شد. آری اینجا افغانستان است؛ کشوری که همه چیزش دروغی است، نامش هویتش و مردمانش.دیاری پر از نفرت و نفرین، با تاریخ پنج هزار ساله که صد سال است بر سر پنج‌هزار سال‌گی اطراق کرده است که نه پس می‌رود و نه پیش.سرزمینی که تعصب و قبیله گرایی تمام چیزش را پوسانده و از تمام شکوه و شأنش یک کلاه قره قل با یک لنگوتی دوشف باقی مانده است. سرزمینی که مردمانش صدای انتحار و انفجار را با صدای دهل، یکی کرده اند.وقتی به دور دست نگاه می‌کنم، هیچ چیز از پایان قربانی گرفتن‌ها خبر نمی‌دهد. ماشین‌ کشتار برادران ناراضی تیز تر و تیزتر می‌شود. رییس جمهور با قوت تمام، دهل می‌زند و خواب پشتونستان می‌بیند و شورای عالی صلح که مشتاقانه تلاش دارد تا به شمار برادران او بیفزاید. ملاعمر هم در تقویم روی دیواری خود، دور 2014 خط روشن کشیده و چارچشمی به آن خیره است.و ملتی که مثل قایق بی باد بان، خود را به دست موج داده است. شب و روز یخن خدا را گرفته است تا سرابازان بی خدا از این دیار نروند، ورنه می‌دانند که برادران به اصطلاح با خدا دمار از روزگارشان بیرون می‌کشد.نمی‌خواهم از کسی گله کنم و یا کسی را هم مقصر بدانم. چون قاعدتا آدم از دوست گله می‌کند و مقصر کسی را می‌داند که تقصیر را به دوش می‌گیرد. آن‌هایی که انیسه را کشته اند، به یقین دوست نیستند و مقاماتی که از این جنایت‌ها چشم می‌پوشند کمتر از آن‌ها نیستند.اکنون تنها انتظاری که می‌رود از خود مردم است که باید پاس قربانی‌های گمنام خود را بدانند، ورنه فردا که می رسد همه قربانی شده ایم

Shirin Naziry

 

انیسه؛ قهرمانِ روشنی و سلامتی 

یاسر 
از سکوت وزارت معارف و در کل از حکومت افغانستان نباید شکایت کرد. بیچاره وزیر معارف نه با تدبیر خود که به تذویر دیگران دعاخوانی برپا کرد. همین گونه رییس جمهور با صدای خود ولی با زبان دیگران ملالی (خوانش پشتو: ملاله) را قهرمان خطاب کرد

وزیر معارف حتا نمی داند که عاملین قتل انیسه کی ها استند. او بزدلانه از شناسایی جنایتکاران چشم پوشی میکند و این نخستین بار نیست. فاروق وردک به این باور است که مکتب سوزی و قتل و کشتار کار طالبان نیست و تمام دار ودسته اش به این باور مهر تایید می زنند. وی بار ها به این نکته تاکید کرده است
فرق فاحشی میان انیسه و ملالی وجود دارد. حمله کنندگان و حمایت گران ملالی با شفافیت به حادثه برخورد کردند. حمله کنندگان ملالی خود را معرفی کردند. او را نه در راه خدمات خیریه انسانی بلکه به اتهام تبلیغ سِکولاریزم؛ آماج رگبار قرار دادند. حمایت کنندگان ملالی از ارتش تا اجتماع پاکستان همه یک صدا به دستیاری و پشتیبانی او شتافتند، سرمایه گزاران سیاسی که در حمایت او بودند برایش کمپاین جهانی راه انداختند... و ملالی هم شد قهرمان!؟
و اما انیسه؟ قاتلان انیسه، امروز نه که هر روز می کشند، آتش میزنند و ویران می کنند و بنا به دستور باداران شان مسوولیت و عدم مسوولیت جنایات شانرا اعلان میکنند. اگر ببیند حادثه حساسیت اجتماعی را بر می انگیزد، رد میکنند واگرنه قبول. سردمداران مُلک انیسه به خاطر منافع خودشان با اشکال مختلف با این جنایتکاران "دهن جوال می گیرند"، رییس جمهور بار ها گفته است: « برادرانم سخنگوی واقعی ندارند که اخبار شان به راستی منتشر شود و اخبار این همه جنایات از آدرس آنها پروپاگندا است.» فرق دیگر انیسه و ملالی در سرمایه گزاران قهرمان سازی و غول سیاست جهانی میباشد که سر دستهء این همه جنایات است. ملت که معلوم است، مثل من یک صدا و دیگر هیچ
حالا کی به داد انیسه میرسد؟ انیسه دانش آموز مکتب و رضاکار کمپاین واکسِن اطفال، در راه خدمت انسانی و صحت کودکان از رنجبارترین بیماری (پولیو) جان شیرین خود را نثار کرده است. انگار انیسه به همدردی نیاز ندارد، وزارت معارف پیش از اینکه به فروزانی او ارج بگذارد، امر تحقیق صادر کرده است (مگر وظیفهء معارف همین است؟) و وزارت صحت افغانستان گویا هنوز خبر(بی بی سی) را نخوانده است و هیچ واکنشی از آن وزارت مافیایی وجود ندارد. توجه باید کرد که واکنش نهادهای حکومتی بعد از این همه سر وصدای رسانه های اجتماعی اصلاً اعتبار و جایگاه اخلاقی ندارد
انیسه برجسته ترین نمادِ هویتِ دختر افغانستانی است، خوشبختانه قصهء او به هیچ ماجرای حقوق بشری افغانستان پیوند ندارد، که چند دفتر مزد بگیر از برکتِ سر او جیب هایشان را پُر کنند. پدرود انیسه در مسیر مکتب انسانی آموزش و صحت، راه او را از همه رویداد ها جدا میسازد و راه الگو به همه دختران عدالت دوست و خیرخواه افغانستان ترسیم میکند. بی هیچ تردیدی انیسه به همدردی نهاد های که برای دردآفرینی مردم آفریده شده اند نیاز ندارد
 انیسه برای من قهرمان "مادر زاد" است. او به همدردی نه ... حتا به انتقام نیاز ندارد. قاتل او را سال ها پیش مادرش با "داسکاله" گردن زده بود. انیسه قهرمان زادیست که مادرش پیش از آمدن و هیاهوی دروغین چهل کشور دنیا؛ با سیاهی و ستم و جهالت و جنایت مبارزه میکرد. انیسه قهرمان زادیست که در راه مادرش جان داده است، دیروز مادرش بعد از مبارزه انسانی بر ضد جهالت بر سر کشترارش شهید شد و راه روشن برای فردای دخترانش آفرید، امروز دخترش انیسه نیز در راه خدمت بشردوستانه، در راه روشنی و سلامتی انسان جان بخشید تا چراغ راه مادرش برای نسل های آینده درخشان بماند
انیسه قهرمان آموزش و صحت کودکان افغانستان است. بی هیچ تردیدی او یک قهرمان راستین است. قهرمانی که نامش در برگه های تحسین (اما ریایی و تهی از درد) حکومت ها و سازمانهای جهانی نمی گنجد
کوکچه پرس 

۱۰ شخصیتی که نبش قبر شدند

به روز شده:  12:15 گرينويچ - شنبه 01 دسامبر 2012 - 11 آذر 1391

بقایای جسد یاسر عرفات، رهبر فقید فلسطینیان اخیرا برای بررسی احتمال قتل او از قبر خارج شد. در طول تاریخ، اجساد شخصیت‌های معروف بسیاری به دلایل مختلف از گور بیرون آورده شده‌اند. گزیده ای از این افراد در پی می‌آید

اولیور کراموِل

جسد این سرباز و دولتمرد انگلیسی که در سال ۱۶۵۸ درگذشت، پس از مومیایی شدن و برگزاری مراسم تدفین دولتی، در کلیسای وست‌مینستر دفن شد. پس از بازگشت سلطنت به انگلستان، جسد او و دو نفر دیگر، از قبر خارج و سر آن‌ها از بدنشان جدا شد. گفته می‌شود جسد او به چاله ای در نزدیکی محل اعدام، جایی حوالی منطقه "ماربل آرچ" امروزی در لندن، انداخته شده است. سر او بر سر میله ای گذاشته شد و بر فراز کاخ وست‌مینستر به نمایش گذاشته شد. در طول قرن هجدهم، کلکسیونرها به دنبال سر او بودند. این سر در سال ۱۸۱۵ مورد بررسی قرار گرفت و تعلق آن به کرامول تأیید شد

جسی جیمز

شایع شده بود این گانگستر بدنام آمریکایی مرگ خود را در سال ۱۸۸۲ جعل کرد، از این جهت جسدی که فرض می‌شد متعلق به او باشد در سال۱۹۹۵، برای آزمایش دی ان ای نبش قبر شد. آزمایش ها نشان داد که دی ان ای جسد مشابه نوادگان او بوده و جسد واقعاً متعلق به او است. با این حال دو جسد دیگر نیز بعداً نبش قبر شد؛ از جمله جسد مردی که در طول عمرش ادعا کرده بود که جسی جیمز واقعی او است

هایله سلاسی

و ۱۰ نفر دیگر

  • آبراهام لینکلن – تابوتش بعد از اقدام نافرجام به جنازه دزدی جابجا شد، برای انتقال به مقبره جدید نبش قبر شد
  • تزار نیکولاس دوم و خانواده اش – در سال ۱۹۱۸ کشته و به گودالی انداخته شدند، ۸۰ سال بعد دوباره دفن شدند
  • توت عنخ آمون – فرعونی که در قرن ۱۴ پیش از میلاد درگذشت، در سال ۱۹۲۲ نبش قبر شد
  • سیمون بولیوار – قهرمان استقلال آمریکای جنوبی در سال ۲۰۱۰ برای بررسی نظریه مسموم شدن نبش قبر شد
  • نیکولا و النا چائوشسکو – رئیس جمهور رومانی و همسرش، در انقلاب سال ۱۹۸۹ اعدام شدند، در سال ۲۰۱۰ برای احراز هویت نبش قبر شدند
  • لی هاروی ازوالد – قاتل جان اف کندی در سال ۱۹۸۱ برای بررسی نظریه تعویضش با یک بدل روس نبش قبر شد
  • سالوادور آلنده – رئیس جمهور شیلی که در سال ۱۹۷۳ خودکشی کرد، در سال ۲۰۱۱ برای بررسی نظریه ترور شدن نبش قبر شد
  • کاردینال نیومن – روحانی محافظه کار انگلیسی، در سال ۱۸۹۰ درگذشت، قبر او را در سال ۲۰۰۸ خالی یافتند
  • زاخاری تیلور – دوازدهمین رئیس جمهور ایالات متحده، در سال ۱۸۵۰ درگذشت، در سال ۱۹۹۱ برای بررسی نظریه مسموم شدن نبش قبر شد
  • آدولف هیتلر – در برلین خودکشی کرد، در چاله ای سوزانده و دفن شد، توسط شوروی دوباره (به جز فک و جمجمه) در ماگدبورگ دفن شد، در سال ۱۹۹۰ نبش قبر، سوزانده و خاکسترش به فاضلاب ریخته شد

آخرین امپراتور اتیوپی، پس از آنکه در سال ۱۹۹۲ معلوم شد که جسدش زیر یک توالت دفن شده است، نبش قبر شد. هایله سلاسی ۴۵ سال بر اتیوپی حکمرانی کرد و از سوی راستافاری ها به عنوان یک خدای زنده شناخته می‌شد. او در سال ۱۹۷۴ توسط دیکتاتور نظامی، منگیتسو هایله مریام، سرنگون شد و پس از یک سال حبس در کاخش درگذشت. ممکن است که او توسط دستگیرکنندگانش کشته شده باشد. در سال ۲۰۰۰ و پس از گذشت ۲۵ سال از مرگش، جسد او دوباره در کلیسای جامع ترینیتی در آدیس آبابا دفن شد

اِویتا

جسد همسر رئیس جمهور آرژانتین، خوان پرون، مومیایی شده بود، ولی پس از کودتای نظامی در میانه دهه ۵۰، حاکمان جدید می خواستند از شر آن خلاص شوند. پس از ربوده شدن از مقر یک اتحادیه کارگری در میانه شب، جسد مدتی را در یک ون که در خیابان پارک شده بود، پشت پرده یک سینما، در کانال‌های فاضلاب شهری و دفاتر سازمان اطلاعات نظامی نگهداری شد. در سال ۱۹۵۷ و با کمک مخفیانه واتیکان، او با نامی جعلی در ایتالیا در میلان دفن شد. سر و کله دیوارنویسی ها در بوئنوس آیرس پیدا شد که می‌پرسیدند "جسد اویتا پرون کجاست؟"

در سال ۱۹۷۱ جسد از خاک خارج شد و به منزل جدید خوان پرون در مادرید منتقل شد. دو سال بعد، خوان دوباره به ریاست جمهوری آرژانتین برگزیده شد اما اندکی بعد درگذشت. همسر سوم او، ایزابل، بر بازگرداندن جسد اویتا به آرژانتین نظارت کرد. حالا جسد او در آرامگاه خانواده اش و در دخمه‌ای که مثل یک پناهگاه هسته ای از آن محافظت می‌شود، دفن شده است

چارلی چاپلین

جسد این کمدین در سال ۱۹۷۸ از خاک خارج شد و توسط دو مرد که در ازای بازگرداندن جسد از وکیل چاپلین تقاضای دریافت پول داشتند، در یک مزرعه ذرت دفن شد. جسد از گورستان دهکده ای در سوئیس که چاپلین ۲۵ سال آخر عمر خود را در آنجا گذرانده بود ربوده شده بود و پس از سه ماه، با دستگیری جنازه دزدها (دو مهاجر از بلغارستان و لهستان) به همانجا بازگشت. ولی این بار تابوت او را از بتن مسلح ساختند. گورکن دهکده که بار اول دزدیده شدن جسد را کشف کرده بود می‌گوید دیگر امکان ندارد که جسدش را در نیمه شب بدزدند. او می‌گوید: "برای این کار احتیاج به یک مته بادی خواهید داشت و سر و صدای زیادی به پا خواهید کرد"

الیزابت سیدال

الیزابت سیدال همسر دانته گابریل روزتی، هنرمند و شاعر انگلیسی

الیزابت سیدال همسر دانته گابریل روزتی، هنرمند و شاعر انگلیسی

هنگامی که همسر هنرمند و شاعر انگلیسی، دانته گابریل روزتی، در سال ۱۸۶۲ و به خاطر زیاده روی در مصرف یک ماده مخدر درگذشت، او یکی از کتاب‌های شعرش را در کنار همسرش دفن کرد. سال‌ها بعد، هنگامی که چشمانش کم سو و نقاشی کردن برایش سخت شده بود، روزتی تصمیم گرفت که شعرهایش را از زیر خاک بیرون آورد. او برای این کار احتیاج به مجوز وزارت کشور داشت، چرا که جنازه دزدها در آن زمان به مشکل بزرگی بدل شده بودند. با اینکه مجوز به او داده شد، روزتی می‌خواست که این موضوع تا جای ممکن مخفی بماند. سنگ قبر سیدال در گورستان "های گیت" در لندن برداشته و تابوت باز شد و دستنوشته ها را خارج و ضدعفونی کردند. گفته می‌شود او از اینکه شعری که از همه بیشتر به دنبالش بود "کرم خوردگی بزرگی در همه صفحات داشت" بسیار سرخورده شد. با این حال کتاب مفصلی از شعرهای نبش قبر شده، منتشر شد

ماری کوری

در سال ۱۹۹۵، خاکستر جسد ماری کوری و همسرش پی‌یر از گورستانی کوچک به پانتئون پاریس منتقل شد. این کار برای بزرگداشت زندگی و خدمات ماری کوری انجام شد. این دانشمند زاده لهستان به خاطر تحقیقات تاریخ سازش در زمینه تششعشات هسته ای برنده دو جایزه نوبل شد. او در اثر قرار گرفتن در معرض تشعشعات مبتلا به لوسمی شد و در سال ۱۹۳۴ درگذشت

کریستف کلمب

کریستف کلمب در وصیت‌نامه خود درخواست کرده بود که در آمریکا دفن شود، ولی در زمان مرگ او در سال ۱۵۰۶ کلیسای مناسبی در آنجا وجود نداشت. از این رو او ابتدا در شهر والادولید اسپانیا دفن شد و سپس به صومعه ای در سویل منتقل شد. با این حال جسد او را در سال ۱۵۴۲ از خاک خارج و به هیسپانیولا منتقل کرده و در سانتو دومینیگو (پایتخت جمهوری دومینیکن) دفن کردند. در پایان قرن هفدهم، اسپانیا قسمت غربی هیسپانیولا را به فرانسه واگذار کرد و جسد کلمب به کوبا منتقل شد. بعدها هنگامی که کوبا به استقلال دست یافت، در سال ۱۸۹۸، جسد برای آخرین بار از اقیانوس اطلس گذشت و در کلیسای جامع سویل دفن شد. این دست کم داستانی است که بر سرش اتفاق نظر وجود دارد. با این حال در بنای یادبود کلمب در پایتخت جمهوری دومینیکن، جعبه ای حاوی استخوان‌هایی وجود دارد که روی آن نوشته شده "کریستف کلمب". محققینی که از جسد موجود در سویل نمونه برداری دی ان ای کرده‌اند می‌گویند که نتیجه با دی ان ای برادرش دیگو، که او هم در نزدیکی سویل دفن شده، همخوان است. نمونه‌های موجود در سانتو دومینگو تا به حال مورد آزمایش قرار نگرفته اند

ویرجینیا پو

ویرجینیا کلِم در ۱۳ سالگی با پسر دایی خود، نویسنده مشهور آمریکایی ادگار الن پو، ازدواج کرد و در سال ۱۸۴۷ با ۲۴ سال سن، در اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت. او ابتدا در مقبره خانواده‌ای که این زوج کلبه خود را در فوردهام از آنان اجاره کرده بودند، در نزدیکی نیویورک، دفن شد. در سال ۱۸۷۵ این قبرستان تخریب شد و چند سال بعد ویلیام گیل، یکی از زندگینامه نویسان خانواده پو، ظاهراً هنگامی که خادم قبرستان می‌خواست استخوان‌ها را دور بریزد، مالک آن‌ها شد. گیل برای مدتی استخوان‌ها را در یک جعبه در زیر تخت خود نگه داشت. استخوان‌های ویرجینیا پنج سال بعد به همراه همسرش در مقبره ای که در سال ۱۸۷۵ در گورستان وست‌مینستر هال (امروزه جزئی از دانشکده حقوق دانشگاه مریلند در بالتیمور) برای این نویسنده بنا شد، دفن شد

چه گوارا

چه گوارا در حال سخنرانی در کنفرانس بین‌المللی توسعه در ژنو (۱۹۶۴)

رهبر زاده آرژانتین انقلاب کوبا در سال ۱۹۶۷ در بولیوی دستگیر و کشته شد. محل دقیق دفن جسد او سال‌ها مخفی ماند تا اینکه در سال ۱۹۹۵، توسط یک ژنرال بولیویایی که در عملیات دستگیری او دست داشت، افشا شد که جسد او در کنار باند یک فرودگاه در نزدیکی جایی که در آن به قتل رسیده بود دفن شده است. دو سال بعد جسد او از خاک بیرون کشیده شد و در هنگام مراسم یادبود سی امین سالروز مرگش، به کوبا بازگردانده شد. حالا جسد او در آرامگاه و موزه چه گوارا، که به روی بازدیدکنندگان باز است، نگهداری می‌شود. با این حال سؤال‌هایی مبنی بر اینکه آیا در سال ۱۹۹۷ واقعاً جسد درست را از خاک بیرون کشیده‌اند مطرح شده است

 

دنیا دلش برای دیو بروبک تنگ می‌شود؛ به یاد اسطوره جاز 

عزیز معتضدی 

نویسنده و روزنامهنگار

«ممنون دیو برای تیک فایو! (Take Five) ما هر دو عاشق این آهنگ شدیم. من به کانادا رفتم که با او ازدواج کنم. سال ۱۹۶۳ بود. روحت شاد»

این یکی از هزارها اظهار نظری ست که در نخستین ساعات پس از درگذشت دیو بروبک اسطوره موسیقی جاز آمریکا در شبکه‌های اجتماعی رد و بدل شده. علاقه‌مند دیگری می‌نویسد: «تایم‌آوت یکی از نخستین آلبوم‌های زندگی من بود. آلبومی که هنوز گوش می‌کنم. دنیا دلش برای دیو تنگ می‌شود

 

دیو بروبک آهنگساز و نوازنده‌ای که روز چهارشنبه پنجم دسامبر، یک روز قبل از نود و دومین سالگرد تولدش در گذشت یکی از غول‌های موسیقی جاز و آخرین بازمانده نسلی بود که در تاریخ این موسیقی به نام جریان اصلی شناخته می‌شود

بروبک شهرت و اعتبار عظیم خود را با آلبوم تایم آوت در دهه پنجاه میلادی قرن گذشته به دست آورد. در همان سال‌ها او برای کنسرت به چهار گوشه دنیا از جمله ایران سفر کرد و طی دهه‌های بعدی و با ادامه سفرها چنان کارنامه‌ پربار و غنی از الحان بدیع و شگفت‌انگیز برای خود و همکارانش فراهم کرد که کم‌تر آهنگساز و نوازنده‌‌ بزرگی در موسیقی جاز چه از نظر کیفیت و چه از نظر کمیت با کار او برابری می‌کند

یکی از ویژگی‌های بارز بروبک در مقام رهبر و نوازنده پیانو به گفته خودش گوش شنوایی بود که از داریوس میلو، آهنگساز کلاسیک فرانسوی و استادش به ارث برده بود. او که در جوانی موسیقی آتونال و چند آوایی را از شوئنبرگ و ارکستراسیون را از میلو آموخته بود در شکوفا کردن و گرفتن بهترین اجرا از اعضای گروهش مهارتی استثنایی داشت

در کنسرت‌هایش با سخاوت و تمرکزی مثال‌زدنی به بداهه نوازی تک تک اعضای گروه دل می‌داد و گوش می‌سپرد و تا جایی که نوازنده حرفی برای گفتن داشت میدان را با بهترین آرایش در اختیارش قرار می‌داد. طی سال‌های متمادی نوازنده‌های محلی بسیاری بودند که همچون یلان کوچکی به ارکستر او وارد شدند و در هیأت رستم‌های داستان از آن بیرون رفتند. در این زمینه تنها دوک الینگتون را همپای او شناخته‌اند

محبوبیت عام بروبک برای هنرمندان پیشگامی که از پیچیدگی پولیفونیک آثار او آگاه‌اند شگفت‌انگیز و گاهی رشک آور است. قطعه تیک فایو (برداشت پنجم) که بیش از دو خط ملودی ساخته پل دزموند به سفارش بروبک نیست، و او در طول زندگی‌اش به دفعات بی‌شمار بر روی آن بداهه‌نوازی کرد و به چنین جایگاه افسانه‌ای‌اش رساند، بهترین شاهد این مدعاست

دیو بروبک پشت پیانو در کنار پیانویی در کالیفرنیا 

با این همه بروبک خود با این که هیچ وقت از جریان اصلی جاز جدا نشد، در سال‌های اولیه با کمپانی‌های صفحه‌پر کنی مشکل داشت. نظر آن‌ها به گفته بروبک در آن سال‌ها این بود که با موسیقی جاز باید مردم بتوانند برقصند، و ترکیب‌های پیچیده او بر خلاف ریتم‌های چارلستون و شیوه‌های اجرایی ارکسترهای بزرگ دهه‌های پیشین امکان رقصیدن را به علاقه‌مندان نمی‌دهد

بروبک همچنین با گذاشتن تصویر مورد علاقه‌اش بر روی جلد آلبوم تایم‌‌آوت مشکل داشت. پیشنهاد او تابلوی معروف خوان میرو نقاش اسپانیایی بود که بالاخره روی جلد تایم‌آوت ظاهر شد، اما به نظر مدیران کمپانی‌ها در ابتدای امر نقاشی مدرن میرو برای جلد صفحه‌ موسیقی جاز جریان اصلی بیش از اندازه رادیکال بود

ویژگی‌های شخصی

دیو بروبک برخلاف بسیاری از بزرگان موسیقی‌‌ جاز قرن گذشته که با الکل و سیگار و مواد مخدر دمخور بودند، به این چیزها دلبستگی نداشت. او معتاد به خنده بود، آن‌هم به قهقهه

در سال دوهزار و دو، یا دو هزار و سه که من برای اولین بار در مونترال او را از نزدیک دیدم نخستین چیزی که جلب توجهم را کرد قهقهه‌های خنده‌اش هنگام شوخی با مسئولان جشنواره و در پاسخ به سوال‌های خبرنگاران بود. شب کنسرت وقتی با گام‌های شمرده به صحنه آمد و در زیر نور چراغ‌ها ایستاد باز هم می‌خندید و شوخی‌ می‌کرد

اما زمانی که پشت پیانو نشست و نورها کم شد احساس اضطرابی مبهم در عین لذت عمیق از نغمه‌های دلفریب موسیقی او به من دست داد. صحنه‌ اجرا در یک چشم‌به هم زدن تبدیل به دریایی توفانی شده بود. بروبک همچون ناخدایی سکان به دست در پشت پیانو کشتی توفان‌زده را با خروش سرسام‌آور سازهای بادی و ضربه‌های کوبنده طبل‌ها از میان امواج مرگبار می‌گذراند. بی اختیار به یاد موبی‌دیک و جدال پیرمرد داستان همینگوی با کوسه‌ها افتادم

قطعه‌هایی که بارها پیش از آن گاهی با بهترین امکانات ضبط و پخش دیجیتال شنیده بودم، در اجرای زنده چیزی دیگر و سخت حماسی بود. با پیشداوری درباره مردی که از مرز هشتاد‌سالگی گذشته بود می‌ترسیدم نتواند این کشتی سنگین و پرتکان را به ساحل آرامش برساند، اما او تا به آخر رفت و مسافرانی را که ما بودیم به سلامت و خوشی در شبی دلپذیر و تابستانی در ساحل امن پیاده کرد. و بروبک چنین هنرمندی بود. هنرمندی که در ترازوی رویای آمریکایی کفه‌ مثبت را برگزید و تا آخرین دم بر وزن و اعتبار آن افزود. او هم مثل اسکات فیتزجرالد، نویسنده رمان گتسبی بزرگ، به موسیقی جاز به چشم رویای آمریکایی نگاه می‌کرد. می‌گفت موسیقی جاز یعنی خلاقیت، آزادی و دموکراسی. مقررات خشک و دست و پاگیر را رها کن، و هر کاری دلت می‌خواهد بکن، این یعنی موسیقی جاز. و می‌گفت طنین موسیقی جاز و بداهه‌نوازی‌هایش را در آثار موتسارت، بتهوون و باخ هم می‌شنود

سفیر صلح

بروبک با چنین افکاری تا بازپسین روزهای زندگی‌اش به گوشه و کنار دنیا سفر کرد و کنسرت داد. او محبوب خاص و عام بود. در ایران سال‌های قبل از انقلاب که آلبوم‌هایش در دسترس بود علاقه‌مندان زیاد و گاهی متعصب داشت که ساعت‌ها درباره او و آثارش با هم بحث می‌کردند. دامنه بحث‌ها گاهی تا آنجا پیش می رفت که مثلاً کسی می‌پرسید ساکنان احتمالی سیاره‌های دیگر تیک فایو را ممکن است بیشتر بپسندند یا هات‌فایوهای لویی آرمسترانگ را

بروبک جوایز ملی و بین الملی بسیاری را در طول زندگی پربارش به دست آورد. در سال ۲۰۰۹ در سالگرد هشتاد و نهمین سال تولدش نشان و مدال افتخار مرکز کندی را در کاخ سفید از اوباما دریافت کرد

 

 

نامۀ به یک زندانی 

سلیمان راوش

(آنسوی دیوار زندان، زنی با سه کودک را نگاه کن. میدانی جرم آن زن چیست؟)

زندانی عزیز 

در یک غروب غم انگیز غربکده یی  خویش، شنیدم که گل  تحفه ای گرانبهایی  از لاله ستان آزادی و آزادگی رااز دادگاه اهریمنان دلیرانه  بدست آورده ای

 

میدانی میخواهم چه بگویم؟ میخواهم برایت بگویم که هرگاه اهریمن، انسان را نفرین می کند ، مگر نفرین اهریمن برای انسانِ اهورا اندیش مظهر پیوستن به خدا و خرد اهورایی نیست؟ و این صورت آراستن به زیور خرد اهورایی ، گران بها نمی باشد؟

آری، عزیز! زیور خرد، بسیار بسیار پر بهاست. و تو به بهایی افتیدن به زندان اهریمن ، گوهر خرد  و آزادی را آویزۀ زندگی خویش ساختی

اکنون اگر نسل (خاکستر) نمی داند، که معنی زندانی شدن تو چیست؛ و شلاق  وحشت  از کدامین سویی افق اندیشه و باور شهر بر پیکر رهگذران خاموش نواخته می شود و شهرو شهریان ترا  در تنگنای پر دهشتِ جهنمی که هیزم آتش آن از اجساد انسانها شعله ور است، می سوزاند .  باور کن ، باور کن که نسل فردا ، که نسل نور و آفتاب  اند و با خاک شدن و خاکستر شدن بیگانه، به تو سپاس خواهند گفت و گوهری را که تو به آنها به میراث می گذاری آویزهء گوش جان خویش خواهند نمود

زیرا تو به بهایی زجر و زحمت جان و تنت ، به بهایی اشک  مادر داغدیده ات و دوری از عزیزترین عزیزانت ، شاید از قشنگ ترین  قامت بلند عشقت  که خوابهایی طلایی خود را در نامه هایی عاشقانه و دید و بازدید هایی در گوشه و کنار باغها و سبزه زار ها برایت حکایت می کرد و در کنار تو بودن برایش همیشه بهشت بود و شعر عشق  توبر لبان او، و سرود رسیدن به معراج  مهر او در لبان تو جاری بود، .  همۀ این ها را نادیده  انگاشتی تا بربالای ستاویز آزادی و آزادگی برسی

از اینروی پله های پست و خِفت  را که  بر ژرفایی تیره گی گور هایی خاموش و مرده گی راه می برد ، درهم شکستی  و فرهاد وار تیشه عشق  بر گرفتی  تا  سنگستان اندیشه و باور ها را آبیاری کنی و آنگاه  با سر فرازی و آزادگی عروس جامه سپید آرزو هایی زندگی را در آغوش کشی

با این کردار ، تو آموختاندی که شلاق  خشونت ، برده گی، زبون زیستن ، خاموش بودن ، قبول همه ستمها و ستمگریها، دروغ گفتن ، و باور به  آنچه که می گویند بدار ، داشتن ، و آنچه که می گویند بکن ، برده وار و کنیز وار انجام دادن، سکوت در افشای همه بد پنداری ها ، بد گفتاری ها و بد کرداری ها از کدام سوی افق اندیشه شهر بر پیکر شهریان تو می پیچد

   و از سویی دیگر نیز 

با افگندنت به زندان ، دجالان اهریمن قدرت به نسل هایی آینده آموختاندند که در مرز آیین آنها نباید زمزمه آزادی و آزاد اندیشی به گوش برسد. نباید سیاه اندیشی ، سیاه گفتاری  و سیاه کرداری  آن ها را افشا کرد. یا  انگشت نقد و انتقاد روی فرامین ستمگرانهء آنها گذاشت

در سرزمین دجالان همه باید نماز واجبِ امر و نهی ایشان بخوانند. و مُهر خاموشی بر دهان ها نقش بزنند

آری عزیز

نسل آینده ، بی گمان از خویشتن خواهند پرسید، که یک چنین سرزمینی را  با یک چنین باور هایی چه نام بگذارند. من می گویم سرزمین یاوه ها اما من نسل آینده نیستم. نسل آینده ، آری قضاوت نسل آینده شجاعانه تر خواهد بود. نسل آینده آیه هایی  مقدس و نامقدس را واژه به واژه خواهند گشود و آنگاه با شمشیر پولادینِ انکار از آن واژه ها بر تارک نظام نامهء فرومایه گان روزگاران فاشیستی  همه زمانه خواهند کوبید.

آنگاهست عزیز من ؛ که ستمستان تن و جان سوز پندار ها و گفتار و کردار ها اهریمنی در ترنم باران و بهار آزادی و آزادی پندار و گفتار و کردار مینوی به باغستان سبز زندگی انسانی تبدیل خواهد یافت

 زندانی عزیز ! تو مپندار که در زندان دجالان اهریمن قدرت، تو تنهایی

چهارسویی زندان را نگاه کن. می بینی آن جوانی که هم سن و هم سال تست؟  او چندین شب و روز فریادی دو سه فرزند خویش را می شنید که با تضرع و گریه از پدر شان یعنی از او ، یک لقمۀ نان می خواستند. خون در رگ های همسر نازنینش دیگر خشکیده بود، چقدر باید علفِ سایده را نان می پخت و به پسرانش می خوراند. آن روز که او را نیز اهریمنان به زندان انداختند ، روزی بود که او  به امید کار و مزدی از خانه  برآمده بود، هنگام  برآمدن، کودکش برای هزارمین بار گفت: پدر امروز برای ما نان بیاری.، دست خالی نباشی.  و در نگاه های همسرش نیز این نیاز نهفته بود. او تا شامگاهان برای دریافت  مزدی برابر به قیمت یک نان در بدل کار، پایین و بالا شهر دوید، اما کاری برایش نیافت، و نتوانست مزدی یک نان را بدست بیاورد. چه می کرد ، گریه های کودکانش، نگاه  های نان طلبانۀ همسرش و شاید هم ناله و گریه مادرش هر لحظه تن و جانش را می آزرد. به یکبارگی خواست تابع خواست و آرزوی سیستم اهریمن شود و مانند بسیاری دیگر گدایی کند. ولی غرورش اجازه نداد ،  چه کاری می توانست بکند.جز آنکه بخواهد به دور از چشم دیگران خریطه آردی را به شانه اندازد  تا جان و تن کودکان و همسر خود را از مرگ نجات داده باشد.  اما دیدی  که اهریمن  که خواستش خوارکردن و کشتن مردم است ، او را به جرم نجات جان اولا هایش  دستگیر و  به زندان انداخت.  و روز بعد آن مفتی که ردایی سیاه اهریمن را به شانه انداخته بود ، محکومیت او را مطابق نظامنامه اهریمن فتوا داد

آنسوی دیوار زندان، زنی با سه کودک را نگاه کن. میدانی جرم آن زن چیست؟

شوهر او در حادثهء از یک آشوب به قتل رسید. زن با سه طفلش تنها ماند. کودکان نان می خواستند، آن زن دار و ندار خود را فروخت و چیزی برایش دیگر باقی نماند. پی کار، هر دری را دق الباب می کرد. چه فکر می کنی مگر می توانست برایش کاری پیدا شود.  وقتی در جامعۀ که برای مرد ها کار نیست . آن زن چه کاری را میتوانست پیدا کند. به هرکی دست تکدی دراز نمود ، اما دستی لطف و ترحم بسوی او دراز نگردید.  در عوض چشم های حریص ، خواهان آن بودند که او تن خود را ساعتی برای آنها بفروشد. و او چه باید می کرد چقدر باید تحمل کرد ، آخر کودکانش نان می خواست ، او باید زنده  می ماند تا کودکانش زنده می بودند.  و یا باید همه خود را می کشتند. سرانجام چه شد ، کی او را مجبور ساخت که تن خویش را برای یک لقمه نان بفروشد. مگر نه آن کسی که او را به زندان افگند تا هر روزی  که بخواهد آن زن  را زیر پای خویش فرش نماید. میدانم که تو نیر نمی پنداری که او روسپی است، آری،  او روسپی نیست

و پهلویش آن دوشیزه ما روی را می بینی؟ او نیز روسپی نیست.  چه فکر می کنی این پیکری که مانند یخ می درخشد به کدام جرم در آتش زندان آب می شود. من برایت می گویم :  به جرم اینکه از خانه پدر بسوی خانه عشق خود فرار نموده بود، و با این فرار پرسش پدری را که می خواست دخترش را برای پیر مردی هم سن و سال خویش در بدل مبلغی بفروشد، پاسخ داد. اما ای دریغ که اکنون دیگر نه تنها یک پیرمرد خرفتی بلکه کنده پیر های بسیار مجال یافتند که  از آب او عطش شهوت شیطانی خود را فرو نشانند

 این چنین عزیز! بسیاری از هم زندانی های تو یا کسانی اند  که مانند تو ، تیشۀ  حقیقت  به شانه انداخته بودند که سنگستانهای بنده گی را بافوران چشمه ها  به چمن زار هایی آزادی مبدل  نمایند و یا کسانی اند که جز آنچه بر شمردیم راه دیگری نداشتند

اما همۀ  آنها، چنانکه تو راز های  نظامنامه ستمگری دجالان را می خواستی افشا کنی  و از سوی دجالان زندانی شدی ؛ انها نیز با دست زدن به آن اعمال بیان داشتند که سرچشمهء مصیبت ها در کجاست

 آری عزیز؛ مطمین باش سرانجام آزاد می شوی

اما آزادی  بزودی تو در گروی آگاهی مردم است و انکار مردم از نظامنامهء اهریمن 

امیدوارم تندر تکانه هایی پر غوغای  دفاع  از حق  یعنی از تو و دیگران هر چه تندتر از هر کنار و گوشهء جهان به صدا در آید

اما اگر از من بخواهی که حال احوال بیرون از زندان را بگویم که چگونه است؟ باید گفت که تا زمان که اهریمن حاکم به سرنوشت انسانها است ، بیرون و درون زندان مفهومی ندارد. همه جا زندان است. فقط  تفاوت بیرون و درون زندان در این میتواند باشد که در بیرون هرروز به تعداد زندانبانها افزوده می شود و گاه گاهی هم زندانبانها تغییر موضع و موقعیت می دهند

اگر می خواهی از حال و احوال غریب نشینانِ غربکدهء که من در آن هستم برایت  گزارش بدهم. باید بگویم که عده ای اینجا دکانهایی دین و سیاست گشوده اند، و هر دو متاع را بسیار ارزان می فروشند. با آنکه ماهیت امتعهء ایشان کهنه و تقلبی است، اما سعی بسیار دارند که با شیادی مشتریان را به ویژه آنهایی را بدام اندازند که خر مهره را از گوهر نمی شناسند

 

گردهمایی ایتلاف «زنان افغان علیهء فساد» در دامنه کوه آسمایی 

15.09.1391 
یک گرد همایی به هدف مبارزه با فساد در افغانستان از سوی ایتلاف زنان افغان علیهء فساد در دامنه کوه آسمایی در کابل به راه انداخته شد
ایتلاف زنان افغان علیه فساد این حرکت این نهاد را در راستای بسیج شدن مردم برای مبارزه با فساد در افغانستان مهم تلقی می کنند

اعضای این ایتلاف می گویند که راه اندازی این گونه برنامه ها کمک می کند که مردم صدای شان را در مقابل فساد که از آن رنج می برند بلند کرده و برای مبارزه با این پدیده تلاش کنند
اعضای این ایتلاف، لوایح را نیز با خود داشتند که در آن اضرار و پیامد های فساد در جامعه انعکاس یافته بود
اعضای ایتلاف زنان افغان علیه فساد هم چنان با گذاشتن پارچه های سنگ کنار یک دیگر در دامنه کوه آسمایی نوشتند که فساد نابود باد
این پارچه های سنگ، سفید رنگ شده اند تا این نوشته از فاصله دور هم قابل خوانش باشد
در همین حال محبوبه سراج یک عضو دیگر این ایتلاف به این باور است که این گونه حرکات مدنی می تواند تغییراتی مثبتی را در جامعه به میان آورد
اعضای ایتلاف زنان افغان علیه فساد می گوید که این ایتلاف حدود پنجصد عضو دارد و از یک سال به این طرف به فعالیت آغاز کرده است
پیش از این هم از سوی نهاد های مختلف برنامه های به هدف مبارزه با فساد در افغانستان راه اندازی شده اند
فساد اداری یکی از مشکلات عمده در این کشور به حساب می آید
با وجود وعده ها و تعهدات حکومت افغانستان در راستای محو این پدیده، به نظر می رسد که هنوز هم گام های موثری در این زمینه برداشته نشده است

رادیوآزادی

 

روستایی در هند استفاده از موبایل برای زنان را ممنوع کرد

 

زنان ازدواج نکرده روستا در صورتی که خارج از منازل خود با موبایل دیده شوند،۲۰۰ دلار جریمه خواهند شد

مقام‌های رسمی در ایالت بیهار هند گفته‌اند در مورد ممنوعیت استفاده زنان یک روستا از موبایل تحقیق خواهند کرد


اعضای مرد شورای محلی روستای توپمانی در این ایالت، روز یکشنبه گفتند زنان ازدواج نکرده این روستا در صورتی که خارج از منازل خود با موبایل دیده شوند، ۲۰۰ دلار جریمه خواهند شد
اعضای زن این شورا گفته‌اند که از این تصمیم بی‌خبر بوده اند
طبق تصمیم این اعضا، زنان شوهر دار نیز در این شرایط ۴۰ دلار جریمه می‌شوند
شش دختر این روستا طی ماه‌های اخیر با دوست پسران خود از خانه گریخته‌اند و به نظر می‌رسد این اقدام شورای محلی، برای جلوگیری از چنین اقداماتی باشد
یک روستای دیگر هندی در نزدیکی دهلی، پایتخت این کشور نیز اخیرا چنین ممنوعیتی را وضع کرد اما آن را به اجرا نگداشت. bbc

 

 

پدران ما گفته اند ...» 

بطلمیوس، منجّم یونانی تبارِ مصریِ تبعۀ روم در قرن دوّم میلادی که در زمان او خورشید به دور زمین می گردید

لابد شما هم مثل این بندۀ حقّ زیاد خوانده اید و شنیده اید حرفهای گُنده ای را که معمولاً با عبارتهای معروف و مقدّسِ «پدرانِ ما گفته اند»، «اجداد ما گفته اند»، یا «از قدیم پدران و اجداد ما گفته اند» شروع می شود

بعضی از نقل کننده های این حرفهای گُنده، به رسم قدر دانی و حقّ شناسی از «پدران» که همان «اجداد» باشند، به روح آنها درود می فرستند و برای آنها از درگاه خداوند متعال طلب آمرزش هم می کنند

البتّه اگر «اجداد» ما در همان اوّل اوّلهای «قدیم» گفته باشند: «ماست سفید است و زغال سیاه»، ما فرزندهای امروزی آنها می بینیم درست گفته اند وُ عین واقعیت را گفته اند وُ حقیقت را گفته اند وَ « لاَ رَیْبَ فِیهِ» را گفته اند

امّا اگر ببینیم «پدران ما» که همان «اجداد» ما باشند، نه در اوّل اوّلهای قدیم، بلکه در همین وسط وسطهای جدید فرموده اند: «زمین مرکز عالم است و خورشید به مشیت و امر الهی در هر بیست و چهار ساعت یک بار به دور آن می چرخد»، می بینیم مثل این است که گفته باشند: «ماست سیاه است و زغال سفید»

با وجود این، چون آنها پدران و اجداد ما بوده اند و ما برای آنها عزّت و حرمت قائلیم، به روح آنها درود می فرستیم، امّا آویزۀ گوش کردن این جور حرفهای گُندۀ آنها را حرام می دانیم و مخالف با مشیت و امر الهی

اجداد غارنشین آدمیزاد در اوج علم و فرهنگ غارنشینی بعد از دستیابی به آتش

از ما آدمهای امروزی، آنهایی که وقتی می خواهند صحّت و حقّانیت حرفشان را چهار میخه بکنند، فوراً دست به دامن حرفهای گُندۀ پدران و اجدادشان می شوند، هیچوقت شده است که از خودشان بپرسند

«راستی، اگر همۀ اروپاییهای این چهار، پنج قرن اخیر خواسته بودند همۀ حرفهای اجدادشان را به محکّ عقل نزده، باور کنند وُ وحی مُنزَل بدانند، و هر کس حرف تازه ای زد که خلاف حرفهای اجدادشان بود، تکفیرش بکنند و زنده زنده آتشش بزنند، بشرِ امروز حالا کجا می بود؟»

خوب، جوابشان معلوم است! همانجایی می بودند که اروپاییها به ش می گویند «عصر ظلمت»(۱)، یعنی همان عصری که یکی از بحثهای گُندۀ علمای اعلم کلیسا این بود که چند تا فرشته می توانند روی نوک یک سوزن برقصند؟

کوپرنیک، نویسندۀ کتاب «گردش اجرام سماوی»، از گرفتاران تکفیر و لعنت کلیسا و از خادمان بزرگ معبد علم 

همین علمای اعلم بودند که در اوایل قرن شانزدهم میلادی «کوپرنیک» (۲) را به جُرم نوشتن کتاب «گردش اجرام سماوی» (۳) و برداشتن «زمین» آنها از مرکز عالم و گرداندن آن به دور خورشید، لعنت کردند، و در اوایل قرن هفدهم میلادی «گالیله» (۴) را که مدافع نظریۀ کوپرنیک بود، به اتّهام کفر در محکمۀ کلیسا محاکمه کردند و چاره ای جز این برایش نگذاشتند که اگر می خواهد زنده بماند، دست از عقاید کوپرنیکی بردارد و اقرار کند که کپرنیک غلط زیادی کرده است که برای دلخوشی «اصحاب عقل»، آمده است «زمین» خدا را بدون اجازۀ «ارباب کلیسا» از مرکز عالم برداشته است و آن را ول کرده است توی یک دایرۀ کوچک تا بیچاره با چند تا سیِارۀ بی قابلیت، سفیل و سرگردان دور خورشید بگردد

اگر قرار می بود اوّلین حرفهای گُنده ای که اوّلین اجداد ما در عهد غارنشینی زده بودند، و خیال کرده بودند که با این حرفها برای همۀ نسلهای بعد از خودشان تا قیامِ قیامت در علم و معرف همۀ گفتنیها را گفته اند، آویزۀ گوش ما می ماند، ما هم امروز، دمِ دهنۀ یکی از غارهای دنیا، دور آتش نشسته بودیم و حرفهای اوّلین اجدادمان را تکرار می کردیم

bbc

 کشته شدن یک دختر دانش آموز از سوی طالبان

  

سه شنبه ۱۴ قوس ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۲۸ نوشته شده توسط شکیلا ابراهیم خیل مقام های ولایت کاپیسا روز سه شنبه گفته اند که، یک دختر دانش آموز که فعالیت های رضاکارانه انجام می داده است از سوی طالبان روز یک شنبه در این ولایت تیر باران شده است

رییس امور زنان ولایت کاپیسا گفته است که، این دختر در کمپاین واکسین ضد فلج کودکان دراین ولایت فعالیت می کرده است
این دانش آموز انیسه نام داشته و در صنف دهم لیسۀ محمود راقی در ولایت کاپیسا دانش آموز بود
رییس امور زنان این ولایت، صیفوره کوهستانی گفته است که، این دانش آموز دو روز پیش هنگامیکه از مکتب به سوی خانه می رفته است، از سوی طالبان تیرباران شده است
وی گفته است که: « این دختر شاگرد صنف دهم مکتب نسوان محمود راقی ولایت کاپیسا ولسوالی حصۀ دوم کوهستان بود. این دختر نه تنها شاگرد مکتب نبود، همچنان کارمند رضاکار صحت عامه در بخش واکسین نیز بود»
دانش آموزان معارف چندین بار در خشونت ها جان باخته و یا آماج حمله قرار گرفته اند، اما گفته شده است که چنین رویدادها کمتر بازتاب می یابند
پیش از این، هنگامیکه یک دانش آموز دختر در پاکستان زخمی شد، حکومت به ویژه رییس جمهور و وزیرمعارف واکنش نشان دادند و در تمامی مکتب های کشور مراسم دعاخوانی برپا کرد، اما آگاهان از خاموشی حکومت به ویژه وزارت معارف دربارۀ کشته شدن انیسه به شدت انتقاد کرده است

 

طلا در افغانستان، مشکل گشای روز مبادا

واسع سروش

بی بی سی

 

طلا فروشان افغان می‌گویند محصول (عوارض) گمرکی طلا آنقدر بالا است که دیگر

نمی صرفد طلا را از مجرای قانونی وارد کرد و این سبب شده که طلای قاچاق در بازارهای افغانستان بیشتر شود

دولت افغانستان اما می گوید محصول گمرکی را کاهش داده و در عوض از عواید طلا فروشان مالیات می گیرد

حتی اگر شما اهل استفاده از طلا نباشید و از آن خوشتان نیاید، دست کم یک بار سر و کارتان به مغازه های طلا فروشی خواهد افتاد

زمانی که عروسی نزدیک باشد و فهرست خواسته های "طلایی" خانواده عروس بلند بالا؛ آن وقت است که ارزش این فلز براق را می فهمید که دیگر دیر شده و باید سر کیسه را سست کنید. حتی بعد از ازدواج هم طلا محبوب ترین هدیه برای زنان افغان است

در بازار طلا فروشی مردی را دیدم که آمده بود هدیه‌ای برای همسرش بگیرد. او تصمیم گرفته این هدیه طلا باشد

از او می پرسم چرا طلا؟ می گوید: "طلا هدیه‌ای با ارزش است که هرگز ارزش خود را از دست نمی دهد و بر عکس هر روز به قیمتش افزوده می شود و می توان از آن به عنوان سرمایه استفاده کرد"

قیمت طلا در بازارهای افغانستان همه ساله رو به افزایش بوده؛ امری که به گفته فروشنده ها ناشی از افزایش جهانی قیمت طلا است

بسیاری فکر می کنند طلا فروشان روی گنج نشسته اند، اما از خودشان که بپرسی می گویند "بیرونش شما را کشته و دورنش ما را"

نورمحمد رضایی، رئیس اتحادیه زرگران کابل می گوید: "دولت مالیه را درست سنجش نمی کند، باید از عایدات (درآمد) ما مالیه بگیرد، اما وزارت مالیه در آخر سال از کل فروشات ما مالیه می گیرد و فرقی بین سرمایه و عاید قایل نمی شود. یعنی پول حاصله از سرمایه و عایدات را در ردیف عایدات می سنجد. پس نفع ما چی شد؟"

این مشکل سبب شده که بسیاری از تاجران واردات قانونی طلا را به صرفه ندانند. به گفته فروشندگان بخش زیادی از نیازمندی بازار افغانستان با طلای قاچاق تامین می شود.

دولت اما می گوید، سهولت هایی را برای طلا فروشان مهیا کرده تا طلا از مجرای قانونی وارد کشور شود.

وحیدالله توحیدی، سخنگوی وزارت مالیه افغانستان می گوید: "در گذشته تعرفه گمرکی طلا ۱۶ تا ۱۸ درصد بود، البته بدون مالیات بر عایدات. که این خودش زمینه قاچاق طلا را فراهم می کرد. نظر به لزوم دید این فیصدی از ۱۸ درصد به یک درصد پایین آمده. تا باشد که طلا از مجرای قانونی وارد کشور شود"

سالانه چیزی حدود یک تن طلا از کشورهای عربی، ایران، روسیه و پاکستان و از مجرای رسمی وارد افغانستان می شود. اما آماری از میزان طلای قاچاق در دست نیست و مسئولان می گویند مرزها باز است و دست قاچاقچیان بازتر

صرف نظر از اینکه طلا از کدام مجرا وارد کشور شود، افغان ها از طلا علاوه بر اینکه به عنوان زیور و زینت استفاده می کنند، طلا مورد استفاده مهمتری نیز دارد. برای بسیاری از آنها این طلا است که نقش پشتوانه اقتصادی خانواده را اجرا می کند و می تواند در روز مبادا مشکل گشا باشد

 

لباس های هالیوود در لندن؛ از چارلی چاپلین تا سوپرمن

موزه ویکتوریا و آلبرت لندن میزبان نمایشگاه لباس های هالیوود است

بدیهی به نظر می رسد که طراحی لباس برای فیلم، اعم از شکل و نوع و رنگ آن، با توجه به حال وهوای شخصیت و رفتار و کردار او - که بی شک جزو مهمی از ترکیب بندی صحنه است- توجه هر فیلمساز با ذوقی را به خود جلب کند

هالیوود هم طی چندین دهه به عنوان بزرگ ترین قدرت فیلمسازی، توجه ویژه ای به مقوله لباس نشان داده و مهمترین و شناخته شده ترین طراحان لباس جهان را به سینما عرضه کرده است

حالا موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن تازه ترین نمایشگاه خود را به "لباس های هالیوود" اختصاص داده است تا لباس های معروف ستارگان سینما را از اولین دهه های اختراع سینما تا به امروز، یک جا جمع کند و در برابر علاقه مندان قرار دهد

نمایشگاه در نگاه اول می تواند سطحی به نظر برسد، و این سوال را برای تماشاگری که چندان اهل سینما نیست، پیش بیاورد که تماشای لباس یک هنرپیشه جدای از فیلم چه جذابیتی می تواند داشته باشد؟ با این حال برای یک عاشق سینما که فیلم ها را دیده و به دقت می شناسد، تماشای لباس ها و پیگیری داستان انتخاب آنها، خالی از لطف نیست

از سرگیجه تا پرندگان

عاشقان فیلم سرگیجه هیچکاک- که چندی پیش از نگاه منتقدان به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد- قدر و منزلت لباس سبز رنگ جودی (کیم نواک) را می دانند و قصه لباس خاکستری مادلین (باز با بازی کیم نواک) و اهمیت آن را در زمانی که جودی باز به مادلین تبدیل می شود هم حکایت جداگانه ای دارد: مادلین لباس خاکستری ای دارد که نشانه اوست و زمانی که اسکاتی در جست و جوی مادلین مرده اش به جودی(دختری که تظاهر کرده بود زنی به نام مادلین است) بر می خورد، لباس سبز جودی چشم هر تماشاگری را به خود جذب می کند. حالا این لباس سبز جودی رو در روی عاشقان سرگیجه است با توضیح طراح لباس درباره اهمیت تفاوت رنگ های لباس مادلین و جودی و قطعه ای از فیلمنامه سرگیجه که بر روی دیوار نوشته شده است

قصه هیچکاک به سرگیجه ختم نمی شود: لباس های تیپی هدرن در پرندگان بخش دیگری از نمایشگاه است که عشاق هیچکاک را به دهه ها قبل بازمی گرداند و قصه عشق/نفرت هیچکاک به زنان بلوند را زنده می کند

در توضیحات کنار لباس، ادیت هد طراح لباس پرندگان می گوید که قصد داشته لباس های خوب و باارزشی تن تیپی هدرن کند، اما هیچکاک می گوید که ترجیح می دهد لباس های او به چشم نیاید:"هیچ لباس روشنی دوست نداشت، مگر این که به درد قصه بخورد." و خب این داستان چندان هم عجیب نیست، چون همه می دانند که هیچکاک چطور حتی رنگ اتومبیل های در حال گذر در یک صحنه را هم تعیین می کرد و ادیت هد هم به این موضوع اذعان دارد:"هیچکاک تصویر را نقاشی می کند و رنگ برای او خیلی اهمیت دارد"

از مارلین دیتریش تا بربادرفته

لباس های پر زرق و برق مارلین دیتریش در فیلم های گوناگون بخشی از افسون ویژه این ستاره دهه سی را رقم زدند؛ افسونی که هنوز بکر و تازه است و هر تماشاگری را سحر می کند.

دو تا از این لباس ها، حالا اینجاست که یکی از آنها، یکی از لباس های فاخر دیتریش در فیلم مراکش- یکی از هفت شاهکار همکاری اش با جوزف فون اشترنبرگ- است که او را به عنوان یک خواننده وسوسه گر به تماشاگر معرفی می کند؛ خواننده ای که در آخر لباس های فاخرش را فراموش می کند و به شیوه زنان عرب، با پای برهنه در کویر به دنبال معشوق راه می افتد

لباس های بربادرفته هم با رنگ های چشمگیرشان بخشی از شخصیت های ماندگار اسکارلت اوهارا و رت باتلر را شکل دادند. حالا لباس های سبز اسکارلت تمام خاطرات تماشاگر از عشق این دو را زنده می کند

از جان وین تا ایندیاناجونز

تماشای لباس های جان وین به عنوان ایتن ادواردز در جویندگان جان فورد، هر چقدر که می تواند برای یک عاشق سینما نوستالژیک باشد، شاید برای تماشاگران عام، نکته چندانی در برندارد

برای حل این مشکل، برپا کنندگان نمایشگاه، تمهیدات زیادی اندیشیده اند که از جمله آنها تلاش برای توضیح بیشتر مفهوم و اهمیت طراحی لباس در هالیوود(که گاه البته به توضیح واضحات می رسد) و در کنار آن جملاتی از طراح لباس درباره لباسی که آفریده و در برخی موارد مثل ایندیانا جونز با توضیح حواشی و قصه های پیرامونی خلق آن : این که لباس هریسون فورد به عنوان ایندیانا جونز از چه موادی تشکیل شده، کلاه او را چطور انتخاب کرده اند و این که مثلاً از همان شلواری که او در فیلم می پوشد، به تعداد دوازده تا ساخته شده است . شاید دلیل این تعدد احتمال پاره شدن شلوارها در صحنه های اکشن فیلم ها بوده است

از همه جالب تر شاید دیالوگ های جرج لوکاس (تهیه کننده) و استیون اسپیلبرگ (کارگردان) است که سرانجام اسپیلبرگ می گوید:"بیا مثل یک فیلم ماجرایی قدیمی درست اش کنیم" و سرانجام زمانی که طراح لباس، لباس های آماده ایندیانا جونز را می آورد، اسپیلبرگ با حیرت می گوید که این همان چیزی است که می خواست

رابرت دنیرو و مریل استریپ

از طرفی در یک بخش نمایشگاه بر اهمیت برخی بازیگران در تعیین شکل و شمایل لباس ها و هویت بخشیدن به آنها تاکید می شود و نمونه های برگزیده، دو تن از بهترین بازیگران هالیوود هستند: رابرت دنیرو و مریل استریپ

لباس های مختلف دنیرو و استریپ در فیلم های گوناگون (مثلاً از گاو خشمگین و راننده تاکسی تا کازینو در مورد دنیرو که شخصیت های کاملاً متفاوت و حتی متضادی را شامل می شوند) هر یک گویی با جان و جهان شخصیت آمیخته اند و تصور آنها در لباس دیگری غیر ممکن به نظر می رسد

از چاپلین تا سوپرمن

در طول نمایشگاه، لباس های کلاسیک از چارلی چاپلین در سیرک تا چارلتون هستون در بن هور، به فیلم های امروزی تر می رسد تا این که مثلاً لباس های ادوارد نورتون و براد پیت در باشگاه مشتزنی را می بینیم تا بحث طراحی لباس برای دو شخصیتی که در واقع یک شخصیت هستند ( اما کاملاً متضاد به نظر می رسند)، پیش کشیده شود و لباس عجیب و غریب براد پیت با تصاویر سکسی بر روی آن بیش از فیلم به چشم بیاید

نکته ای که می تواند در طراحی نمایشگاه برای تماشاگران جالب باشد، این است که در تالار آخر- که به لباس های شخصیت های معروف سینما از مریلین مونرو در خارش هفت ساله تا نیکول کیدمن در مولن روژ اختصاص دارد؛ به همراه تصویر دیجیتالی از صورت هنرپیشه بر روی لباس واقعی- در حالی که شنل قرمز معروف دراکولای برام استوکر بر روی زمین گسترده شده، مرد عنکبوتی به مانند شخصیتش، بر روی دیوار آویزان شده و سوپرمن گویی در حال پرواز بر فراز گالری است و بتمن هم در گوشه ای نزدیک به سقف جا خوش کرده است

 

 

رسانه‌ها در جوامع مردم‌سالار به عنوان رکن چهارم قدرت تلقی می‌شوند تا بتوانند در آگاهی مردم سهم فعال داشته باشند و همچنان از کارکردهای حکومت و دولت نظارت کنند

همان‌طوری‌که ارکان سه‌گانه دولت ضرورت به قواعد رفتاری دارند، رسانه‌ها نیز از این امر مستثنی نیستند و ضرورت به قواعد رفتاری به منظور کارکرد درست دارند

در کل رسانه‌ها توسط دو قاعدۀ عمومی تنظیم می‌شوند: قانون رسانه‌ها و اخلاق رسانه‌ای. در افغانستان، هرچند گفته می‌شود، یکی از بهترین قوانین منطقه را در عرصۀ رسانه‌ای دارد، اما تنها قانون خوب نمی‌تواند رسانه‌ها را به نیروی چهارم قدرت تبدیل کند

به این معنا که اولأ قانون رسانه‌ها به بازویی نیاز دارد که همانا اخلاق رسانه‌ای باشد و از طرفی دیگر اجرای قانون نیز بسیار مهم است

با این گفته ما در افغانستان با دو چالش رو به رو هستیم: یکی عدم تعمیل قانون و دیگری نداشتن یک سند ملی تحت عنوان اخلاق رسانه‌ای

"به این مهم باید توجه داشت که اخلاق رسانه‌ای کمک‌کنندۀ قانون

رسانه‌ها بوده و تطبیق و اجرای قانون رسانه‌ها را تسهیل می‌بخشد.

هیچ قانونی در عرصه رسانه‌ای بدون اخلاق رسانه‌ای به گونه درست تطبیق شده نمی‌تواند"

در واقع اخلاق رسانه‌ای پشتوانه قانون رسانه‌ها به شمار می‌رود و خلاهای قانون رسانه‌ها را پر می‌کند. بنا بر طبیعت کار رسانه‌ای، باید چنین باشد که خبرنگار هرگز خود را در خلای قواعد رفتاری احساس نکند و هیچ توجیهی برای اعمال نادرست به خبرنگار وجود نداشته باشد. زیرا هرگاه قانون رسانه‌ها مواردی را پیش‌بینی نکرده باشد، در مواردی این خود می‌تواند راه را برای خبرنگار باز کند تا از این خلاء استفاده کند و به کارهایی بپردازد که شایستۀ کار خبرنگاری نباشد.

از سوی دیگر هر گاه مشکل تعمیل قانون را بررسی کنیم، به این مهم باید توجه داشت که اخلاق رسانه‌ای کمک‌کنندۀ قانون رسانه‌ها بوده و تطبیق و اجرای قانون رسانه‌ها را تسهیل می‌بخشد. هیچ قانونی در عرصه رسانه‌ای بدون اخلاق رسانه‌ای به گونه درست تطبیق شده نمی‌تواند

اکثر قواعد حقوقی منشای اخلاقی دارد و به ویژه در جامعه‎ای مثل افغانستان، که سخت سنتی است، اخلاق حرف اول را می‌زند و دایرۀ شمول اخلاقیات و قانون از لحاظ وسعت مشابه اند

از طرف دیگر، بررسی صنعت رسانه‌ای نشان می‌دهد که تعداد کثیری از خبرنگاران خود از قانون رسانه‌های کشور درک درست و عمیق ندارند.

حقوقدانان به این باورند که آشنایی با قواعد اخلاق رسانه‌ای و پابندی به آن باعث درک درست قانون رسانه‌ها می‌شود. با توجه به این توجیه حقوقی، اخلاق رسانه‌ای می‌تواند به فهم قانون و تعمیل آن کمک کند

خبرنگار به عنوان نمایندۀ مردم، از یک سو اگر پابند به موارد و قواعد قانونی و حرفه‌ای است، از سوی دیگر نیازمند تزکیۀ درونی نیز می‌باشد تا بتواند آن‌جا که هیچ‌کس در مورد آنچه او می‌نویسد نمی‌داند و نمی‌تواند از صحت و سقم آن آگاهی حاصل کند، یک نیروی درونی باید به او رهنمایی کند و از او پاسخ بخواهد که آنچه می‌نویسد، درست است یا خیر

خبرنگار به عنوان نمایندۀ مردم، از یک سو اگر پابند به موارد و قواعد قانونی و حرفه‌ای است، از سوی دیگر نیازمند تزکیۀ درونی نیز می‌باشد

این‌جاست که می‌گویند اخلاق رسانه‌ای که با تزکیه درون انسان می‌پردازد و تلقینات اخلاقی را در وجود می‌پروراند، وجود انسانی را برای تحمل قواعد درشت و خشک قانون مقاومت می‌بخشد و در راستای قانونمند شدن رسانه‌ها سهم بسزایی دارد

اخلاق رسانه‌ای صدای وجدان جامعه رسانه‌ای است که هرازگاهی این جامعه را از رفتن به سوی تشتت، بی‌ارزش شدن، خودباختگی و از خودبیگانگی هوشدار می‌دهد و برحذر می‌دارد و برآیند آن نجات صنعت رسانه‌ای است

در کل می‌توان گفت که اخلاق رسانه‌ای با طبیعت شیرین و ملایم خود به زودی در نهاد خبرنگار جذب شده و زمانی که در وجودش نهادینه شد، بر رفتار و کار رسانه‌ای او اثر می‌گذارد در نهایت اخلاق رسانه‌ای ارزشی است با تدوین و عملی کردن آن کار خبرنگاری ارزشمند میشود

 


مردی در بدخشان، زن و برادر زن خود را کشت

     6قوس 1391  
یک مرد در ولسوالی تیشکان ولایت بدخشان، زن و برادر زنش را به قتل رساند.این قتل در روستای "جنازه دره" ولسوالی تیشکان دو روز قبل توسط شلیک گلوله انجام شده است.

دگروال سخی داد حیدری آمر امنیت فرماندهی پولیس ولایت بدخشان به بست باستان گفت که محمود باشندۀ ولسوالی تیشکان، زن و برادر زنش را با شلیک گلوله به قتل رسانده است.
او می گوید که پولیس بعد از آگاهی از این قضیه، شب هنگام به روستا رفته و این مرد را به همکاری مردم محل بازداشت کرده است.
مقامات محلی گفته اند که محمود  دچار بیماری روانی بوده است و این قتل ناشی از این حالت بوده است.
پوهنمل ذوفنون حسام ناطق رییس امور زنان بدخشان نیز این رویداد را تأیید می کند.
این قتل در حالی صورت می گیرد که روز گذشته همزمان با تجلیل از روز جهانی محو خشونت علیه زنان، کمپاین یک ماهه تبلیغاتی ریاست امور زنان بدخشان برای آگاهی دهی مردم از حقوق زنان، به پایان رسید.
گفتنی است که پیش از این نیز در ولسوالی تیشکان موارد خشونت علیه زن رخ داده بود. چندی پیش یک زن نوجوان با حالت بسیار وخیم از زندان خانگی در این ولسوالی نجات داده شد.
رییس امور زنان بدخشان می گوید که در سال جاری در این ولایت 77 مورد خشونت علیه زنان تا کنون ثبت شده است.
مقامات وزارت امور زنان و کمیسیون مستقل حقوق بشر نیز دیروز، از افزایش و شدید شدن مواد خشونت علیه زنان در سال جاری در کشور خبر دادند.
احمد رادفر - بدخشان
Shirin Naziry

 


خط سیاۀ دیورند - مولود دسایس انګلیس و روسیه

انجنیر فضل احمد افغان  
کانادا: ۲نومبر ۲۰۱۲م 
دانه خبیثه که بتاریخ ۱۲آکتوبر۱۸۹۳م در وجود مادر وطن عزیز ما افغانستان پیدا شده از آغاز عقد آن ګاه ناګاهی صدای رنج آور آن از اینجاه و یا آنجاه بلند ګردیده و در طول زمان هیچ داکتری مؤفق به تشخیص آن نګردیده بلکه درد آن روز بروز شدیدتر و شدیدتر ګردیده تا
 بالاخره سفیر امریکا بتاریخ
۱۹آکتوبر۲۰۱۲م،نماینده خاص اضلاع متحده بتاریخ۲۱آکتوبر۲۰۱۲م و سخنگوی وزارت خارجه اضلاع متحده امریکا و کتوریا نولاند Victoria Noland   بتاریخ ۲۴آکتوبردر(The Nation)ضمن تأکید براین که دیدگاهء امریکا در خصوص معاهده دیورند تغییر نکرده است،عنوان کرد،امریکا خط دیورند را به عنوان سرحد بین‌المللی افغانستان به رسمیت می‌شناسد و نیز به گزارش روزنامهٔ نیشن چاپ اسلام آباد پاکستان"ویکتوریا نولاند"سخنگوی وزارت خارجه امریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی بیان داشت: با وجود آنکه رسانه‌های افغانستان در این اواخر نظرات مختلفی را در خصوص مسئله خط دیورند مطرح می‌کنند اما دیدگاهء امریکا دراین خصوص تغییر نکرده و خط دیورند را به عنوان سرحد بین‌المللی میان افغانستان و پاکستان به رسمیت می‌شناسد.سخنگوی وزارت خارجه امریکا درعین حال اظهارات اخیرمارک گراسمن نمایدهفوق العاده این کشور درامور افغانستان و پاکستان را در خصوص خط دیورند  تائید کرد" 
با بلند شدن سروصدای تشخیص دانه سرطانی خبیثه در این وقت حساس که مادر بکلی مضمحل میباشد فرزندانش را در سراسیمګی قرار داده از اینجاه و آنجاه فغان فرزندان مادردوستان بلند ګردید وهریک ګریه کنان دردهای مادر را با سوابق تاریخی آن نوشتند اما از آغاز ریشه های دور و دراز آن،عوامل اصلی آن ،توطیه ها و دسایس قدرتهای وقت در قبال مسائیل افغانستان چه بوده و چطور از تأثیرات مذهبی در روحیه افغانها مخصوصآ مناطق ماورای خط سیاهء دیورند  استفاده ها بنفع خود کرده اند به تفصیل صحبت نګردیده لهذا لازم دیدم که در این نوشته مختصر به سابقه تاریخی این دانه رنج آور کمی روشنی انداخته شود تا بالاخره از لابلای اوراق تاریخ به اصل واقعیتها پیبرده و بطرق عملی در طی تداوی آن برایم.
بلی قضایایی که بالاخره در اواخر قرن نزده به ایجاد دانه سوم سرطانی خبیثه در بدن مادروطن عزیز ما افغانستان و بدبختیهای دامنګیر امروزی ګردیده حادسه نبوده که صرف از تاریخ۱۲نومبر ۱۸۹۳م آغاز آن باشد بلکه آنچه هویدا است بدبختیهای افغانستان عزیز از رسیدن پای بریتانیا (انګلیس)به هندوستان بود که بعد از اشغال هندوستان برایشان بنابرموقعیت جغرافیایی افغانستان بین روس تزاری وهند بریتانوی اشغال کابل بسیاراهمیت داشت لهذا بریتانویها برای از بین بردن سد راهء پیشرفت به افغانستان و آسیای مرکزی بتوافق رسیدند که کپتان جان مالکم   Captain John Malcolmرا به پارس (ایران امروزی)اعزام تا بالای حکومت پارس فشار وارد  و شاه محمود ابدالی  برادر شاه زمان را که شخص عیاش و دایم الخمر در پارس بود مجبور بگرفتن قدرت از شاه زمان نمایند.(۸۱-۶)
بنآء درسال ۱۷۹۸م کپتان مالکم C.J.Malcolm  به کمپنی بریتانیا نوشت که: "زمان شاه  یکی از قویترین دشمنان بریتانیا در هندوستان است  و او است که میتواند بدون کمک خارجی فقط بقوت خود درهندوستان سرازیر شود همچنان مینویسد که هیچ چیزی دیگری مانع کشورکشای زمان شاه گردیده نمیتواند بجز از آنکه در کشور خودش نفاق ایجاد و مانع جهانگیری اوشود".(۸۱-۶).
همچنان الن برو Ellen Boroughرئیس هیات مدیره کمپنی شرقی هند که حیثیت وزیر را در کابینه بریتانیا داشت در سال ۱۸۲۵م مکتوب عنوانی ویلنگتن Willingtonصدراعظم بریتانیا نوشت"من معتقدم که روسها ایران را متعهد خواهند ساخت که اجازه ورود شانرا  بدریای سند از طریق ایران بدهند لهذا راه عملی و سادهء دیگری نیست مگر اینکه بریتانویها بحیث یک قدرت بزرگ آسیائی عمل کند یعنی با اشغال کیف توسط  روسها ما باید لاهور و کابل را اشغال نمایم و نباید انتظار بکشیم که دشمن را در کنار دریای سند ملاقی شویم".( ۶ )
مالکم با رسیدن پایش به پارس و تقدیم تحایف قیمتی به شاهء پارس، شاه محمود را وادار به رفتن به افغانستان و قیام مسلحانه علیه برادرش شاه شجاع نمود و قابل تذکر است که بعد از رفتن مالکم به پارس و آغاز ایجاد قیام شاه محمود در مقابل شاه شجاع بریتانویها الفنستینMount Elphinstone را نیز بدربار شاه شجاع جهت ملاقات و عقد معاهدهء دفاع از ورود قوای فرانسه و روسیه اعزام داشتند تا به خون ملت افغان از بریتانویها دفاع نمایند.
باید یاد آور شد که الفنستین شخصی نهایت متجسس بود بنآء هدفش تنها عقد معاهده نبود بلکه آشنائی به کلتور،فرهنګ،عنعنات و خصوصیات اجتماعی ملت افغان نیز بود او در مدت چهار ماه اقامتش در افغانستان پهلوی اندوخته های دیگر درک کرد که ملاها و مذهبیون در افغانستان بزرگترین قوت اند و از آن هر وقت خواسته باشند میتوانند بنفع خود استفاده نمایند او در قسمتی از یاداشتهای خود در باره   ملا قات خود با ملا جعفر میگوید که: 
"ملاجعفربرایم گفت که اگر ده ده هزارعسکر فرانسوی درشهرهای کابل،هرات،قندهار و پشاور باشند صدای تنها یک ملا کافی خواهد بود که بدون مداخله یک عسکر آنها را محوه نماید مشروط برآنکه شاهء افغانستان برای شان اجازه بدهد و من ملاجعفر نیز با آنها اشتراک خواهم کرد که درآنصورت بریتانویها درانی ها(افغا نان) را مردم بکلی متفاوت از فرانسویان خواهند یافت".(۸۴-۶).
بلی بریتانویها با درک و فهم اینکه صدای اسلام نه تنها نیروی ملت افغان است بلکه میتوانند از این نیرو برضد دشمنان خود و بالاخره بر ضد اسلام واقعی نیزاستفاده نمایند که در طول تاریخ چنین هم شد و امروز متأسفانه شاهد تعبیرات و استفاده های غلط اسلام توسط دشمنان اسلام و تأثیرات نامیمون آنرا در مادروطن خود می بینیم.برای اینکه در مورد اسلام در منطقه مخصوصآ هند بریتانوی و افغانستان و تأثیرات دین مقدس اسلام را در جامعه افغانی خوب دانسته باشیم میخواهم نوشته دو نفر نویسنده بریتانوی و هندی را با اظهارات جیمز بیکر و هلیری کلنتن وزیر خارجه امریکا که در مورد ایجاد دو پدیده سیاه چون القاعده و تروریزم است به توجهء خوانندګان محترم برسانم.
                             
نویسنده بریتانوی در باره تأثیرات مذهبی در منطقه خاصتآ در مناطق ماورای  خط سیاهء دیورند چنین مینګارد که:الی ۱۹۱۴م صرف در دو کشور اسلام بشکل سختګیرانه قدیم آن بشدت پیش میرفت وآن عبارت بودند از هند و افغانستان. البته مسلمانان هند با دیدی که از جهان داشت میدانستند که با تأثیرات مذهبی چطور معامله شود اما افغانستان جائی است که مردم آن بیشتر تحت تأثیر ملاها قرار داشته و اکثر ملاهای قبایل آن نهایت بی دانش، متعصب و زشت اند و ملاهای شان با معلوماتی که از کشورهای دیګر داشتند میدانستند که انکشاف علم و دانش منافعشان را که عبارت از ملائی بر بیدانشان و علاقمندان شان است باریکتر میسازد. لهذا برای مردم قبایل مجال و فرصتی داده نمیشد که با فراګرفتن علم و دانش از قید تأثیر رسم و رواجهای قدیم برایند"(۲۴۲-۶)
نیز باید عرض شد که در این اواخر فلمی بنام زندګی خان عبدالغفار خان یا پادشاه خان توسط یک خانم کانادائی ساخته شده که من آنرا دیدم و در آن بیان میداشتند که که پادشاه خان در دوره سلط بریتانویها وقتی از زندان رها میشد در مناطق خود مکاتب پسران و دختران را میساخت و مردم را تشویق به فرا ګرفتن علم میکرد اما وقتی زندانی میشد بریتانویها مکاتب را ویران میکردند که مردم منطقه از فیض نور علم و از اسلام واقعی آګاهی نداشته باشند.
در مورد تأثیرات مذهبی در افغانستان سردار اقبال علی شاه چنین مینویسد که: "جنبهء مذهبی افغانستان نباید از نظر دور انداخته شود.چه در طول تاریخ معاصر شاهان کابل سیع نموده اند که تمام قدرت اجرائیوی را متمرکز بخود سازند و اګر اصالت فردی حق طبعی شاه هم نبوده به یقین برای حفظ قدرتش در دولت یک عامل مهم پنداشته شده و برای رسیدن به این هدف همکاری ملاها و روحانیون نهایت قابل اهمیت بوده و است.چه اکثریت مردم در طلسم روحانیون زندګی کرده و بوسیله ملاها شاهان کابل خود را قدرتمند ساخته اند و یا توسط آنها ضعیف و قدرت شان نیز صدمه دیده یعنی بدخویی روحانیون افغانستان مصؤنیت شاه را در مخاطره انداخته و حتی تهدید به از بین رفتنش را میکند و دعایشان باعث استحکام قدرتش میشود."
"من نمی خواهم بګویم که این نوع سیاست افغانستان بکلی نامناسب است بلکه میخواهم بصراحت بګویم که این تأثیرات دارای مفیدیتها و نامطلوبیتها میباشد. در شرایط کنونی افغانستان تبلیغات ملاها افغانها را هیجانی ساخته و روحیه شهادت شانرا بلند میبرد و این خود روحیه عالی و قابل اطمینان برای تضمین استقلال افغانستان میباشد."(۳۹-۷)
"تا جایکه من انکشاف احساسات ملی را در شرق و غرب دیده ام در ګفتار خود هیچ نوع تردیدی نخواهم داشت بګویم که احساسات ملی به تنهایی کافی نخواهد بود که از منافع افغانستان در یک جهان مدنی حمایت کند، چه همزمان با انکشاف احساسات ملی عامل اقتصادی است که بشر را وادار به دفاع و مبارزه میسازد. اقتصاد سیاسی با دارائی جهان و توجه خاص به تجارت و صنعت نظارت میشود یعنی چرخ های است بین چرخها و هیچکس نخواهد توانست دقیقآ بداند که از استقلال خود در بین دو امپراتور بزرګ دفاع مینماید حفظ خواهد توانست و یا خیر؟.
تأثیرات عمیق دین در تخیلات افغانها بصورت مشخص آشکار است. این ممکن یک استدلال عجیب باشد اما یک واقعیت انکار ناپزیر است که تبلیغات تعصب آمیز ملاها انکشاف آن کشور را محاط ساخته و دوربینایی مردم را به تزریق روحیه"قناعت بهترین عبادت است" باریک ساخته و جزئی ترین انحراف از عقاید خود ساخته ملاها به بدخویی آنها مواجه و انکشاف وقت و زمان بی اهمیت شمرده میشود."(۳۸-۷ ).
در این قسمت به تأثیرات مذهبی به روحیهء مردم افغانستان بیمورد نخواهد بود که داستان تغاره شاه را نیز از جلد اول افغانستان در مسیر تاریخ بقلم میرغلام محمد غبار نقل قول نمایم که از این قرار است که:
"تغاره شاه مرد مجهوالهویه ایست که در دوره امیر شیر علی خان در شهر مزارشریف پیدا شد. این شخص مکار در لباس فقر درآمد و مردم بسیاری را بفریفت تاجایکه سردار فیض محمد خان والی بلخ دست ارادت به او داد. این مرد در خارج شهر منزل ګزیده و هفته وار تغاره ای در دست داخل شهر میشد و نذر در تغاره جمع میکرد،منزل این شخص باغچه پر از ګل و اشجار و آب روان داشت و مرجع مردم بود او به واردین کوکنار و چرس و تریاک تقدیم میکرد و خود درخفا زندګی مرفه ئی داشت، او سردار فیض محمد خان را مژده داد که پادشاهی افغانستان نصیب او است،سخن او آنقدر مؤثر بود که سردار توپهای شادیانه آتش کرد. نایب محمد علم خان والی بلخ توسط میرزا یعقوب علی خافی   (نویسنده تاریخ پادشاهان متأخر افغانستان) بعد از مرګ تغاره شاه خانه او را بشګافت و از ته خاکها کوزه مسکوک طلا و نقره و از زیرزمینی هایش خمهای روغن و برنج و قروت بیرون کشید. مردم از زندګی مرموز او در تعجب شدند. میتوان این قضیه را نمونهء از فعالیتهای مخفی منفی سیاسی آن زمان دانست".
در باره استفاده از احساسات مذهبی افغانها در مقابل اتحاد جماهیر شوروی وقت احمد رشید نویسنده ورزیده پاکستانی چنین مینویسد که:"دولت پاکستان تشویق شد که به امدادهای مالی امریکا،عربستان سعودی و دیګر کشورهای عربی مدارس دینی را در پاکستان  مخصوصآ در منطقه شمال غربی پاکستان که در مجاورت افغانستان است افزایش و روحیه جهاد در مقابل بیدینها  یعنی کمونستها بلند برده شود. چنانچه بالاثر مدارس دینی رسمی در پاکستان به ۸۰۰۰و غیر رسمی به ۲۵۰۰۰ رسید.
بعد از اشغال افغانستان توسط قشون سرخ اتحاد جماهیر شوروی،در آوایل۱۹۸۰م آقای برزنسکی Zbigniew Brzezinski مشاور امنیتی آقای رئیس جمهور کارتر در سفر رسمی خود به پاکستان در مناطق قبائیلی برای فریب مردم که از دین مقدس اسلام آګاهی درست نداشتند  خود را مدافع اسلام معرفی و چنین بیان داشت که:" اګر ادعای شما برحق است خداوند با شماست بروید وطن خود را آزاد سازید و در مساجد خود نماز بخوانید".(  CNN)
جمیز بیکرJames Baker وزیر خارجه وقت امریکا بتاریخ ۲۵ اکتوبر۲۰۰۱م در چنل سی .ان.CNN اعتراف کرد که:" اوسامه بن لادن را آنها (امریکا) در افغانستان به مقابل روسها مؤظف نموده بودیم".
چند ماه قبل هیلاری کلینتن، وزیر امور خارجه آمریکا نیز در یکی از جلسات کنگره به صراحت به نقش آمریکا در ایجاد سازمان تروریستی القاعده اعتراف کرد، و گفت که: "ما گذشته مشترکی با سازمان القاعده داریم.کسانی را که امروز با آنها در افغانستان و پاکستان می جنگیم ۲۰سال پیش خود ما به  وجود آوردیم زیرا در جنگ علیه شوروی سابق از آنها استفاده می کردیم،وی افزود، ما القاعده را به وجود آوردیم زیرا نمی خواستیم شوروی سابق بر آسیای مرکزی چیره شود و ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا با مشارکت کنگره به زعامت دیموکراتها از طرح ایجاد القاعده جهت مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استقبال کرد". (سایت وزین دعوت تاریخ ۲۹دسمبر۲۰۱۱م.)
( تذکر مختصر نویسنده: حال ما چطور باور کنیم که انګلیس و اضلاع متحده امریکا در آینده نیز از این پدیده سیاهء القاعده و تروریزم بین المللی خود ساخته و بافته شان با تبانی پاکستان از مناطق ماورای خط سیاهء دیورند بحیث مرکز تربیه تروریستها برای اهداف پیشروی و استعماری شان در جهان استفاده نخواهند کرد.؟ و همچنان ما چطور باور کنیم که جنایتکاران شناخته شده که از مدت ۱۲ سال علرغم اینکه اسمای شان در لست سیاهء حقوق بشر بحیث مجرمین درج میباشد نه تنها حمایه بلکه برایشان جرئت داده میشود که با ګفتارهای  ذیل خود جامعه ما را از مدنیت جهان دور نګهداشته و در اعمال غیر انسانی و توسعګرانه با ایشان همکاری نداشته باشند.؟
در سال ۲۰۱۱م آقای پروفیسور برهان الدین ربانی در بیانیهء عقبګرای خود در کانفرانس سرتاسری شورای علما برای حفظ قدرت ملاها و علمای دین چون خودشان مخالفت جدی خود را به استفاده از انترنت و فیس بوک اظهار داشت و به علمای دین هشدار داد که:"اګر مانع جوانان از استفاده انترنت و فیس بوک نشوند قدرت را از دست میدهند". اما امریکا و انګلیس که خود را مدافعین دیموکراسی میدانند هیچ عکس العمل نشان ندادند.
بلی سازمان تروریستی القاعده را در ماورایی خط سیاهء دیورند که امروز سرو صدای برسمیت شناختن آن را بلند نموده اند ایجاد و در دل کوه ها و دره های منطقه برایشان سرکها و تونلهای ذخایرسلاحها ساختند و از همان جاه فعلآ بحیث مرکز تروریستی استفاده و ملت افغان هر روز به خاک و خون کشانیده میشود و منطقه ماورای خط سیاهء دیورند همانطوریکه برای انګلیسها دارای اهمیت بود برای اهداف امروزی وآینده انګلیس و امریکا در منطقه و جهان نیز قابل اهمیت است و ما باید بدانیم که بازی بزرګ جهانکشایی انګلیس و امریکا ختم نګردیده بلکه آغاز جدیدی استفاده از پدیده سیاهء تروریزم بین المللی و القاعده برای مدت طولانی میباشد. و نباید فراموش کرد که دو همسایه ناخلف ما چون ایران و پاکستان نیز با استفاده از احساسات مذهبی برادران و خواهران بیسواد و خائنین خود فروخته شده افغان از نام دین مقدس اسلام برای منافع خود اعظمی استفاده مینمایند چه:
یکنفر نویسنده بریتانوی بنام کورزان Curzon  در باره موقعیت مهم افغانستان بین دو قدرت بزرګ چنین مینویسد که:
"هند مثل قلعهء است که در دو طرف آن بحر مثل خندق پهناور و دو قسمت دیګر آن کوهایی است بشکل دیوارها که در ماورایی آن دیوارهای مرتفع قابل عبور و جدا ناشدنی ریګزارهای وسیع وجود دارد که ما نمیخواهیم آنرا اشغال نمایم اما در عین زمان تحمل آن را هم نداریم که توسط دشمن ما اشغال شود". ترجمه از (۱۵-۵).
نویسنده بریتانوی براین رابسن Brain Robson اظهار میدارد که"اګر بریتانویها از نفوذ روسها در افغانستان و ایجاد مشکلات در هند در تشویش بودند، روسها نیز از فعالیتهای بریتانیا  در تقویه نمودن افغانستان و ایجاد مشکلات در روسیه و خانتهای آسیایی مرکزی تشویش داشتند".(۳۶-۵) 
این است که افغانستان نهایت کوچک،بیقدرت،عقب مانده و بیچاره قربانی منافع و رقابتهای توسعه طلبانه غیر انسانی و بشری دو قدرت بزرګ جهان(بریتانیا و روس )، (بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی ۱۹۱۷-۱۹۴۷م) و بالاخره ( بریتانیا، اضلاع متحده امریکا،اتحاد جماهیر شوروی وقت و فدراسیون روسیه امروزی   ( ۱۹۴۷- ۲۰۱۲م) ومتحدین شان میشود و هیچ یکی شان در عمل به ارتباط آزادی،بیطرفی واقعی و پیشرفت و شګوفانی افغانستان وفادار و صادق نبودند و تمام فعالیتهایشان بخون ملت بیچاره و فقیر افغانستان برای خوشبختی کشورها وملتهای خودشان بود.چون موضوع دانه سرطانی دیورند حادثه ای نیست که در یک مقطع زمان مشخصی که تاریخ ۱۲آکتوبر۱۸۹۳م باشد به وجود آمده باشد بلکه ریشه های عمیق تاریخی و دانه های دیګری از قبل دارد که در اثر تهدیدها ،زور و زر ابرقدرتهای وقت در منطقه برای براورده شدن آرزوهای ستراژیکی، جوپولیتکی و جوایکونومیکی شان بالای امیران وقت و ملت مظلوم افغانستان تحمیل و باهم ګره زده اند که من آنرا دانه سوم سرطانی خبیثه دیورند مینامم که الی امروز نه تنها ملت مظلوم وناتوان افغان از این مرض مزمن ومهلک رنج میکشد بلکه دشمنان در تصمیم اند که  خدا ناخواسته با طرح نقشه تجزیه دعایی مرګ مادروطن عزیز ما را که بنام افغانستان یاد میشود بخوانند لهذا وظیفه وجدانی، ایمانی، افغانی و ملی خود میدانم که اندیشه ها و آموخته های خود را قبل از تصامیم خصمانه دشمنان با هموطنانم شریک سازم تا اګر خواست خداوند متعال باشد با درایت تام و عاقلانه حوادث نامطلوب و عواقب نامیمون آنرا پیشبینی و با یک مشت آهنین بنام افغان پلانهای شوم دشمنان را در نطفه خنثی سازیم.
حال توجه فرمائید که چه دسائیسی و توطئه های در طول دو قرن اخیر به کار برده شده تا در مرور زمان از طریق زور و یا معامله ګریهای پشت پرده ابرقدرتهای وقت سه دانه سرطانی را یکجا در بدنه مادروطنما ګره زده و در نتیجه برادران و خواهران همدین، هم مذهب و هم زبان را از هم جدا نموده اند و هنوزهم قرار شان نګرفته و میخواهند با طرح شناخت خط سیاهء دیورند بازیهای خطرناک دیګری را درمنطقه آغازنمایند بنآء اینک خیسته و جسته بعضی از توطئه ها و دسایس دشمنان را که در نتیجه ملت قهرمان افغان را در حالت سراسیمګی امروزی قرار داده جمع بندی و در ذیل بسیار مختصر از معاهده اول یعنی معاهده جمرود آغاز و بیان بدارم.
-معاهده جمرود( دانه سرطانی اول).
با ختم جنګ تحمیلی اول افغان و بریتانیا وقتی هیأت روسی به رهبری ویتکیویچ  Vhtkevichبدربار امیر دوست محمد خان رسید ملت افغان بکلی مضمحل ګردیده بود و الی مدتی توان جنګ و دفاع از مناطق مختلف خاک خود را نداشتند لهذا بریتانیا برای پیشروی بطرف متصرفات درانی دست به توطئه دیګری زد یعنی با ختم جنګ دوم بریتانیا با سکهای پنجاب (۱۸۴۸-۱۸۴۹م) بریتانویها پنجاب را اشغال و سکها از امیر دوست محمد خان در مقابل واګذاری پشاور که پایتخت زمستانی درانیها بود طالب کمک شدند.دراینبار امیر تحت فشار روحانیون و سرداران قرار ګرفت با اعلان جهاد شخصآ دررئس قوا حملات خود را شروع کرد و ساحات پشاور را الی دریایی سند اشغال نمود.امیر میخواست با مناطق تصرف شده قناعت و دیګر پیشروی نکند اما بنابر تقاضای جدی سرداران مقیم پشاور که بنام سرداران پشاوری یاد میشدند امیر را واداشتند که بکمک سکها از دریایی سند عبورنماید اما انګلیسها بزودی مؤفق شدند که بتاریخ ۲۱فبروری۱۸۴۹م ګجرات را که یکی از مراکز عمده تجارتی آسیا و اروپا بود در تصرف خود درآوردند و قوای امیر دوست محمد خان را وادار بشکست و عقب نشنی بکابل نموده و پشاور را که مروارید امپراتوری درانی یاد میشد برای ابد ازدست بدهد وانګلیسها همسایهء دربدیوارافغانستان امروزی ګردید.......امیر با درک اهمیت موقعیت سوق الجیسی ولایت قندهار و هرات نزد انګلیسها اولا معاهده دوستی افغان و انګلیس را در جمرود بشرح ذیل بتاریخ ۳۰مارچ۱۸۵۵م امضا نمود........(۸۳۵-۱).
قرار تذکر یک نویسنده انګلیس سپس"امیربا اطمینان روابط دوستانه با انګلیس از موقع استفاده نموده........قندهار را اشغال وتحت اداره کابل درآورد.درهمین وقت بود که روابط انګلیس و روسیه خراب و جنګ کریمه آغاز شد.روسها برای اینکه توجه انګلیس را از خود به قضایا درافغانستان معطوف ساخته باشد ایران را تشویق نمود که هرات را اشغال و قندهار را تهدید نماید".(۳۳-۵)
"لهذا در سال ۱۸۵۶م ایران هرات را اشغال نمود و انګلیس از یک طرف با ایران اعلان جنګ نمود و از جانب دیګر برای تهدید ایران معاهده دومی جمرود را جان لارنس با پسرامیردوست محمد خان به نمایندګی امیردوست محمد خان بتاریخ ۶جنوری ۱۸۵۷م درجمرود امضاء نمود،سپس انګلیس برای تهدید پارس  جزیره خارک و بندر نوشهر را از طریق خلیج فارس اشغال و پارس را واداشت که ازاشغال هرات منصرف و عساکر خود را از هرات اخراج نماید"......... ...(۳۰۰-۳). یعنی درتوطیه انګلیس و روسیه درمقابل آزادی هرات باستان ما انګلیس مناطق دیګری از خاک افغانستان عزیز را در جنوب شرق افغانستان در تصرف خود در اورد که نویسنده آنرا دانه سرطانی اول مینامد..
۱-معاهده ګندمک ( دانه سرطانی دوم).
قبل ازاینکه درمورد معاهده ګندمک صحبت شود لازم میبینم بسیار فشرده روشنی بلای حوادث بعد از فوت امیر دوست محمد خان و دوره های امیر شیرعیلیخان با زدو بندهای پشت برده ابرقدرتهای وقت برای رسیدن اهداف شان انداخته شود تا  شود در مورد مسائیل بعدی قضاوت بهتر نمایم.
بعد از وفات امیردوست محمد خان و کشمکش بین پسرانش شیرعلیخان بتاریخ ۱۲جون ۱۸۶۳م پادشاهی خود را اعلان و ازاجلاس و شناسائی خود بحیث امیرافغانستان بمقامات انګلیس اطلاع داد.اما جان لارینس  John Lawran  ګورنر جنرال انګلیس درهند درمقابل بی اعتنایی نمود و برای مدت چند ماه جواب بدرخواست امیر شیرعلیخان نداد بلکه سردار محمد اعظم خان و سردار محمد افضل خان را تشویق کردند که برای ګرفتن قدرت درمقابل امیرشیر علیخان رقابت نمایند.چنانچه سردار محمد افضل خان طی مکتوبی از مخالفت خود و سردار محمد افضل خان با سلطنت امیر شیرعلیخان مبارزات خود را برای ګرفتن قدرت به انګلیسها اطلاع دادند وانګلیسها بعد ازسپری شدن ششماه از جلوس امیر شیر علیخان طی مکتوب دسمبر ۱۸۶۳م امیر را بحیث وارث امیر دوست محمد خان برسمیت شناخت.
باید متذکر شد که بعد ازعقد معاهدات جمرود در سالهای ۱۸۵۵و۱۸۵۷م امیردوست محمد خان با انګلیس و پیشرفت سریع روسها در مناطق آسیایی مرکزی موقعیت سوق الجیسی افغانستان را در بین دو امپراتوری بزرګ جهان بیشتر با اهمیت ساخت و هر یک در تلاش شدند که امیر شیرعلیخان را در چنګال خود ګرفته برای منافع خودشان یکی بردیګری غلبه نماید وحتی اګراختلافی سیاسی بین شان در قضایایی در اروپا هم رخ میداد برای پیروزی یکی بر دیګر نه تنها امارت امیر بلکه استقلال و یکپارچګی افغانستان را در منطقه نیز تهدید میکردند. 
 در جنوری ۱۸۶۴م سردار محمد افضل خان نیز خود را پادشاه اعلان و بطرف کابل لشکرکشید،درعین زمان دو برادرعینی امیر شیرعلیخان ترتیبات لشکر کشی را میګرفتند امیر شیرعلیخان با کشیدن لشکر بزودی مؤفق شد که سردار محمد اعظم خان را شکست و بفرار وادار و نزد انګلیسها پناه ببرد و با سردار محمد افضل خان پدر عبدالرحمن خان در منطقه باجګاهء بامیان دریک مقابله رویارویی طرفین به مصالحه رسیدند ...... و سردار محمد افضل خان را مجددآ والی بلخ مقرر نمود. اما دیری نګذشته بود که سردارعبدالرحمن خان از تخته پل به رهبری قوایی به مخالفت امیرشیرعلیخان برخاست.امیر شیرعلیخان اورا بکابل خواست اما سردارعبدالرحمن خان از درخواست امیر شیرعلیخان سرکشی کرد و بکابل نیامد. امیر برای تهدید او سردار محمد افضل خان را خلاف تعهدات و سوګند خود از بلخ بکابل احضار و در زندان تحت شکنجه قرار داد و در عوضش سردار فیض محمد خان پسر وزیر محمد اکبر خان را بحیث والی بلخ مقرر نمود.
در ماه می ۱۸۶۵م دو برادر عین اش از قندهار لشکر کشید و امیر شیرعلیخان مقابلتآ با پسر بزرګش و محمد افضل خان بطرف قندهار حرکت نمود و در جنګ که بین غزنی و قلات صورت ګرفت برادرش و پسرش کشته شدند. بعد از کشته شدن پسر ولیعهدش و برادرش قلبش جریحه دار شد و علاقمندی و نیروی خود را به پیشبرد سلطنت ازدست داد.درهمین فرصت سردار عبدالرحمن خان و سردار محمد اعظم خان بتاریخ ۲۴فبروری وارد کابل و قدرت را ګرفته ... سردار محمد افضل خان را بتاریخ ۱۰می ۱۸۶۶م بقدرت رسانیدند و امیر شیر علیخان از قندهار به هرات رفته و آنحا را در تصرف خود در آورد.
در همین فرصت حکمران کل بریتانیا درهند به نماینده خود که به اساس موافقه جمرود در کابل بود هدایت داد که به امیر محمد افضل خان که کابل و قندهار را در تصرف دارد تبریک بګوید ودرهمین وقت جان لارنس حکمران کل هند در ابلاغیه خود اظهار داشت که:"سیاست ما بوضاحت نماینګرآنست که ما دراختلافات مداخله نخواهیم کرد و به هیچ یک ازطرفین کمک نخواهیم نمود وافغانها را خواهیم ګذاشت که خود اختلافات خود را حل نمایند و آرزومندیم که با حفظ روابط حسنه با مردم و رهبران آنها در دیفکتو Defecto  باشیم؛ (۱۶۶-۶). 
فی لهذا با ګرفتن قدرت امیر شیرعلیخان درهرات و امیر محمد افضل خان در کابل بریتانیا با پیشبرد به اصطلاح سیاست دیفکتو در افغانستان برای محمد افضل خان نوشت که :"چون امیر شیرعلیخان هرات را اشغال و روابط دوستانه با بریتانیا دارد لهذا او را ما نیز برسمیت میشناسیم و هردو را بنام دومینیون Domminionsهای  خداداد تبریک ګفت" (۱۶۶-۶).
در مورد سیاست دیفکتو جنرالاس.جی.ماکمن  Lt.General.S.G. Macmunn  که خود نویسنده مؤخذ (۶) است چنین تبصره میکند که:"بدون شک بعد از تجربه ګذشته سیاست خوبی بوده مشروط بر اینکه اګر برای همیشه تعقیب میشد و بخاطر نفوذ تدریجی روسها  در خانتهای آسیایی مرکزی نمیبود یعنی نفوذیکه به نوع خود بنفع بشریت و مدنیت بود چه ترکیه و خانهای ازبک هنوز قادر به سهمګیری در خوشبختی جهان نبودند و همچنان اګر بخاطر حفظ سیاست ما در جدایی ترکیه بدوقسمت اروپایی و آسیایی نمیبود و سردشمنی را با روسها نمیګرفتیم.ممکن موضوع را حل و از دردسر بیشتر نجات می یافتیم. روسها بخوبی میدانستند که ما نقطه ضعیفی داریم و روزی میتوانند بخوبی از آن بحیث بازی ای در مقابل ما استفاده نمایند.لهذا در چنین حالت مثبت بودن و یا منفی بودن سیاست                Masterly in Active که بعدآ آنرا جی.دبلیو.اس.ویلیG.W.S.Willi  مشاورسیاسی جان لارنس،فعالیتهای شیطانی نامیده.............و نمیتوانست برای همیش قابل تطبیق باشد"(۶-۱۶۶) و نیوسنده به تبصره خود چنین دوام میدهد که: بنابر سیاست نامعقول جان لارنس هیچ دلیلی نبود که امیر شیرعلیخان برای بریتانویها احترام میګذاشت.چه بریتانویها با تحریک رقبیان امیر شیرعلیخان جنګ داخلی را برای شش سال دامن زد و در طول شش سال نیرو و منابعی را که برای اعمار و شګوفانی کشور برایش به میراث مانده بود از دست داد و بدتر از همه که سردار عبدالرحمن خان برادرزاده امیر را که عمرش بیش از ۱۹ سال نبود و صرف چند سال محدود را دربلخ با پدرش درآنجام بعضی کارها سپری نموده بود تشویق بګرفتن قدرت کابل مینود."(۱۶۶-۶).
در جون ۱۸۶۸م امیرشیرعلیخان با پسر دلیرش سردار محمد یعقوبخان دوباره قندهار را اشغال..... سپس امیردرظرف دوهفته توانست خود را به غزنی برساند و با شکست سردارمحمد اعظم خان و کمک یکی دیګری از خاندان بارکزایی که در کابل بود مجددآ قدرت مرکزی کابل را بدست آورد و محمد اعظم خان بین راهء مشهد و وتهران فوت کرد.
درهمین وقت سرهنری راویلنسن    Sir Henry Rawlinsonدر یادداشت خود نوشت؛ما درعوض کشانیدن کشور به بی نظمی داخلی به حمایهء امیر شیرعلیخان مؤفقتر میبودیم.؛(۱۶۸-۶).با تاج پوشی امیر شیرعلیخان بار دوم مایوMayo  Lord بحیث حکمران کل هند مقرر و به هند رسید.مایو برخلاف سیاست جان لارنسJohn Lawrance  برای حفظ منافع انګلیس در هند طرفدار ایجاد کشورهای بیطرف یعنی بفرستتBuffer State  در آطراف هند بود. لهذا خواست برخلاف سیاست لارنس روابط شخصی خود را با امیر برقرار نماید.بنآء مایو امیر را در سال۱۸۶۹م به امباله در هند دعوت واز امیر بګرمی استقبال بعمل آورد.مایو میدانست که امیر در مذاکرات تضمین دفاعی را در مقابل تجاوز خارجی و شناسایی پسرش عبدالله جان را بحیث ولیعهد تقاضا میکند.مایو حاضر بود هردو خواست امیر را قبول نماید اما نمیتوانست دولت مرکزی انګلیس را متقاعد بقبولی خواهشات امیر سازد.چه دولت انګلیس میدانست که با تعین عبدالله جان بحیث ولیعهد توسط شخص امیر بدون مداخله انګلیس سردار محمد یعقوبخان با امیر دشمن و با انګلیس دوست میشود و در آینده اعتماد سردارمحمد یعقوبخان را بالای انګلیس از دست نخواهند داد. لهذا مایو Mayoصرف وعده داد که دولت انګلیس بخشونت تام هر نوع تجاوز خارجی و به قیام داخلی برخورد خواهد نمود و وقتآ فوقتآ در بررسی اوضاع سیع خواهد شد که حکومت امیر را تقویه نمایند.امیر باګرفتن تعهدات فریبنده و میان خالی مایو با مقدار سلاح و پول امدادی(پول را نګرفت) از امباله به افغانستان برګشت.مایو با فهم اینکه پا را فراتر از سیاست انګلیس ګذاشته طی مکتوبی از موقف خود چنین دفاع کرد که:"اګر من راهء دیګری را میګرفتم و امیر دست خالی اعزام میګردید ممکن ما فرصت بدست آورده شده را برای مدت طولانی درافغانستان از دست میدادیم و دوازده لک روپیه ما در آتش می افتاد و زمینه دسائیس و توطیه های خارجی را مساعد میساخت".(۳۵-۵).در باره قبول نکردن پول، نویسنده انګلیس بنام آرګایل Argyll می نوسید که: " امیر شیرعلی خان خوف داشت که اګر همه کمکها را قبول نماید راهی را خواهد کشود که انګلیسها اقامت نمایندګان خود را در داخل افغانستان تقاضا نمایند به یقین که این  یک عامل قابل بود و محاسبه امیر نیز دور از واقعیت نبود" (۵-۳۷).
( تذکر مختصر نویسنده : غرور،مناعت و وطندوستی  امیر شیر علی خان را با رهبر امروزی و بوجیهای پول بیګانګان مقایسه فرماید).
قابل تذکراست که:"درعین روز که مایو با امیر ملاقات میکرد سفیر روسیه Brunow  در لندن به نمایندګی از Gortschakov بدولت انګلستان اطمینان داد که افغانستان بکلی از ساحه نفوذ روسیه دور است.در جواب Clarendon, وزیر خارجه پیشنهاد مذاکره در مورد ایجاد منطقه بیطرف در آسیایی مرکزی را نمود تا روسیه و انګلستان را دور از ساحه نفوذ یک دیګر داشته باشد".
آنچه را Clarendon در نظر داشت ساحه شمال دریایی آمو و حفظ آزادی خانتها بود،اما معلوم شد که روسها میخواستند افغانستان را بحیث منطقه بیطرف بشناسند."(۳۶-۵).
بعد از امضاهء معاهده جمرود روسها خواستند سیاست اصلی بریتانیا را در قبال  آسیای مرکزی،افغانستان و ماورای آن که عبارت از مناطق ایالت شمال غربی فعلی یعنی پشاور،کوهات  و بنووه بود بداند. دراین ارتباط نزد بریتانیا دو نوع طرز دید بود یعنی یکی"یاست سرحد بسته "و دوم            " سیاست پیشروی" مکاتبات و پیشنهادات در مورد آسیائی مرکزی بین روسیه و بریتانیا تبادله ګردید بالاخره در پرنسیپ موافقه شد که در آسیائی مرکزی ساحه بیطرفی تعین ګردد که موزونترین منطقه  افغانستان خواهد بود.اما درعوض در نتیجه موافقه ۱۸۷۳م جیمز دبلیو سپین با روسیه بدون اطلاع و مشوره امیر شیر علیخان و احترام به خواست و حقوق حقه مردم منطقه بوده باشد دریائی آمو قبل از علامه ګذاری بحیث سرحد شمالی افغانستان تعین ګردید. یعنی هدف اصلی این بود که.
۱-تعین دریائي آمو بحیث خط منقسم مؤقت بین روسیه وافغانستان.
۲-اخراج رسمی افغانستان از تحت تآثیر روسیه.
۳-موافقه بریتانیا با روسیه به تصرف تمام مناطق خانتها در شمال دریائی آمو  بشمول مناطق که از متصرفات امیر کابل بود.
( تبصره مختصر نویسنده: از تذکرات فوق و آنچه در سطرهای بعدی به مطالعه شما میرسد به نتیجه خواهید رسیدکه:انګلیسها و روسها چون کیسه بران ماهیری بوده اند که در یکجاه ضربه شدید وارد و ازدیګر جای کیسه را میبریدند.)
با قدرت رسیدن محافظ کاران در بریتانیا (۱۸۷۴م) حالات تغیر کرد و لارد لیتن   Lord Lytton بحیث ګورنر جنران نو درهند مقرر و با تعقیب سیاست پیشروی روابط تیره تر ګردید.امیرشیرعلیخان درکانفرانس ۱۸۷۶م امباله هیأت انګلیس را قبول نکرده بود.در این مورد نیز نویسنده انګلیس مینویسد که:
" سالها بین خود انګلیسها اختلاف نظر بود که آیا امیر شیر علیخان در امباله اظهار آماده ګی خود را بقبولی نمایندګان انګلیس در دیګر نقاط افغانستان به استثنای کابل کرده بود یا خیر و هیچ شواهدی واضح مبنی بر قبولی آن نیست و این ادعای غیر معقول به نظر میرسد".(۳۷-۵).
اما  لیتن علرغم مخالفت امیر به پزیرفتن هیأت غیر مسلمان تحت رهبری نیول چمبرلین هیأت را بطرف افغانستان اعزام داشت که بتاریخ ۲۵آګست ۱۸۷۸م عساکر افغانی مانع دخول شان به افغانستان ګردید.نویسند بریتانوی براین رابسن  Brian Robson علت سقوط سلط امیر شیرعلیخان را چنین بیان میکند.
بعد از اشغال کیف توسط روسها در سال ۱۸۷۳م جان لارنس که بحیث مشاور سیاسی امور هند بود تقاضای عکس العمل شدیدی را در مقابل روس میکرد و اظهار داشتکه:"به روسها باید فهمانده شود که برای شان اجازه داده نخواهد شد که در امور افغانستان و یا سرحداتی که در مجاورت سرحدات ما (هند) است مداخله نمایند....... در صورت عدم رعایت ما قادر خواهیم بود که برایشان بفهمانیم که پیشرفت از نقاط معینه بطرف هند در تمام جهان جنګ را بطرفداری هند آغاز خواهد شد".(۳۶-۵).
وقتی روسها در سال ۱۸۶۵م با اشغال تاشکند همسایه دربدیوار افغانستان شد و نیز مؤفق ګردیدند که خطوط آهن را دراکثرنقاط آسیایی مرکزی تمدید نمایند برای بریتانویها دیګر خواب و خیال دستیابی به مارکتهای آسیایی مرکزی نماند بلکه موضوع دفاع از هند و جلوګیری از پیشروی روسها به افغانستان و بالاخره به هند بریتانوی جدی مطرح شد. در اینجاه بود که بریتانیویها در یک دو راهی قرار ګرفتند و مجبور به تجدید نظر به سیاست خود شوند یعنی درعوض سیاست پیشروی یکی از دو سیاست دیګر یعنی سیاست عقب نشینی به دریایی سند    Back to the Indus  و یا تعین سرحد علمی       Scientific Frontier را انتخاب و عملی نمایند.فی لهذا:
سیاست عقب نشینی به دریای سند را نسبت بعد مسافه از افغانستان نزد شان عملی ندانستند چه انګلیسها برخلاف روسها بنابر ممانعت مردم قبایل مؤفق به تمدید خطوط آهن وحتی تلګرام درمناطق ماورای سند نشده بودند لهذا قوای نظامی خود را با تمام تسهیلات لازمه در موقع حمله افغانستان و یا حمله احتمالی مشترک افغان و روس و یا در صورت لزوم حمله مجدد بریتانیا بر افغانستان در هوای ګرم تابستانی ویا هوای سرد زمستانی غیرعملی میدانستند بنآء با معلومات دست داشته شان درمناطق ماورای دریایی سند و بین کوهایی هندوکش و سلیمان وهمچنان مناطق بلوچستان بهتر،مناسبتر، سریعتر دانستند که در عوض استخدام عساکر هندی و بریتانوی که تقاضایی امتیازات زیاد و تهیه و تدارک تسهیلات پرمصرف وغیر اقتصادی را میکردند اکثریت مردم بیسواد قبائیل که نه از دین مقدس اسلام و نه از مدنیت روز آګاهی کامل داشتند که در خم وبیچ دره های بین کوهایی هندوکش و سلیمان و منطقه زندګی میکنند و نسبت قلت زمین زراعتی به تجارت محلی مصروف و ګاه ګاهی بین خود در نزاع بودند و نیز از شاه هان افغانستان در مقابل بریتانیا و سکها وهمچنان از بریتانویها درمقابل شاهان افغانستان  پول میګرفتند و می جنګیدند و همیشه منتظر شری می بودند که که در آن خیر شان باشد استفاده نمایند.
  درجنوری سال ۱۸۷۷م هیأت مؤظف امیر برهبری سید نورمحمد شاه به پشاور مواصلت کرد و میخواست در مذاکرت عکس العمل جدی امیر را در مورد اشغال غیر عادلانه و ظالمانه کویته و همچنان تحریری از سر هنری راونسنSir Hannery Rawlinson  در کتابش تحت عنوان "انګلیس و روس در شرق نوشته بود که قندهار و هرات از اداره کابل خارج باشد"(۴۴-۵).ابراز بدارد. اما سر لویز پلی اصرار داشت که قبل از بحث در مورد هر موضوع دیګر باید نماینده افغانستان بموجودیت نمایندګیهای انګلیس در افغانستان موافقه نماید. اما سید نورمحمد شاه صلاحیت قبولی نمایندګیهای مقیم انګلیس را قبل از آغاز مذاکرات نداشت و نیز سرلویز پلی نماینده لیتن  Edward.R.B.Lytton نیز صلاحیت نداشت که شرایط مقدم بر آغاز مذاکرات را کنار ګذاشته و صرفنظر نماید چنانچه نویسنده انګلیس اظهار میداردکه: "این یک تراژدی بود که لیتن فرصت خوبی را از دست داد چه در جریان مذاکرات برای رسیدن بتوافقات دیګر امیر وادار میشد که نمایندګیهای مقیم در قندهار و هرات را قبول نماید. چه آنچه را که امیر ممانعت میکرد شرط مداخله مقدم در آغاز مذاکرات بود."(۵-۴۵).
سید نورمحمد شاه ګفت که:" این آخرین بار است که امیر با انګیسها معامله میکند و نباید این فرصت از دست داده شود و خداوند کمک نماید که بتوافقی برسیم،شما نباید باری را برما تحمیل نماید که توان برداشت آنرا نداشته باشیم و اګر شما مکلفیت ما را زیاد کنید مسؤلیت آن بدوش شما خواهد بود"     (۴۵-۵).
و سید نورمحمد شاه درپشاور بشکل مرموزی بتاریخ ۲۱مارچ۱۸۷۷م فوت نمود و کانفرانس بی نییجه ماند.
در همین فرصت هیأت روسها تحت ریاست ستولیتوف Stolitov با درک نقط ضعیف انګلیسها  بدون آګاهی امیر  بتاریخ ۲۲جولای ۱۸۷۷م بکابل رسید. مقابلتآ انګلیسها بدون تعقل تصمیم مقدمات حمله را بر کابل ګرفت و لیتن بدون معطلی نواب غلام حسین خان را بحیث نماینده جدید در کابل تعین و مصمم شد که مطالب "ذیل را به اطلاع امیر برساند.
۱-استقبال هیأت انګلیسی در کابل در وقت و زمانکه دولت انګلیس لازم داند.
۲-تأسیس نمایندګیهای نظامی مقیم در هرات و احتمالآ در قندهار نیز.
۳-اخذ موافقه انګلیس در هرنوع مذاکرات با کشورهای دیګر".(۴۸-۵).
و نویسنده انګلیس دوام میدهد که: لیتن جاه طلب و خودخواه میګفت ؛ رهبرانی چون خانان قلات و امیران کابل بیش از ګدیها و مهره های نیستند اګر ما مسابقه مهم امپراتوری انګلیس را با روسها بازی نمیکردیم"
در اینجا قابل تذکر است که امیر بنابر مخالفت ملت به موجودیت اروپایی نژادها به نمایندګیهای انګلیسی موافقه نمیتوانست چه اګر برای انګلیس اجازه نمایندګی را میداد روسها نیز عین تقاضا را میکردند که به آن انګلیسها موافقه نداشتند. (۳۹-۵).
بهر حال لیتن بعد از حصول جواب کابینه در حالیکه ستولیتوف قبلآ ......بتاریخ ۱۱آګست ۱۸۷۷م افغانستان را ترک ګفته بود لیتن برخلاف هدایت کابینه  بدون ضیاع وقت وعواقب ناګوارآن قوای نظامی را از طریق خبیر که نزدیکترین فاصله بکابل بود تحت رهبری جنرال سر نیول چمبرلنS.G.N.Chamberlain با سر لیوس ناپلیون کیوناری با یکهزار عسکر و تعداد توپها بطرف کابل سوق داد و نیز به قوماندان اعلی سرفیدریک هنری S.F.Hannry هدایت داد که کرم و قندهار را اشغال نمایند و نیز توسط نواب غلام حسین خان که نماینده انګلیس در کابل بود از اعزام هیأت انګلیس به امیر شیرعلیخان رسمآ اطلاع داد....هنوز با اعزام هیأت موافقه نشده بود که هیأت اعزامی انګلیس بطرف افغانستان در حرکت آمده بودند و امیر را که درعزاداری فوت پسرش عبدالله جان مصروف بود جدی متأثر و خشمګین ساخت.
لهذا باوجود که امیر طرفدار اعزام هیأت انګلیسی دریک فرصت مناسب بکابل بود و به آمدن چمبرلن نیز مخالفت نداشت مشروط براینکه مثل هیأت روسی با ۲۰ الی ۳۰ نفر وارد کابل میشدند اما نسبت نامساعد بودن وقت و بدون اخذ موافقه قبلی و لحن تهدید آمیز انګلیس امیر طی مکتوب مؤرخ ۱۴آکتوبر۱۸۷۸م ازطریق جمبرلن برای لیتن واضح ساخت که هرنوع پیشرفت بطرف کابل بمقاومت قوا روبرو خواهد شد. لیتن با اخذ مکتوب کابینه انګلستان را در جریان ګذاشت وکابینه انګلستان بتاریخ ۲۵ آکتوبر۱۸۷۸م فیصله صادر نمود که لیتن با صدور ابلاغیهء که:"محکومیت امیر و دوستی با مردم افغانستان را دربر داشته باشد؛کرم را با لشکرکشی اشغال و دره خیبر را تأمین سازد و پیشرفت از کویته بطرف قندهار فعلآ معطل باشد.اما لیتن خودخواه و متکبر قبل از حصول هدایت کابینه بتاریخ ۲۱سپتمبر ۱۸۷۸م قوای خود را تحت رهبری کیوناری به پایګاهء افغانی درعلی مسجد خیبر رسانیده بود درعلی مسجد قوای انګلیس از طرف فیض محمد خان سرحدار مانع  پیشروی بطرف کابل شد و برایش ګفت که از کابل هدایت در مورد دخول هیأت را ندارد و در صورت تخطی بالایش فیر خواهد شد قوای لیتن که آنرا هیأت مینامید با شرمندګی به پشاور برګشتند و همزمان قوای انګلیس برخلاف هدایت کابینه بطرف قندهار و کرم نیز در حرکت بودند". بازګشت ناکام کیوناری به پشاور آتشی بود بر فرق سر لیتن.
لهذا لیتن بتاریخ ۳۱آکتوبر۱۸۷۸م عنوانی امیر التیماتم صادر و برایش الی ۲۰ نومبر۱۸۷۸م یعنی بیست روز موقع داد که به نمایندګی مقیم انګلیس در افغانستان موافقه نماید و نیز از بازګشت هیأت چمبرلین و کیوناری به پشاور معذرت بخواهد و در صورت انکار امیر بحیث دشمن انګلیس شناخته خواهد شد. امیر به اطلاع از عبور قوای انګلیس از سرحد بطرف کابل بتاریخ ۱۰دسمبر ۱۸۷۸م در حضور جمع غفیری مردم اعلان کرد که میخواهد به روسیه سفر نموده و موضوع تجاوز انګلیس را بر یک کشور آزاد و مستقل در کانفرانس بین المللی که در سنت پتسبورګ St Petsberg دائیر میشد مطرح نماید. لهذا در اثر خواهش مردم حاضر مجلس سردار محمد یعقوبخان را از زندان رها و بحیث والی کابل و نائب سلطنت مؤظف کرد و خودش با اعضاهء فامیلش و یک تعداد وزرا بطرف بلخ حرکت تا از آنجا بروسیه برود اما چون روس فریبکار که هدفشان مجازات و شکست ثانی انګلیس در افغانستان و منطقه بود از دخول امیر بروسیه معذرت خواستند و امیر در حالت یأس بتاریخ ۲۱فبروری۱۸۷۹م به عمر ۵۶ سالګی چشم از جهان پوشید و آرزوهای نیک وعالی اش را که برای ارتقاء و شګوفانی و حفظ آزادی و استقلال افغانستان داشت با خود بخاک سیاه برد و به خون پاک شهیدان مادروطنش افغانستان یکبار دیګر قربانی رقابتهای دو قدرت بزرګ جهانی وقت شد.
نویسنده انګلیس براین رابسن Brian Rabson علت سقوط امیر شیر علیخان را چنین بیان میکند."روابط محتاطانه و عدم مداخله انګلیس که یکی از ممیزات سیاست انګلیس از سال ۱۸۴۲-۱۸۷۴م بود بنابر فشارهای توسعه طلبانه روسها درآسیایی مرکزی درهم شکست و اهمیت افغانستان بلند رفت. سیاستمداران انګلیسی معتقد شدند که روابط امیر غیر دوستانه بوده و بیشتر معتقد شدند که روابط امیرغیر دوستانه بوده و بیشتر مستعد به نفوذ روسها میباشد که البته با این برداشت مسلمآ امیر نزد انګلیسها دیګر اهمیتی نداشت. فلهذا معیار ومحکی برای آزمایش دوستی امیر صرف رضایت و قبولی او به نمایندګیهای مقیم انګلیس نژاد درافغانستان بود و کوتاهی در قبولی آن سبب رسیدن ستولیتوف بکابل و برهم خوردن توازن شاهین ترازو بطرف جنګی شد که لیتن از یک سال به اینطرف برایش آمده ګی میګرفت."(۵۲-۵). 
همچنان نویسنده فوق در مورد شخصیت امیر شیرعلیخان نیز چنین مینویسد"نادرست خواهد بود که از همدردی و احترام به امیر شیرعلیخان مضایقه شود.ګرچه او شخصیت بزرګی مثل پدرش امیردوست محمد خان و برادرزاده و خلفش امیر عبدالرحمن خان نبود چه او مجذوبیت،زکاوت و هشیاری اولی و موضعګیری سختګیرانه دومی را نداشت.اما نمیتوان از کرکتر و پیروزیهایش انکار کرد.او با قوت قلب پنج سال برای حفظ امارت خود مبارزه کرد و علرغم مشکلات در مدت بیشتر از نه سال امیدواری خود را در اداره افغانستان و حفظ تمامیت ارضی آن را از دست نداد.همچنان او علاقمندی خاصی برای حفظ استقلال کشور خود داشت.او با وجودیکه بنابر مخالفتها و عدم روابط ګرم انګلیس از آنها مأیوس شده بود اما با آنهم هیچګاه با آنها دشمنی نداشت. لهذا مشکل خواهد بود فیصله نمایم که در آخرین وهله معامله نکردن استقلال افغانستان با قبولی نماینده دائیمی انګلیس اشتباه او بود. نخیر بدقسمتی او و کشورش بود که بین مبارزه قدرتهای چون روسی و انګلیسی قرار ګرفته بود که حتی شخص هوشیار و یا ظالمی هم نمیتوانست خود را نجات بدهد.بنآء نمیتوان عجز را بی آبرویی دانست"(۱۰۱-۵).
سردار محمد یعقوبخان که از عواقب ناګوار تجاوز انګلیس آګاه بود و منتظر هرج ومرج در افغانستان بود از آمادګی خود برای مذاکرات صلح به کیوناری اطلاع داد که " پدر بزرګوار و عالی مقامم در راهء جستجوی صلح به امر الهی با زندګی لبیک ګفته و برحمت ایزیدی پیوست"(۱۰۲-۵).
کیوناری مقابلتآ به موافقه لیتن مکتوبی ضمن اظهار تأثر و همدردی نسبت مرګ پدرش از اشغال قدرت او بحیث امیر افغانستان تبریک ګفت. متعاقبآ طی مکتوب مورخ مارچ ۱۸۷۹م شرایط ابتدائی آغاز مذاکرات را قرار آتی برای امیر محمد یعقوبخان اطلاع داد:
۱-منصرف شدن امیر ازقدرت بالای درهء خیبر و دره منشی و قبایل اطراف آن.
۲-واګزاری مناطق پشین،سوی وکرم الی دره شترګردن دراداره و حمایه انګلیس.
۳-پیشبرد مناسبات خارجی افغانستان مطابق صوابدید و خواست انګلیس.
۴-اجازهء اقامت نمایندګان مقیم انګلیس و مصؤنیت آنها در افغانستان" (۱۰۲-۵).
نویسنده انګلیس به نوشته خود دوام میدهد که:"ګرچه امیر محمد یعقوبخان مناسبات خوب با پدرش نداشت و در بسیاری مسائیل با او اختلافات نظر داشت اما او یک افغان بود و از ابتدا مخالف تجاوز انګلیس بود"(۱۰۱-۵).
لهذا امیر با پیشنهاد انګلیس اظهار موافقه نکرد.بنآء لیتن برای رسیدن اهدافش در جستجوی یافتن شخصی دیګری در عوض امیر محمد یعقوبخان شد تا بالاخره با ولی محمد خان که مثل شاه شجاع هر آنچه شرایط انګلیس میبود قبول میکرد به تفاهمی رسید. لیتن با فهم اینکه ولی محمد خان قادر به اداره قندهار و هرات نیست حتی از هدف اصلی جنګ که عبارت از حفظ و ایجاد افغانستان یکپارچه در مقابل روس بود و نمیتوانست با افغانستان چند پارچه و ضعیف در مقابل روسیه مقاومت نماید، مصمم شد که افغانستان به چند قسمت تقسیم شود. یعنی قندهار مستقیم تحت اداره انګلیس درآید، هرات را با ایران معامله و کابل و جلا آباد و ترکمنستان افغانستان را به ولی محمد خان بسپارد. چنانچه برخلاف خواست مردم افغانستان به ایران پیشنهادی تحت شرایط ذیل ارائیه داشت:
۱-حق اشغال نظامی انګلیس هنګام خطر در هرات تصدیق شود.
۲-ایران تعهد کند که دولت روس مرو را نګیرد.
۳ایران در امور سیاسی رهنمایی انګلیس را بپزیرد.
۴- در تخلف از این موارد، بریتانیا به معاهده ۱۸۵۷م مراجعه خواهد کرد".(۶۲۱-۱).
قبل از آنکه انګلیس از ایران جوابی در مورد پیشنهاد شان حاصل نماید،امیر محمد یعقوبخان بعد از طرح نمودن پیشنهاد چهار فقره ای انګلیس با مشاورینش برخلاف پدرش بدو ماده اخیر الذکر هیچ مخالفت نشان نداد. چه او به این عقیده بود که از دست دادن مناطق دائیمی خواهد بود اما اقامت نمایندګان مؤقتی میباشد، موافقه نمود که نماینده انګلیس صرف در کابل اقامت و در مسائیل داخلی کشور مداخله نکند و با شرایط از دادن اراضی شدیدآ مقاومت نشانداد.؛امیر همچنان معتقد بود که از دست دادن اراضی تأثیرات آنی و فوری بقدرت او در داخل کشور دارد اما از دست دادن صلاحیت خارجی را مردم عادی و متوسط قبایل درک نخواهند کرد و همچنان از دستدادن اراضی علامه شکست او بود وتوجه و بدبینی افغانها را به امیرمتوجه میساخت".(۱۰۲-۵).
لهذا امیر برای انګلیسها چنین استدلال میکرد که که چون او به نمایندګی دایمی انګلیس در مملکت و از دست دادن قدرت سیاسی به انګلیسها موافقه نموده بنآء جای ترسی برای انګلیس و روس نیست.فلهذا امیر انتظار مؤفقیت را در مذاکرات داشت نه از دادن اراضی را. اما در مقابل موضعګیری لیتن برخلاف آنچه که در وقت امیر شیر علیخان بود یعنی بموافقه وقت امیر شیرعلیخان که صرف تأکید به اقامت نمایندګان دائیمی انګلیسی را در افغانستان داشت بکلی تغیر کرده و مصمم بود که فرصت بدست آورده شده را از دست نداده و نقاط مهم ستراتژیکی و اصطلاح (سرحد علمی ) از دست داده نشود بنآء برای حل مشکل کیوناری پیشنهاد آمدنش را بکابل و دوام مذاکرات را نمود و برای اینکه امیر را متقاعد به از دست دادن اراضی سازد پیشنهاد تضمین قویتری را که نارت بروک در مقابل تجاوز خارجی در سال ۱۸۳۸م کرده بود برایش قبول نماید .امیر آمدن کیوناری را با مشاورین خود مطرح کرد.در نتیجه در اثر اسرار بختیار خان منشی کیوناری امیر را واداشت که خودش بګندمک برود.امیر طی نامه مؤرخ ۲۹مارچ۱۸۷۹م به کیوناری اطلاع داد که بعد از چهار روز شخصآ درګندمک میباشد. لیتن پیشنهاد امیر را قبول و به کیوناری هدایت ترتیب پزیرایی با شکوه و قدرتنمایی انګلیس را بګیرد.امیربتاریخ ۱۸اپریل ۱۸۷۹م به ګندمک رسید امیر را به تشریفات خاصی و اجرای رسم ګذشت ۵۰۰۰نفر عسکر و نشاندادن قوای پر زرق و برق انګلیس استقبال کردند.
در ګندمک درآغاز مذاکرات ازطرف انګلیس کیوناری و از طرف امیر مشاورینش مذاکره را پیش میبردند در مذاکرات بنابر موضعګیری سختګیرانه مشاورین امیر در مقابل پیشنهاد غیر عادلانه انګلیس مخصوصآ از دست دادن اراضی افغانستان پیشرفت قابل ملاحظه دیده نمیشد. لهذا کیوناری که هیچ احترامی به نظریات طرف مقابل نمیګذاشت.جلسه و مذاکرات را بدون اشتراک مشاورین امیر بشکل خصوصی با امیر شروع کرد.در جریان مذاکرات خصوصی بعد از تهدید امیر با آوردن ولی محمد خان کاکایش بحیث امیر، بسیار ماهرانه با پیچاندن کلمات که عین مفهوم تصرف اراضی را داشت پیشنهاد کرد که انګلیس صرف پشین،کرم و سیبی را به اختیار داشته و آنرا تصرف نمیکند وسالانه قسمت از مالیات اضافی آنرا برای امیر می پردازند>. امیر با تهدید از دست دادن امارات پیشنهاد را قبول و راه را برای مذاکرات موضوعات دیګر بشمول تمدید لین تلګراف از کرم به کابل،کنترول برسیاست خارجی افغانستان، اقامت نماینده مقیم انګلیس در کابل و احتمالآ در دیګر نقاط و تضمین قوی در مقابل تجاوز خارجی را باز و معاهده ننګین ګندمک بتاریخ ۲۶می ۱۸۷۹م با امیر در لباس تزار روسی ، قلم انګلیسی پر از خون در ګندمک امضاء کردید  .( تذکر کوچک :با غور مطالب فوق چندینبار خوانده شود و با حالت امروزی و موافقاتیکه در پشت پرده ها صورت میګیرد مقایسه و در مورد عواقب ناګوار آن کمی تعمق شود).
                                        
معاهده خط سیاۀ دیورند( سوم دانه سرطانی خبیثه).
  انګلیسها با عقد معاهده ګندمک با تصور اینکه موضوع خاتمه یافته،لیتن مؤفقیت خود را جشن ګرفته و به کرین بروک Cran Brook بتاریخ۲۳جون ۱۸۷۹ مینویسد که: "من فکر نمیکنم که شما اندیشه راجع به عملیات مؤفقانه و نتایج معاهده کابل و یا هرنوع مشکلی در اخراج عساکر داشته باشید.افغانها بخاطر کوبیدن امیرشیرعلیخان و درس دادن به روس خوش و بما احترام خواهند ګذاشت ... افغانها به یقین مارا به نارضایتی نخواهند دید.(۱۱۸-۵)."
رابرتس Raberts که به همراهی کیوناری به ګندمک آمده بود دوباره به سمله برګشت و کیوناری بتاریخ ۲۴جولای ۱۸۷۹ به کابل رسید و بعد از استقبال شایان از او در بالاحصارمسکن ګزید و برای چند هفته وضع بکلی نارمل بود.سالزبری Salisbury صدراعظم انګلستان چنین نتیجه ګیری کرد که مؤفقیت در افغانستان موقف شانرا در اروپا قویتر ساخت و آنرا پیروزی بر روسیه دانستند مخصوصآ اشغال سه راهء اساسی دخول به هند یعنی کرم،سبی وپشین که بصورت دائیمی در سلط انګلیسها و کنترول بالای سیاست خارجی را بدست ګرفتند جنګ را خاتمه دانسته و افغانستان را بکلی در تصرف خود می دانستند.لهذا بتاریخ ۲۳جولای بنابر مشکلات اقتصادی در هند لازم دیدند که به اخراج عساکر شان اقدام نمایند.......قرار بود آخرین قسمت از عساکرشان از قندهار بتاریخ ۸سپتمبر ۱۸۷۹م از قندهار خارج شوند به صبح ۳ سپتمبر بود که تعداد محدود از عساکری هراتی قطعات سردار محمد ایوبخان که بکابل رسیده بودند بطرف بالاحصار در حرکت شدند و تقاضای معاش ګذشته خود را میکردند. دیری نګذشته بود که از نقاط مختلف شهریان کابل نیز سرازیر شدند و به کمک هموطنان خود شتافته و بطرف منزل کیوناری در حرکت در آمدند.
وقتی از طرف قوایی محافظ کیوناری بالای مهاجمین فیر شد مهاجمین فورآ ذخایر سلاح را درهم شکستند خود را مسلح و جنګ آغاز شد........خلاصه کیوناری منزل خود را آتش زد و خودکشی نمود و تعداد از همکاران و محافظینش  کشته شدند. رابرتس که در سمله بود از حوادث قتل کیوناری توسط تلګرام از کرم خبر شد.موصوف موضوع را به اطلاع لیتن رسانید موصوف رابرتس را مؤظف ساخت که بدون معطلی در رأس قوایی بطرف کابل لشکر بکشد و نیز به قوای قندهار و جلال آباد هدایت برګشت و اشغال و کنترول مناطق شان داده شد.
من نمیخواهم به تفصیل جنګ دوم افغان و انګلیس صحبت کنم صرف میخواهم خوانندګان این نوشته را به ابلاغیه های انګلیس که بعد از نامه تصلیت امیر صادر ګردیده متوجه سازم که قرار ذیل میباشند.
"امیرمحمد یعقوبخان بعد از مرګ کیوناری وحشت زده بود بادرک عواقب ناګوار آن  میدانست که هدف لشکرکشی رابرتس بکابل انتقامجویانه میباشد و ګناه کار و بی ګناه را مجازات میکند.لهذا امیر اولآ طی مکتوبی عنوانی رابرتس به علیخیل تأثرات خود را در مورد وقوع حادثهء غیر مترقبه و قتل کیوناری و هیأت معیتی اش را ابراز و در مکتوب دیګری از تصمیم خود راجع به مجازات اشرار را وعده داد و در اخیر مکتوب خود چنین نوشت "من بخداوند اتکا دارم که برای من فرصت داده شود که دوستی خود را بحکومت انګلیس ابراز و نام نیک خود را در مقابل جهانیان بدست آرم."(۵-۱۲۴).
"رابرتس به اساس هدایت لیتن بتاریخ ۱۶سپتمبر ۱۸۷۹م اولین ابلاغیه خود را برای مردم افغانستان صادر کرد.؛ هدف از تهاجم انګلیس مجازات اشخاصی است که در قتل هیأت انګلیس دست داشته اند و همچنان حمایه از امیر است مشروط براینکه او روابط دوستانه را با انګلیس حفظ نماید.اشخاصیکه در کشتن هیأت انګلیس دخیل نبوده اند و به آمدن رابرتس مخالف نیستند نباید اندیشه مند باشند"(۵-۱۲۴).
"به تعقیب این ابلاغیه از امیر تقاضای اعزام هیأتی برای انجام مذاکرت خصوصی شد که امیر مستوفی حبیب الله خان و وزیر شاه محمود خان را مؤظف و به علیخیل اعزام داشت، هیأت موظف بتاریخ ۲۳سپتمبر با رابرتس ملاقات نمودند و هیأت مؤظف پیام امیر را برای رابرتس اظهار داشت که امیر به تمام معنی حاضر بهمکاری درارتباط یافتن قاتلین کیوناری و مجازات آنها است مشروط بر اینکه برای امیر فرصت داده شود که در عوض عساکر سابقه عساکر جدید که طرف اعتماد امیر باشند استخدام و سپس در مورد اقدامات لازمه نماید. در غیر آن اګر رابرتس با عساکر انګلیس بطرف کابل حرکت کند عساکر سابقه و مردم در مقابل امیر که آنرا ګدیګک انګلیس مینامند و قوای انګلیس قیام میشود"       (۱۲۴ـ۵).
"چون انګلیس بالای امیر مشکوک بود رابرتس امیر را به خوشی لوګرد خواست و اورا در یک خیمه تحت نظارت سپاهین ګورکه هندی قرارداد. و روز بعد رابرتس با معیتی امیر بطرف کابل حرکت و ابلاغیه دیګری ذیل را صادر نمود.
کابل اشغال خواهد شد.آنانکه بالای هیأت انګلیس حمله نموده اند مجازات و هرکس که در داخل و اطراف کابل مسلح دیده شد دشمن انګلیس محسوب و اګر بدخول قوای انګلیسی مقاومت نشانداده شد رابرتس مسؤل عواقب آن نخواهد بود."(۱۲۶-۵).
"جنرال رابرتس بتاریخ ۱۱ آکتوبر به شهر کابل رسید و از بالاحصار و منزل کیوناری بتاریخ ۱۲ آکتوبردیدن بعمل آورد و بتاریخ ۱۳ آکتوبر در یونیفارم نظامی خود رسم ګذشت را برای نشاندادن قوایی خود بمردم کابل انجام داد به تعقیب نمایش نظامی رابرتس بود که مخزن سلاح بالاحصار منفجر و باعث کشته شدن در حدود ۷۰ عسکر و یک تعداد زخمی ګردید بنآء رابرتس تصمیم ګرفت که از بالاحصار به شیرپور ( که امروز بنام شیر چور شهرت دارد)نقل مکان نماید. چون اهداف اصلی لشکرکشی رابرتس بکابل عبارت بود از :
۱-مصؤنیت قوای انګلیس در کابل.
۲-ایجاد ارتباط مخابراتی بین کابل و سمله از طریق خیبر.
۳- مجازات اشخاص که در قتل کیوناری و هیأت انګلیس دست داشتند.                                                        
لیتن با فهم اینکه امیر محمد یعقوبخان با عقد معاهده ګندمک دیګر نزد ملت افغان اعتبار ندارد و برادرش سردار محمد ایوبخان در هرات بر ضد انګلیس قیام نموده و عبدالرحمن خان خود را به سرحد شمال افغانستان رسانیده بود. بهتر دانست که هرچه زودتر به تطبیق مجازات اقدام و به کار خاتمه داده شود لهذا برای رابرتس هدایت داد که:"شما نمیتوانید منتظر ګرفتاری سرحلقه های آشوبګران باشید. چه هریک از عساکر قطعه هراتی با هریک از اشخاص ملکی چه مجتهد باشد ویا نفر عادی و یا ملا و یا دهقانیکه در جمیعت حمله کنندګان اشتراک داشتند مسؤل اند. برای اینکه به احساسات انجمنهای انګلیسی جواب داده شده باشد بهتر خواهد بود که اعدامها به اساس فیصله کدام نوع مقام باصلاحیت قضایی صورتګیرد.
اما این نوع مقام باید خشن ترین و سریعترین نوع قضایی مثل محاکم میدان جنګ                Dramhead Court Martial Law باشد مطلب از قضاوت بصورت معمول آن نیست بلکه مجازات است.لهذا با رسیدن شما بکابل باید عمل شود و هدف شما باید برخورد با وحشت باشد برای اینکه از حکمفرما شدن وحشت جلوګیری شود باید برخورد شما بسیار سریع و قاطع باشد."(۱۴۰-۵).
بعد از دو روز رسیدن رابرتس بکابل ابلاغیه شدیدی دیګر به چنین متن صادر نمود."قوایی تحت قومانده من حال بکابل رسیده و بالاحصار را اشغال نموده اما در طول راه از طرف ساکنین شهر به مخالفت و اقدامات خصمانه روبرو شدند. فلهذا برعلاوه مرتکب شدن جرم قتل نماینده انګلیس و همکارانش به تمرد در مقابل امیر نیز متهم میباشند."(۱۴۰-۵).
نویسنده انګلیس در مورد مجازات رابرتس چنین تبصره میکند که:
"استدلال مجازات اشخاصی را که مسؤل حمله به هیأت انګلیسی بودند معقول و بجا خواهد بود اما به ارتباط اینکه حق تهاجم را بر افغانستان و غصب نمودن قدرت حکومت افغانستان را داشتند یا خیر قابل بحث و سوال است و همچنان ادعای حق اعدام اشخاص را که مقامات در مقابل تجاوز انګلیسی بود و آن را تمرد در مقابل امیر دانسته اند بکلی مردود و نادرست است."(۱۴۱ـ۵).
با آمدن رابرتس بکابل ملت آزاده، بیدار و باهوش افغان بنابر خصلت افغانی و وظیفه اسلامی که حب وطن را جز ایمان خود میدانستند تحمل رویه وحشتناک رابرتس را پزیرفته نمیتوانستند لهذا اتحاد آهنین و شکستناپزیر خود را  در مقابل قوای اشغالگرانګلیس اعلان و جنگ دوم افغان و انګلیس  ۱۸۷۹م تحت رهبری غازیانکه از نقاط مختلف کشور متحد شده بودند و مردانه  وار از طرف زنان قهرمان افغان با تهیه بسته های نان و رساندن مهمات نظامی حمایه و تشویق میشدند انګلیس را یکبار دیګر شکست داد که بعدآ جنګ میوند تحت رهبری سردارمحمد ایوبخان و قهرمانی زنان و مردان افغان خاصتآ ملالی میوند و عبدالله عاشقان عارفانی در تاریخ افغانستان بخط زرین درج است.
انګلیسها با پزیرش شکست خود در کابل  برطرفی امیر محمد یعقوبخان را چنین اعلان کردند.
"من جنرال رابرتس به نمایندګی از دولت انګلیس اعلان میدارم که امیر برضای خود ترک وظیفه نموده و افغانستان را بدون حکومت رها کرد.... دولت انګلیس بعد از مفاهمه با سران،بزرګان اقوام و تعداد دیګری که نمایندګی ازعلاقمندی و خواهشات مردم ولایات و شهرهای مختلف را میکنند ترتیبات لازمه را برای ایجاد یک حکومت دائیمی خوب را برای مردم اتخاذ خواهند کرد."(۱۴۵-۵).
روسها با استفاده از موقع برای رسیدن هدف دیرینه خود که افغانستان را بین روسیه و هند تحت الحمایه انګلیس بحیث منطقه حایل  بسازد عبدالرحمن خان را که در ترکستان روسیه زندګی میکرد از آمو به ترکستان افغانستان که مردم منطقه از قبل با او آشنائی داشتند فرستادند.روسها به این عقیده بودند که عبدالرحمن خان با سپری نمودن دوازده سال در روسیه برای آنها مفید و"قاز انګلیسی را پخته خواهد نمود."(۱۹۰-۶). و انګلیسها داخل شدن عبدالرحمن خان به افغانستان را برای ایجاد یک حکومت با ثبات خبری خوشی دانستند.
لهذا لیپل ګریفن Lepal Griffin انګلیس که در کابل بود بتاریخ۱۴جون برعلاوه پیام شفاهی برای عبدالرحمن خان پیام کتبی نیز توسط  نماینده خصوصی خود نزد عبدالرحمن خان فرستاد و برایش نوشته بود که:
"قراراطلاع شما داخل افغانستان شده اید بنآء این مکتوب توسط نماینده خصوصی به شما ارسال شد که شما از نیات آمدن خود نماینده ګان انګلیس را مطلع و ازاهداف دخول خود درافغانستان به دولت انګلیس توضیحات لازمه ارائیه بدارید. وهمچنان شفاهی توسط مخبر شان به سردار عبدالرحمن خان ګفته شد که روابط صمیمانه طولانی شان با روس بالای انګلیس تأثیری ندارد؟ درختم نامه با آرزوی نیک اظهار علاقمندی دوام مکاتبه را نموده بود."(۱۹۳-۶).
سردار موضوع را با بزرګان همسفر خود درمیان ګذاشت که مقابلتآ بزرګان خواستند بسیار بشدت برای انګلیس جواب داده شود. اما سردارهوشیار در جواب برای همسفران خود ګفت که در چنین حالت از جواب زشت چه نتیجه خواهیم ګرفت بهتر و معقول خواهد بود که از آنها بیشتر بشنویم.لهذا مثل یک سیاستمدار از رسیدن مکتوب اطمینان داد و متن مکتوب سردار منعکس کننده عدالت و دوستی بوده و از حالت تحقیر آمیزیکه نباید درافغانستان واقع میشد و توسط  امیر محمد یعقوبخان و مشاورین مضرش صورت ګرفت یاد آورګردید و متذکر شد که یک امر ضروری است که افغانستان در آرامش و دوستی بین دو امپراتوری قرار داشته باشد.وی علاوه نمود که روسیه و انګلیس بین خود توامیت افغانستان را تضمین کنند؛و مخبرنیز حامل پیام شفاهی سردار به قرار ذیل بود.
"او برای دوازده سال نمک روسیه را خورده و نادرست خواهد بود که شرایطی را قبول نماید که به آنها بیوفا باشد.لهذا او ارزومندی دوستی را با هردو قدرت نموده و خصوصآ با انګلیسها که انتظار ګرفتن استقلال را از انها دارد و بکمال خوشی آرزومند است که با ۵۰۰ رأس اسپ به چاریکا بیاید و موضوع را مطرح نماید".(۱۹۳-۶).
بتاریخ ۲۰ جولای ۱۸۸۰م سردار به چاریکار رسید.با رسیدن سردار رابرتس فورآ بزرګان و سرداران را به دربار کابل دعوت و در حضور آنها عبدالرحمن خان را بحیث امیر کابل اعلان کرد. در هرات سردار محمد ایوبخان که عاشق آزادی و استقلال افغانستان بود و نمی خواست یک بلست از خاک مادروطنش در سلط بیګانه ګان باشد بعد از تسلیمی قندهار به بطرف فراه،هلمند و و لشکرګاه لشکر کشید که در نتیجه غازیان افغانی و قوای انګلیسی در میوند در جنګ شدیدی روبرو و قوای انګلیس به شکست نهای مواجه شدند.          
یک انګلیس چنین اعتراف میکند که:
           "در تمام جنګهای افغان و بریتانیا، جنګ میوند از برجسته ترین شکست بریتانیا به شمار میرود."
(۱۹۸-۶).
در کابل لپل ګریفین Lepal Griffin بعد از یک هفته از اعلان امارت عبدالرحمن خان در کابل به چاریکار نزد سردار رفت و بتاریخ ۳۰جولای ۱۸۸۰م اولین بار با سردار ملاقات کرد و سردار از ګریفین درخواست تعهدات تحریری را نمود که مقابلتآ از طرف ګریفین جواب تحریری ارائیه شد که:
"بعد از تقدیم احترام جلالتماب ګورنرجنرال به افتخار اطلاع حاصل نمود که ولاحضرت شما به اساس دعوت دولت انګلیس بطرف کابل در حرکت میباشید.فلهذا با در نظرداشت احساسات دوستانه ولاحضرت شما و ایجاد روحیه اطمینان در سرداران و مردم به تأسیس یک حکومت تحت رهبری ولاحضرت شما اطمینان میدهیم که دولت انګلیس ولاحضرت شما را بحیث امیر کابل میشناسد ( انګلیسها برای اولین بار امیر افغانستان را والاحضرت خطاب میکند).برعلاوه برای من صلاحیت داده شده که به اطلاع شما برسانم که دولت انګلیس هیچ علاقه ندارد که در امور داخلی مناطق تحت اداره ولاحضرت شما مداخله نماید و نمیخواهد که نماینده مقیم انګلیسی را در هیچ یک از مناطق تحت اداره شما تعین نماید،بلکه صرف برای حفظ روابط دوستی عادی که بین دو کشور مجاز برقرار میباشد لازم خواهد بود که یکنفر نماینده مسلمان را دولت انګلیس به اساس یک موافقه در کابل مقیم سازد.چون ولاحضرت شما خواهش نموده بودید که نظر و تصمیم دولت انګلیس را در مورد روابط شما با قوای خارجی نیز واضح و به توجه ولاحضرت شما رسانیده شود.اظهار میګردد که نائیب السلطنه و ګورنر جنرال برای من صلاحیت داده که برای ولاحضرت شما واضح سازم که چون ایران و روسیه هردو به خوشی قبول و اطمینان داده اند که از مداخله در امور افغانستان اجتناب میکنند.لهذا واضح است که والاحضرت شما با هیچ قدرت خارجی به استثنای دولت انګلیس روابط داشته نمیتوانید.و اګر هر قدرت خارجی تلاش مداخله را در امور افغانستان نماید و چنین مداخله و یا تجاوز تحریک ناشده بدومنین والاحضرت شما بدون محافظه کاری مشوره های دولت انګلیس را به ارتباط روابط خارجی تعقیب نماید".(۱۹۶-۶).
با ختم بیانیه سردار عبدالرحمن خان رسمآ بحیث امیر کابل قبول شد و بتاریخ ۱۰آګست ۱۸۸۰م شسخصآ برای وداع عساکر انګلیسی که به قومندانی سر دونالد ستورت Sir .D. Stewart از کابل  به هند برمی ګشتند حاضر و اشتراک ورزید و امارت کابل را اشغال کرد.         
امیرعبدالرحمن خان با صلاحیت که در امور داخلی از طرف انګلیس برایش داده شده بود سیع داشت که با مشت آهنین خود افغانستان سه پارچه را واحد و مخالفین خود وانګیسها را با دوستان سردارمحمدایوبخان،غازیان جنګ اول و دوم افغان وانګلیس را با کشتن و فرار کردن به هند از بین ببرد که یکی از قربانی شده گان آنوقت جد امجد قبله این نویسنده یعنی عبدالصمد خان درانی(پوپل)  نواسه احمدخان درانی ای که در پهلوی مرقدشیخ سعدالدین انصاری در پایمنار کابل دفن ګردیده میباشد که بطرفداری از سردار محمدایوبخان و دشمنی به توطیه های انگلیس اشغالگر فعالیت میکرد،توسط امیرچشمانش نشتر زده شد و با خانواده های سه برادرش هریک سعادت خان،سلطان خان و وحدت خان برای بیست و دو سال به هند فرار و همه جایداد شان ضبط گردید میباشد.که بعدآ پدر نویسنده عبدالستار خان درانی (پوپل) که در هند تولد و بعد از بازګشت در زمان امیر حبیب الله خان بحیث بزرګ قوم خود بود مجددآ قسمت از جایدادهای  ضبط شده را در تصرف خانواده احمد خان درآورد. 
همچنان تعداد ازبیگناهان که بجز از ادعای حق مسلم شان یعنی آزادی مادروطن عزیز از یوغ اسارت انگلیس چیزی دیگری نبود یکی بعد  دیگر به انواع مختلف از مجازات چون زندانی کردن،فرار از مادروطن کردن،در سیاه چاه ها انداختن و انوع سگنجه ها وغیره وغیره قربانی آرزوهای شوم انگلیس وآرامی امیر در داخل گردیدند.و درملت قدرتی را نماند که بمخالفت خودش و یا انګلیس قیام نمایند.
چون انګلیسها با دو جنګ در افغانستان نیمیتوانستند سیاست پیشروی که سرحد خود را بدریائی آمو برساند عملی نمایند لهذا با روسیه در یک معاملګری که مناطق ماورای دریایی آمو چون قسمتهای پنجده،روشان،ذوالفقار و پامیرکلان را که در یک نقطه با چین نیز همسرحد میګردد به روسها واګذار و با عقد معاهده دیګری با امیرعبدالرحمن خان سرحد خود را پیشتر بداخل افغانستان پیشبرده و آنچه را که روسها قبلآ با انګلیسها در دوره امیر شیرعلیخان پیشنهاد کرده بودند و خواب تبدیل افغانستان را بحیث منطقه (حایل) Buffer State بین انګلیس و روسیه میدیدند عملی و خودشان در منطقه (آسیایی مرکزی)تحت تصرف خود آزادانه پلانهای شوم طویل المدت آینده خود را به پیش ببرند این است که بعد از سیزده سال امارت امیرعبدالرحمن خان انګلیسها برای رسیدن به هدف خود اولآ تهدیدات نظامی را علیه یوسف زاییها و اورکزاییها و دیګر مردم سرحدی شروع وٍثانیآ بین اقوام مختلف مناطق اختلافات را خلق،سپس بحیث میانجی و مصلح در بین شان درآمدند و بادادن پول به بعضی از خوانین و ملاها را درجنګال خود آورده و مردم منطقه را تحت تربیه نظامی قرار دادند. ګرچه امیر عبدالرحمن خان برخلاف عقیده امیر شیرعلیخان نسبت به روس به انګلیس عقیده دوستی را داشت اما بعدآ درک کرد که آنچه را خودش در مقابل انګلیسها تصور میکرد نیست لهذا امیر برای دفاع از سرحدات خود درحدود دوصد هزارعسکر را تهیه دید و اعلان جهاد را در مقابل انګلیس نمود و کوشش کرد که به خوانین و اشخاص با نفوذ قبایل نیز پول بدهد اما امیر در مقابل اقتصاد قوی انګلیس نمیتوانست رقابت نماید ونمیتوانست با صرف پول بیشتر از انګلیسها عدهء از خوانین بلوچ و پشتونهای قبایل را خرید و در مقابل انګلیس از آنها استفاده نماید.
با آنهم اقدامات امیرعبدالرحمن خان غیر مؤثر نبود و انګلیسها را به تشویش روبرو ساخت لهذا انګلیس بسیار ماهرانه برای تثبیت سرحدات جنوبی،جنوب شرقی و جنوب غربی افغانستان از در مصالحه و سیاست با امیر پیش آمدند یعنی با تهدید تهاجم قوای نظامی و استفاده از شمشیر سیاست خواستند یک بفرستت Buffer State دیګری را بین افغانستان امروزی و ماورای دریایی سند تعین نمایند"          (۶۹۲-۱).(به عقید نویسنده این نوشته قراریکه در فوق ذکر شد هدف از منطقه حائیل بین هند بریتانوی و روسیه بود نه افغانستان و ماورای دریایی سند).
لهذا هیآت ۱۳نفری را تحت ریاست سر هنری ماتین دیورند Sir H.Mortimer Durand را که حیثیت سکرتریت امور خارجی انګلیس در هند را داشت به دربار امیر عبدالرحمن خان بکابل اعزام و بعد از مذاکرت چهل روزه با مقامات افغانی مؤفق شدند که بتاریخ ۱۲ نومبر۱۸۹۳م در مقابل تادیه سالانه هجده لک (۱۲+۶) روپیه هندی به افغانستان موافقه شود و با یک خط سیاهء دیګری برادران و خواهران همدین،همزبان و با فرهنګ را بدون احترام به حق زندګی مشترک شان غیر عادلانه از هم جدا نمودند.
معاهده دیورند را نویسنده دانه سوم سرطانه خبیثه نامیده که دو دانه قبلی را باخود چنان سخت ګره زد که الی امروز هیچ جراحی مؤفق به باز کردن آن نشده و زنګ خطری را به فضایی کابل یعنی پایتخت زیبایی افغانستان آویختند و مادروطن را نه تنها در حدود اربعه امروزی بحیث یک کشور محاط به خشکه در آورد بلکه به مرور زمان بطرف ګودال بدبختی و قهقرا نیز سوق داده و امروز باز هم از این جاه و آنجاه صدای زنګ خطری برسمیت شناختن آنرا میشنویم
 با عقده معاهده خواهران و برادران ماورای خط سیاهء دیورند جدی مخالفت خود را اعلان اما چون انگلیسها هم زور داشتند وهم زر لهذا علرغم کمکهای مالی و تحریکات مخفی امیرعبدالرحمن خان صدای برحق شانرا کسی نشنید.
در اواخر دوره امیرعبدالرحمن خان لارد کرزن بحیث ویسرای هند بریتانوی مؤظف گردید.موصوف بنابرخصلت خودخواهانه و جاطلبانه لیتن Lyttonمانند ویسراهای قبلی خواست با تجدید نظر بر معاهده خط سیاهء دیورند امتیازات بیشتری را برای انگلیس حاصل و افغانستان را بار دیگر بخون ملت آن بحیث یک دیوارآهنینی قویتر درمقابل روسیه تزاری قرار بدهد بنآء مطلب ذیل را در مورد معاهده جدید پیشکش امیر عبدالرحمن خان نمود.
"- تجدید نظر بر خط دیورند از نقطه نظر سوق الجیشی حکومت هند.
- مراقبت بر ورود اسلحه به افغانستان و استعمال آن .
- خوداری افغانستان از کمک به قبایل واقع در ماورای دیورند در گفتار وعمل .
- تعین صاحب منصبان بریتانویدرافغانستان برای اتخاذ ترتیبات دفاعی در مقابل روسیه"
(۴۴۰-۳).        
اما قبل از آنکه در مورد نامهء لارد کرزن Lord Curzanجواب مثبت و یا منفی داده شود امیر عبدالرحمن بتاریخ اول آکتوبر (۱۹۰۱م ) در اثر مریضی طولانی که عاید حالش بود در قصر باغ بالایی کابل،جان به حق تسلیم و تصمیمگیری در مورد پیشنهاد لارد کرزن برای پسر ارشدش امیر حبیب الله خان بمیراث ماند.
حناب داکتر رحمت زیرکیار مینویسد که امیرعبدالرحمن خان در خاطرات خود مینویسد که:او نامه ای را از ویسرای انګلیس دریافت که در واقعیت امر اخطاریه بود و از جناب سرور رنا که دیپلومات ورزیده وزارت خارجه افغانستان بود نقل قول میکند که ما را به معجزه امیرعبدالرحمن خان متوجه ساخت و ان این است که:"دولت بریتانوی درهند برای امیر نوشت که هیأتی را تعین فرمایند که سرحد را تثبیت کنند،اما امیر بسیار ماهرانه جواب نامه را به تعویق می انداخت و برای شان استدلال میکرد که اګر ما نامهء بریتانیا را به اطلاع رهبران مذهبی  و قومی برسانیم که برایش اجازه بدهند آنها جنګ را درمقابل شان اعلام خواهند کرد. آقای رنا نامه فوق الذکر را خودش در وزارت خارجه خوانده و اظهار میدارد که متن نوشته امیر عبدالرحمن خان درعقب نوشته متذکره بریتانیا تحریر ګردیده  و آنرا بحیث یک خاطره نیز به نشر رسانیده.
همچنان امیر به اخلاف خود نوشته که.الا آخرین روز حیاتم من قدمی نخواهم برداشت که سرحد افغانستان را باهند بریتانوی تثبیت کنم ومتذکر میشود که جواب نامه شان را به تأخیر می اندازم تا بفهمند که معاهده دیورند یک معاهده تحمیلی و اجباری است>، من آرزومندم که اخلافم در آینده قدرت را داشته باشند که از حقوق خود دفاع و سرحدات افغانستان را با یک معاهده آبرومندانه انجام نمایند.
امیرافغانستان درتذکر فوق خود اشاره به دو هند کرده "من یقین دارم که در آینده نزدیک مردم هند و مسلمانان بیدار خواهند شد که از حقوق خود دفاع نمایند من معتقدم که با احتمال قوی دوهند ایجاد خواهد شد یعنی هندیهای هند و مسلمانان هند که مسلمانان هند همسرحد با کشورما خواهند شد که دردی سری برای ملت من و فرزندان من خواهد بود؛( داکتر ربی رحمت زیرکیار)
نویسنده این نوشته مطالب فوق الذکر را با جناب سرور رنا بتاریخ ۲ نومبر ۲۰۱۲ با صحبت تلفونی مطرح نمود، فرمودند که در زمان صدارت سردار محمد داود خان اصل نوشته های فوق را به سردار محمد نعیم خان که وزیر خارجه بود نشان دادند و نعیم خان فرمودند که اسناد را به اغالالهء خود یعنی سردار محمد داود خان نشان میدهند.
همچنان آقای رنا فرمودند که بعدآ دولت افغانستان قبل از اینکه موضع را در ملل متحد مطرح نمایند یک هیأت قوی حقوق دانان مسائیل بین المللی را که عبارت از کشور ترکیه،اتریش و دنمارک بودند به کابل دعوت تا اسناد را بدقت تام مطالعه و در مورد ابراز نظر نمایند که در نتیجه سه شخص متذکره با دلایل ثابت ساختند که خط دیورند اعتبار قانونی ندارد و افغانستان میتواند که از حقوق حقه خود درملل متحد دفاع نماید. اما نسبت اینکه افغانستان، پاکستان  جدیدالتأسیس را به رسمیت نشناخته بود نشود که با خشم دول مسلمان موضوع برعکس شود لهذا مصلحت برآن شد که موضوع مطرح کردن را در ملل متحد به یک وقت مناسب دیګر به تعویق اندازند.
به هر حال لاردکرزن با قدرت رسیدن امیر حبیب الله خان را برخلاف دستور مقامات مرکزی بریتانیا ضمن نامه تعزیت از اعزام هیآت بمنظور تائید معاهده گذشته یاد آور گردید اما امیر که از دسایس و توطیه های لاردکرزن آگاهی داشت در جواب خود ازمذاکرات برای تائید معاهده طفره رفته برایش اطمینان داد که"تا وقتیکه دولت بریتانیا به تعهدات که درمقابل پدر او داشت وفاه نمایند او هم احکام آنرا محترم خواهند شمرد."(۴۴۱-۳). مقابلتآ لاردکرزن ارسال کمک مالی مندرجه معاهده خط دیورند وسلاح خریداری شده افغانستان را معطل ساخت.اما امیر برموقف خود پافشاری کرد و برادرش نصرالله خان را مؤظف نمود که موضوع حصول استقلال کامل افغانستان وتعین سفرا را به کشورهای روسیه،المان،ایران،ترکیه،فرانسه و امریکا بشمول بریتانیا را مطرح نماید.که در نتیجه لاردکرزن مؤقتآ برای مدت چندی موضوع پیشنهاد خود را به تعویق انداخت و به اقدام دیگری شد یعنی پسر ارشد امیر حبیب الله خان سردارعنایت الله خان را که هفده سال عمر داشت به هند دعوت و از او بگرمی استقبال و پزیرائی کردند وضمنآ مدنیت جدید را برایش نشاندادند که در نتیجه مسافرت شهزاده به او تأثیر عمیق گذاشت و در بازگشت برخلاف عمش سردارنصرالله خان طرفدار دوستی با انگلیس ومعرفی مدنیت جدید در افغانستان گردید.
اما پدرش علرغم اینکه جدی طرفدار وارد نمودن مدنیت بود  اما به اساس نصایح پدرش امیرعبدالرحمن خان تطبیق ریفارمهایش را تدریجی با درنظر داشت شرایط مسلط در کشور میدید.
امیرحبیب الله خان برای اینکه به خواهش ملت در ارتباط استرداد بخارا و سمرقند جواب مثبت داده باشد و از طرف دیگر هیأت سرلیویز دن را در ارتباط پیشنهادات تجدید معاهده به موقف مشکل تری قرار داده باشد موضوع اتحاد افغان و انگلیس را بخاطر فتح بخارا و سمرقند پیشکش سرلویزدن کرد.هیأت انگلیس بعد از مشاورت با ویسرا در خواست امیر را با اظهار اینکه روسیه بسیار قوی است رد کرد. امیر با گرفتن جواب منفی و حضور۱۵۰۰ نفر هیأت سروی وادار گردید که با سرلیویزدن به توافق ذیل برسد وبتاریخ ۱۹۰۵م معاهده ذ یل امضاه شد.
" بسم الله الرحمن الرحیم-اعلیحضرت سراج الملته والدین امیر حبیب الله خان پادشاه مستقل مملکت افغانستان و توابع آن از یکطرف و جناب سر لوئیس ولیام دین وزیر امور خارجه با عظمت هندوستان و نماینده محترم دولت پادشاهی انگلستان از طرف دیگر."
"اعلیحضرت پادشاه فوق الذکر به این وسیله قبول میفرماید که در مسأیل جزئی وکلی عهدنامه راجع به امور داخلی وخارجی و قراردادی که ولاحضرت پدرم ضیأالملت والدین نورالله مرقد. با دولت علیه انگلستان منعقد نموده وعمل شده است من نیزهمانها را قبول نموده عمل خواهم نمود و مخالف آن رفتار نخواهدشد."
" همچنین جناب سر لویس ویلیام دین با اینوسیله قبول مینماید که همان عهدنامه وتعهد که دولت علیه انگلستان با پدرمرحوم علیحضرت سراج الملت والدین والا حضرت ضیاءالملت والدین راجع به امور داخلی وخارجی وغیره منعقد نموده من آنها را به اعتبار خود باقی میدانم و مینویسم که دولت انگلستان مخالف آنها به هیچ وجه رفتار نخواهد نمود".(۷۲۸-۱).
"بتاریخ روز سه شنبه چهاردهم محرم الحرام ۱۳۲۳هجری مطابق ۲۱مارچ ۱۹۰۵م در کابل مهر و امضا شد".
   امیر حبیب الله خان .                       
   لوئیس ویلیام دین".
"با درګرفتن جنګ جهانی اول موقف افغانستان را در جهان خاصتآ بین قدرتهای بزرگ همسایه (انگلیس و روسیه ) نهایت زیاد د شوار ساخت. مخصوصآ بعد از تاریخ۲آکتوبر ۱۹۱۴م که هیأت مشترک جرمنی و ترکیه به نامه ها و پیامهای رهبران دول خود بکابل رسیده و در پغمان پیامها را که مقتضی اشتراک افغانستان در جنگ بطرفداری قوای مرکزی بود به امیرحبیب الله خان تقدیم و خواهش اجازه نصب یکدستگاهء رادیوئی و نشر تبلیغات را نمودند" (۹۱-۷).
با رسیدن هیأت بکابل کنل بیت انگلیسی در پارلمان لندن گفت که" همسایگان وحشی هند یعنی ایران و افغانستان باید به اتفاق روس و انگلیس جاروب کرده شوند"(۷۳۸-۱).که در نتیجه صحبت کلنل بیت در پارلمان انگلیس بوضاحت نشانمیدهد که انگلیس تجاوزگر وخونخوار که از فاصله هزاران کیلومتر به نیمقاره هند خود را رسانیده بود و بحیث یکقدرت جابر استعماگر آزادی ملت ناتوان هند را غصب و خونشانرا میچوشید آرامش نگرفته با ریختن صدها هزار عساکر ناتوان هندی از متحدین اروپائی خود در مقابل تجاوز المان به سربیا نیز استفاده نماید.همچنان کشورهای ایران و افغانستان را که در طول صد سال گذشته خود چندینبار با تفرقه اندازی،تجاوزات نظامی یا معامله گریها با روس، وهشیانه جاروب و ملتهای مظلوم شانرا تحت یوغ استعمار و استبداد در تاریکی مطلق بیعلمی قرار داده بودند نیز در جنگ به نفع خود بکشانند واگر ملتهای مظلومشان از حقوق حقه خود که آزادی واستقلال در روشنی علم ومعرفت بود دفاع و یا اطاعت از اوامر جابران را نمیکردند بزور برچه،تفنگ،توپ و طیاره آنها را خود وحشیانه  بنام وحشی محوه و جاروب میکردند.
امیر حبیب الله خان که مثل دانه گندم بین دو سنگ آسیاب قرار داشت فیصله ظالمانه (۱۹۰۷م) انگلیس و روس تزاری را در باره نقشه ایران فراموش نکرده بود.لهذا بیانیهء کلنل بیت در پارلمان انگلیس یکبار دیگر اندیشه احتمالی تقسیم مجدد افغانستان را به سه قسمت دوره های امیر شیرعلیخان زنده ساخت.بنآء امیر حبیب الله خان راهء دیپلوماسی را گرفت یعنی به هیأت ترکی گفت که " من تنها هستم،بین دو سنگ آسیاب قرار دارم از اتحاد انگلیس و روس میترسم اما مسلمان خوب هستم آنچه آرزوی خلیفه باشد آرزوی من نیز میباشد منتظر حرکت قوای ترک بطرف هند میباشم تا در پهلوی آنها در رأس سپاهء اسلام قرار داشته باشم ".(۲۵۵-۶).
"امیر همچنان در خفی از نماینده مسلمان انگلیس مقیم در کابل تقاضا کرد که پیامش را بکمال محرمیت بدولتش مخابره کند و برایش گفت که بدولت خود بگو که من دوست وفادار شما هستم باید بمن اعتماد نمائید و اگر اختلافی در گفتار وعمل من دیده شود باید بدانند که موقف من نهایت حساس است"     (۹۲-۷).
پیام امیر به سمله مخابره و طرف قبول انگلیس قرار گرفت و حتی محرمانه با امیر به توافق رسیدند که موضوع مناطق روشان،درواز وشغنان را که حق مشروع افغانستان بود و در سال ۱۸۹۵م طی موافقه غیرعادلانه و ظالمانه از طرف انگلیس به روسیه بخشیده شده بود بطور قطعی حل و نیز مقدار پول زیادی را برای امیر بخشش و استقلال سیاسی افغانستان را خواهند شناخت"(۹۳-۷).
همچنان امیر حبیب الله خان برای خاموش نمودن احساسات مسلمانان هند،ملی گرایان افغانی اقوام و قبایل دوطرف خط دیورند وفریب هیأت ترکی و جرمنی بعد از چانه زدنهای زیاد وتأخیر مدت چند از اتحاد خود به هیأت اطمینان داد مشروط برانکه"بیست ملیون پوند طلا،پنجاهزار توپخانه،یکصدهزار میل تفنگ و مقداری زیاد از مهمات نظامی برایش تدارک دیده شود که البته دادن جواب مثبت به چنین پیشنهاد امیر نه تنها از قدرت جرمنی و ترکیه بلند بود بلکه تمام قدرت مرکزی نمیتوانست به آن  جواب مثبت بدهد" (۹۳-۷).
معهذا امیر مؤفق گردید که از یکطرف بملت افغان،مسلمانان هند و ترکیه جواب داده باشد و نیز مقصر محسوب نشود.از طرف دیگر انگلیس را طی نامه ای مورخ ۶جنوری۱۹۱۶م از بیطرفی افغانستان در جنگ جهانی اطمینان داد و برای خوشی هیأت اجازه نصب دستگاه رادیوئی را در باغ بابرشاه داد وبیطرفی خود را اعلان کرد وهمچنان برای خوشی جرمنی و ترکیه بتاریخ ۲۴ جنوری ۱۹۱۶ موافقه های دوستی را با دول شان امضاء نمود.
همچنان در دوران جنګ جهانی اول انګلیسها  برای خاموش نګهداشتن احساسات اسلامی ملت افغان وعده های خصوصی به امیر حبیب الله خان داده بودند که بعد از ختم جنګ مناطق ماورای خط سیاهء دیورند را نیز با امیر مطرح و به نفع امیر حل مینمایند. اما با ختم جنگ جهانی اول دو متحد ( انگلیس و روس ) در رسیدن اهدافشان دیگر باهم دوست نبودند بنآء درشرایط جدیدی منطقه موقعیت ستراتجیکی افغانستان خاصتآ خط سیاهء دیورند برای انگلیس بیشتر از قبل اهمیت و قابل توجه قرار گرفت.چه از یکطرف در منطقه اتحاد جماهیر شوروی بحیث یکقدرت بزرگ متخاصم در همسایگی شمال افغانستان تبارز نموده بود واز جانب دیگر حرکت پان اسلامیزم هم هنوز فعال و انگلیس از توسعه وپیشرفت آن جدی نگران بود معهذا انگلیس نمیخواست به تعهدات سری قبلی خود با امیر حبیب الله خان عمل نماید.
همچنان با انقلاب آکتوردرروسیه (۱۹۱۷م) خط دیورند نیز نزد انګلیسها از نګاهء ایدیالوژیکی اهمیت حیاتی را بخود ګرفت.در این قسمت لازم میبینم مختصری از نوشته نویسنده انگلیس بنام(لیوتنن جنرال سر جورج مکمون) را که در سال ۱۹۲۹م نوشته نقل قول کنم.
"با پیروزی انقلاب آکتوبر در سراسر روسیه کارتونهای به نمایش گذاشته شد که لینن را بالای کره زمین با جاروب در دست نشان میداد که پادشاهان،سرمایه داران و کشیشها را از سطح زمین جاروب میکرد"(۳۵-۸).
یعنی سیاسیت دولت انقلابی روسیه جدید موقعیت ستراتزیکی افغانستان و ایران را بحیث دو کشور اسلامی در منطقه مهمتر وبیشتر قابل توجه برای انگلیس ساخت به این معنی که قبل از انقلاب سوسیالستی و ایدیالوژی پلوتریائی بین المللی وسپس تأسیس اتحاد جماهیر شوروی که یک نظام بکلی مغایر سرمایداری و مذهبی کشورهای اروپائی و اسلامی بود و مخصوصآ افغانستان وایران بحیث کشورهای اسلامی بین تضادهای عقیدوی و ایدیالوزیکی دو قدرت بزرگ (انگلیس و روسیه جدید) نیز قرار گرفت وهردو قدرت برعلاوه اهداف اقتصادی شان مبارزات ایدیولوژیکی خود را نیز شروع کردند یعنی انگلیسها با توظیف کشیشان عیسوی مذهب، کشورهای اسلامی را که در مخالفت نظام بیدینی روسیه جدید بودند تحریک و فعالیتهای ضد نظام بیدینی روسیه را براه انداختند و سیع داشتند که جبهه متحد عیسویان و مسلمانان را که اهل کتاب گفته میشدند در مقابل بیدینان متشکل و مسلمانان جهان مخصوصآ سرحدات شمال غربی هند بریتانوی وقت یعنی مناطق افغانستان و ایران را که در همسایگی روسیه قرار داشتند درمقابل نظام بیدینی مسلح ومتحد سازند.معهذا مردم سرحدات شمال غربی هند بریتانوی وقت یعنی مناطق ماورایی خط سیاهء دیورند تشویق به تأسیس بیشتری صنایع دستی سلاحسازی و مدارس دینی ګردیدند.افغانستان و ایران را تشویق بتدریس و آموختن علوم دینی در مساجد مینمود تا دور از علوم مدنی در تاریکی مطلق از جهان مدنی نگهداشته شوند و از هردو کشور مخصوصآ افغانستان که نسبت به ایران یک کشور مسلمان افراطیتر بود در شمال غرب هند بریتانوی بحیث دیوار فولادی در مقابل پیشرفت ایدیالوزی مارکسیزم و لینینزم قرار بدهند تا اگر تجاوزی و یا پیشرفتی از طرف روسیه بطرف بحرهند و یا خلیج فارس صورت گیرد بخون افغانهای هردو طرف خط سیاهء دیورند و ملت ایران از منافع خود در منطقه استفاده و دفاع نمایند.که بعد از تجاوز خونین اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۹م چنین هم شد.
چنانچه نویسنده انګلیس می نویسد که "مانباید انکشاف سریع تحریک متناقض اسلامی را که در جنگ بکار برده شد از نظر بی اندازیم.اگر نگاهء به آنچه در شرق رخداد بی آندازیم نباید برگشت نفوذ خلافت عبدالحمید هوشیار را در نزدیکی اخیر فراموش کرد.ما دیدیم که آن مسلمان زیرک چطور مؤفق شد که مسلمانان جهان را بسیج و مسلمانان ترکیه،هند،افغانستان و ترکستان روسی را که او را بحیث خلیفه احترام میکردند به احیائی احساس آن اسلام که معنی برادری وسیع با یک رهبر معتقد و مسلمان با نیروی برداشت اسلام قدیم باشد ترغیب مینمود.البته مسلمانان غربی،افریقائی و مالیزائی کمتر علاقمند و فریفتی این عقیده بودند.برای اعراب خلافت ترک مثل یک شوخی تصور میشد یعنی آنرا بکلی مغائیر عقیده مسلمان راسخ که جانشینی خلافت را تنها به اعراب بلکه مربوط  به قوم و فامیل حضرت محمد(ص) که برای چندین صد سال بودند میدانستند.بهر حال ترکیه توانست برای مشکوک کردن موضوع اصلی جنگ جهانی اول جهاد را بطرفداری ترکیه در قوائی مرکزی از طرف شیخ الا سلام بوکالت سلطان که خود را خلیفه میدانست اعلان کند. که با آنهم این طلسم برمردم مکه کارگر واقع نشد بلکه آنرا تحقیر دانسته واز آن دوری نمودند وبعد از دوسال انتظار در مقابل رهبر مذهبی و غیر مذهبی آن شورش را برپا و سوریه و بین النهرین نیز از آن طرفداری نکردند.همچنان مسلمانان کینگ جورج          که مطلب ازمسلمانان هند میباشند هیچ اعتنائی به آن نکردند و مسلمانان افریقائی شمالی برای دوازده ماه هیچ تمایلی نشان ندادند. اما تنها در افغانستان در کوهای راحو(  Raho ) و کوه های سرحدات هند دعوت جهاد تأثیر و صدا بلند گردید که "رحمت به همه" آما امیرحبیب الله خان باوجودیکه با او ارتباط داشت نخواست که پرچم سبز را باز نمائید بلکه احساسات و تعصبات غیر قابل تحمل خود را کنترول کرد.اما با بقدرت رسیدن مصطفی کمال آن دوره اسلام گذشت و روابط هواخواهان هندی با آنها قطع گردید.در همین وقت بود که حرکت غیر قابل تصوری دیگری در سال ۱۹۲۰م در پنجاب رخداد وعبارت از آن بود که تعداد مردم پنجاب دفعتآ تصمیم گرفتند که هرکسی در هند بریتانوی زندگی کند خدا ناشناس اند بنآء تمام جایداد های منقول وغیر منقول خود را فروخته و طرف کابل راهء مهاجرت را گرفتند ومسلمانان نزدیک سرحد اعلان کردند که هر کسی از مهاجرین مهمانوازی نکند نامش را قاطر و یا حیوانی دیگر ماند و سخت توهین و تحقیر خواهد شد. لهذا در چنین شرایط  ناسازگار و اسلام حتی شاهء جوان( امان الله خان) نیز نمیتوانست راهء مستقیم را اختیار نماید حتی نمیتوانست از دوست انگلیس خود مشوره بگیرد(۲۸۴-۶).
مکررآ باید متذکر شد که:امیرحبیب الله خان با اطلا ع از آزادی کشورهای عربی یکی بعد دیگر علرغم  کوششها و فشارهای دول ترکیه و جرمنی که در جنگ جهانی متحد بودند به بیطرفی خود در جنگ مقاومت نمود وهمزمان به انکشاف علم و معرفت در مادروطن خواست کشور خود را از طریق معاملگری سیاسی و بیطرفی در جنگ جهانی بشکل مسالمت آمیز از سلط انگلیس آزاد و مناطق اشغال شده ماورای خط سیاهء دیورند را با کشور خود مجددآ وصل نماید اما چون انکلیسها هرگز بقول خود که درجنگ جهانی اول (۱۹۱۴م- ۱۹۱۷م)برای امیر داده بود صادق نبودند و اصلآ در مقابل منافع خود شان آزادی و خون دیگران ارزشی  نداشت لهذا با پیروزی انقلاب آکتوبر ۱۹۱۷م که مصادف به ختم جنگ جهانی بود و جانشین شدن نظام کمونستی درعوض عیسویت در روسیه و مفکوره جهانی شدن کمونیز موقعیت ستراتجیکی مادروطنما افغانستان بحیث یک کشور اسلامی سنتی نزد انگلیسها اهمیت خاصی پیدا کرد بنآء از آزادی افغانستان و یا برگشتاندن مناطق اشغال شده ماورای خط  سیاهء دیورند طفره رفتند و امیرحبیب الله خان الی شهادتش در کله گوش لغما ن(۲۰فبروری ۱۹۱۹م) مؤفق به آرزویش نشد.
بعد از شهادت امیر حبیب الله خان پسر قهرمانش شهزاده امان الله که اراده اش متکی بخداوند (ج ) و نیروی ملت غیور و باشهامت ملت افغانکه تشنه آزادی از یوغ بردگی انگلیس خونخوار بیصبرانه منتظرچنین روزی بودند آگاهانه همه اقوام باهم برابر و برادر تحت یک چتر واحد تحت قیادت رهبر قهرمانشان یعنی امان الله خان قدعلم نموده و بزور شمشیرآزادی سیاسی و استقلال کشور خود را حاصل نمودند.با شکست انگلیس شاه امان الله غازی با عقد معاهدات مورخ ۸آگست ۱۹۱۹م و ۲۲نومبر۱۹۲۲م افغان و انگلیس، شاه امان الله بحیث پادشاه افغانستان آزاد و مستقل درجهان شناخته شد.و در ماده ۱۱معاهدات امضاء شده متذکره فوق در ارتباط  مناطق ماورای خط سیاهء دیورند چنین تحریر ګردیده که در ذیل به توجه خوانندګان محترم رسانیده میشود،این ماده بوضاحت نشان میدهد که هیچ نوع تعهدی که مبنی بر قبولی خط سیاهء دیورند باشد دیده نمیشود. بلکه تعهداتی منعقدین درباره مداخله و حل منازعات اقوام دوطرف خط میباشد نه قبولی خط ازطرف دولت شاهی افغانستان.
     
ماده یازده هم  معاهده.
"هریک از دولتین علیتین عاقدین خودشان را بالمقابل در خصوص حسن نیت دیګر و مخصوصآ در باب نیات خیر اندیشانه خود شان نسبت به اقوامیکه متصل حدود خودشان سکنی دارند مطمئن نموده از روی این ماده تعهد مینمایند که در آینده از عملیات نظامی که زیاد اهمیت داشته باشد و برای برقراری نظم در میان اقوام سرحدی که داخل دائره های خودشان سکنی دارند لازم نظر بیاید قبل از آنکه اینګونه عملیات شروع کرده شود یکدیګر را مطلع خواهند نمود".( ګرفته شده از اصل معاهده و عین متن ماده متذکره فوق در ماده ۱۱معاهده مؤرخ ۲۲ نومبر ۱۹۲۱م  نیز منعکس کردیده ).
اینست که قضیه مناطق اشغال شده ماورای خط سیاءه دیورند لاینحل باقی ماند و برادران و خواهران همزبان همدین و همکلتور ما را در مقابل تجاوز روسیه از طریق افغا نستان به هندوستان بحیث سپرآهنین تحت یوغ خود حفظ و افغانستان الی امروز لرهء بحری محروم ګشت.
بلی ملت قهرمان افغان به اتکاه بخداوند متعال و ایمان قوی شاه امان الله یکبار دیگر به جهانیان ثابت ساختند که هیچگاه یوغ غلامی را قبول نمیتواند و آنچنانکه آزاد خلق شده اند انشاالله آزاد خواهند زیست.
ا ما برای انگلیسها که در مقابل منافع شان آزادی انسانی وبشری و ریختن خون دیگران ارزش نداشت با امضاه ئی معاهده مؤرخ ۲۲نومبر۱۹۲۱م انګلیسها اشک تمساح میریختند  چنانچه یک انگلیس مینو یسد که:                       
 " قبلآ درعوض معاهدات رسمی به اساس تبادله مکاتبات مؤفقات صورت میگرفت اما قبولی و تضمین استقلال افغانستان با پزیرش لقب شاه درعوض امیر برای امان الله و آزادی تماس مستقیم افغانستان با لندن و کشورهای دیگر معاهدۀ تحقیر آمیز برای لندن بود چه برای آنچه ما در سابق خون ریخته بودیم از دست دادیم .هدف از توافقات گذشته ایجاد< بفرستت(حایل) بین هند و روسیه> تزاری و یا اشتراکی بود اما با سقوط روسیه تزاری حتی الی یکسال بعد از امضاۀ معاهده اکثرآ چنین تصور میکردند که دیگر خطری وجود ندارد و دولت ما فکر میکرد که از افغانستان مؤفق برآمدیم یعنی از تادیه کمک مالی سالانه و دفاع از افغانستان خلاص شدیم. درحالیکه ازافغانستان درمقابل تجاوز دفاع میشد نه بخاطر احترام گذاشتن به موافقه و یا معاهدۀ. چه این یک واقعیت انکارناپزیر است که بنابر موقعیت جغرافیائی ما, هیچ تعهدی نمیتوانست جلو اقدامات نظامی ما را بگیرد. بلی آنچه قابل تذکر است که ما قبلآ در صورت وقوع حوادث دست آزاد داشتیم و به اساس توافقات گذشته.امیر هیچگاه مانع رفتن صاحب منصبان ما برای مطالعه مناطق سرحدی شده نمیتوانست چه امیرعبدالرحمن خان انگلیس و روسیه را برای تربیه عساکر خود دعوت نمیکرد.آنچه از معاهده بدست آوردیم این بود که ما برای رسیدن به اهداف طویل المدت خود و تحولات اوضاع در کابل روابط خود را بحضور نمایندگی اروپائی درعوض مسلمان با افغانستان تحکیم مینمایم که حضور او درکابل روابط خود را با حضور نمایندگی اروپائی در عوض مسلمان با افغانستان تحکیم مینمایم که حضوراو دربین نماینده گان دیگر کشورهای اروپائی بهانۀ برای شورشیان در مقابل ما نخواهد شد"(ص ۲۸۳ افغانستان از دایروس الی امان الله)."(۲۸۳-۶).باید متذکر شد که رهبران روسیه بعد از انقلاب آکتور نیز آګاهی تام از مخالفت جهان اسلام خاصتآ کشورهای چون ایران،آسیایی مرکزی و افغانستان داشتند و میدانستند که جهان عیسویت کشورهای اسلامی خاصتآ کشورهای همسایه را در مقابل شان تحریک میکنند که برای شان دردی سری خواهد بود.لهذا رهبران روس نیز برای فریب مسلمانان سیع نمودند که سوسیلزم را مطابق هدایات قرآنی معرفی نماید.
"چنانچه وقتی شاه امان الله بتاریخ ۷ اپریل ۱۹۱۹ طی مکتوبی از لینن تقاضایی برقراری روابط دوستانه بین افغانستان و روسیه را نمود،رئیس جمهور روسیه قبل از اینکه به مکتوب دوستانه شاه امان الله جواب بګوید به شعبه تبلیغات شرقی بنام براوین Brawin در تاشکند هدایت داد که یاد داشتی عنوانی برکت الله ارسال شود که قرار وعده جزوهء را راجع به سوسیالیزم در قرآن تحریر وبدون تأخیر به تعداد صدهزار جلد به لسانهای فارسی وهندی چاپ و توسط حامل مخصوص به عجله ارسال شود" (۱۳۵-۷).
با ختم جنګ جهانی دوم انګلیسها هند را برخلاف خواست مهاتما ګاندی و خان عبدالغفارخان که خود را افغان میګفت و لقب (فخر افغان) را از طرف غازی امان الله خان ګرفته بود به اساس یک ریفراندوم بدو کشور مستقل هندوستان و جمهوری اسلامی پاکستان را که بنګاله دیش نیز جز آن بود در منطقه تقسیم و برای پاکستان بحیث حافظ منافع ستراتژیک انګلیس و اضلاع امریکا در منطقه صلاحیت عام و تام دادند. اما آکثر مردم ماورایی خط سیاهء دیورند به رهبری خان عبدالغفارخان و دیګر بزرګان پشتون و بلوچ با مخالفت جدی در ریفراندوم اشتراک نکردند و نمیخواستند که مناطق غصب شده انګلیس مربوط پاکستان شود و بنابر همین مخالفت خان عبدالغفار خان بود که دولتهای پاکستان او را چندینبار زندانی و سیع نمودند که به مرور زمان نام اورا در تاریخ پاکستان کمرنګ سازند و حتی از بین بردارند.در فلم پادشاه خان که به حمت یک خانم  کانادائی ساخته شده جنرال مشرف میګوید که "ما عبدالغفار خان را نمی شناسیم او هیچ خدمت در راهء آزادی پاکستان نکرده لهذا او در تاریخ پاکستان جای ندارد"همچنان در فلم نشانداده میشود که در مراسم جنازه عبدالغفارخان در جلال آباد دولت پاکستان به حکم بادران  خود یک موتر لاری را در عمل تروریستی با بمب تعبیه شده منفجر و چندین نفر مظلوم وبیچاره عزادار را بخاک و خون میکشاند.
همچنان سردار شاه محمود خان صدراعظم دولت شاهی افغانستان بتاریخ ۳۱جولای ۱۹۴۷م در لندن با دلیل اینکه معاهدهء دیورند با هند بریتانوی امضاء ګردیده آنرا باطل اعلان کرد.
همچنان در لویه جرګه عنعنوی نومبر ۱۹۵۵م با کمال جدیت و احساسات عالی از حقوق حقه برادراان و خواهران پشتونها و بلوچهای ماورایی خط سیاهء دیورند دفاع و اعمال پاکستان جدی تقبیح و خط دیورند مردود دانسته شد.
اینک از لابلای مطالب فوق به نتیجه میرسیم که:
۱-با ارائیه تفصیلات فوق هرسه معاهده که بالاخره در یک معاهده خط سیاه و مردود دیورند ګره خورده بزور برچه از طرف یک دولت مستبد توسعه طلب استعمارګر انګلیس و معاملګریهای پشت پرده با روسیه تزاری وقت بالای یک رهبر مستعمره انګلیس طرح ریزی ګردیده که از اول و الی امروز مردود و طرف قبول برادران و خواهران هردو طرف خط سیاهء دیورند نمیباشد.همچنان،معاهده خط دیورند حق مالکیت انگلیس را بر مناطق اشغال شده تثبیت نمی کند بلکه خط فاصل بین دو طرف معامله برای تجاوز بر یکدیگر بود.( ماده یازده معاهده ۲۲نومبر۱۹۲۱م)
۲- ساحه جدا شده حیثیت اجاره را در مقابل تادیه ۱۸ لک کلدار در هر سال دارد نه خرید مناطق اشغال شده به این معنی که مردم مناطق ماورای خط سیاۀ دیورند نیز چون دیگر مناطق همه ساله  مالیه ده  امارت امیر عبدالرحمن خان بودند چون با کشیدن خط  سیاۀ دیورند تادیه مالیه قطع میشد لهذا برای جبران خساره  ازدیاد مبلغ شش لک کلدار را در عوض مالیه مناطق تصرف شده به امیر قبول نموده بودند. یعنی انگلیسها درعوض مردم منطقه مالیه میپرداخت که عین مطلب در موقع مذاکرات عقد معاهده ګندمک از طرف انګلیسها پیشنهاد ګردیده.     
۳- به اساس قوانین وضع شده انگلیس درهند در قراردادها  و معاهدات ضرورت به تعیین میعاد اعتبار معاهده نبود یعنی  به اساس عرف ساخته و بافته انگلیسها هر اجاره دار و یا کرایه نشین در مقابل تأدیه مبلغ تعیین شده،مالک جایداد حق مالکیت خود را بر ملک خود برای صد سال از دست می داد و عرف به مرور زمان حیثیت قانون را بخود گرفته بود  و حتی محاکم عدلی نمی توانست در مورد اقدامی نماید مگر آنکه اجاره دار و یا کرایه نشین مبلغ تعیین شده اجاره و یا کرایه را نمی پرداخت و یا به خواست خود آنرا ترک می گفت و یا صد سال تکمیل میشد  و حتی مالک حق ازدیاد اجاره و یا کرایه را نداشت ولو اگر نظر به شرایط وقت اجاره و یا کرایه بلند هم میرفت. بخاطر دارم که دیپلوماتهای مقیم در هند الی بیست وسه سال قبل از این قانون غیرعادلانه استفاده و نمایندگی های سیاسی و تجارتی وقتی منزل را برای کارکنان خود به کرایه می گرفتند با تبدیل شدن یک عضوه فورآ به عضوه جدید بدون تزائید کرایه تسلیم داده می شد. انگلیسها عین معاملات اجاره را با شهزاده نشینان هندوستان و همچنان با هندیهای بومی امریکا و کانادا نیز کرده اند که در هند با ترک انگلیسها سرحدات تعیین شده شهزاده نشینان در همریخت و همه جزهء یک هندوستان بزرگ شدند و نیز در امریکا و کانادا هندیهاNative Indian ها   با اقامه دعوی باختم صد سال ملکیتهای خود را تصاحب می شوند.و همچنان روی همین گونه معامله و یا تعامل  بود که دولت چین با ختم صد سال هانگ کانگ را از  دولت انگلستان متصرف گردید. 
۴- بخاطر داریم که اضلاع متحده امریکا برای شکست کمونیزم و اتحاد جماهیر شوروی وقت، جدا شدن المان غربی و المان شرقی را که بحیث دو کشور مستقل با دیوار برلین از هم جدا و در ملل متحد به رسمیت شناخته شده بودند و هریک در سازمان ملل متحد و جهان بشمول اضلاع متحده امریکا نماینده ګی های سیاسی داشتند صدای جدا شدن دو المان را با تخریب دیوار برلین بلند مینمودند  شخصی رانلد ریګان رئیس جمهور امریکا آقای  ګورباچوف منشی عمومی حذب کمونست اتحاد جماهیر شوروی را مخاطب قرار داد و ګفت که:Tear down this wall یعنی این دیوار را تخریب کن و امروز با سیاست دو رویه خود خط ای را که از طرف یک ابرقدرت وقت به زور بالای دست نشانده خود تحمیل کرده بود و مردم هردوطرف آنرا برسمیست نمی شناسند و هر روزه در طول تاریخ به صدها نفر بدون پاسپورت از خط نامنهاد عبور ومرور میکنند میفرمایند که خط شناخته شده بین المللی است.
۵-همچنان اګر خط سیاهء دیورند یک سرحد بین المللی بین افغانستان و پاکستان میبود پس چرا در ابت آباد تحت رهبری مستقیم سی،آی،ای طیارات غول پیکر امریکائی با تعدادی از قوای بحری امریکا از افغانستان پرواز و بدون اجازه دولت پاکستان در داخل و اطراف تعمیر اسامه بن لادن فرود آمدند و اسامه بن لادن را بقتل رسانیدند واعلان کردندند که جسدش را بعد از ادای نماز جنازه به بحر انداختند؟.
 امید با ارائیه تفصیلات فوق الذکر که انګیزه اصلی آن مطرح نمودن موضوع شناسائی خط سیاهء دیورند از چندین سرنائی اضلاع متحده امریکا وتائید آن از طرف مقامات پاکستانی  بود خواستم بنابر وظیفه وجدانی،افغانی،اسلامی،ملی و تاریخی خود بحیث یک فرزند آن مادروطن عزیز که درآغوشش پرورده و امروز از برکت آن مادر قلم بدست و صاحب زبان شده ام نباید خاموش باشم و امروز که میشنوم خواهران و برادران بیدفاع و مظلومم در هر دوطرف خط سیاه و ننګینی دیورند هر روز به خاک و خون کشانیده میشوند و یا چون سرنشینان کشتی شکسته در حال غرق شدن اند و برای نجات حیات آبرومندانه خود و مادر به هرطرف دست و پا میزنند. خود را مکلف دانستم که اندیشه های خود را با  ارائیه سوابق تاریخی آن که منشه و اساس آن دسائیس انګلیس و روسیه  در شرایط همان زمان و وقت بود به هموطنان خیر اندیش خود شریک سازم. و به تأکید عرض میدارم و من به این باورم که نزد قدرتهای بزرګ اګر در آن وقت منافع خودشان نسبت به منافع ملت افغان و افغانستان عزیزما فوق همه مسائیل دیګر انسانی و بشری بود امروز نیز آنچه به منافع خود شان باشد مهمتر و فوقتر از ملت مظلوم افغان و افغانستان عزیز ما میباشد، ما باید هوشیار باشیم و فریب کلمات نرم و چرب کیسه بران امروزی را نخوریم و دولتمردان ما با آموزش از تاریخ و دسایس قدرتهای بزرګ وقت  بدون خم کردن کمر به زورو زر باید با درک مسؤلیتهای ملی،افغانی و تاریخی آنچه را انجام نمایند تا خدا ناخواسته اشتباه هات ګذشته تکرار نشده نزد نسلهای امروزی و آینده مادروطن شرمسار نباشند.
در اخیر با توضیحات فوق به تأکید عرض میدارم که تمام مناطق اشغال شده افغانستان در ماورای خط سیاه و تحمیلی دیورند به دلایل فوق مربوط به افغانستان است حال حق تصمیم نهایی مربوط به ملت نجیب افغان و خواهران و برادران پشتون و بلوچ که در ماورای خط دیورند قرار دارند می باشد نه از من و برادر و یا خواهر دیگر موضوع باید بسیار عاقلانه برویت سوابق تاریخی بدون در نظرداشت مسائیل قومی،مذهبی،زبانی و منطقوی با درک مسؤلیتهای افغانی، ایمانی،وجدانی،اسلامی، شرایط وقت امضاهء معاهده دیورند،َ موجودیت یک دولت ملی در افغانستان  و شرایط امروزی و آینده در افغانستان، منطقه و جهان با تفاهم و معقولیت تام در یک کانفرانس بین المللی بشمول نمایندگان واقعی ملت افغانستان و برادران و خواهران پشتون و بلوچ ماورای خط دیورند تصمیم گرفته شود.
همچنان بی مورد نخواهد بود که جهت معلومات خوانندګان نهایت عزیز و ګرامی یکی از نصایح امیر عبدالرحمن را که به  اخلافش نموده به توجه شما عزیزان نیز برسانم که قرار ذیل است:
موضوع دیګری که مثل احداث خطوط آهن دارای اهمیت خاص میباشد و عامل عمده و مهم انکشاف و ثروتمندی کشور میباشد عبارت است از بلند بردن حیثیت ملت و مدنی ساختن آن میباشد و آن اینستکه با جهان بیرونی در تماس شود. مطلب من اینست که افغانستان جای پای را در بحر بدست آورد.وبندری را برای تخلیه و بار نمودن کشتی خود در کنار جنوب غرب افغانستان بسیار نزدیک به خلیچ فارس و بحر هند صحرای ریګی را که فعلآ بی اهمیت است اما در واقعیت بسیار با ارزش است ضم افغانستان و کشور را متصل به بحر ببینم. مګر فرصت آن نرسیده.و هنوزهم  فرصت آن نرسیده که در این مورد تأکید کنم اما در صورتیکه دوستی موجوده بریتانیا کبیر و افغانستان بیشتر تقویه و مستحکم وافغانستان چنان طرف اعتماد انګلستان قرار ګیرد و با در نظر داشت منافع مشترک بتوانند افغانستان را سد مستحکم بین روسیه و هند بسازد. برای آنها بسیار آسان خواهد بود که این قسمت کوچک زمین را بحکومت افغانستان در عوض انجام خدمات یا امتیازات دیګری و یا شاید با حفظ تصاحب شان بالای این پارچه زمین و تادیه یکمقدار پول بشکل عواید سالانه واګذار شوند. اګر افغانستان راه بحر پیدا کند در آن هیچ شکی نیست که کشور ثروتمند و بسرعت انکشاف نموده و برای همیشه مرهون احسان بریتانیا کبیر در مقابل دادن چنین امتیاز خواهد بود"(۷۶-۷).

 


سازمان ملل، فلسطین را به عنوان یک کشور به رسمیت شناخت

علیرغم مخالفت شدید آمریکا و اسرائیل، اعضای سازمان ملل متحد با ۱۳۸ رای موافق به ارتقاء وضعیت تشکیلات خودگردان فلسطینی از "نهاد ناظر" به "کشور ناظر غیرعضو" موافقت کردند.
 
Shirin Naziry
http://www.facebook.com/#!/voiceofwomenafg                            

 

رئیس جمهور کرزی در مورد دوام خشونت علیه زنان ابراز نگرانی کرد

 


قتل فجیع یک دختر نوجوان در شمال کشور

زکریا ناصری – بغلان چهارشنبه ٠٨ قوس ١٣٩١ ساعت ١٦:٠٤ 
مقام های محلی در ولایت قندوز می گویند که افراد ناشناس، روز دوشنبه هفته جاری یک دختر نوجوان را در ولسوالی امام صاحب این ولایت سربریدند.

امام الدین قریشی، ولسوال امام صاحب ولایت قندوز به خبرگزاری بخدی گفت که این دختر 14 ساله "گیسونه" نام داشته است

افراد ناشناس، یک دختر نوجوان را در ولسوالی امام صاحب ولایت قندوز سربریدند
به گفته او گیسونه در اوایل صبح روز دوشنبه، زمانی که از خانه برای آوردن آب بیرون رفته بود از سوی افراد ناشناس، به قتل رسیده است
قندوز در شمال کشور از ولایاتی است که اخیرا شمار زیادی از موارد خشونت علیه زنان و دختران، در نهادهای دولتی این ولایت به ثبت رسیده است
افزایش روز افزون خشونت علیه زنان و دختران در کشور نگرانی شماری از فعالان جامعه مدنی، نمایندگان مردم در ولسی جرگه و نهادهای مدافع حقوق بشر را به دنبال داشته است
مسوولان امنیتی ولایت قندوز می گویند که تا کنون دو تن را به اتهام این رویداد بازداشت کرده اند
به گفته آنان تحقیقات در مورد انگیزه قتل از سوی ماموران امنیتی آغاز شده است
نورالرحمن، پدر گیسونه به خبرگزاری بخدی گفت: "پیشتر برخی از اقارب مان برای خواستگاری دخترم آمده بودند اما از سوی ما و گیسونه رد شده بودند"
او تاکید کرد: "احتمال می رود که این افراد اقدام به سربریدن دخترم کرده باشند"
نادره گیاه، رییس امور زنان ولایت قندوز به خبرگزاری بخدی گفت که در جریان 9 ماه گذشته، 11 مورد قتل زنان در این اداره ثبت شده است
او تاکید کرد که تاکنون شماری نیز به اتهام دست داشتن در این قتل ها دستگیر شده اند

براساس آمارهای ارایه شده، در جریان سال جاری 60 مورد خشونت علیه زنان در اداره امور زنان این ولایت ثبت شده است
مسوولان وزارت صحت عامه نیز پیشتر در مراسم روز جهانی منع خشونت علیه زنان، از عالمان دینی، دانشجویان و مقام های دولتی خواستند تا برای محو این پدیده تلاش کنند
به گفته آنان در جریان سال جاری آمار خشونت های شدید بر ضد زنان و دختران افزایش چشم گیری یافته است
خبرگزاری بخدی
 
Shirin Naziry
http://www.facebook.com/#!/voiceofwomenafg                                                                                             

 


"وضع جسمی نسرین ستوده به مرحله خطرناک رسیده است"

سه شنبه 13 - 27 نوامبر 2012م  دبی- العربیهرضا خندان همسر نسرین ستوده ، وکیل دادگستری که در زندان اوین تهران به سر می برد، با هشدار نسبت به وضعیت جسمی همسر خود خاطرنشان کرده است که وضع جسمی او به مرحله خطرناک رسیده است.

رضا خندان سه شنبه 27-11-2012 در صفحه فیس بوک خود نوشته است: "نسرین از دیروز که وارد چهل و یکمین روز اعتصاب غذا شده است وضع جسمی اش به مرحله خطرناک رسیده است."
نسرین ستوده که از تاریخ 17 اکتبر 2012 دست به اعتصاب غذا زده است. در واکنش به "آزار و اذیت خانواده‌اش توسط مقامات و محدودیت حق ملاقات وی" اعتصاب غذا کرد.
رضا خندان ادامه داده است که نسرین ستوده دوشنبه "به بهداری منتقل شده است و از این به بعد قرار شده است که هر روز به بهداری برود. فشارش آنقدر پایین بوده است که شخصی که فشار خونش را اندازه گیری کرده نتوانسته اندازه اش را به او بگوید."
همسر نسرین ستوده تاکید کرده است: "مسولین قوه قضاییه می‌ توانند همه چیز را انکار کنند اما واقعیت همیشه مثل آوار بر سر کسانی که خود را به بیراهه می زنند آوار می شود. توجیه و فرافکنی و پاک کردن صورت مسئله هم مشکل را حل نخواهد نمی کند."
رضا خندان خاطرنشان کرده است: "نسرین خواسته غیرقانونی ندارد.او میگوید: چرا بچه ی 12 ساله ی ما را به خاطر مادر مجازات می کنید!!؟"
نسرین ستوده ستوده اعتصاب غذای خود را پس از شنیدن اینکه مقامات قوۀ قضاییه دختر 12 سال‌اش را احضار کرده اند تا به وی تفهیم کنند که اجازۀ سفر به خارج از ایران را ندارد، آغاز کرد.
نسرین ستوده به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر به تحمل 6 سال حبس تعزیری، 20 سال محرومیت از وکالت و 20 سال ممنوعیت خروج از کشور و به جرم تظاهر به بی حجابی به 50 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
Shirin Naziry


کشته شدن ۱۷ بانو عروسی را به ماتم تبدیل کرد

یک موتر نوع کاستر که از شهر فراه عازم ولسوالی پشت رود این ولایت بود در مسیر راه با ماین کنار جاده ای برخورد کرد و تمام سرنشینان آن کشته و زخمی شدند.
مسوولان محلی در این ولایت میگویند به جز راننده تمام سرنشینان این موتر که عازم مراسم عروسی بودند زنان و اطفال بودند.
در این حادثه ۱۷ خانم که همه از نزدیکان داماد بودند کشته و ۱۲ تن دیگر زخمی شدند که وضعیت شش تن آنها وخیم می باشد.
عبدالرحمن ژوندی سخنگوی والی فراه میگوید این ماین به تازه گی از سوی گروه طالبان در آن منطقه کار گذاری شده بود که از راه دور کنترول می شد.
او میگوید با اینکه طالبان اطلاع داشتند که افراد ملکی در این موتر هستند اما باز هم ماین را از دور انفجار دادند و باعث این حادثه خونین شدند.
به گفته او زنان و کودکان زخمی شده این رویداد در شفاخانه شهر فراه تحت تداوی قرار دارند.
در این رویداد یک کودک نیز کشته و راننده موتر هم جان باخته است.
شریف احمد یک تن از نزدیکان داماد که خواهر، خانم و مادرش را از دست داده است میگوید این یک حادثه خونین است که بالای قوم ما رخ داده است.
او در حالی که اشک می ریخت و در شفاخانه شهر فراه بود فریاد می زد که ما بیگناه بودیم چرا قوم ما کشته شود.
او دولت را مقصر این رویداد عنوان می کند چرا که به گفته او فعالیت طالبان در این اواخر افزایش یافته اما هیچ توجه ای برای از بین بردن آنها صورت نمی گیرد.
در همین حال  حامد کرزى رئیس جمهور افغانستان و فرمانده ناتو این رویداد را محکوم کرده اند.
دراعلامیۀ دفتر مطبوعاتى ریاست جمهورىۍ که امروز(٢٧ عقرب) به رسانه ها ارسال شده است  آمده که حامد کرزى رییس جمهور کشور، این حادثه را با الفاظ شدید تقبیح نموده است.
بر اساس معلومات منبع، حامد کرزى این عمل را غیرانسانى و کار مزدوان اجانب دانسته،  که در مسیر رفت و آمد مردم ملکى، ماین را جابجا میکنند.
کرزى افزده است: "تروریستان با چنین اعمال خود؛ ثابت ساختند که چنان بزدل و جنایتکاراند که از کشتن اطفال و زنان هم دریغ نمیکنند."
ازسوى دیگر، سفارت امریکا درکابل نیز این حادثه را تقبیح نموده و از قتل افراد ملکى، ابراز نگرانى کرده است.
همچنان نیروهاى آیساف مستقر در افغانستان نیز نگرانى خود را نسبت به وقوع این حادثه را ابراز داشته و آنرا تقبیح کرده اند.
تاکنون هیچ گروه ای مسوولیت این رویداد خونین را به دوش نگرفته است اما مقام های محلی در فراه تاکید می کنند که گروه طالبان عامل اصلی کار گذاری ماین می باشند. 
Shirin Naziry

 


شش میلیون کودک افغانستان، خیابان گرد هستند

  29 عقرب 1391 خورشیدی بست باستان 
وزارت کار و امور اجتماعی با بیان این مطلب می گوید که این وزارت تا به حال سه میلیون از این افراد را تحت پوشش برنامه های حمایتی قرار داده است.
امروز نوزده نوامبر برابر است با روز جهانی رفع خشونت علیه کودکان. در همین راستا مجمع کاروان تغییر که شامل 46 نهاد جامعۀ مدنی می شود، کمپاین نوزده روزۀ خود را که به هدف رفع خشونت علیه کودکان راه اندازی کرده بودند، به پایان رساندند.
علی افتخاری سخنگوی وزارت کار، امور اجتماعی، شهدا و معلولین در یک نشست خبری گفت که در حال حاضر حدود شش میلیون کودک بی سرپرست در افغانستان وجود دارد که این وزارت در سال های گذشته توانسته سه میلیون این افراد را تحت پوشش قرار دهد.
رحیم جامی عضو کاروان تغییر، سوء استفاده از کودکان در قاچاق مواد مخدر، سوء استفادۀ جنسی و مسمومیت کودکان در مکاتب را از موارد مروج خشونت علیه کودکان عنوان کرد.
وی از دولت خواست تا به قوانین نافذۀ کشور متعهد باشد و در راستای رفع خشونت علیه کودکان بدون در نظر داشت مصلحت ها، تلاش کند.
او همچنان گفت که دولت باید جلوی جذب افراد زیر هژده سال را در نهادهای امنیتی بگیرد و همچنان دولت، خانواده ها و علمای کرام، باید در راستای تأمین حقوق کودکان و جوانان تلاش کنند.
جامی همچنان از مجلس نماینده گان خواست تا با آوردن تعدیل در بعضی قوانین مربوطه، در راستای حمایت از حقوق کودکان تلاش کنند و حکومت نیز باید آن عده افراد را که حقوق کودکان و جوانان را زیر پا می گذارند، بازداشت کرده و به محکمه بکشاند.
وی اظهار داشت که دولت باید جلوی استفاده های منفی از تکنالوژی توسط جوانان و کودکان را بگیرد و تلاش کند تا از آن در راستای پیشرفت و ترقی کشور استفاده شود.اوهمچنان از مخالفان مسلح دولت خواست تا از کودکان در صفوف جنگ استفاده نکنند.
سخنگوی وزارت کار امور اجتماعی گفت که در حال حاضر هشتاد مرکز خصوصی و دولتی پرورش کودکان در کشور فعالیت می کند.
وی افزود که این وزارت دسال آینده استراتیژی حمایت ازکودکان کارگرراعملی میکند که درآن حمایت های بیشتری ازکودکان بی بضاعت صورت می گیرد.
یکی از مؤسساتی که در این کمپاین حضور داشته است، مؤسسۀ آشیانه است که به هدف حمایت از کودکان فعالیت می کند.
انجینر یوسف رییس این مؤسسه به بست باستان گفت که این مؤسسه در ولایات کابل، پروان، مزار شریف، هرات، بدخشان و گردیز کار می کند و بیش از یازده هزار کودک را تحت پوشش خود قرار داده است.
وی افزود که این مؤسسه در راستای خدمات تعلیمی، آگاهی کودکان از حقوقشان، تعلیمات صحی و دادن مواد غذایی به این کودکان کار می کند و در سه سال گذشته حدود پنج صد هزار یورو را از اتحادیۀ اروپا دریافت نموده است.
سلطان یکی از کودکانی که شامل در مؤسسۀ آشیانه است می گوید: «من یک طفل کارگر بودم و آن ها من را به اینجا آوردند و حالا هم به من درس می دهند و هم مقداری مواد غذایی به خانواده ام کمک می کنند.»
 

مرگ '۴۷ کودک' در تصادف اتوبوس با یک قطار در مصر

بر اساس اعلام مقامات رسمی مصر، به دنبال برخورد یک قطار و اتوبوس در جنوب قاهره، پایتخت، نزدیک به ۴۷ کودک که بین چهار تا شش سال داشتند، کشته شده‌اند

این سانحه در استان مرکزی اسیوط مصر رخ داد

 

گزارش شده است که اتوبوس، حامل حدود ۶۰ کودک یک مهدکودک بود که در نزدیکی

شهرک منفلوط در حدود ۳۵۰ کیلومتری جنوب قاهره و در زمان عبور از ریل راه آهن با قطار برخورد کرده است

حسیب عمار خبرنگار بی بی سی فارسی در مصر می گوید که والدین کشته شدگان و صدها تن از نزدیکان آنها در همان شهرک منفلوط دست به تظاهرات زده اند و خواستار اعدام مسببان سانحه شده‌اند

هشام قندیل، نخست وزیر مصر رهسپار استان اسیوط شده است

رسانه‌های دولتی مصر گزارش داده‌اند که به دنبال این سانحه محمد رشاد المتینی، وزیر حمل و نقل مصر و مصطفى قناوی، رئیس راه آهن استعفا کرده اند. محمد مرسی، رئیس جمهور مصر استعفای وزیرحمل ونقل را پذیرفته است

سخنگوی ریاست جمهوری مصر گفته است که آقای مرسی، به نخست وزیر، وزیر بهداشت و وزیر دفاع و همچنین استاندار اسیوط دستور داده است که امکانات لازم را در اختیار مجروحان حادثه و خانواده قربانیان قرار دهند

بی بی سی

روزنامه‌نگار افغان برنده جایزه خبرنگار شجاع مرکز بین‌المللی خبرنگاران

سمیع مهدی، روزنامه نگار افغان جایزه بین‌المللی روزنامه‌ نگاری نایت یا خبرنگار شجاع سال ۲۰۱۲ را دریافت کرد

این جایزه هر سال از سوی مرکز بین‌المللی خبرنگاران (ICFJ) به روزنامه‌ نگاری اهدا می‌شود که در کار خود "منحصر به فرد" عمل کرده باشد و کار این روزنامه‌نگار موجب تغییرات در زندگی مردم شده باشد

مرکز بین المللی خبرنگاران اعلام کرده است:" سمیع مهدی مسئول بخش خبر تلویزیون یک در افغانستان چشم‌انداز رسانه‌ای افغانستان را متحول ساخته است و یکی از معتبرترین منابع خبری در این کشور به شمار می‌رود"

این مرکز افزوده :" دو برنامه 'مناظره کابل' و 'نقاب' که از سوی آقای مهدی تهیه می‌شوند، نقش بی نظیری در پرداختن به بحث شفافیت و حقوق زنان در افغانستان داشته اند"

مراسم اهدای جایزه

آقای مهدی جایزه بین المللی نایت را شب سه شنبه (۱۳ نوامبر) در مراسمی در واشنگتن پایتخت آمریکا دریافت کرد

در کنار سمیع مهدی، قاسم محمد خبرنگار اهل سومالیا نیز به دلیل گزارش ‌دهی "منحصر به فردش در مورد دزدان دریایی سومالیا" جایزه بین المللی نایت را دریافت کرد

در این مراسم که ۵۰۰ نفر از اهالی رسانه شرکت داشتند، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا در پیام ویدئویی از برندگان امسال جایزه بین المللی نایت تقدیر کرد

جایزه بین‌المللی نایت هر سال از سوی مرکز بین‌المللی خبرنگاران (ICFJ) به روزنامه‌ نگاری اهدا می‌شود که در کار خود "منحصر به فرد" عمل کرده باشد

خانم کلینتون گفت:" روزنامه نگاران سوالهای دشواری می پرسند، به محروم ترین و دورترین مکانهای جهان سفر می کنند و جان خود را هر روز به خطر می اندازند اما حقایقی را برملا می سازند که پنهان ماندن آنها فاجعه می آفریند"

آقای مهدی نیز با سپاسگذاری از مرکز بین المللی خبرنگاران در بخش از صحبت‌های خود به نگرانی‌ها در مورد آزادی بیان پس از سال ۲۰۱۴ در افغانستان اشاره کرد

آقای مهدی گفت:" ما خبرنگاران نگران هستیم که آیا پس از خروج نیروهای بین المللی از افغانستان در سال ۲۰۱۴ این سطح از آزادی بیان در افغانستان تداوم خواهد داشت. من در مورد آینده نگرانم"

پیش از این مسعود حسینی، عکاس خبرگزاری فرانسه در کابل، نخستین افغان بود که در ماه آوریل جایزه پولیتزر را گرفت

رسانه‌های مستقل در افغانستان در سالهای اخیر شاهد پیشرفت‌های زیادی بوده اند و در یازده سال گذشته بیشتر از ۵۰ شبکه تلویزیونی و بالاتر از ۱۰۰ ایستگاه رادیو در سراسر افغانستان فعالیت ایجاد شده اند

بی بی سی 


ملکه بریتانیا به خدمتكارخود کمترازحداقل دستمزدها حقوق پرداخت می کند

پنجشنبه 15 نوامبر 2012م دبی-العربیه
الیزابت دوم ملکه بریتانیا دراطلاعیه ای اعلام کرد خواستاریک خدمتكار است که بتواند در قبال دریافت ساعتی 7.45 پوند 30 ساعت درهفته برای اوکارکند.
به گزارش روزنامه دیلی میرور این مبلغ 78 پنس کمتر از میزان رسمی حداقل دستمزدها در بریتانیا است.
بر اساس این گزارش، اطلاعیه ملکه بریتانیا باعث شگفتی بسیاری از مردم این کشور شده است به ویژه اینکه الیزابت دوم حتی مکانی برای سکونت خدمتکار مورد تقاضایش در نظر نگرفته است . 
پارلمان بریتانیا ، حداقل دستمزدها در ازای یک ساعت کار در این کشور را 8.55 
پوند تعیین کرده است. 
روزنامه میرور بریتانیا در ادامه می نویسد ، خدمتکار مورد نظر ملکه الیزابت روزانه از ساعت هشت تا یک بعد از ظهر مشغول بکار خواهد شد . 
گرام موریس یکی از مدافعان افزایش حقوق کارکنان در گفت و گو با روزنامه دیلی میرورگفته است:" ملکه بریتانیا حقوق بسیار بالایی را از اموال عمومی این کشور دریافت می کند و در مقابل باید دستمزد کارکنانش را کامل پرداخت کند."
از سوی دیگر سخنگوی کاخ باکینگهام در واکنش به این اعتراض ها گفته است که شیوه پرداخت دستمزد کارکنان قصرملکه را مورد بررسی قرار خواهیم داد." 
گفتنی است که شمارکارکنان کاخ باکینگهام به 
250 نفرمی رسد ، اما مقامات این کاخ گفته اند که به تعداد بیشتری ازکارکنان مانند نظافتچی و راننده نیاز دارند   . 
Shirin Naziry

 


شهزاده عادله دخترملک عبداله بن عبدالعزیزآل سعود حجاب را کنارگذاشت

15 /11 / 2012 العربیه دبی 
این اقدام شاهزاده عادله، مخالف اعتقادات وهابیت و عرف و تقالید عربستان سعودی   است. او پیش از این نیز در مراسم مختلف حضور یافته بود اما همواره روسری برسر داشته است.
سایت های خبری جهان عرب شب گذشته با انتشار تصویر دختری بی
 حجاب، از کشف حجاب شاهزاده «عادله» دختر «ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود» پادشاه عربستان سعودی خبر دادنداین سایت های خبری ضمن انتشار این عکس، اعلام کردند که این عکس در مدت زمان بسیار کوتاهی، با سرعت بسیار زیاد در صفحات شخصی در سایت های اجتماعی منتشر شده و در کمتر از یک ساعت بیش از یک میلیون مخاطب و بیننده کسب کرده استگفته می شود دراین عکس، دختر پادشاه کشوروهابیت بدون نقاب وحتی بدون حجاب و با موهایی طلایی رنگ، ظاهر شده که اقدامی بی سابقه به شمارمی رودبه نوشته این سایت های عرب زبان، این اقدام شاهزاده عادله، مخالف اعتقادات وهابیت و عرف و تقالید عربستان سعودی است. او پیش از این نیز در مراسم مختلف حضور یافته بود اما همواره روسری بر سر داشته است. این اولین باری است که عکسی بی حجاب از وی منتشر شده استقابل ذکر است وی چندی پیش در گفتگویی با نشریه فرانسوی لوفیگار اظهاراتی علیه نوع حجاب در عربستان بیان کرده بود و حجاب زنان سعودی را یک فرهنگ محلی که ریشه در قبایل عرب دارد و نه اسلامی – دینی دانسته بودوی در آن گفتگو، همچنین از به ازدواج در آوردن دختران زیر 18 سال با مردان میانسال و یا پیر به شدت انتقاد کرده و این کار را نیز از عادات و تقالید قبال قدیمی عرب دانسته بود.  
Shirin Naziry

 

انتقاد روزنامه نگاران افغان از سخنان اخیر حامد کرزی

 

اتحادیه ملی و اتحادیه آزاد خبرنگاران افغانستان از اظهارات اخیر رئیس جمهور حامدکرزی در مورد رسانه‌ها انتقاد کرده و آنرا خلاف مواد قانون رسانه‌های همگانی افغانستان خوانده اند

حامد کرزی، اخیرا در نشست شورای وزیران افغانستان گفته بود که نشرات شماری از رسانه ها علیه منافع ملی، صلح و ثبات افغانستان است

دفتر اداره امور افغانستان با نشر نامه خبری از رئیس جمهور کرزی نقل قول کرده که "نشرات برخی از رسانه ها در افغانستان در تضاد با منافع ملی افغانستان قرار دارد". اما در این نامه خبری از هیچ رسانه‌ای مشخصی که دست به چنین نشراتی زده باشد نام برده نشده است. رئیس جمهوری افغانستان به وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان دستور داده تا این مساله را با جدیت دنبال کند

حالا دو نهاد مهم خبرنگاری در افغانستان از این اظهارات رئیس جمهوری ابراز نگرانی کرده و آنرا سئوال برانگیز توصیف کرده اند

اخپلواک ساپی رئیس اتحادیه آزاد خبرنگاران افغانستان می‌گوید کارکرد رسانه‌ها باید بربنیاد قانون رسانه ها و قانون اساسی این کشور ارزیابی شود

او می افزاید "نگرانی این است که این اظهارات روشن نیست و آنگونه که لازم است در مورد آن وضاحت داده نشده است. به باور من خط نشراتی رسانه ها از پیش در قانون اساسی و قانون رسانه های همگانی پیش بینی شده و مشخص شده است. نیاز است تا حکومت کار کرد رسانه ها را بر بنیاد همین قوانین نافذه ارزیابی کند و با آنهایی‌ که تخطی می کند برخورد کند "

توسعه رسانه‌ها در افغانستان در ده سال گذشته یکی از مهمترین دستاوردها دوره جدید در این کشور خوانده می‌شود

اما سید مخدوم رهین وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان می‌گوید با رسانه هایی که "علیه منافع ملی" نشرات دارند، از طریق کمیسیون رسیدگی به تخطی‌های رسانه‌ای برخورد خواهد شد و با تمامی رسانه ها یکسان برخورد خواهد شد

آقای رهین گفت "کمیسیون تخلف‌های رسانه‌ای از ده‌ها شکایت گاهی مجبور شده که یک یا دو شکایت را به مراجع قانونی ارجاع کند. همین امروز (سه شنبه ۲ اکتوبر) در جلسات کمیسیون ما سه چهار قضیه مهم را از طریق تفاهم بین رسانه‌ها و بین کسانی که شکایت کرده بودند، حل کردیم. من به آزادی بیان در افغانستان متعهد هستم"

پیش از این اداره امنیت ملی افغانستان نیز برخی رسانه ها را متهم کرده بود که به نفع برخی کشور های خارجی نشرات دارند و این رسانه ها حمایت سازمانهای استخبارتی این کشور ها را نیز با خود دارند

این اداره از دو تلویزیون مشخص نام برد که از دو کشور همسایه افغانستان پول دریافت می‌کنند

توسعه رسانه‌ها در افغانستان در ده سال گذشته یکی از مهمترین دستاوردها دوره جدید در این کشور خوانده می‌شود و در حال حاضر ۱۵۰ رادیو، پنجاه شبکه تلویزیونی، صدها رسانه چاپی و چندین خبرگزاری غیردولتی در افغانستان فعال هستند. آمار دقیقی در باره تعداد خبرنگارانی که در این رسانه ها کار می کنند، وجود ندارد، اما برخی آمار تخمینی شمار آنها را تا حدود ده هزار نفر ذکر کرده است

بی بی سی 

نود سال بارادیو بی‌بی‌سی: پیام برای ۹۰سال آینده


بسیاری از شنوندگان، عکس‌هایی از خود و رادیوهایشان را برای بی بی سی فرستاده‌اند

دیروز چهارشنبه ۲۴ آبان (۱۴ نوامبر)، نودمین سالگرد آغاز به کار برنامه های رادیو بی بی سی در بریتانیا بود

به همین مناسبت، راس ساعت ۵ و ۳۳ دقیقه بعد از ظهر، تمام شبکه های رادیویی داخلی و بین المللی بی بی سی که در آن ساعت برنامه داشتند، برنامه یکسانی را پخش کردند

پیام های شنوندگان رادیو بی بی سی در داخل و خارج از بریتانیا برای شنوندگان ۹۰ سال آینده این رادیو که با موسیقی همراه بود؛ بخشی که شنوندگان رادیوی فارسی بی بی سی هم به نوعی در آن سهیم بودند

این برنامه حدود ۳ دقیقه است و در آن، پیام هایی به زبان انگلیسی و دیگر زبانها برای مردم ۹۰ سال آینده پخش می شود

از جمله پیام هایی از دو کودک، که یکی آرزو کرده در ۹۰ سال آینده هم مردم موسیقی را از یاد نبرند چون بدون آن سکوت بر ما چیره می شود، و دیگری که نگران گم شدن آدمهای ۹۰ سال آینده است چون معتقد است دنیای در ۹۰ سال آینده قطعا جای شلوغتری خواهد بود

قطعه ای که می شنوید، نتیجه کار هنرمندی است به نام دیمون آلبارن Damon Albarn و به دنبال آن می‌توانید گلچینی از پیام های شنوندگان بخش فارسی بی بی سی برای مخاطبان این رادیو در ۹۰ سال آینده را هم بشنوید

بی بی سی 


زن فقیری که دریک شب ثروتمند شد


Shirin Naziry

 

برای نخستین بار یک زن رییس اینترپل شد
پولیس اینترپل یک کمیسر پولیس زن فرانسوی را که مشهور به مبارزه با جرایم سازمان‌یافته در شهرهای بوردو و کرسیکای فرانسه است به عنوان نخستین رییس زن این سازمان انتخاب کرد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این افسر زن پولیس فرانسه به نام میری بالسترازی طی مجمع عمومی اینترپل در شهر رم ایتالیا به عنوان رییس پولیس اینترپل انتخاب شد.
اینترپل در صفحه خود در توییتر آورده است: میری بالسترازی از فرانسه نخستین زنی است که به عنوان رییس اینترپل برگزیده شد
بالسترازی 58 ساله در سال 1975 در فرانسه به عنوان یک کمیسر پولیس منصوب شد و هم اکنون معاون منطقه اروپای رییس کمیته اجرایی اینترپل است
وی به سبب اقدامات خود به عنوان مدیر پولیس قضایی فرانسه در شهر کرسیکا در دهه 1990 همزمان با بالا گرفتن منازعات گروه‌های تبهکار در این جزیره شناخته شده است
مانوئل والس، وزیر داخله فرانسه که چند روز پیش در مجمع عمومی اینترپل حضور پیدا کرد، گفت: بالسترازی یک مامور پولیس زن برجسته و افتخار پولیس فرانسه است. تجربه وی در زمینه جرایم سازمان‌یافته به وی در مبارزه با قاچاق مواد مخدر، گروه‌های مافیایی جنوب و شرق اروپا و همینطور خشونت‌های فزاینده سیاسی که نیازمند پاسخ بین‌المللی هماهنگ است کمک خواهد 

زنان شجاع افغانستان، کامگاری ها و ناکامی ها

 

مجله آمریکایی آتلانتیک فوزیه کوفی، عضو مجلس نمایندگان افغانستان و نامزد احتمالی

انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ این کشور را به عنوان یکی از متفکران شجاع ۲۰۱۲ برگزیده است

مجله آتلانتیک یکی از معتبرترین مجله های فرهنگی سیاسی آمریکاست که بیشتر از ۱۵۰ سال قدمت دارد. این مجله سالانه فهرستی از چهره های شاخص جهان را منتشر می کند که در سال ۲۰۱۲ یکی از این چهره ها فوزیه کوفی، نماینده مجلس افغانستان است

دست آوردهای نمادین؟

خانم کوفی تنهای زنی نیست که در این اواخر با این القاب توصیف شده است

ماه گذشته، فرخنده زهرا نادری، عضو مجلس نمایندگان افغانستان و فعال حقوق زنان جایزه صلح ملل متحد را بدست آورد

چند ماه قبل، نشریه آمریکایی"تایم" مریم درانی، یک عضو شورای ولایتی قندهار و دبیر رادیو "میرمن" در قندهار را به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره تاثیرگذار در جهان در سال ۲۰۱۲ انتخاب کرد

آنچه باید پرسید این است که آیا دستاوردهای این چنینی، تنها نمادین اند و یا زنان افغانستان واقعا توانسته اند سقف تبعیض را بشکنند و حضور خود را در عرصه‌های مختلف اجتماع هم از نظر سیاسی و هم از نظر اجتماعی ماندگار سازند؟

در ده سال گذشته، با روی کار آمدن نظام جدید و مساعد شدن زمینه کار در بیرون از خانه فعالیت های سیاسی‌-اجتماعی طیف بزرگی از زنان شدت گرفته است

جامعه افغانستان به شدت سنتی-مذهبی است

حضور زنان در رسانه ها و نهاد های مدنی و غیر دولتی در افغانستان برجسته شده و زنان پایه اصلی آموزش و پرورش افغانستان شده اند.

اینکه چقدر فعالان حقوق زن در کشور توانسته اند گستره فعالیت هایشان را از شهر های بزرگ به روستاها ببرند و جهت بهبودی وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان افغانستان موفق باشند، هنوز هم جای بحث دارد

داود راوش، استاد دانشکده فلسفه و جامعه شناسی دانشگاه کابل به این باور است که جامعه افغانستان روستانشین است و مکانیسم های اطلاع رسانی در این کشور پیشرفت چشمگیری نداشته است. مولفه های مدرن اجتماعی در افغانستان رشد هماهنگ نداشته اند و به این دلیل فعالیت های زنان تا حد زیادی در شهرهای کلان این کشور محدود مانده اند

به باور آقای راوش هنوز هم در بسیاری نقاط افغانستان روزنامه وجود ندارد، دسترسی به رسانه های صوتی و تصویری به دلیل نبود برق، محدود است و به همین دلیل پیام زنان به گوشه ها و روستاهای کشور نمی‌رسد

ناکامی در ایجاد جنبش سراسری

بعد از روی کار آمدن حکومت جدید پس از طالبان، کمک های بین المللی برای بهبود وضعیت زنان در افغانستان بیشتر شد. در همان آغاز کار، وزارت زنان ایجاد شد و نهاد های غیردولتی متعددی آغاز به کار کردند. تمام این فعالیت ها ناظران را برای آینده خوب زنان در افغانستان امیدوار می کرد

ولی با گذشت ۱۱ سال، با وجود امکانات قابل توجه یک جنبش منسجم با اهداف روشن برای بهبودی وضعیت زنان در افغانستان شکل نگرفت"در ده های گذشته، حس کار دواطلبانه وجود داشت،و فعالان حقوق زن، با مزد بسیار ناچیز، امکانات کم، کار های بیشتری می کردند"

ثریا پرلیکا

در حالیکه خانم کوفی برای تحول ژرف و سازنده در جامعه ده سال را زمان کافی نمی داند، اما به این باور است که تا حال زنان افغانستان در ایجاد جنبش فراگیر زن، ناکام بوده اند. به باور خانم کوفی عدم انسجام و عدم هماهنگی میان گروه های فعال در زمینه حقوق زن یکی از عواملی بود که از ایجاد یک جنبش سراسری جلوگیری کرد

خانم کوفی، فعال نبودن دولت در تشویق ایجاد این جنبش را هم یکی از عوامل شکل نگرفتن جنبش زنان میداند

موضوعی که آقای راوش هم تائید می کند و می گوید: "کشور و مردم ما دولت محور اند، در این زمینه دولت هم مقصر است"

ثریا پرلیکا، از فعالان معروف حقوق زن در افغانستان تفاوت کارکرد فعالان کنونی حقوق زن را با دهه پنجاه و شصت شمسی مقایسه کرده و به این نتیجه رسیده که در دهه های گذشته حس کار داوطلبانه وجود داشت و فعالان حقوق زن، با مزد بسیار ناچیز و امکانات محدود کار های بیشتری می کردند

ولی با سرازیر شدن پول زیاد به کشور در ۱۱ سال گذشته، رقابت ها برای ایجاد سازمان‌های غیر دولتی برای جلب کمک های خارجی شدت گرفت و در نتیجه زنان افغانستان نتوانستند یک جنبش فراگیر با اهداف مشخص برای بهبودی وضعیت زنان ایجاد کنند

پیشرفت های ماندگار

فوزیه کوفی، در حالیکه از حجم دستاورد ها راضی نیست اما به این باور است که در سال های گذشته، زنان پیشرفت های داشته اند که نمی شود از آنها چشم پوشید. تابوهایی را که قبلا در موردشان صحبت نمی شد، حالا شکسته اند. به طور مثال، خشونت خانوادگی امروز تقبیح می شود و حتی مردان جامعه هم در این مورد آگاهتر شده اند

مکاتب دختران همواره مورد حمله قرار گرفته است

آقای راوش و خانم کوفی هر دو موافق اند که دستاوردهای زنان تا حال شکننده است و فعالیت زنان باید مستدام بماند تا این پیشرفت ها ماندگار شوند

نسل جدید

در حالی که هنوز هم حقوق زنان از شکننده ترین موضوعات در افغانستان است اما نسلی جدیدی از دختران که در این ده سال به مکتب رفته اند و پرورش یافته فضای باز دموکراتیک اند، شاید خود بنیانگذار همان جنبشی شوند که تا حال شکل نگرفته است

آگاهی نسل جدید خود مانع از نقض حقوق زنان خواهد شد. شاید همین قدرت نهفته در خودآگاهی زنان است که سبب شده است مکاتب دختران یکی از اهداف اصلی طالبان باشد. مسموم کردن دختران دانشجو نشان دهنده همین ترس پنهان است

بی بی سی 

 

 پنجصد فیلم ‌ساز و هنرپیشه در جشنواره فیلم 'خورشید' افغانستان
واسع سروش
بی بی سی
به روز شده: 12:43 گرينويچ - دوشنبه 15 اکتبر 2012 - 24 مهر 1391 
این یکی از بزرگترین جشنواره های سینمایی بود که تا اکنون در افغانستان برگزار شد
جشنواره فیلم 'خورشید' در افغانستان با شرکت پنجصد فیلم ساز و هنرپیشه برگزار شد. این جشنواره فیلم های افغانی از سوی تلویزیون خصوصی 'خورشید' یکی از پنجاه تلویزیون خصوصی در افغانستان برگزار شد.
هشت هنرپیشه سینمای بالیوود نیز برای شرکت در این جشنواره به کابل سفر کرد بودند.
این یکی از بزرگترین جشنواره های سینمایی است که تا اکنون در افغانستان برگزار می‌شود.
صنعت سینما و فیلم سازی در این کشور تازه در حال جان گرفتن است. دهها بازیگر و کارگردان و فیلم ساز زن و مرد در این جشنواره سهم داشتند.
برگزار کنندگان این جشنواره گفتند برای برگزاری‌اش هشت ماه برنامه ریزی کرده بودند.
سه تن از فیلم سازان سابقه دار افغان، انجنیر لطیف، جوانشیر حیدری و موسی‌ رادمنش، داوری این جشنواره را به عهده داشتند و در پایان به برترین‌ فیلم‌ها جایزه دادند.
مقام‌های افغان برگزاری این جشنواره را کاری قهرمانانه خواندند.
سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان:"هر گامی را که شما در جهت ساختن یک فیلم، به هر شکلی که باشد بر می‌دارید، کار قهرمانانه‌ای است."
سونیل شیتی، از ستاره‌های سینمای هند است که طرفداران زیادی در افغانستان دارد
آنچه رنگ و روی تازه ای به این جشنواره فیلم افغانی بخشید، شرکت هشت بازیگر و فیلم ساز سینمای بالیوود بود. سینمایی که طرفدارانش در افغانستان بیشمار اند. ستاره‌های فیلم‌های هندی در افغانستان از شهرت زیادی برخوردار اند و تصاویری آنها همه جا حضور دارند.
سونیل شیتی، یکی از این ستاره‌ها است که در جشنواره فیلم خورشید در کابل حضور یافت.
او گفت: "از مدت ها قبل، حتی از پنجاه سال پیش که فیلم‌های هندی ساخته می‌شد، نقش کاراکتر مثبت، مهربان و دلیر در این فیلم‌ها به افغان ها داده می‌شد."
مردم افغانستان کشور هند را از دریچه سینمایش می شناسند و با آن صمیمی شده اند. صمیمیتی که برخی هندی ها می‌گویند دو جانبه است.
اومش مهرا، تهیه کننده و کارگردان سینمای هند نیز در این جشنواره شرکت داشت.
او می‌گوید: "از اینجا بود که شرکت فیلم سازی ما 'ایگل' فیلم شروع شد. چون با آمدن نخستین فیلم ما به افغانستان، این بنیادی شد برای فیلم های دوم، سوم و بعدی ما و ایگل از آنجا شروع به اوج گرفتن کرد و تا امروز در تمام دنیا در حال پرواز است. فقط به خاطر شما مردم افغانستان."
با وجود تلاش‌ها در چند سال اخیر، صنعت سینما در افغانستان تاکنون رشد چندانی نداشته است.
سینماگران افغان هم از کم توجهی به خود و این صنعت شاکی اند. اما با برگزاری چنین جشنواره هایی از این دست امیدواری وجود دارد که توجه بیشتری به سینمای افغانستان جلب شود و آهسته آهسته باعث رشدش شود

داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغنی بر روی صفحه چوب سپیدار نقاشی شده‌است.
این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با این‌که بیش از ۵۰۰ سال از زمان خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است. مونالیزا هم اکنون در تملک دولت 
فرانسه می باشد و درموزیم لووردرپاریس نگهداری می‌شود.
تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید. گفته شده‌است که داوینچی سفارش نقاشی این اثر را بین سال‌های ۱۵۰۳ تا ۱۵۰۶ دریافت کرد، اما آن را به موقع تحویل نداد و چند بار آن را عوض کرد
 
از تاریخ این چنین بر می‌آید که فردی بنام فرانسیسکو بارتولومئواز اشراف شهر فلورانس از لئوناردو داوینچی خواسته است که پرتره همسر سوم خود یعنی لیزا آنتونیو ماریا را برای او نقاشی کند. داوینچی نزدیک به چهار سال روی این اثر هنر کار کرد و پس از اتمام نقاشی در سال ۱۵۰۷ این تابلوی زیبا را به فرانسیسکو نفروخت،فلورانس را ترک کرد و آنرا نزد خود نگاه داشت.

دختري 12ساله با هوشي 162 

 سبقت گرفتن از انيشتين وهاوكينگ

 

تاريخ : شنبه 15 مهر 1391يك دختر 12 ساله انگليسي با ضريب هوشي 162، در هوش از آلبرت اينشتين و استفان هاوكينگ سبقت گرفت.
به گزارش خبرگزاري مهر، اوليويا منينيگ ساكن ليورپول پس از آنكه در يك آزموش هوش امتياز 162 را به دست آورد، در انجمن منسا كه   بزرگ ترين و قديمي ترين انجمن ضريب هوشي جهان است، پذيرفته شده است

نمره وي نه تنها دو نمره بهتر از آلبرت اينشتين نابغه آلماني و هاوكينگ بزرگ ترين فيزيك دان معاصر است، بلكه او را در بالاي يك درصد افراد با هوش جهان قرار مي دهد.
اين افتخار كه او توانسته به منسا وارد شود يعني او به شبكه مغزهاي سراسر جهان خواهد پيوست.اوليويا اذعان مي كند به سرعت اطلاعات جديد را ياد مي گيرد و به خاطر مي آورد اما مي گويد پس از آنكه از نمره هوش خود مطلع شد لال شده بود.منبع : خبرگزاري مهر

 

آنجلینا جولی ۱۰۰ هزار دالر به سازمان ملل اهدا کرد

روز چهارشنبه، آنجلینا جولی به مناسبت روز جهانی پناهندگان ، ۱۰۰ هزار دالر به سازمان ملل متحد اهدا کرد. این بازیگر زن که اخیراً به عنوان سفیر ویژه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل فعالیت می ...


یک زن آمریکایی در 5 دقیقه 5 کودک بدنیا آورد

شنبه 30 رمضان 1433هـ - 18 اوت 2012م دبی – العربیه. نت فارسی
اعضای یک خانواده 3 نفره درآمریکا پس از اینکه مادر خانواده 5 قلو زائید طی چند دقیقه 8 نفره شدند.
بر اساس گزارش روزنامه "الانباء" چاپ کویت به نقل از شبکه "سی ان ان" این زن آمریکایی در ولایت تکزاس 3 پسر و دو دختر زائید.
بیمارستان " سانت پول" اعلام کرده است نوزادان از سلامت کافی برخوردار هستند و تا رسیدن به وزن مناسب در اتاق مراقبت های ویژه خواهند ماند.
این منبع تاکید کرد وزن نوزادن بین 500 تا 960 گرم و طول آنها بین 32 تا 39 سانتیمتر است.
برای زایمان این زن آمریکایی یک تیم پزشکی بزرگ شامل 50 متخصص و پرستار شرکت کردند

انتشاراسامی وتصاویر100 زن قدرتمند جهان توسط نشریه فوریس


شهرزادنیوز:

نشریه فوربس 100 زن قدرتمند جهان در سال 2012 را رده بندی کرده که طبق آن آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، در جایگاه نخست قرار گرفته است؛ هیلاری کلینتون، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، و دیلما روسف، رئیس جمهور برزیل، مقام های دوم و سوم را دارند.
جایگاه چهارم تا دهم این لیست عبارتند از :
4- ملیندا گیتس (همسر بیل گیتس، مدیر شرکت مایکروسافت)
5- جیل آبرامسون (سردبیر نیویورک تایمز)
6- سونیا گاندی (بیوه راجیو گاندی و رهبر حزب کنگره ملی هند)
7- میشل اوباما (همسر باراک اوباما)
8- کریستین لاگارد (رئیس فرانسوی صندوق بین المللی پول)
9- جانت ناپولیتانو (وزیر امنیت داخلی آمریکا)
10- شریل سندبرگ (مدیر امور اجرایی شبکه فیسبوک)دراین رده بندی نام سه زن از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز دیده می‌شود. در این لیست نام هیچ زنی از ایران وجود ندارد


بیوتکنولوژی اسرائیل در دست زنان، اما نه مدیریت آن 
4 سنبله 1391
شهرزادنیوز: زنان در بخش بیوتکنولوژی اسرائیل اکثریت چشمگیری دارند و در بازار کار این کشور 60 تا 70 درصد شاغلان این رشته را تشکیل می‌دهند.
به گزارش «بلومبرگ. کام»، با وجود این، در بخش مدیریت ها، در این رشته نیز مردان تعیین کننده اند و طبق شاخص «تل آویو بیو مد»، تنها 13 درصد مقامات بالای اجرایی در دست زنان است. این در حالی است که «ایندکس تکنولوژی تل آویو» این رقم را حتی 5 درصد اعلام داشته است.به گفته اوُرا دار، رئیس بخش دانش بیولوژی دراداره علوم وزارت صنایع، بازرگانی و کار، این وضع تغییر خواهد کرد، چرا که دختران دانشجوی امروزی، نیروهای رهبری فردا هستند

ما و مرگ آن دخترک ده‌ ساله

خشم پدر و نرسیدن بموقع پولیس؛ سبب مرگ دختر10 ساله شد

همه‌چیز این دنیا در برابر چنین فاجعه‌ای لوکس به نظر می‌رسد. حتی روان‌شناسی، حتی علوم قضائی، حتی ادبیات، حتی تدارک صبحانه فردا، حتی سردرد بعد از شنیدن این خبر، حتی همین لحظه‌هایی که فکر می‌کنیم هیچ کاری از ما برنمی‌آید
از یک جایی که «شهرنشین» شدیم همه ما را عقب زدند و گفتند خودمان همه کار‌ها را انجام می‌دهیم، ساز و کارش با ما. شما فقط شهروندهای خوبی باشید. گفتند ما مسئولیم و شما مسئول نیستید؛ ولی دروغ گفتند. فقط می‌خواستند ما را در گرهگاه‌هایی این‌چنین فلج کنند. آنقدر که در این لحظه، هیچ فکری به ذهن هیچکدام از ما خطور نکند. همه راه‌ها را پیچیده و از دسترس خارج کردند تا نتوانیم به هم کمک کنیم. چطور الان می‌شود رفت پیش آن زن - مادر؟ چطور می‌شود به آن مرد که دارد جان می‌دهد، کمک کرد؟
باور کردنی نیست که این همه «بی‌اختیار» شدیم. این «جبر» سنگین و کشنده باور‌کردنی نیست. چرا در آن لحظه هیچکس به ذهنش نرسید که کاری کند؟ چرا همه پشت سر پلیس ایستادند تا هر وقت او تشخیص داد در را بشکنند و وارد شوند؟ به ذهن یکی در آن جمع رسید که به یک خبرنگار زنگ بزند و بگوید کاری بکن. خبرش را بنویس یا با کسی، جایی تماس بگیر
هنوز اتفاق رخ نداده بود، اما او که از همه عمل‌گرا‌تر بود نتوانست پلیس را کنار بزند و خودش در را بشکند و جلوی مرد را بگیرد و بچه را نجات بدهد. همه ایستاده بودند و بچه فریاد می‌زد. مادرش کنار پلیس ایستاده بود و التماس می‌کرد که در را بشکنند و دختر را نجات بدهند، ولی پلیس همانطور ایستاده بود. آنقدر ایستادند تا صدای نعره پدر خاموش شد. آنقدر که دیگر دختر جیغ نکشید... چطور ممکن است حدود دو ساعت در این وضعیت بودن یک جماعت، بدون هیچ عملی؟
دختر ده ساله یک خانواده پناهجوی ایرانی در ترکیه در شهر «کایسری»، روز دهم مرداد ۱۳۹۱ کشته شد. پدرش او را کشت؛ دختر ده ساله خود را. یک پناهجوی۴۲ ساله ایرانی به نام فیروز. پ که پس از به قتل رساندن دخترش اقدام به خود‌کشی می‌کند
فرناز با چاقو کشته شد. پدرش سینه‌اش را سوراخ کرد. قبل از حادثه مادر از خانه فرار کرده و رفته بود پیش پلیس. پلیس پس از تاخیر زیاد می‌رسد به خانه. مرد در را از داخل قفل کرده بوده. دختر در خانه فریاد می‌زده. بیش از یک ساعت پشت در می‌ایستند و زن التماس می‌کند به پلیس: «در را بشکنید! ... بچه رانجات بدهید»
پلیس تشخیص می‌دهد که نباید این کار را کرد. چون پلیس اینطور تشخیص می‌دهد، جماعتی که پشت در بودند در را نمی‌شکنند. زمان می‌گذرد و دختر تمام مدت کمک می‌خواهد. فقط جیغ می‌زند. مادر تمام لحظه‌ها صدا را می‌شنود . بعد پلیس در را می‌شکند. مرد با چاقو دختر را کشته و بعد با چاقو خود‌زنی کرده است. بعد بدن پاره پاره خودش را کشانده پای طناب دار و خودش را حلق‌آویز کرده. درآخرین لحظه، پلیس رسیده و مرد را پایین کشیده. درست لحظه‌ای که شاید از دیدگاه مرد نباید می‌رسید
اینجا مرز تشخیص کجاست؟ مرز اینکه چه وقت باید وارد عمل شد؟الان مرد در بیمارستان است. زن جنون گرفته و بستری شده. بچه سینه‌اش با چاقو دریده شده و مرده. همه این اتفاق‌ها برای سه انسان افتاده. درست وقتی که همه پشت در ایستاده بودند و هیچکس «اختیار» انجام عملی را در خودش نمی‌دید. مرز اختیار و تشخیص ما کجاست؟

به ما گفتند عقب بکشید. گفتند ما متخصص داریم. ما بهتر می‌توانیم انجام بدهیم؛ اما دروغ گفتند. همه چیز را پیچیده کردند. آنقدر پیچیده که غریزی‌ترین حس یک زن برای نجات فرزندش تا حد «اطاعت» سرکوب شده است. مگر چنین چیزی ممکن است؟

آیا شهروند مطیع بودن یک ارزش محسوب می‌شود؟ اصولا قانون‌پذیر بودن ارزش است؟ در چنین شرایطی قانونی بودن یک حرکت را چه کسی تعیین می‌کند؟ اطاعت در این وضعیت به چه معناست؟ اینکه در هنگام احساس خطر برای انسان دیگری منتظر بشویم تا دستوری بیاید و اطاعت کنیم؟ پذیرش جبر و اطاعت‌پذیری تا چه اندازه؟

آیا این اطاعت‌پذیری است؟ آیا این ترس‌زدگی است؟ ترس از چه چیز؟ از هیبت شهر؟ از هیبت سیاست؟ آیا ما دست‌هایمان را فراموش کردیم؟ آیا دست‌های ما را بریده‌اند؟ چه وقت؟ با چه فریبی؟ در جست‌وجوی چه بودند؟ کنترل ما؟ شهروند ترس‌زده! شهروند خالی ازهویت! شهروند خالی از اختیار
آن‌ها دروغ گفتند! آن‌ها با صراحت دروغ گفتند! این یک آژیر خطر برای شهروند متمدن امروز است
در این لحظه فرناز مرده. از وقوع این حادثه کمتر بیش از دو روز می‌گذرد. آیا گذشت زمان از عمق فاجعه می‌کاهد؟ آیا زمان پدیده لوکسی در برابر این فاجعه نیست؟ آیا مکان پدیده لوکسی نیست؟
همه چیز در برابر این فاجعه لوکس است. همه چیز، حتی دیکتاتوری، حتی دموکراسی، حتی روابط ایران و ترکیه، حتی سازمان ملل متحد که برای حمایت از انسان‌ها‌ی بی‌پناه برای حفظ جان انسان‌های سرخورد ه از وطن خود، برای امنیت انسان‌های در خطر تاسیس شده است. از کجا این‌طور به زنجیر کشیده شدیم؟ چطور به آن‌ها اعتماد کردیم؟ همه چیز این دنیا در برابر این پدیده لوکس است. حتی صبحانه فردا، حتی سردرد بعد از خواندن این خبر، حتی نوشتن همین گزارش
در همین زمینه
خشم پدر و نرسیدن پلیس؛ مرگ دختر۱۰ ساله


باهمکاران نو،سازمان همکاری شانگهای به یک نیرویی برای امنیت، انکشاف و ثبات تبدیل میشود

 
گرفته شده از تارنمای ستاپ ناتو
بر گردان: دکتور جهش 
چینا دیلی
8جون 2012
سازمان شانگهای دژَ ِامنیت و ثبات خواهد شد
 
اشتراک افغانستان و ترکیه ساحه جغرافیائی تحت پوشش سازمان همکاری شانگهای راوسیع ساخته ونفوذ جهانی اش رابیشتر میسازد.....
رهبران وذوات رسمی از چهار کشور ناظردرسازمان همکاری شانگهای ، منگولیا ،ایران،پاکستان و هند وهمچنان ریس جمهور ترکمنستان قربانگلی بردی محمدوف وریس جمهور افغانستان حامدکرزی بیاناتی در میتنگ ایراد نمودند.
سازمان همکاری شانگهای بروز پنجشنبه موقف ناظر را هنگامیکه پرزدنت هوجنتاو اظهارداشت که بلاک قصد دارد تا به دژامنیت وثبات و نیروی محرکه انکشاف اقتصادی منطقوی تبدیل شود،به افغانستان اعطا نمود.
به گفته تحلیلگران - جلسه فعلی سازمان در پیکنگ که شاهد امضای موافقتنامه هایی در بخش امنیت، سیاست و اقتصاد بین اعضای آن میباشد با سمت دهی و دید روشن خود، در تاریخ بلاک خیلی ها با ارزش است.
با اعطای موقف ناظر به افغانستان سازمان همکاری شانگهای گروپ ممالک مانند چین،قزاقستان،قرغزستان،روسیه،تاجکستان و ازبکستان روابط خود رابا مملکت جنگ زده قبل ازخروج نیروهای بیشتر خارجی الی اخیر سال دوهزار و چهارده  تحکیم بخشیدند.
سازمان همچنان گفت که ترکیه یک عضو ناتو منحیث همکار در دیالوگ ، با سریلانکا وبیله روس خواهد پیوست.
 معاون وزیر خارجه چنگ گوپنگ بعد از جلسه گفت که موقف ناظر"همکاری سیاسی،اقتصادی ومدنی رابین سازمان همکاری شانگهای و افغانستان" تقویه خواهد کرد.
به گفته تحلیلگران ثبات در آسیای مرکزی مخصوصا با در نظرداشت آشوب درشرق میانه وخروج عساکر از افغانستان موضوع فشاردهنده برای بلاک منطقوی میباشد.
چن یورونگ یک پژوهشگر روابط منطقوی درانستیتوت مطالعات بین المللی گفت که طوریکه اوضاع امنیتی در آسیای مرکزی تغییر نموده است سازمان همکاری شانگهای باید پالیسی های امنیتی خودرا اصلاح وتغییر دهد. چن گفت اشتراک افغانستان و ترکیه ساحه جغرافیائی تحت پوشش سازمان همکاری شانگهای راوسیع ساخته ونفوذ جهانی اش رابیشتر میسازد.....
اما بعضی تحلیلگران  نظرمیدهند که سازمان همکاری شانگهای در موردتعداد بیشتر اشتراک کننده گان باید احتیاط نماید. چونکه تمایزات بارزاقتصادی و تاریخی بین ممالک توانائی بلاک را صدمه خواهد زد.
همچنان روز پنجشنبه سازمان همکاری شانگهای با اتخاذ پلان ضد تروریزم برای سالهای دوهزاروسیزده و دوهزاروپانزده و ایجاد مکانیزم واکنش سریع تجدید تعهد نمود.
این مکانیزم به اعضای سازمان همکاری شانگهای اجازه میدهد تا در مواقع عاجل داخلی از دیگر اعضای سازمان طلب کمک نمایند.
یک مرجع دیپلوماتیک گفت که این " توانائی سازمان راخیلی ها بلند میبرد تا وقایع عاجل را وقایه وبر طرف نماید".
هو به جلسه گفت که"ما باید یک سیستم همکاری امنیتی را استقرارو تکامل ببخشیم ". او همچنان گفت که اعضا باید با تروریزم،جدائی طلبی ،بنیادگرائی و همچنان با انتقال مواد مخدر و دیگر جرایم سازمانیافته سرحدی مبارزه نمایند.
تحلیلگران گفتند که جلسه پیکن اساس نیرودهنده انکشاف بلاک است که در سال دوهزار ویک تاسیس گردیده است.
ممالک اعضا طی اعلامیه مشترکی طرح پلان استراتیژیک میان زمانی انکشاف سازمان راپیش کشیده تعهد کردند تا منطقه رابه ساحه امن ، صلح دوامداروشگوفانی مشترک تبدیل نمایند.
معاون وزیر خارجه چنگ گفت " این مبالغه نخواهد بوداگر بگویم که اتخاذ پلان ستراتیژیک تاثیر به سزایی در انکشاف سازمان همکاری شانگهای خواهد داشت"
زینگ گووانگچنگ آمر مرکز تحقیقات سازمان همکاری شانگهای گفت که اعلامیه وپلان استراتیژیک نه تنها نمایانگر فضای باز سازمان است بلکه تداوم و توانائی انکشاف آینده سازمان را برجسته میسازد.
هو ابراز نمود که جلسه جهت انکشاف بعدی سازمان خیلی مهم و تعیین کننده است مخصوصا اکنون که اوضاع بین المللی و منطقوی بیشتر مغلق ومتغییرمیباشد.
او گفت تنها بعد از آنکه اعضای سازمان شانگهای همکاری خودرابهبود بخشیده متحداعمل نمایند میتوانند بطور موثر چالش ها را رفع ،صلح منطقه را محافظه وبه تکامل نایل گردند.
هو همچنان ابراز داشت که چین جهت تقویه همکاری اقتصادی در بین بلاک یک قرضه ده بلیون دالری میدهد. از این قرضه جهت کمک در انکشاف ممالک اعضای بلاک نیز استفاده میگردد.او همچنان افزود که چین کمک خواهد کرد تا یک هزار و پنجصد متخصص را از ممالک عضو در سه سال آینده تربیه نماید. برعلاوه سی هزارسکالرشپ دولتی تهیه نموده واز ده هزارمعلمین انستیتوت کنفیسیوس ومتعلمین دعوت مینماید تا در طول ده سال آینده به چین آمده به مطالعه و پژوهش بپردازند.
ریس جمهور همچنان خواهان ایجاد یک بانک انکشاف ،مکانیزم مصئونیت غذا واشتهار تجارت و سرمایه گذاری گردید.
جلسه آینده سازمان همکاری شانگهای در سال دوهزار سیزده درقرغزستان دایر خواهد شد.
یاداشت مترجم: اینکه، سازمان همکاری شانگهای باهمکاران نو واقعا به یک نیرویی برای امنیت، انکشاف و ثبات تبدیل میشود یا خیر؟، فقط زمان میتواند ثابت نماید. زیرا  در جریان چند سالی که از ایجاد وفعالیت این سازمان می گذرد، نوسانات زیادی، در مقاطع زمانی در موضعگیری های هریک ازاعضای آن مشهود بوده است.

ویتنی هیوستون، خواننده و بازیگر مشهور درگذشت

B.B.C

با انتشار خبر درگذشت ویتنی هیوستون، در روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، چهره‌های شناخته‌شده و هنرمندان عرصه موسیقی، به این خواننده و بازیگر ۴۸ ساله آمریکایی ادای احترام کرده‌اند 

ویتنی هیوستون در زمان مرگ در اتاقش در هتلی در بورلی هیلز به سر می‌برد. علت مرگ او در حال بررسی است

برخی منابع خبری در لوس‌آنجلس گزارش داده‌اند که جسد خانم هیوستون در وان حمام اتاق هتل پیدا شده است

پلیس بعد از تایید خبر مرگ ویتنی هیوستون در اولین ساعات بامداد روز یکشنبه جسد او را از هتل خارج کرد

گزارش شده است که ساعاتی پیش از انتشار خبر مرگ خانم هیوستون، او در حال ترک یک رستوران در لس‌آنجلس دیده شده است

ویتنی هیوستون قرار بود در مراسم اهدای جوایز گرمی در عصر روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، شرکت کند و گفته می‌شود که در زمان مرگ، در حال آماده شدن برای شرکت در مهمانی ویژه پیش از مراسم اصلی اهدای جوایز گرمی بود

این مهمانی در هتل بورلی‌هیلتون، هتل محل اقامت او، برگزار می‌شد

مارک روزن، سخنگوی پلیس بورلی‌هیلز به بی‌بی‌سی گفته است که وقتی پلیس پس از تماس تلفنی مسئولان هتل، در ساعت ۱۵ و ۴۳ دقیقه به وقت محلی، خود را به محل رساند، هتل و اطراف آن مملو از خبرنگاران و چهره‌های شناخته‌شده و معروف بود

بر اساس گزارش‌ها، امدادگرانی که در هتل حضور داشتند، قبل از رسیدن نیروی پلیس، سعی کرده‌اند کمک‌های لازم را ارائه و ویتنی هیوستون را احیا کنند، ولی اقداماتشان نتیجه‌ای نداشت و ساعت ۱۵ و ۵۵ دقیقه به وقت محلی، مرگ او رسما اعلام شد

بری گوردی، بنیانگذار موسسه موتاون، گفته است که هیوستون هنرمندی متحیرکننده بود که دانش و فهم قابل توجهی از هنر موسیقی داشت

ویتنی هیوستون در هتل بورلی هیلتون درگذشت

آریثا فرنکلین، از ترانه سرایان شناخته‌شده و مادرخوانده ویتنی هیوستون، گفته است که خبر مرگ ویتنی برایش تکان‌دهنده بوده و حتی نمی‌تواند در این باره صحبت کند. او گفت که باور نمی‌کند خبرهایی که می‌شنود واقعیت داشته باشد

رئیس شرکت برگزارکننده مراسم گرمی هم گفته است که برگزارکنندگان گرمی در حال برنامه‌ریزی برای ادای احترام به ویتنی هیوستون در مراسم اهدای جوایز در بعد از ظهر روز یکشنبه، ۱۲ فوریه، هستند

چندین ترانه ویتنی هیوستون در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ میلادی به پرفروش‌ترین ترانه‌های روز تبدیل شدند. او برنده ۶ جایزه گرمی است

ویتنی هیوستون در چند فیلم از جمله "بادی گارد" و "در انتظار بازدم" هم ایفای نقش کرده است

او زندگی زناشویی پر تنشی با بابی براوون، خواننده آمریکایی داشت و در نهایت در سال ۲۰۰۷ میلادی از او جدا شد

ویتنی هیوستون همچنین تا مدت‌ها به دلیل مصرف مواد مخدر و الکل با مشکلاتی دست به گریبان بود و در سال‌های اخیر چند کنسرت خود را لغو کرده بود

انتشار پرونده استیو جابز در پلیس فدرال آمریکا

 

پلیس فدرال آمریکا در سال ۱۹۹۱ تحقیقات مفصلی را درباره رییس پیشین شرکت اپل، استیو جابز، انجام داده بود. اطلاعات بدست آمده در این تحقیقات، روز پنجشنبه درمطبوعات آمریکا منتشر شد و نکته های جدیدی درباره شخصیت او آشکار ساخت

در این تحقیق از آشنایان و نزدیکان آقای جابز درخواست شده درباره شخصیت او نظر دهند

جزییات این اسناد نشان می دهد آنها نوآوری های آقای جابز را تحسین می کردند اما در مورد اخلاق و صداقت او شک داشتند.

این تحقیقات برای تهیه سوء پیشینه آقای جابز انجام گرفته بود

در سال ۱۹۹۱ و در زمان جورج بوش پدر، دولت آمریکا قصد داشت آقای جابز را به عنوان کارشناس، به صورت افتخاری در کمیته صادرات این کشور استخدام کند

یکی از سوالهای پلیس، از آشنایان آقای جابز درباره استفاده او از مواد مخدر بود

در جواب یکی از افراد اذعان داشت آقای جابز در دوران نوجوانی و در دانشگاه از موادی مانند ماری جوانا و ال اس دی استفاده می کرده، اما تا قبل از سال ۱۹۹۱ آنها را ترک کرده است

از دیگر اطلاعات موجود در پرونده آقای جابز، تغییر مذهب به دین بودایی، و تهدید وی به مرگ توسط یک بمب است

روز پنجشنبه روزنامه وال استریت ژورنال آمریکا اعلام کرد که این پرونده را با به کارگیری قانون "آزادی اطلاعات" توانسته بدست آورد

این قانون به خبرنگاران اجازه می دهد از دولت بخواهند اسنادی را که در اختیار دارد منتشر کند

شخصیت بحث برانگیز

در گزارش سوء پیشینه آمده "چند نفر صداقت آقای جابز را زیر سوال برده اند و گفته اند او حاضر به تحریف واقعیت ها برای رسیدن به اهداف خود است"

عده دیگری هم کار کردن با او را بسیار دشوار توصیف کرده اند

علی رغم برخی توصیفات منفی، آقای جابز در نهایت برای این کار انتخاب شد

آقای جابز سال گذشته میلادی پس از مدتها دست و پنجه نرم کردن با سرطان فوت کرد

زندگی نامه او پس از فوتش منتشر شد

نام تمامی افرادی که در این گزارش با آنها مصاحبه شده، قبل از انتشار، توسط پلیس فدرال حذف شده و تنها نام خود آقای جابز مشخص است

ریس پیشین شرکت اپل، قبلا شخصا به استفاده از موارد مخدر در دهه ۷۰ میلادی اعتراف کرده بود

یکی از آشنایان وی به پلیس گفت او "یک مهندس به معنی واقعی نیست"، بلکه "یک قدرت خلاق در جامعه فن آوری" است

گواهی فوت اسیتو جابز نشان می دهد که او از ایست تنفسی که به گسترش سلول های سرطانی در بدنش مربوط می شد درگذشته است 

آقای جایز از بنیانگذاران شرکت اپل روز پنجم اکتبر در سن ۵۶ سالگی در خانه اش در پالو آلتو در کالیفرنیا درگذشت

شهر کهنه کابل به عنوان یک مرکز فرهنگی احیا می شود

 

معماری شهر کهنه کابل ظرافت های خاص خود را دارد

شهر کهنه کابل که به عنوان یادگاری از ساکنان اصلی کابل امروزی شناخته می شود، در اثر جنگ های سه دهه اخیر به شدت آسیب دیده اما شهرداری کابل می گوید این شهر را به مرکز مهم تاریخی و فرهنگی تبدیل می کند

هرچند قسمت هایی از شهر کهنه کابل توسط بخش فرهنگی موسسه "آغا خان" بازسازی شده، ولی شهرداری کابل می گوید برنامه ای را برای احیای مناطق باستانی و تاریخی این شهر روی دست دارد

خوژمن علومی، معین خدمات شهری شهرداری کابل می گوید در ده سال گذشته هیچ کاری برای بازسازی شهر کهنه کابل صورت نگرفته؛ اما هیاتی از وزارت های شهرسازی، اطلاعات و فرهنگ و شهرداری کابل برای احیای دوباره این شهر تشکیل شده است: "ما شهر کهنه کابل را به یک مرکز شهر تبدیل می کنیم که در آن بهترین رستورانت ها باشد؛ بهترین تعمیرها و مراکز فرهنگی باشد. در پهلوی آن تمام جاهای تاریخی و مذهبی را دوباره احیا می کنیم و دوباره می سازیم"

 اکنون برخی قسمت های شهر کهنه کابل شکل خرابه را به خود گرفته است.   شهر کهنه کابل با استفاده از هنر معماری قدیم ساخته شده و خانه های آن از گل، سنگ و چوب اعمار شده اند. دروازه ها و کلکین های این شهر با ظرافت خاصی ساخته شده اند که از این سبک نجاری حالا در شهر کابل خبری نیست

آقای علومی می گوید خانه های گلینی که قدامت تاریخی و باستانی دارند تنها ترمیم می شوند. او می گوید برخی از ساحات فرهنگی و تاریخی این شهر مانند سینمای بهزاد که به گدام مواد خوراکه تبدیل شده قرار است یک بار دیگر به یک مرکز فرهنگی مبدل گردد

در حال حاضر برخی از قسمت های شهر کهنه شکل خرابه را به خود گرفته و ساکنان آن می گویند باید به آنها اجازه بازسازی خانه های شان داده شود. با آنکه شهرداری کابل بر حفظ اسالت فرهنگی شهر کهنه تاکید می کند اما ساختمان هایی در شهر قدیم با سمنت و آهن ساخته شده اند که ساختن چنین ساختمانهایی در مناطق تاریخی جواز ندارد

 رسم و رواج هایی که فراموش شده اند

ساکنان شهر کهنه کابل به عیاری و جوانمردی مشهورند. کهنسالان این شهر هنوز هم از فداکاری های باشندگان قدیم این شهر یاد می کنند

این خانه های گلی که قدامت زیادی دارند، به شکل اولی آن ترمیم می شوند. نبی عطایی یکی از باشندگان شهر قدیم می گوید یکی از جوانمردی های کاکه های شهر کهنه کمک به فقرا و بی نوایان بود: "آنها رویه خوبی داشتند؛ شب ها می رفتند از مردم احوال می گرفتند و کسانی که نداشتند برای شان برنج، روغن و آرد می بردند، بدون آنکه صاحب خانه بفهمد. این از جوانمردی کاکه های کابل بود"
به گفته عطایی حالا جای عیاران کابل را کسانی گرفته که به جای کمک به مردم، به سرقت و دزدی خانه ها می پردازند

نوازندگان "شور بازار" در شهر کهنه کابل می گویند که هنوز هم آلات قدیمی موسیقی را حفظ کرده و کسانی که ارزش موسیقی اصیل افغانی را می دانند در مراسم خوشی شان از آنها دعوت می کنند

کاغذپران، بازی سرگرمی ای که در شهر کهنه کابل مرسوم بود هنوزهم در این شهر وجود دارد. زلگی که در شوربازار شهر کهنه دوکان کاغذپران فروشی دارد، می گوید در گذشته تمامی کاغذپران ها در این بازار ساخته می شد؛ اما حالا از پاکستان نیز وارد می شود: "سابق همه کاغذپران ها در شهر قدیم کابل جور می شد اما حالا از مناطق دیگر کابل و پاکستان نیز در این جا کاغذپران می آورند"
برخی از ساختمان هایی که چندین دهه قدامت دارند هنوز در شهر کهنه کابل قدنمایی می کنند؛ اما آثار جنگ در آنها دیده می شود و به گفته ساکنان شور بازار چوب هایی که در این ساختمان ها به کار رفته پوسیده اند و خود به خود خاک می شوند

برهنه یا نیمه برهنه؟ جنجال یک هنرپیشه زن در کشوری اسلامی

وینا ملک، هنرپیشه زن پاکستانی، از انتشار عکسش روی جلد یک مجله هندی دفاع کرده، ولی می گوید که آن عکس نیمه برهنه بوده است، ولی ناشران مجله آن را با دستکاری دیجیتالی، تماما عریان جلوه داده اند

خانم ملک همچنین از نشریه "اف اچ ام هند" بابت این "دستکاری" دو میلیون دلار غرامت مطالبه کرده است. این مجله این ادعا را رد کرده است

این هنرپیشه زن به بی بی سی گفت که برای گرفتن این تصاویر که جنجال بزر

این هنرپیشه زن به بی بی سی گفت که برای گرفتن این تصاویر که جنجال بزرگی در کشورش پاکستان براه انداخته، پولی نگرفته است

این تصاویر در شماره ماه دسامبر نشریه اف اچ ام هند منتشر شده است. مساله دیگری که جنجال آفرین شده، خالکوبی روی بازوی خانم ملک است

'کار، کار آی اس آی است'

این خالکوبی حروف اول سازمان اطلاعاتی پاکستان، آی اس آی، را نشان می دهد

خانم ملک درباره عکسهای منتشر شده اش در نشریه هندی گفت که تنها نیم تنه بالای بدنش برهنه بوده و با دست بخشهایی از آن را هم پوشانیده است

"اینطور نیست که من اولین نفری باشم که چنین عکسهایی می گیرم. چرا مسائل جنسی چنین مشکل بزرگی است؟ آیا واقعا بالغ شده ایم؟ آیا هنوز در جنگل زندگی می کنیم؟"

وینا ملک، هنرپیشه پاکستانی

او می گوید: "من از ایده گرفتن عکسهای جسورانه خوشم آمد، اما عکس برهنه نگرفتم. برای همین است که امروز اینجا هستم، زیرا می خواهم حقیقت را اثبات کنم. من اجازه نمی دهم کسی بیکینی یا شلوار یا روسری ام را حذف کند. اگر بخواهم، خودم برمی دارم و اگر بردارم، انکارش نمی کنم"

کبیر شرما به بی بی سی گفت: "ایده نوشتن آی اس آی روی بازوی وینا ملک ایده من بود و وینا خودش پیشنهاد داد که آن را با حروف درشت بنویسیم. ما قصد شوخی داشتیم چون در هند هر وقت چیزی خراب می شود، می گوییم که کار، کار آی اس آی است"

در ماه های اخیر بدلیل متهم شدن دستگاه اطلاعاتی پاکستان از سوی آمریکا به حمایت از طالبان، آی اس آی بارها و بارها خبرساز شده است

در سپتامبر، دریاسالار مایک مولن، عالی رتبه ترین مقام نظامی ایالات متحده، اعلام کرد که شبکه حقانی، بازوی سازمان اطلاعاتی پاکستان است.بی بی سی

پاکستان اتهام حمایت از پیکارجویان را قویا رد کرده است

در حالت مهاجرت هم استعداد های افغان می درخشد

بتاریخ ۳۱ ماه اکتوبر جشنواره هنری ( فیستوال ) در پوهنتون اقتصاد و حقوق شهر ماسکو بر گزار گردید  در این مسابقات به تعداد ۵۰ تن جوانان با استعداد  از شهر های

مختلف روسیه اشتراک ورزیده بودند 

جوانان با استعداد کشور ما هریک رزما صدیقی محصل پوهنتون اقتصاد وحقوق  ،اجمل فراهی و اقبال محصلین انسیتوت دوستی خلقها با اجرای  اتن ملی توانستند تا مقام اول را در فیستوال بدست آرند و  کپ افتخاری  این فیستیوال به رزما صدیقی  اهدا گردید 

  خبرنگار نشریه نادیه انجمن گزارش میدهد که رزما صدیقی در سال گذشته نیز در

کنفرانس علمی بین المللی در مورد افغانستان که در شهر بیلا روسیه تدویر  یافته بود

باګرفتن یک مدال و تقدیر نامه مورد تقدیر قرار  ګرفتند . به امید موفقیت های بعدی شان می باشیم 

     مریم ګزارشګر نادیه انجمن 

دختر شایسته سال تاکید نموده در آینده می خواهد با سازمان های غیردولتی بویژه کودکان همکاری کند

 

 

دختر شایسته سال 2011 ایویان سارکوس از ونزوئلا

دوشنبه 11 ذو الحجة 1432هـ - 07 نوامبر 2011م  GMT - KSA

ایویان سارکوس دختر شایسته ونزوئلا به عنوان زیباترین دختر سال 2011 معرفی شد

 ایویان در رقابت نهایی که شب گذشته در لندن برگزارشد با 7 دختر شایسته دیگر رقابت کرد و سرانجام به عنوان دختر شایسته سال شناخته شد.

 در این مسابقه 122 دختر شایسته به رقابت پرداختند و این دختر زیبا که کارمند یک شبکه تلویزیونی است مقام برتر را کسب کرد.

 پس از او جویندولین روایس از فیلیپین و لاماندا پرس از پورتوریکا در رده های دوم و سوم قرار گرفتند.

 بر اساس گزارش روزنامه " الیوم السابع " چاپ مصر برنامه انتخاب دختر شایسته سال در 150 کشور به شکل زنده پخش شد و یک میلیارد بیننده برنامه را مشاهده کردند.

سایت دختر شایسته به نقل از خانم سارکوس اعلام کرد دختر شایسته سال تاکید کرده است در آینده می خواهد با سازمان های غیردولتی ویژه کودکان همکاری کند.

سایت آوای زنان 

یک فقیر تهیدست هندی برندۀ بیش از یک میلیون دالر امریکایی شد

یک مأمور تهیدست و فقیر حکومتی از شرق هند، نخستین برندۀ جایزۀ هنگفت پنجاه میلیون روپیه در یک برنامۀ تلویزیونی در ممبئی گردید

سوشیل کمار بیست و شش ساله در برنامۀ مشهور تلویزیونی به نام "Kaun Banega Krorpatti” یا کی میخواهد میلیونر شود، اشتراک ورزیده و توانست با پاسخ دادن به همه سؤالات مطرح شده پاسخ دقیق ارائه نماید. جایزه یی که وی نصیب گردیده، به بیش از یک میلیون دالر میرسد

امیتابهـ بچن ستارۀ معروف سینمای هند که گردانندگی برنامه را به عهده داشت، با نخستین برندۀ جایزۀ پنجاه میلیون روپیه در پیشگاه خبرنگاران ظاهر شده و چنین گفت

«وی در خانه یک پایه تلویزیون هم نداشت و برنامۀ "کی میخواهد میلیونر شود" را در تلویزیون همسایۀ شان تماشا میکرد. از آنجا، دانایی و تعلیم وی شعله ور گردیده و امروز بزرگترین انعام این بازی را که پنجاه میلیون روپیه میگردد، از آن خود نمود»

این برنامه قبلاً ثبت گردیده و قرار است هفتۀ آینده در تلویزیون به نمایش گذاشته شود

جامعه بشرى، تولد هفت میلیاردمین عضو خود را جشن گرفت  ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱

با تولد "ستاره صبح" در میان ساز و آواز فیلیپینی ها جامعه بشری، تولد هفت میلیاردمین عضو خود را جشن گرفت/ در واپسین روز اکتبر و با فرا رسیدن اولین ثانیه از بامداد امروز ۳۱/۱۰/۲۰۱۱ در فیلیپین دختری به دنیا آمد که سازمان ملل متحد به نماینده گی از جامعه بشری، رسماً او را هفت میلیاردمین عضو خود بر روی کره زمین اعلام کرد. کارکنان محلی سازمان ملل در فیلیپین با گل و شیرینی به دیدار مادر این طفل رفتند و فیلیپینی ها با ساز و رقص و آواز در سالن و اطراف بیمارستان، برای استقبال از "نو رسیده" سنگ تمام گذاشتند. به اعتقاد خیلی از افراد بشر، عدد ۷ شگونها دارد

بی بی سی  

روز اول اکتبر روز بین المللی سالخورده گان

در چنین روزی بلافاصله چند رویداد  بین المللی  به وقوع پیوسته است.  اول اکتبر  روز بین المللی  سالخوردگان برگزار می شود.  این روز از سال 1991 میلادی برگزار می شود.  در 45-مین  جلسه  مجمع عمومی سازمان ملل متحد،  این جشن به عنوان « روز بین المللی  سالخوردگان» به تصویب رسید.  در این روز، کنفرانس ها و کنگره هایی برگزار می شوند که توسط  انجمن های اجتماعی در  دفاع از حقوق و نقش سالخوردگان در جامعه مربوط می شود.  همچنین  اقدامات خیریه گوناگونی در چنین روزی  سازماندهی می شوند

 در چنین روزی، روز « لبخند» برگزار می شود. وجود این جشن را ما مدیون  هاروی بل هستیم.  در سال 1963 میلادی  نماینده  یکی از کمپانی های  بیمه به این نقاش مراجعه کرد تا او  فکر یک  سمبل  بیادماندنی برای شرکت آنها را بکند.  به عبارت دیگر چیزی که کارت ویزیت شرکت بیمه آنها باشد.  نقاش بلافاصله  طرح خود به نام « اسمایلیک» (لبخند) را به سفارش دهنده پیشنهاد کرد.  او فقط 50 دلار در ازای این طرح دریافت کرد. شرکت بیمه مدال هایی با این لبخند درست کرد و از تمام کارمندان خود خواست که آنها را روی لباسشان سنجاق کنند.  موفقیت این طرح آنقدر زیاد بود که پس از چند ماه  این صورت خندان زرد رنگ  روی کارتهای ویزیت و مدال های کمپانی، قوطی سیگار و کلاً همه جا ظاهر شد

اول اکتبر سال 908 میلادی  هنری فورد، مدل جدید  اتومبیل خود «  فورد لیزی» و یا « مدل «ت» را معرفی کرد.  این اتومبیل به خاطر قیمت ارزانش  ( 850 دلار)، مقاومت و  باصرفه بودن، محبوب ترین اتومبیل  ربع اول قرن بیستم شد.  اولین اتومبیل در کارخانه فورد در دترویت  سه روز قبل از آن  مونتاژ شده بود.  تا سال 1927  میلادی 15 میلیون  اتومبیل این مارک وارد بازار شد

دیگر اینکه در چنین روزی  در سال 1931 میلادی  در اتحاد شوروی  پخش منظم برنامه های تلویزیونی شروع شد. در کارخانه تراکتورسازی خارکوف  به نام  سرگو اورجانیکیدزه  اولین تراکتور  ساخته شد